X
تبلیغات
خرید کارت شارژ با 10 درصد تخفیف

روایاتی که قیام و اقدام به تشکیل حکومت را در زمان غیبت حضرت حجة بن الحسن عجل الله فرجه نهی می کند، از جمله موضوعات دينى مورد اختلاف است که دستاويزى براى مخالفان حكومت اسلامى شده است. البته اين موضوع از ابعاد مختلف بايد مورد بررسى و ارزيابى قرار گيرد، چنان كه مرجع عالى‏قدر امام خمينى ـ اعلَى اللّه‏ مقامه ـ در باب ضرورت تشكيل حكومت اسلامى و اجراى احكام الهى در عصر غيبت بحثى مستوفى در كتاب ولايت فقيه كرده‏اند. 

امّا نويسنده كه به مناسبت نيمه شعبان 1424 اين مختصر را تقديم مى‏كند، تنها از منظر روايات به آن مى‏پردازد و اخبارى كه در مجامع حديثى آمده مطمح نظر قرار داده، به ارائه و نقد آنها اقدام مى‏كند. 

مرجع عمده نويسنده، كتاب شريف «وسائل الشيعة» است كه در باب سيزدهم از ابواب «جهادُ العدوّ و ما يناسبه» هفده روايت تحت عنوان «بابُ حكم الخروج بالسيف قبل قيام القائم عليه‏السلام » ذكر كرده. همچنين در مستدرك الوسائل، باب دوازدهم، چهارده حديث ذيل همين عنوان نقل شده است. اين روايات معمولاً مستمسك بعضى براى اعتقاد به سكوت و سكون در برابر طاغوتها و مظالم حكّام جور، و عدم جواز قيام و اقدام براى اقامه عدل و استقرار حكومت دينى در حد وظيفه، پيش از ظهور حضرت مهدى (عج) است. از اين ‏رو مناسب است كه اين گونه روايات ـ به ترتيبى كه در «وسائل الشيعة» آمده ـ مورد بررسى قرار گيرد، و در پايان مقال، مطالب مستفاد از آنها جمع‏بندى و عرضه شود. 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اشاره:
به اعتقاد شيعيان، پيش از برپايي قيامت كبرا و هم‏زمان با ظهور امام مهدي‏(ع)، گروهي از مؤمنان و پرهيزكاران پاك سرشت و جمعي از كافران و منافقان زشت طينت، پس از مرگ، زنده مي‏شوند و بار ديگر به دنيا باز مي‏گردند تا سرانجام اعمال نيك و بد خود را دريابند و حاكميت نهايي دولت حق را مشاهده كنند. در آموزه‏هاي شيعي از اين رويداد با عنوان «رَجْعَت» ياد مي‏شود.

از آنجا كه اين رويداد بزرگ از رويدادهاي مرتبط با ظهور امام مهدي‌(ع) و استقرار دولت مهدوي است، در اين مقاله به اختصار به بررسي معنا و مفهوم و ويژگي‏هاي رجعت، دلايل و مستندات آن و جايگاه اين موضوع در قرآن و روايات مي‏پردازيم.
 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

چكيده:
تحولات روز افزوني كه در زمينه پيشرفت علوم و فنون در قرن اخير و ورود به هزاره سوم پديد آمده است باعث تفكرات فلسفي و سياسي و اجتماعي در بين جوامع شده است باورهاي ديني مردم را دچار شك و ترديد نموده و از نظر شيعيان اين مسأله مطرح است كه وظايف ما در زمان غيبت حضرت امام زمان چيست؟ به طور كلي شيعه عصر غيبت از نظر هويت تاريخي و عقايد احكام فرعي و وحدت كلمه و محاسن اخلاقي و حقيقت طلبي و انجام وظايف شرعي و ديني چه وظايف مهمي را بايد به عهده داشته باشد؟ در اين مقاله سعي شده است به عمده‌ترين اين وظايف اشاره گردد.
 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ادیان و فرقه های نوظهور از جمله ویژگی های عصر غیبت و دوران معاصر برشمرده شده است که دور افتادن از تزریق معارف ناب دینی و مهدوی به جامعه و نیز عدم شناخت این آیین های نوظهور، باعث ترویج این گونه اعتقادات انحرافی در بخش وسیعی از جامعه شده است. از این رو، بر آنیم تا با نشر، بازنشر و گردآوری پاره ای از مقالات در توضیح این ادیان و آیین های جدید، محققان و پژوهشگران و علاقه مندان را در شناخت بهتر اوضاع جامعه و افکار نوپدید یاری دهیم.

شناسنامه‌
نام‌: شهود يهوه‌ (Jehovah's Witnesses)
پايه‌گذار: چارلز تيز راسل‌ (Charles Taze Russell)
سال‌ پايه‌گذاري‌: در سال‌ 1869 به‌دنبال‌ برگزاري‌ جلسات‌ مطالعه‌ و تدريس‌ كتاب‌ مقدس‌ توسط‌ راسل‌ جمعيتي‌ شكل‌ گرفت‌ كه‌ بعدها "شهود يهوه‌" نام‌ گرفت‌. اين‌ نام‌ كه‌ برگرفته‌ از آيات‌10 تا 12 باب‌ 43 كتاب‌ اشعيا از مجموعه‌ كتابهاي‌ عهد عتيق‌ است‌، تا پيش‌ از سال‌ 1931 مطرح‌ نشده‌ بود.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

بي‌ترديد، جامعة منتظر، هم‌چون هر جامعة ديگري، دشمناني دارد که منافع آن را هدف گرفته‌اند و کيان آن را تهديد مي‌کنند. جامعه منتظر نيز، طبيعتاً به دنبال منافع خويش است که در تصرف دشمنان قرار دارد. علاوه بر‌اين، جامعة منتظــر و دولتي که در آن، با محوريــت ارزش‌هاي انتظار شکل گرفته، جامعه و دولــتي ايدئولوژيک است که به دنبال اهداف خاص عقيدتي خويش در همة پهنة کرة خاکي بوده و برنامة ويژه‌اي را براي کل جهان بشري دنبال مي‌کند. اين امور، باعث پيدايش اصطکاک در روابط ميان جامعه و دولت منتظر از يک سو و جوامع ديگر از طرف ديگر شده و احياناً جنگ‌هايي را به وجود مي‌آورد. بحثي که در اين جا مطرح و اين پژوهش به دنبال يافتن پاسخ آن است، تعيين محــدودة اختيـــارات دولت منتظر در جنگ و صلح است؛ به اين معنا که دولت منتظر بر اساس چه معيارها و ملاک‌هايي به جنگ يا صلح اقدام مي‌کند‌؟ و آيا اساساً دولت منتظر مي‌تواند شروع کننده جنگ باشد؟

دولت منتظر
منظور از دولت منتظر در پژوهش حاضر، مجموعة حاكميت حاكم بر جامعة منتظر است كه اختيار جنگ و صلح را با ساز و كارهاي قانوني خاصي در اختيار دارد. هم چنين حاكميتي است كه در جامعة منتظر شكل گرفته و به نوعي تحت تأثـــير انديــشه مهدويت و آموزه‌هاي انتظار مي‌باشد. دولتي كه خود را متعهد و پاي‌بند به ارزش‌هاي انتظار و ترويج آنها مي‌داند نيز، دولت منتظر خوانده مي‌شود. يكي از اصلي‌ترين اشكال دولت و حكومت منتظر، حكومت ولايت فقيه است.

ولايت فقيه و جنگ و صلح
محدوده اختيارات ولي فقيه در جنگ و صلح در دو حوزه دفاع و جهاد ابتدايي قابل بحث و بررسي است.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ادیان و فرقه های نوظهور از جمله ویژگی های عصر غیبت و دوران معاصر برشمرده شده است که دور افتادن از تزریق معارف ناب دینی و مهدوی به جامعه و نیز عدم شناخت این آیین های نوظهور، باعث ترویج این گونه اعتقادات انحرافی در بخش وسیعی از جامعه شده است. از این رو، بر آنیم تا با نشر، بازنشر و گردآوری پاره ای از مقالات در توضیح این ادیان و آیین های جدید، محققان و پژوهشگران و علاقه مندان را در شناخت بهتر اوضاع جامعه و افکار نوپدید یاری دهیم.
 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، كشور ايران در تصور غربيها پايگاهى حياتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى آمد و از ديدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصيل به شمار مى رفت كه «شاه» سر سپرده غرب و هم پيمان اسرائيل بر آن حكومت مى كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليه السلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشه دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مى خوريم و آنها را بررسى مى كنيم، به يكديگر مى گوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مى نمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيله ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى تواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مى باشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.

اين طرز فكر رايج بين ما بود، كه امت اسلامى در حالتى جاهلانه، فرمانبردار سلطه كفر جهانى و نوكران اوست، در بين ملتها هيچ يك بر ديگرى برترى ندارد و چه بسا همين ايرانيان مورد بحث، بدتر از ساير ملتها بوده اند، به دليل اينكه آنان طرفداران تمدنى كفر آميز و برترى جوييهاى ملى و نژادى بوده اند كه سر سپردگانى چون شاه و اربابان غربى اش براى ايجاد چنين تز و طرز فكرى و تربيت مردم ايران، بر همين روش پافشارى مى كردند.

... تا اينكه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، مسلمانان را در سطح جهان غافلگير كرد و قلبهاى غمگين آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرنهاى گذشته بى سابقه بود، بلكه بالاتر، آنان تصور چنين پيروزى را نداشتند. اين سرور و خوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در بر گرفت، از جمله مظاهر خوشحالى مردم، اين بود كه همه جا صحبت از فضل و برترى ايرانيان و طرفداران سلمان فارسى بود، بطور مثال، يكى از صدها عنوانى كه در غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عنوان و تيتر مجله تونسى «شناخت » بود كه در آن آمده بود: «پيامبر، صلى الله عليه وآله، ايرانيان را جهت رهبرى امت اسلامى برمى گزيند» اين نوشته ها، خاطرات ما را درباره ايرانيان تجديد كرد و دريافتيم رواياتى كه از پيامبر، صلى الله عليه وآله، درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاريخ گذشته آنها نبوده، بلكه ارتباط به آينده نيز دارد...

ما با مراجعه به منابع و تفسير و بررسى روايات مربوط به ايرانيان، به اين نتيجه رسيديم كه اين روايات و اخبار بيش از آنكه مربوط به گذشته باشد، مربوط به آينده است و جالب اينكه اينگونه روايات در منابع حديث اهل سنت بيشتر از شيعه وجود دارد.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

انقلاب ما «انفجاري عظيم» (1)، «اعجاز بزرگ قرن» (2)، «مائد بزرگ آسماني» (3)، «نصرت اعجازآميز اسلام بر کفر» (4)، «تحف خداي تبارک و تعالي از عالم بالا» (5) و «جرقه و بارقه الهي» (6) است.

انقلاب ما «اسلامي» (7)، «شکوهمند» (8)، «بزرگ» (9)، «بي‌نظير» (10)، «نمونه» (11)، «منحصر به فرد» (12)، «متکي به معنويات و خدا» (13)، «بدون اتکا به شرق و غرب» (14)، «الگويي براي ملت‌هاي دربند» (15)و «در اوج قله عزت و شرافت، مشعل‌دار هدايت نسل‌هاي تشنه» (16) است.

انقلاب ما «انقلاب زاغه‌نشينان و حاشيه‌نشينان و محرومان» (17)، «جوشنده از متن ملت» (18)، «برخاسته از فطرت مردم» (19)، «بهترين و بزرگ‌ترين انقلاب‌ها» (20)، «با کم‌ترين ضايعه و بزرگ‌ترين دست‌آورد» (21) و «ضربه‌اي بر پيکر جهان‌خواران بين‌المللي» (22) است.

انقلاب ما «معجزه بزرگ و مصداقي از نصرت الهي» (23)، «استثنايي» (24)، «مترقي‌ترين» (25)، «شكننده حريم روغين قدرت‌ها و قلدرها» (26)، «عامل خودباروي» (27)، «و شخصيت و عزت ملت ايران» (28)، «منشاء تحول عظيم در دنيا» (29) و «زنده كننده دنياي اسلام» (30) است.

انقلاب ما «چشم اميد ميليون‌ها مسلمان و غيرمسلمان» (31)، «آغازگر حاكميت ارزش‌هاي معنوي» (32)، «باعث افتخار مسلمانان» (33)، «با خدمات غير قابل احصا» (34) و «عامل هويت ما» (35)ست.

انقلاب ما «متكي به اعتقاد ديني و ايمان اسلامي» (36)، «توجه‌دهنده دل‌هاي مردم به خدا» (37)، «محصول قرن‌ها تلاش مخلصانه علماي شيعي و حضورشان در صحنه‌هاي حساس» (38) و «دست‌آورد خون شهيدان» (39) است.
 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

عالمان، مرزبانان كيان عقيدتى امّت و حافظان گوهر انسانی در برابر شبهات و شهوات‏اند و راز و رمز عظمت آنان از منظر دين و در نگاه مردم، در همين نكته نهفته است.

تكريم «عالم» ارج نهادن به انسانيت و احترام به حقيقت است و ارج و اوج هر فرهنگ و مكتبى، وامدار عظمت و عمق فكرى و صميميت و صداقت عالمان آن است. تلاش همه فرهيختگان در اعتلاى فرهنگ بشرى، ممدوح و مقبول است.

در اين ميان مكتب اسلام و تاريخ مسلمین، با برخوردارى و حفظ گوهر دين و مصون ماندن از تحريف، به مدد الهى و به جدّ و جهد امامان و عالمان دينى، و نيز دعوت قرآن به تفكّر و خردورزى، شاهد نشو رشد متفكرّان سترگى بوده است. آنان با همّت دانش و بينش خود، معارف دينى را تحقيق و حقانيت آن را ثبات نموده‏اند.

نام ملاصدراى شيرازى در صدر اين عالمان بزرگ قرار دارد كه دين را عاقلانه و عارفانه شناخته و ترويج نمو و مبانى و مبادى آن را با برهان و بدون تكيه بر خيال و خرافه، استحكام بخشيد. وى فيلسوف ديندارى است كه دين را با خردورزى توأم نمود؛ نه اين كه متفكّر نماى بدون تعلّق دينى و يا دين‏دارى جاهلا باشد كه دين را مجموعه‏ى خرافى - احساسى عوام‏فريب بداند. حكمت متعاليه در كنار برهان، از اشراق و عرفان هم سود برد و تعلّق را با تعقّل در آميخت و تكيه محض و اعتماد بى‏چون و چرا بر پاى چوبين استدلال نداشت بودن معارف حقه دينى را با خرد سقاى و عرشى، هماهنگ و هم‏زيست كردن، هم خدمت به ساحت تفكّر بشرى و هم خدمت به حوزه‏ى تدين و جامعه دين‏باوران است. بر اين اسا تجليل از حكيم مقالّه مرحوم ملاصدرا، در هر دو حوزه و به هر دو انگيزه لازم است.

يكى از مسائل عقيدتى كه در منظومه فكرى شيعه، چون خورشيد تابناك مى‏درخشد و بالندگى، پايندگى، زندگى و طراوت شيعه مرهون آن است؛ اعتقاد به نظام «امام و مهدوّيت» است. عالمان بزرگى در تحقيق و تحكيم اين مهم، تلاش نموده‏اند كه از جمله آنان صدرالمتالهين شيرازى است. در اين نوشتار آراء و نظرات اين حكيم الهى در باب امامت به ويژه مهدوت بررسى شده و از انديشه‏ى و تلاش فكرى استفاده گشته است.
حكيم نامور شيعه در كتاب‏هاى گوناگون خود، مباحث »امامت و مهدويت« را طرح كرده كه با يك نظام خاص و داراى چينش منطقى، در اين نوشتار طرح و بررسى مى‏شود.

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

همه انسان‌ها امنیت را ركن اساسی زندگی بشر می‌دانند و برای تأمین آن، به صورت فردی و جمعی تلاش‌های فراوانی کرده‌اند. این واژه برگرفته از ریشه «امن»، به معنای آرامش، آسودگی و بی‌هراسی است. با گسترش مطالعات امنیتی و اهمیت نظریه‌پردازی در این حوزه، امنیت به یكی از مباحث كلیدی در سیاست داخلی و خارجی كشورها تبدیل گشته است.
 
مطالعات كلاسیك امنیت نشان می‌دهد كه در گذشته، جنبه نظامی آن مورد توجه بوده است؛ یعنی نبود جنگ و درگیری مسلحانه به منزله‌ امنیت و آسودگی مردم بود. اکنون حوزه‌ امنیت فراگیر گشته است و علاوه بر جنبه نظامی، جنبه‌هايی چون اقتصاد، فرهنگ، علم و قضاوت را دربرمی‌گیرد. نظریه‌پردازی‌های جدید، توجه جهان امروز را به این مقولات نشان می‌دهد. از جمله‌ آنها می‌توان به نظریه‌ كارل دویچ اشاره داشت كه اصطلاح «جماعت امنیتی» را برای آن به كار برده است. در این نظریه به مسائلی چون هویت، اعتقادات و معرفت‌های یك‌سانِ كشورها در تأمین امنیت، بسیار توجه شده است. هر یك از نظریه‌های امنیتی به یكی از ابعاد توجه ویژه نشان داده و تاكنون نظریه‌ای ارائه نشده است كه با در نظر گرفتن تمام جنبه‌های امنیتی بتواند در عرصه‌ عمل موفقیت بالایی را كسب كند.
 
بر اساس اعتقاد مسلمانان، دین اسلام، امنیت بشر را تنها در یکی از حوزه‌‌های اخلاق یا اقتصاد و مانند آن نمی‌بیند، بلكه مجموعه‌ای از مقولات امنیتی را در شكل‌گیری ساختار امنیتی موفق دخیل می‌داند. ضعف‌های حوزه‌ نظری یا عملی بشر، اجازه‌ موفقیت كامل در عرصه‌ ایجاد امنیت را نداده و تلاش آدمی در ایجاد ساختار امنیتی همواره با موفقیت قرین نبوده است.
 
ادعای اصلی این مقاله آن است كه حكومت جهانی حضرت مهدی(عج) این امتیاز بزرگ را دارد كه امنیت را در تمامی جنبه‌ها برقرار خواهد کرد.
 
مقاله‌ حاضر در چندین بخش تهیه شده است. در آغاز، مقدمه‌ای مشتمل بر چارچوب كلی بحث آمده و پس از مقدمه، به بررسی اجمالی مفهوم امنیت، ابعاد آن و سپس جایگاه امنیت در گفتمان اسلامی پرداخته‌ شده است.
 
بخش اصلی مقاله، دربرگیرنده مباحثی در ابعاد مختلف امنیتی است كه ادعای اصلی نویسنده را بررسی می‌کند. نویسنده در این قسمت، برای اثبات وجود امنیت در عرصه‌ حكومت مهدوی، در هر جنبه، به مهم‌ترین چالش‌های جهان كنونی اشاره کرده و با استناد به آیات و روایات، منتفی بودن معضلات كنونی جوامع بشری را در عصر حكومت صاحب‌الزمان(عج) نشان داده است. در اولین حوزه‌ امنیتی، به اقتصاد اشاره شده كه پس از افول جنبه نظامی امنیت، جایگاه مهمی یافته است. چالش‌های مهم اقتصادی امروز عبارتند از نابرابری‌های اقتصادی، كمبود منابع، غارت‌گری‌ها و انتقال منابع به دیگر حوزه‌های امنیتی که پی‌آمدی جز ناامنی اقتصادی نخواهند داشت. بررسی آیات و روایات نشان می‌دهد كه حكومت ولی‌عصر(عج)، از این ناامنی‌ها بری است.
 
براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

همة گروه‌هاي اسلامي بر اين قول متفق‌اند كه در آخرالزمان, مردي ظهور مي‌كند كه دنيا را پر از عدل و داد مي‌كند و دولت حق را برپا مي‌سازد, دولتي كه تمام جهان را فرا مي‌گيرد. اين ديدگاه به استناد آيات كريمة قرآن از جمله:‌105 سورة انبيا, 5 قصص, 32 و 33 توبه و ... است. اهل سنّت با شيعيان اتفاق نظر دارند بر اين‌كه مهدي از خلفاي دوازده‌گانه‌اي است كه رسول اكرم(ص) به آن‌ها در احاديث گوناگون بشارت داده است. از آن‌جا كه حقايق وحي و وجود رهبران الهي در بين بشر, منطبق با نيازهاي طبيعي و فطري است, چنين اعتقادي نيز ريشه در نهاد انسان دارد و پاسخي به نياز آرماني بشريت است. 

استاد شهيد مرتضي مطهري, در چند اثر ارزشمند خود به بررسي مسئله مهدويت و انتظار پرداخته‌اند. يكي از تعابير ارزشمند ايشان, در وصف جايگاه حضرت حجّت(ع) در زمين,‌ تعبير «صاحب» است. در كتاب گفتارهاي معنوي, ضمن بيان حديثي از رسول اكرم(ص) پيرامون امدادهاي الهي نسبت به بشريت به واسطة حضرت مهدي (ع), چنين نتيجه مي‌گيرند: 

خدا هرگز دنيا را بي‌صاحب نگذاشته است,‌ و بي صاحب هم نخواهد گذاشت.1
 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

1.مفهوم کلید عمومی یا Public Key:

یکی از بزرگترین مسائل در علم رمز نگاری پخش کلید است . برای روشن شدن این مفهوم فرض کنید شما در کرج زندگی میکنید و می خواهید اطلاعاتی را بصورت محرمانه برای دوست خود که در تهران زندگی می کند بفرستید اگر شما حقیقتاً بخواهید اطلاعات محرمانه بماند مجبورید تا با دوستتان بر سر یک سری کلید توافق کنید تا بدینوسیله بتوانید پیغام خودتان را رمزگذاری / رمزگشایی کنید ، اما ممکن است که شما میل نداشته باشید که همواره از کلیدی مشابه استفاده کنید چون در این صورت شما با دست خودتان کار را برای دستیابی دیگران به اسرارتان ساده کرده اید. چون با ثابت ماندن کلید برای مدت طولانی امنیت ارسال اطلاعات پایین می آید و احتمال شکسته شدن کلید بالا میرود.
تازه این مسئله هم وجود دارد که چگونه کلیدی را که می خواهید عملیات رمزگذاری و رمزنگاری را با آن انجام دهید به دست دوستتان برسانید. اگر کلید را به دوستتان میل بزنید ، خوب احتمال سرقت کلید در میانه راه وجود دارد . تازه در هنگام تعویض کلید هم مشکل دارید زیرا اگر کلید را با استفاده از کلید توافق شده قبلی رمزنگاری کنید و بفرستید و اگر کسی کد های قبلی شما را شکسته باشد در این صورت این شخص کلید های بعدی شما را در اختیار خواهد داشت و عملا تعویض کلید غیر ممکن می شود . اگر بخواهید کلید بعدی را بصورت دستی به شخص مقابل تحویل دهید این کار غیر اقتصادی است و حتی در بعضی از موارد ، مانند حضور در یک منطقه نظامی، غیر ممکن است.اگر هم این کار را بر عهده کسی بگذارید شما مجبورید که به این شخص اطمینان داشته باشید و به این وسیله امنیت اطلاعات خود را پایین آورده اید.

۱.۱.به رمز در آوردن یک طرفه(سیستم کلید عمومی):

حال این شرایط را در نظر بگیرید ، فرض کنید شما روش مخصوصی برای رمز نگاری در اختیار دارید که تقریبا یک طرفه است به این معنی که رمزگذاری اطلاعات ارسالی خیلی آسان ، ولی رمزگشایی آن خیلی سخت باشد. بنابر این هر کسی در هر کجای جهان ، می تواند پیغام خود را برای شما رمزگذاری کند اما تنها یک نفر قادر است تا این اطلاعات را رمزگشایی کند. چنین روشی هم اکنون موجود است و با نام های “برمز در آوردن یک طرفه ” یا ” برمز در آوردن دریچه ای ” نامیده می شود.
روش کار به این صورت است که برای هر اطلاعات محرمانه ای ، یک کلید رمزگذاری و کلید دیگری برای رمز گشایی وجود دارد . اگر کلید رمزگشایی را بدانید ، درست کردن کلید رمزگذاری برایتان ساده است ولی عکس این عمل تقربیا غیر ممکن است – یعنی رسیدن کلید رمزگشایی از طریق کلید رمزگذاری کاملا مشکل است.
حال برای ارتباط با دوستتان در تهران هر کدام از شما دریچه ای یک طرفه برای انتقال اطلاعات دارید. ابتدا شما یک کد رمزگشایی Da می سازید و سپس از آن کلید رمز گذاری Ea متناظرش را می سازید . دوست شما هم در تهران همین کار را می کند با این تفاوت که او کلید رمزگشایی Db و کلید رمزگذاری Eb مخصوص خودش را دارد. شما کلید رمزگذاری Ea (و نه کلید رمزگشایی Da ) را در اختیار دوستتان می گذارید و دوستتان هم Eb ( و نه Db ) خود را در اختیار شما قرار میدهد . بنابر این شما قادر خواهید بود پیغامتان را با استفاده از Eb رمزگذاری کنید و برای دوستان بفرستید در حالی که تنها کسی که قادر به رمزگشایی آن است تنها دوست شما در تهران است (چون فقط اوست که Db را در اختیار دارد) و بالعکس دوست شما در تهران می تواند همین کار را انجام دهد.
حال اگر شما بخواهید کلید خود را عوض کنید ، مسئله بزرگی پیش نمی آید و تنها کافی است جفت کلید جدید خود را بسازید و جایگزین جفت کلید قبلی تان بکنید.یعنی مجددا کلید رمزگذاری جدیدتان را بدون در نظر گرفتن امنیت مسیر و از هر طریقی برای دوستتان بفرستید.
اگر کلید رمزگذاری شما دزدیده شود کسی که کلید شما را دزدیده ، تنها می تواند پیغام ها را رمزگذاری کند ( که البته با روش های تشخیص هویت این قبیل پیغام ها از پیغام های اصلی شناسایی می شود) و او قادر نخواهد بود که پیغام های ارسال شده به شما را رمزگشایی کند.
در حقیقت می توان کلید های رمزگذاری که گاهی به آنها کلید عمومی هم گفته می شود عینا در مکانی شناخته شده برای عموم گذاشته شود و مطمئن بود که کلید های رمزگشایی شما (کلید خصوصی) سری باقی خواهد ماند . درست مانند این است که بخواهید به من یک پیغام خصوصی ارسال کنید ، بنابراین از کلید های عمومی من استفاده می کنید و من تنها کسی خواهم بود که می توانم آن را بخوانم.

کلید واژه ها :

رمزنگاری کلید عمومی کلید خصوص Encryption Cryptography
Public Key private key Trap-Door Ciphers

--------------

منبع : http://amath.blogfa.com

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

1- با عدد سه رقمي كه همه رقم هاي آن يكسان نيست، آغاز مي كنيم: abc
2- اين سه را وارون مي چينيم : cba
3- اين دو را از هم كم مي كنيم:

abc-cba|

4- رقم هاي عدد بدست آمده def را وارونه مي چينيم تا عدد fed بدست آيد.
5- fed را به def مي افزاييم و از آنجا هميشه عدد 1089 بدست مي آيد.
نمونه نخست:
(1) 836
(2) 638
(3) 198=|836-638|
(4)1089 =198+891
نمونه دوم:
(1) 536
(2) 635
(3)099 =|536-635|
(4) 1089=099+ 990
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

واژه ریاضیات ، به جای واژه یونانی (( ماته ماتیکه )) Mathematike گذاشته شده است که خود از (( ماته ما )) Mathema به معنای (( دانش )) و (( دانایی )) آمده است.اغلب ، واژه (( ریاضیات )) را ، برگرفته از واژه (( ریاضت )) دانسته اند ؛ چرا که (( ریاضت )) تنها به معنای (( پرهیزکاری بدنی )) نیست و (( در خود فرو رفتن )) و (( فهمیدن )) و (( رسیدن به رازها )) را هم می رساند. 

دیدگاه های دیگری هم وجود دارد. بسیاری از زبانشناسان، با بحث های زبان شناختی نتیجه می گیرند ، (( ماته ما )) همان واژه ایرانی (( مزدا )) است که همان معنای واژه یونانی را دارد : (( دانا )) و (( آگاه )).  دیدگاه سوم ، معتقد است که واژه (( ریاضی )) از واژه فارسی (( راز )) به معنای (( اندازه گرفتن )) آمده است. این واژه هنوز در واژه های (( تراز )) و (( ترازو )) با حفظ معنای خود باقی مانده است. در واژه (( ترازو )) ، (( ترا )) به معنای (( از این سو و آن سو )) ، (( راز )) به معنای (( اندازه گیری )) است . پسوند (( او )) در بسیاری جاها در زبان فارسی ، به معنای (( بسیار )) به کار رفته است. به این ترتیب ، (( ترازو )) یعنی : (( اندازه گیری و مقایسه بسیار )) . در ضمن ، واژه (( مر )) در زبان فارسی ( که در واژه های (( شمر )) و (( شمردن )) وجود دارد ) ، به معنای (( شمردن )) و (( محاسبه کردن )) است.بدین ترتیب ، اینان ، به جای واژه (( ریاضیات )) ، واژه (( رازومَر )) را پیشنهاد می کنند که درست به معنای (( اندازه گرفتن و شمردن )) است و اگر ریاضیات را (( دانش رابطه های کمیتی و شکل های فضایی )) بدانیم ، واژه (( رازومر )) می تواند انتخاب درستی باشد. 

اگر واژه (( ریاضیات )) را ( که نه در ترکیب زیباست و نه بروشنی معرف یکی از دانش هاست ) ، برگرفته از واژه (( ریاضت )) فرض کنیم ، می تواند اثری منفی در علاقه مندان به این دانش بگذارد؛ زیرا همگان (( ریاضت )) را به معنای (( سختی کشیدن )) ، (( در انزوا فرو رفتن )) و (( فشار بیش از اندازه به خود می دانند )) ، که با ماهیت دانش ریاضی سازگاری ندارد. این تعبیر ، شبیه تعبیری است که برخی بر واژه (( جبر )) می آورند و آن را به معنای (( زور و فشار )) می دانند ، در حالی که خوارزمی ، واژه (( جبر )) را به معنای (( جبران کردن )) گرفته است؛ چرا که به تعبیر خوارزمی و به زبان امروزی ، می توان عدد منفی را از یک طرف معادله ، به طرف دیگری برابری برد تا مقداری مثبت شود ( یعنی جبران شود ). در مصراع : “که جبر خاطر مسکین بلا بگرداند ” ، واژه (( جبر )) درست به همین معنای (( جبران کردن )) به کار رفته است. جدا از این بحث که (( ماته ما )) از (( مزدا )) گرفته شده است یا ریاضیات از واژه (( راز )) آمده است، به نظر می رسد ، اگر قرار باشد واژه ای فارسی به جای واژه (( ریاضیات )) انتخاب شود ، بهترین پیشنهاد ، همان واژه (( رازومَر ))باشد که هم زیباست و هم از نظر معنا ، با واژه (( ریاضیات )) سازگار است.

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

يکی از معمول ترين سوال هايی که مطرح ميشود اين است که: چه کسی صفر را کشف کرد ؟ البته برای جواب دادن به اين سوال به دنبال اين نيستيم که بگوييم شخص خاصی صفر را ابداع کرد و ديگران از آن زمان به بعد از آن استفاده ميکردند.

اولين نکته شايان ذکر در مورد عدد صفر اين است که اين عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسيار مهم تلقی می شود. يکی از کاربرد های عدد صفر اين است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) به کار می رود. بنابر اين در عددی مانند ۲۱۰۶ عدد صفر استفاده شده تا جايگاه اعداد در جدول مشخص شود که به طور قطع اين عدد با عدد ۲۱۶ کاملا متفاوت است. دومين کاربرد صفر اين است که خودش به عنوان عدد به کار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنيم.

هيچکدام از اين کاربرد ها تاريخچه پيدايش واضحی ندارند. در دوره اوليه تاريخ کاربرد اعداد بيشتر به طور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. به طور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، …به کار می بردند و در اين گونه مسايل هيچگاه به مساله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر يا اعداد منفی باشد.

بابلی ها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هيچ نمادی را برای جای خالی در جدول به کار نمی بردند. می توان گفت از اولين نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردند گيومه (") مثلا عدد ۶"۲۱ نمايش دهنده ۲۱۰۶ بود. البته بايد در نظر داشت که از علا‌‌ئم ديگری نيز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد وليکن هيچگاه اين علائم به عنوان آخرين رقم آورده نمی شدند بلکه هميشه بين دو عدد قرار می گرفتند. به طور مثال عدد "۲۱۶ را با اين گونه علامت گذاری نداريم. به اين ترتيب به اين مطلب پی می بريم که کاربرد اوليه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلا به عنوان يک عدد نبوده است.

البته يونانيان هم خود را از اولين کسانی می دانند که در جای خالی از صفر استفاده می کردند. اما يونانيان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابليان نداشتند. اساسا دستاورد های يونانيان در زمينه رياضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت ديگر نيازی نبوده است که رياضيدانان يونانی از اعداد نام ببرند؛ زيرا آنها اعداد را به عنوان طول خط مورد استفاده قرار ميدادند.

البته بعضی از رياضيدانان يونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در اين قسمت به اولين کاربرد علامتی اشاره می کنيم که امروزه آن را به اين دليل که ستاره شناسان يونانی برای اولين بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می ناميم. تعداد معدودی از ستاره شناسان اين علامت را به کار بردند و قبل از اين که سر انجام عدد صفر جای خود را به دست آورد، ديگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در رياضيات هند ظاهر شد.

هنديان کسانی بودند که پيشرفت چشمگيری از اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ايجاد کردند. هنديان نيز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.

اکنون اولين حضور صفر را به عنوان يک عدد مورد بررسی قرار می دهيم: اولين نکته ای که می توان به آن اشاره کرد اين است که صفر به هيچ وجه نشان دهنده يک عدد به طور معمول نمی باشد. از زمان های پيش اعداد به مجموعه ای از اشياء نسبت داده می شدند و در حقيقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ويژگی های مجموعه اشياء نتيجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامی که فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را به عنوان عدد در نظر بگيرد با اين مشکل مواجه می شود که اين عدد چگونه در عمليات محاسباتی جمع، تفريق، ضرب و تقسيم عمل ميکند. رياضيدانان هندی سعی بر آن داشتند تا به اين سوالات پاسخ دهند و در اين زمينه نيز تا حدودی موفق بوده اند.

اين نکته نيز قابل ذکر است که تمدن ماياها که در آمريکای مرکزی زندگی می کردند نيز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را به کار می بردند.

بعد ها نظريات رياضيدانان هندی علاوه بر غرب، به رياضيدانان اسلامی و عربی نيز انتقال يافت. فيوناچی، مهم ترين رابط بين دستگاه اعداد هندی و عربی و رياضيات اروپا می باشد.

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مسابقات و جوايز مهم در دنیای رياضيات

Abel : از جمله جوایز جدید در دنیای ریاضیات است که از طرف آکادمی علوم نروژ به مناسبت بزرگداشت تولد نیلز هنریک آبی (Niels Nenrik Abel 1802-1829) از سال 2003 به مناسبت دویست امین سالگرد تولد این ریاضی دان به محققین ریاضی اعطا می شود.



Cole : برای پاسداشت خدمات پروفسور فرانک نلسون کول (Frank Nelson Cole) از موسسین انجمن ریاضیات آمریکا، این انجمن دو جایزه در زمینه های جبر و تئوری اعداد به ریاضی دانان و محقیقن علم ریاضی اعطا می شود.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

همه چيز با چند تا فرض شروع می شود:

 

1-  تمام موجودات و به تعبیری ممکنات را با اعداد نشان دهیم. به عبارت دیگر، اعداد نمادی از ممکنات و موجودات باشند.آنها را با x نشان می دهیم.


2-   عدم و نیستی را با صفر نمادگذاری می کنیم.


3-   خدا را با بینهایت نمادگذاری می کنیم.


 

  حال کسرهای 0/0 ، ∞/∞ ، x/0 ،0/x  ، ∞/0 ، 0/∞ ، x/∞ و ∞/x را تعبیر کنید. مثلاً نسبت ما در مقابل خداوند مثل 0=∞/x است که صفر می شود. از منظر ایمان به خدا معنای روشنی دارد. موجودات در مقابل خداوند هیچ (صفر) هستند. بقیه را خودتان تعبیر کنید. فقط برای یادآوری برخی از دوستان، مقدار کسرها را می نویسم:

 

 


0=∞/x


∞=x/∞


=0∞/0


∞0=/∞

 

0/x=0


∞=x/0


مبهم=0/0


مبهم=∞/∞

 

 

 

   فکر کنم تعابیر روشن هستند[1]. فقط نسبت عدم با عدم و نسبت خدا با خودش است که مبهم است!. جالبه نه؟!


  در این مطلب هیچ چیز را ادعا نکرده ام و قصد هیچگونه سخن حکیمانه و مطلب مناقشه برانگیزی هم ندارم. این را هم مانند مطلب قبل می توانید بخشی از تخیلات و حتی رؤیاهای من بدانید که زمانی در آن سنین دلم و فکرم را مشغول کرده بود (هر چند رؤیاها هم می توانند حاوی حقیقتی باشند!).

  همیشه صفر و بینهایت به هم ربط دارند. خیلی وقتها به شوخی می گوییم که برای حل یک معادله می توان طرفین را در صفر ضرب کرد. این سخن وراء شوخی ساده اش حاوی نکتهء عمیق تری است. در حقیقت می توان نشان داد که اگر کسرهای 0/0 و ∞/∞، مبهم نبودند همه چیز با همه چیز مساوی می شد!![2] جالب نیست؟ می خواهید جالب تر شود؟ کافیست تعبیر ایمانی آنها را با این جملهء اخیر من بیامیزید تا ببینید به چه نتایجی می رسید. می توان این سخن را به خیلی جاهای دیگر کشاند ولی آنرا به تخیل و اندیشهء خودتان وا می گذارم.

 

--------------------------------------------------------

[1]  تنها کسری که نیاوردم مربوط به نسبت موجودات به هم است. اگر آنها را  x1  و x2 بنامیم. x2/x1 فقط نشان می دهد که نسبت آنها محدود و معین است که چندان مورد ویژه ای نیست.


 

[2]  مثلاً از  0=0   => <=   a×0=b×0     با تقسیم طرفین بر 0 ، هر a با هر b برابر می شد. البته این خاصیت در ذات تعریف صفر است و آن ابهام با این خاصیت که حاصلضرب هر چیز در صفر، صفر می شود همراه است.

 

 

 منبع: نقطه ی صفر

+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

 زمان و مکان، هردو فریب ذهن ما هستند. ماشین زمان، دور زدن این فریب ذهنی ست

شاگرد:
- به هیچ وجه باورم نمی شه که تا ساعاتی بعد، کوششهای شما برای سفر در زمان به نتیجه می رسه. واقعا که شاهکار بی نظیریه.
دانشمند:
- دقیقا همینطوره. خودت شاهد بودی که سالها روی این پروژه کار کردم. هرچند که بخاطر مخفی بودن اون، از خیلی کمکها محروم شدم. ولی به هرحال آنرا به انجام رساندم.
- با اینکه تنها کسی بودم که در جریان جزء به جزء کارهاتون قرار داشتم، ولی هنوز هم به لحاظ تئوریک نمی دونم اون رو درک کنم. کاری ندارم به اینکه ماشین زمان شما چطوری کار می کنه … (و لبخندی می زنه و ادامه می ده) هرچند که می دونم اگه ازتون بپرسم هم تا لحظۀ آزمایش، جوابی نمی گیرم. با اینحال هنوز هم دوست دارم پارادوکسهای سفر در زمان برام حل بشه.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

علوم نانو و فناوري نانو بيانگر رهگذري به سوي دنيايي جديد هستند. سفر به اعماق سرزمين اتمها و مولکولها نويد دهندة اثراث اجتماعي شگفت‌انگيزي است: در علوم بنيادين، در فناوريهاي نو، در طراحي مهندسي و توليدات، در پزشکي و سلامت و در آموزش.
پيش‌بيني‌هاي گسترده در حوزه کشفيات جديد، چالشها، درک مفاهيم، حتي هنوز فرم و محتواي موضوع، مه‌آلود و اسرارآميز است. اين مقاله مي‌کوشد تا چالشهاي دنياي رياضيات را در مواجهه با دنياي شگفت‌انگيز نانو بررسي کند. به عبارت ديگر، رياضيات در معماري پازل نانو چه نقشي خواهد داشت:
همگان بر اين نکته توافق دارند که پيشرفتهاي بزرگ، مستلزم تعامل ميان مهندسان، ژنتيست‌ها، شيميدانان، فيزيکدانان، داروسازان، رياضيدانان و علوم رايانه اي ها است. شکاف ميان علوم و فناوري، ميان آموزش و پژوهش، ميان دانشگاه و صنعت، ميان صنعت و بازار بر مجموعه تأثيرگذار خواهد بود. دلايل کافي مبتني بر فصل مشترک ميان نظامهاي کلاسيک و فرهنگ ها موجود است.
اين انقلاب علمي و فناورانه، منحصر به فرد است. اين بدين معني است که مي‌بايستي نه تنها در بعد علمي، که در ساير ابعاد، نيز زيرساختهاي بنيادين با حداکثر انعطاف پذيري در برابر تغييرات را پيش‌گويي و پيش‌بيني کنيم.
دانش رياضيات به عنوان خط مقدم جبهة علم مطرح است. ويژگي بديهي رياضيات در علوم نانو «محاسبات علمي» است. محاسبات علمي در فناوريي که به عنوان فناوري انقلابي مطرح شده است. محاسبات علمي در طول، تفسير آزمايشات، تهية پيش‌بيني در مقياس اتمي و مولکولي بر پاية تئوري کوانتومي و تئوريهاي اتمي است.
همانگونه که رياضيات زبان علم است، محاسبات، ابزاري عمومي علم و کاتاليزوري براي تعاملات عميق‌تر ميان رياضيات و علوم است. يک تيم محاسبات، دربارة مدلشان و اثر محاسباتشان و تطبيق‌پذيري آن با واقعيت، به بحث مي‌پردازند. «‌محاسبات» رابطي ميان آزمايش و تئوري است. يک تئوري و يک مدل رياضي، پيش نياز محاسبات است و يک آزمايش تنها اعتبار بخش هر نوع تئوري، مدل و محاسبات است.
مدلهاي رياضي، ستونهاي راهگشا به سوي بنياد علم و تئوريهاي پيش بين هستند. مدلها، رابطهايي بنيادين در پروسه‌هاي علمي هستند و اغلب اوقات در سيستم‌هاي آموزشي به فاز مدلسازي و محاسبات، تأکيد کافي نمي‌شود. يک مدل رياضي بر پاية فرمولاسيون معادلات و نامعادلات اصول بنيادين استوار است و مدل درگير با درک کامل پيچيدگيهاي مسأله نظير، جرم، اندازة حرکت و توازن انرژي است. در هر سيستم فيزيکي واقعي تقريب اجازه داده مي‌شود، تا مدل را در يک قالب قابل حل عرضه کنند. اکنون مي‌توان مدل را يا به صورت «تحليلي» و يا بصورت «عددي» حل کرد. در اين حالت مدلسازي رياضي يک پروسه پيچيده است،زيرا مي‌بايستي دقت و کارآيي را همزمان نشان دهد.
در علوم نانو و فناوري نانو، مدلسازي نقش محوري را بر عهده دارد، بويژه وقتي که بخواهيم عملکرد ماکروسکوپي مواد را از طريق طراحي در مقياس اتمي و مولکولي کنترل کنيم، آن هم در شرايطي که درجات آزادي زياد باشد. مدلسازي رياضي يک ضرورت در اين فضاي مه آلود است. تفسير داده‌هاي آزمايشگاهي يک ضروت حتمي است. همچنين براي هدايت، تفسير، بهينه سازي، توجيه رفتارهاي آزمايشگاهي، مدلسازي رياضي ضرورت مي‌يابد.
يک مدل مؤثر، راه رسيدن به توليدات جديد، درک جديد رفتارشناسي، را کوتاه مي‌کند و تصحيح گر هوشمندي است که از نتايج گذشته درس مي‌گيرد.
مدلسازي نه تنها ويژگي منحصر به فرد رياضيات است بلکه پلي بسوي فرهنگهاي مختلف علمي است.
تئوري در هر مرحله از توسعة علم، نقش محوري دارد، ارزيابي حساسيت مدل به شرايط پروسه‌هاي فيزيکي ، و حصول اطمينان از اينکه معادلات و الگوريتمهاي محاسباتي با شرايط کنترل آزمايشگاهي سازگارند، از چالشهاي مهم است. تئوري نهايتاً بسوي تعريف نتايج و درک فيزيکي سيستم، ميل خواهد کرد و اغلب اوقات رياضيات جديدي لازم نيست تا به منظور رسيدن به درک رفتار، ساخته شود.
عبور از تئوريهاي موجود ارزشمند است و اغلب نيز اتفاق مي‌افتد. زماني مدلها، مشابه سيستم‌هاي شناخته شده هستند که دقت رياضي بالايي را داشته باشند اما در جهان شگفت ‌انگيز نانو، مدلهاي مختلف و جديد، چالشهاي جدي را در دانش رياضيات پديد مي‌آورند. تئوريهاي جديد در مقياسهاي زماني غير قابل پيش‌گوئي اتفاق مي‌افتند و تئوريهاي قدرتمند در قالبهاي عميق شکل مي‌گيرند. ميان‌برهاي اساسي لازم است تا شبيه‌سازي صورت گيرد:
طراحي در مقياس اتمي و مولکولي، کنترل و بهينه سازي عملکرد مواد و ابزار آلات، و کارآيي شبيه‌سازي رفتار طبيعي، از مهمترين چالشها است. اين چالش‌ها نويد دهندة برهم کنشهاي کامل ميان حوزه‌هاي مختلف رياضي خواهد بود.
آثار اجتماعي اين چالش‌ها زياد و متنوع خواهد بود.
منافع حاصل از مشغوليت رياضيدانان فعال، توازن با چالشهاي اصلي در زمينه رشد زيرساختهاي رياضيات، تغييرات در ساختار آموزش رياضيات، از جمله آثار ورود رياضيات به دنياي شگفت انگيز نانو خواهد بود.
جامعه رياضي مي‌بايستي اصلاح شود: تئوريهاي بنيادين، رياضيات ميان رشته‌اي و رياضيات محاسباتي و آموزش رياضيات.
رياضيات چه حوزه‌هايي را در بر خواهد گرفت؟ الگوريتمهاي اصلي در حوزه‌هاي رياضيات کاربردي و محاسباتي، علوم کامپيوتر، فيزيک آماري، نقش مرکزي و ميان بر ساز را در حوزة نانو بر عهده خواهند داشت.
براي روشن شدن موضوع برخي از اثرات رياضيات را در فرهنگ نانو بررسي مي‌کنيم:

  • روشهاي انتگرال گيري سريع و چند قطبي سريع: اساسي و الزامي به منظور طراحي کدهاي مدار (White, Aluru, Senturia) و انتگرال گيري به روش Ewala در کد نويسي در حوزه‌هاي شيمي کوانتوم و شيمي مولکولي (Darden 1999)
  • روشهاي« تجزيه حوزه»، مورد استفاده در شبيه‌سازي گسترش فيلم تا رسيدن به وضوح نانوئي لايه‌هاي پيشرو مولکولي با مکانيک سيالات پيوسته در مقياسهاي ماکروسکوپيک (Hadjiconstantinou)
  • تسريع روشهاي شبيه سازي ديناميک مولکولي (Voter 1997)
  • روشهاي بهبود مش‌بندي تطبيق پذير: کليد روشهاي شبيه پيوسته که ترکيب کنندة مقياسهاي ماکروئي، مزوئي، اتمي ومدلهاي مکانيک کوانتوم از طريق يک ابزار محاسباتي است (Tadmor, Philips, Ortiz)
  • روشهاي پيگردي فصل مشترک: نظير روش نشاندن مرحله‌اي Sethian, Osher که در کدهاي قلم زني و رسوب‌گيري جهت طراحي شبه رساناها مؤثرند (Adalsteinsson, Sethian) و نيز در کدگذاري به منظور رشد هم بافت ها (Caflisch)
  • روشهاي حداقل کردن انرژي هم بسته با روشهاي بهينه سازي غير خطي (الماني کليدي براي کد کردن پروتيئن‌ها) (Pierce& Giles)
  • روشهاي کنترل (مؤثر در مدلسازي رشد لايه نازک‌ها (Caflisch))
  • روشهاي چند شبکه‌بندي که امروزه در محاسبات ساختار الکتروني و سيالات ماکرومولکولي چند مقياسي بکار گرفته شده است.
  • روشهاي ساختار الکتروني پيشرفته ، به منظور هدايت پژوهشها به سمت ابر مولکولها (Lee & Head – Gordon)

منبع:http://www.nano.ir


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ميدان مغناطيسى زمين همانند پوست پياز كره خاكى ما را در برگرفته است. توفان هاى خورشيدى آن را مورد حمله قرار داده و موجب بروز توفان هاى الكتريكى در آن مى گردند. اين توفان ها نيز متعاقباً بر روى سيستم هاى الكتريكى زمين اثر مى گذارد. اگر چه ميدان مغناطيسى زمين كره خاكى ما را از توفان هاى خورشيدى و تشعشعات فضايى حفظ مى كند اما متاسفانه اين ميدان مغناطيسى به تدريج در حال ضعيف ترشدن بوده و عواقب حاصل از آن مايه نگرانى كارشناسان امر است.

چندى پيش رسانه هاى گروهى از وقوع انفجارات شديد در خورشيد (در منظومه شمسى) خبر داده و متذكر شدند در اثر اين انفجارات، تشعشعات خطرناكى وارد جو زمين شده و ذرات الكتريكى باردار آن براى همگان مضر خواهد بود. در اين گزارش ها از قطع ارتباطات راديويى در سراسر جهان، از كار افتادن ماهواره ها و سيستم هاى برق رسانى سخن مى رفت. اين نگرانى ها همه بحق بودند. پس از انفجارهاى شديد خورشيدى كه 14 سال پيش صورت گرفتند ابرى از ذرات باردار پرانرژى ( اين ذرات باردار در زبان فيزيكدانان، پلاسما ناميده مى شود) با قدرتى 1700 بار بيشتر از روزهاى معمولى، به سوى سياره ما وزيدن گرفت. در آن زمان دانشمندان از اين بيم داشتند كه اگر توفان حاصل از اين ذرات پر انرژى به ميدان مغناطيسى زمين برسند، در ميدان مغناطيسى، شدت جريان الكتريكى آنچنان زياد خواهد بود كه تقريباً تمامى فيوزهاى سيستم هاى الكتريكى از كار خواهند افتاد. خوشبختانه اين فاجعه عظيم به وقوع نپيوست. تنها برخى از فركانس هاى راديويى دچار اشكال پخش شدند و كار بعضى از ماهواره ها به صورت موقت و از روى احتياط متوقف شد.

كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه ميدان مغناطيسى زمين، سپر دفاعى نامريى ما در برابر توفان هاى خورشيدى و تشعشعات فضايى بوده است. با اين وجود نقش پروتون ها و ذرات آلفا در اين تشعشعات و همچنين نقش ميدان مغناطيسى زمين هنوز هم معماهاى بسيارى را در خود نهفته دارند.

اما اصولاً چرا كره زمين از دو قطب مغناطيسى برخوردار است؟ چه چيزى باعث مى شود كه زمين همانند يك ميله مغناطيسى عظيم، آن طور كه همه ما آ ن را از كلاس هاى درس فيزيك مى شناسيم، عمل كند؟ چرا عقربه يك قطب نما هميشه جهت شمال و جنوب مغناطيسى را بر روى زمين نشان مى دهد؟ (اين مسئله هزاران سال پيش توسط چينى ها كشف شد.)

شايد بد نباشد توضيح دهيم كه حتى تا قرن شانزدهم ميلادى هم بسيارى از مردم معتقد بودند كه يك كوه عظيم مغناطيسى در شمال زمين وجود دارد.

متخصصان رشته هاى فيزيك و زمين شناسى تنها چند دهه پيش بود كه تئورى ديگرى را ارائه كردند و اين تئورى تازه، چهار سال پيش در انستيتوى تحقيقاتى شهر كارلسروهه مورد تائيد قرار گرفت. طبق اين تئورى تقريباً 95 درصد از ميدان مغناطيسى زمين از طريق يك ماشين دينام يا در حقيقت ژنراتورى كه با كمك اثر مغناطيسى، انرژى الكتريكى توليد مى كند، در ماده مذاب قشر بيرونى هسته زمين كه كلاً از آهن تشكيل شده است توليد مى شود. در اين قشر، جريان هايى به وجود مى آيند كه بر اثر چرخش كره زمين شكلى مارپيچ به خود مى گيرند. آزمايش هاى انجام گرفته نشانگر آنند كه اين جريان هاى مارپيچ، واقعاً يك ميدان مغناطيسى را به وجود مى آورند. ميدان مغناطيسى درونى زمين بر جريان هاى الكتريكى خارجى در يونوسفر جو زمين اثر گذاشته و به اين ترتيب در برابر توفان هاى خورشيدى و تشعشعات زيان آور ذرات الكتريكى نقش حفاظ را بازى مى كند.

البته اين ميدان مغناطيسى همانند ميدان مغناطيسى زمين كه دائماً ضعيف تر مى شود، از يك ثبات دائمى برخوردار نيست. علاوه براين، بررسى سنگ هاى كره زمين نشان مى دهد كه پس از بروز يك چنين ضعفى در ميدان مغناطيسى زمين، تقريباً هر 750 هزار سال يك بار، محل قطب هاى شمال و جنوب مغناطيسى تغيير مى كند. اما براساس محاسبات كنونى اين تغيير محل قطب هاى مغناطيسى زمين حدوداً 500 سال ديگر انجام خواهد گرفت. اينكه علت اين پديده چيست و آيا به اين خاطر، آن طور كه برخى از محققان معتقدند، آب وهواى كره زمين تغيير خواهد كرد يا اينكه اصولاً بقاى حيات بر روى كره خاكى ما با خطر مواجه مى شود، هنوز مشخص نيست.

منبع :www.sharghnewspaper.com



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مادون در لغت به معناي زير دست و قرمز به معناي هر چه به رنگ خون باشد، است. پس ميتوان گفت كه مادون قرمز اشعه بسيار ريز و قرمز رنگ است.

اطلاعات اوليه

كشف هرسل اولن گام در ايجاد پديده‌اي كه ما آن را طيف الكترومغناطيسي ميناميم. نور مرئي و پرتوهاي مادون قرمز دو نمونه اشكال فراواني از انرژي هستند كه توسط تمام اجسام موجود در زمين و اجرام آسماني تابانده ميشوند. مادون قرمز در طيف الكترومغناطيسي داراي محدوده طول موجي بين 0.78 تا 1000 ميكرو متر است. تنها با مطالعه اين تشعشعات است كه ميتوانيم اجرام آسماني را تشخيص و تميز دهيم و تصويري كامل از چگونگي ايجاد جهان و تغييرات آن بدست آوريم. در سال 1800 سر ويليام هرشل يك نمونه نامرئي از تشعشعات را كشف كرد كه اين نمونه دقيقا زير بخش قرمز طيف مرئي قرار داشت. او اين شكل از تشعشعات را مادون قرمز ناميد.

سير تحولي و رشد

Greathouse و همكارانش طي مطالعه‌اي تاثير ليزر مادون قرمز را به انتقال عصبي ، عصب راديال بررسي كردند. زمان تاخير ، دامنه پتانسيل عمل و دما ، متغيرهاي مورد آزمايش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همكارانش اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر زمان تاخير شاخه حسي عصب راديال در دو گروه ليزر و پلاسبو بررسي نمودند و مشاهده كردند كه در گروه ليزر ، افزايش معني دارا در زمان تاخير حسي پس از بكارگيري ليزر ايجاد گرديده است.

Bas Ford و همكارانش طي مطالعه‌اي اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر شاخه حسي اعصاب راديال و مدين بررسي كردند. هيچ اختلاف معني داري در دامنه پتانسيل عمل ، زمان تاخير و دما ساعد بعد از بكارگيري ليزر مشاهده نشد.Baxter و همكارانش افزايش معني دار در زمان تاخير عصب مدين بعد از بكارگيري ليزر گرارش كردند. Low و همكارانش كاهش دما را به دنبال تابش ليزر كم توان مادون قرمز ديدند.

نتايج اشعه مادون قرمز

گرمايي كه ما از خورشيد يا از يك محيط گرم احساس ميكنيم، همان تشعشعات مادون قرمز يا به عبارتي انرژي گرمايي است. حتي اجسامي ‌كه فكر ميكنيم خيلي سرد هستند، نيز از خود انرژي گرمايي منتشر ميسازند (يخ و بدن انسان). سنجش و ارزيابي انرژي مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومي ‌به علت اينكه بيشترين جذب را در اتمسفر زمين دارند مشكل است. بنابراين بيشتر ستاره شناسان براي مطالعه انتشار گرما از اين اجرام از تلسكوپهاي فضايي استفاده ميكنند.

مادون قرمز در نجوم

تلسكوپها و آشكارسازهايي كه توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار ميگيرند نيز از خودشان انرژي گرمايي منتشر ميسازند. بنابراين براي به حداقل رساندن اين تاثيرات نامطلوب و براي اينكه بتوان حتي تشعشعات ضعيف آسماني را هم آشكار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسكوپها و تجهيزات خود را به درجه حرارتي نزديك به 450?F ، يعني درجه حرارتي حدود صفر مطلق ، ميرسانند. مثلا در يك ناحيه پرستاره ، نقاطي كه توسط نور مرئي قابل رويت نيستند، با استفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبي نشان داده ميشود. همچنين مادون قرمز ميتواند چند كانون داغ و متراكم را همره با ابرهايي از گاز و غبار نشان دهد. اين كانونها شامل مناطق پرستاره‌اي هستند كه در واقع ميتوان آنها را محل تولد ستاره‌اي جديد دانست. با وجود اين ابرها ، رويت ستاره‌هاي جديد با استفاده از نور مرئي به سختي امكانپذير است.

اما انتشار گرما باعث آشكار شدن آنها در تصاوير مادون قرمز ميشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهاي بلند مادون قرمز ميتوانند به مطالعه توزيع غبار در مراكزي كه محل شكل گيري ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طول موجهاي كوتاه ميتوان شكافي در ميان گازها و غبارهاي تيره و تاريك ايجاد كرد تا بتوان نحوه شكل گيري ستاره‌هاي جديد را مورد مطالعه قرار داد. فضاي بين ستاره‌اي در كهكشان راه شيري ما نيز از توده‌هاي عظيم گاز و غبار تشكيل شده است. اين فضاهاي بين ستاره‌اي يا از انفجارهاي شديد نواخترها ناشي شده‌اند و يا از متلاشي شدن تدريجي لايه‌هاي خارجي ستاره‌هايي جديد از آن شكل ميگيرند. ابرهاي بين ستاره‌اي كه حاوي گاز و غبار هستند، در طول موجهاي بلند مادون قرمز خيلي بهتر آشكار ميشوند (100 برابر بيشتر از نور مرئي).

اخترشناسان براي ديدن ستاره‌هاي جديد كه توسط اين ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهاي كوتاه مادون قرمز براي نفوذ در ابرهاي تاريك استفاده ميكنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده از ماهوارهاي نجومي ‌مجهز به مادون قرمز صفحات ديسك مانندي از غبار را كشف كردند كه اطراف ستاره‌ها را احاطه كرده‌اند. اين صفحات احتمالا حاوي مواد خامي ‌هستند كه تشكيل دهنده منظومه‌هاي شمسي هستند. وجود آنها خود گوياي اين است كه سياره‌ها در حال گردش حول ستاره‌ها هستند.

مادون قرمز در پزشكي

اگر نگاه دقيق و علمي ‌به يك طيف الكترومغناطيسي بيندازيم، ميبينيم كه از يك طرف طيف تا سوي ديگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها بر اساس طول موج و فركانس‌هاي مختلف قرار دارند، از آن جمله ميتوان به تشعشعات گاما ، اشعه ايكس ، ماوراي بنفش ، نور مرئي ، مادون قرمز و امواج راديويي اشاره كرد. هر كدام از اين پرتوها و تشعشعات همگام با پيشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هايي را در زمينه‌هاي علمي ‌پديد آورده‌اند كه در اينجا علاوه بر كاربرد مادون قرمز در شاخه ستاره شناسي ، اشاره‌اي به كارآيي چشمگيري اين پرتو در رشته پزشكي خواهيم داشت.

كاربرد درماني مادون قرمز

بكار بردن گرما يكي از متداولترين روشهاي درمان فيزيكي است. از موارد استعمال درماني مادون قرمز موارد زير را ميتوان ذكر كرد.

تسكين درد

با وجود حرارت ملايم ، كاهش درد به احتمال زياد بواسطه اثر تسكيني بر روي پايانه‌هاي عصبي ، حسي ، سطحي است. همچنين به علت بالا رفتن جريان خون و متعاقب آن متفرق ساختن متابوليتها و مواد دردزاي تجمع در بافتها ، درد كاهش مييابد.

استراحت ماهيچه

تابش اين اشعه راه مناسبي براي درمان اسپاسم و دستيابي به استراحت عضلاني ميباشد.

افزايش خون رساني

در درمان زخمهاي سطحي و عفونتهاي پوستي ، براي اينكه فرآيند ترميم به خوبي انجام گيرد، بايد به مقدار كافي خون به ناحيه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نيز افزايش گردش خون سبب افزايش تعداد گلبولهاي سفيد و كمك به نابودي باكتريها ميكند. از اين پرتو ميتوان براي درمان مفصل آرتوريتي و ضايعات التهابي نيز استفاده كرد.

كاربرد تشخيصي مادون قرمز

از مهمترين كابردهاي تشخيصي آن ميتوان توموگرافي را نام برد. اصطلاح ترموگرافي به عمل ثبت و تفسير تغييراتي كه در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ ميدهد، اطلاق ميشود. تصوير حاصل از اين روش كه توموگرام ناميده ميشود، بخش الگوي حرارتي سطح بدن را نشان ميدهد. در توموگرافي ، آشكار ساز ، تشعشع حرارتي دريافت شده توسط دوربين را به يك سيگنال الكترونيكي تبديل ميكند و سپس آن را علاوه بر تقويت بيشتر ، پردازش ميكند تا اينكه يك صفحه كاتوديك مثل مونيتور تلويزيون آشكار شود.

تصاوير بدست آمده به صورت سايه‌هاي خاكستري رنگ ميباشند، بدين معني كه سطوح سردتر به صورت سايه‌هاي خاكستري روشن ديده ميشوند و در نوع رنگي آن نيز نواحي گرم ، رنگ قرمز و نواحي سرد ، رنگ روشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتيجه فرآيندهاي فيزيكي ، فيزيولوژيك طبيعي يا بيماري تغيير ميكند. از اين خاصيت تغيير گرمايي در عضوي خاص يا در سطح بدن براي آشكارسازي يك بيماري استفاده ميشود كه مهمترين آنها به قرار زير است.

- بيماري پستان : وسيع ترين جنبه كاربردي توموگرافي در آشكار سازي سرطانهاي پستاني است.

زيرا روشي كاملا مطمئن و بدون آزار است.

از پرتوهاي يونيزان استفاده نميشود.

روشي كاملا سريع ، راحت و ارزان است.

به دليل بي ضرر بودن از قابليت تكراري بسيار زيادي برخوردار است.

كاربرد ترموگرافي در مامائي

چون جفت از فعاليت بيولوژيكي زيادي برخوردار است. درجه حرارت حاصله در اين محل بطور قابل ملاحظه‌اي از بافتهاي اطراف بيشتر است. پس ميتوان از توموگرافي براي تعيين محل جفت استفاده كرد.

ضررهاي مادون قرمز

از طرف ديگر خطرهايي نيز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد كه ميتوان به سوختگي الكتريكي (در اثر اتصال بدن به مدارات الكتريكي دستگاه) سر درد ، توليد ضعيف در بيمار و آسيب به چشمها در اثر تابش مستقيم پرتو اشاره كرد.


منبع : دانشنامه رشد

 
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

یک قطعه خط آهن به طول هزار متر روی زمین قرار دارد و فقط در دو انتهای خود با پیچ به زمین محکم شده است. در یک روز گرم تابستان بواسطه ی انبساط ناشی از گرما، طول آن یک متر افزایش پیدا میکند و چون خط آهن جا ندارد که از دو انتها منبسط شود لاجرم "شکم" میکند و به صورت یک کمان در میاید.

                

 اگر فرض کنیم که این کمان بخشی از یک دایره باشد آیا فکر میکنید که نقطه ی وسط خط آهن آنقدر از زمین بلند میشود که یک موش صحرایی به بلندی ۱۵ سانتیمتر بتواند از زیر آن عبور کند؟ این را البته باید با محاسبه نشان دهید نه با حدس و گمان. اصلا" برای اینکه جلو حدس و گمان گرفته شود بیایید و معلوم کنید که نقطه ی وسط خط آهن حد اکثر چقدر از زمین فاصله میگیرد و بلند قامت ترین موجودی که میتواند از زیر آن عبور کند چه اندازه است؟

توضیح : اگر بتوانید این مسئله را حل کنید و جواب درست آنرا بدست آورید، از جواب خود بسیار شگفت زده خواهید شد. این مسئله یکی از مسائل قدیمی و کلاسیک ریاضی است که جواب آنرا نمیتوان منحصرا" با حدس و گمان تعیین کرد و یا حتی تخمین زد.

 



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در کنار شهری کوهی قرار داشت که بر بالای آن خانقاهی بود و پیرمردی جهاندیده و خردمند در آن زندگی میکرد که روزها را به مطالعه و تفکر میپرداخت. مردم شهر او را بابا کوهی مینامیدند و میگفتند که او جواب هر سوالی را میداند. حتی بعضی ها او را صاحب "کرامات" هم میدانستند، یعنی معتقد بودند که او از غیب هم خبر دارد!

 

روزی جوانی تیزهوش، گستاخ و جویای نام خواست او را آزمایش کند. به مردم گفت که من امروز به نزد او میروم و از او سوالی میکنم که او یا نتواند جواب دهد و یا اگر هم جواب دهد جوابش اشتباه باشد. مردم مشتاق شدند بدانند او چه سوالی از پیرمرد خواهد کرد به همین دلیل خواستند که با او همراه شوند.

 

جوان گنجشکی گرفت و در جیب خود پنهان کرد و با جمعی از مردم به پیش پیرمرد رفت. به پشت در خانقاه که رسید در زد. پیرمرد داشت در را باز میکرد که جوان گنجشک را از جیب در آورد و طوریکه نه مردم متوجه بشوند و نه پیرمرد، آنرا در پشت سر خود پنهان کرد. آنگاه رو به پیرمرد کرد و گفت : مردم در باره ی شما خیلی ادعا میکنند و میگویند که جواب هر سوالی را میدانید و حتی از عالم غیب هم خبر دارید! من امروز میخواهم ثابت کنم که سوالهایی هم هستند که شما جوابهای آنها را نمیدانید یا اگر هم جواب بدهید جواب تان اشتباه باشد. حالا میخواهم یکی از این سوالها را از شما بپرسم. پیرمرد پذیرفت.

 

جوان گفت : من گنجشکی در پشت سرم دارم. به من بگو آیا گنجشک زنده است یا مرده؟ پیرمرد لحظه ای فکر کرد و بعد گفت: جوان، سوال شما جواب ندارد. مرد جوان به هوشمندی پیر مرد پی برد و به خردمندی او اعتراف کرد. جلو رفت و دست او را بوسید.

 

با آنکه پیر مرد از غیب خبر داشت( اینطور فرض کنیم ) بر اساس چه استلال عقلی جوابی روشن به جوان نداد و جوان هم با همین جواب قانع شد؟

 


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

نوربرت وینر در سال ۱۸۹۴در کلمبیا ایالت میسوری از پدری لهستانی و مادری آلمانی متولد شد. در ۱۴ سالگی ریاضیات عالی را آموخت و در ۱۸ سالگی از دانشگاه هاروارد دکترای ریاضی گرفت .از سال ۱۹۱۹معلم و از سال ۱۹۳۲ استاد دانشگاه ام.آی .تی بود. در منطق ریاضی و فیزیک نظری کار می کرد و در سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ دوران جنگ جهانی دوم در شبکه های الکتریکی و ماشین های محاسبه به خصوص در ارتباط با ماشین های بالیستیکی، کار می کرد.
در فاصله ی سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ که در مکزیک کار می کرد به فکر یگانه کردن دانش هایی افتاد که کارشان مطالعه ی روند حفظ و به کار گیری آگاهی ‏‏‏‏‏‏ها و جهت دادن به آن ها و مدیریت و کنترل است و این دانش جدید را ‏“سیبرنتیک“نامید که اگر نخواهیم خیلی دقیق باشیم می توان آن را مرز مشترک ریاضیات ‏‏‏‏‏‏‏با صنعت و بیو لو ژی دانست . حال سرگذشت زندگی نوربرت وینر را از زبان خود ایشان می خوانیم:
به این دلیل به این دانش رو آوردم که خواست پدرم بود ولی به همان اندازه در خود کشش عمیقی نسبت به فعالیت های عملی احساس می کردم، تقریبا” چهار سالم بود که خواندن را یاد گرفتم ‏, ۹ سالم بود که وارد دبیرستان شدم .بیماری چشم داشتم ، به قدری بد می دیدم که پزشکان می ترسیدند به کلی بینایی خود را از دست بدهم و به همین علت موقعیت خاصی در میان بچه ها داشتم. پدرم نیرومند بود کار او در ترجمه بیست و چهار جلد آثار تولستوی از روسی به انگلیسی و در عرض دو سال کاری فوق العاده و خارج از نیروی عادی یک انسان بود.بهترین مربی من در کمبریج ,برتراند راسل بود ،با راهنمایی او بود که به منطق ریاضی پرداختم و یک رشته از مسایل کاملا کلی مربوط به فلسفه ریاضی و و فلسفه دانش را به طور عام آموختم. راسل مرا قانع کرد که بدون آشنایی جدی با خود ریاضیات نمی توان به فلسفه ی ریاضی پرداخت.به کلاس های درس هاردی می رفتم و متوجه شدم که او تنها یک معلم نمونه نیست بلکه در ضمن دانشمندی است که هر جوان ریاضی دان شهرت طلبی می تواند او را به عنوان الگو برای خود انتخاب کند..داوید هیلبرت نیز معلم من بود هیلبرت به حل پیچیده ترین مسایل در همه ی شاخه های ریاضیات معاصر دست می زد و با توانایی حیرت انگیزی غیر عادی ترین اندیشه های به کلی انتزاعی را با موضوع های مشخص فیزیکی و علمی پیوند می داد.وقتی در کمبریج بودم ,راسل نه تنها اهمیت واقعی ریاضیات را به من شناساند بلکه مرا به ضرورت پیوند ریاضیات با فیزیک هم متقاعد کرد سپس وینر به واقعه ی جنگ جهانی اول می پردازد و اضطراب های ناشی از آن را چنین بیان می کند :جنگ برای آمریکایی ها چند سالی دیرتر از اروپایی ها شروع شد ولی من از اوت سال ۱۹۱۴ بی وقفه در اندیشه آن بودم .
سپس وینر به کارهای اولیه خود در ریاضیات اشاره می کند و از ناکامی های حاصل در این مسیر حرف می زند:در آن زمان در ریاضیات بسیار ولی بی حاصل کار می کردم می خواستم مهارت و تجربه ای را که در تفکر انتزاعی از راسل آموخته بودم در زمینه ی توپولوژی به کار ببرم توپولوژی رشته ی خاصی از ریاضیات است که سر وکار آن با اشکال هندسی است وویژگی های کلی آن اشکال را بررسی می کند .آن گاه وینر برای این که نشان دهد نوابغ به درد کارهای جنگی نمی خورند داستان به پشت جبهه رفتن خود را تعریف می کند :من وگروهی از ریاضی دانان لشکری وکشوری در مرکز آزمایش تیر اندازی ،واقع در آبردین در ایالت مریلند مشغول به کار شدیم کار ما این بود که جدول تیراندازی توپ ها را تنظیم کنیم بیش از شش ماه در آبردین بودم ابتدا به صورت شخصی وسپس به صورت سرباز .
معلوم شد که کودکان نابغه اصلا” به درد کارهای جنگی نمی خورند در تمام موارد دچار خطاهای بزرگ می شدم واگرچه معلوم بود موارد مزبور کاملاغیر ارادی واز شرارت نیست ولی به هرحال تاثیر نامطلوبی بر جای می گذاشت.نمی توانستم با دوستانم کنار بیایم.در فوریه ی ۱۹۱۹ به علت بی لیاقتی از کار در ارتش معاف شدم.چند ماهی را با نوشتن مطلب برای روزنامه گذراندم و بعد دو اثر درباره ی جبر نوشتم.
وینر در سال ۱۹۳۳ جایزه ی Bocher و در سال ۱۹۶۴ مدال علمی علوم را از آن خود کرد.سرانجام در مارس سال ۱۹۶۴ در سن ۶۹ سالگی در شهر استکهلم کشور سوید از دنیا رفت.به افتخار این دانشمند فقید، جایزه هایی با عنوان “جایزه نوربرت وینر در ریاضیات کاربردی “در سال ۱۹۶۷ توسط دانشگاه “ام.آی.تی”اهدا شد.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

پیر فرما یکی از بزرگترین ریاضیدانهای بود که در صده هفدهم زندگی میکرد.بیشتر کارهای او در زمینه نظریه اعداد بود.

خیلی از استدلالهای واثباتها فرما بوسیله ریاضیدانهای بعد از او مثل اویلر تنظیم شد.

جالبترین وبی همتاترین گزاره فرما قضیه بزرگ فرما است.

قضیه:وقتی n عدد درستی بزرگتر از ۲ باشد معادله xn+yn=zn جواب درستی برای x,y,z بجز صفر داشته باشند.تنها اثبات کاملی که از فرما باقی مانده اثبات این قضیه برای حالت n=۴ است.

قضیه فرما به قول دیکسون در تاریخ نظریه اعداد بیش از سیصد سال ریاضیدانها را به خود مشغول کرده تا اینکه خیلی ها در صحت این قضیه شک کردند.

در سال ۱۹۰۸ ولف سکل (wolfskehl) آلمانی ۱۰۰۰۰۰ مارک جایزه برای کسی تعیین کرد که این قضیه را حل کند.فقط در گوتینگن آلمان طی ۳ سال بیش از هزاران راه حل به جامعه ریاضی فرستاده شد.خیلی از این راه حل ها خنده دار بودند.بعد از جنگ جهانی اول این جایزه ارزش خودشو بدلیل تورم از دست داد.

در مسیر حل این قضیه نظریه عددهای جبری یشرفت زیادی میکرد واین موضوع حل آنرا خیلی با اهمیت می کرد.اثبات آن نیاز به مسیرهای تازه ای در ریاضی داشت.سفارش شده ریاضیدانهای جوان وارد حل مقدماتی این قضیه نشوند.

تا اینکه بعد از سیصدو پنجاه سال این قضیه در سال ۱۹۹۵ بوسیله آندرو وایلز وبا استفاده از نتایج بسیاری از ریاضیدانها اثبات شددر این اثبات روشهای هندسی وجبری به نحو پیچیدهای مخلوط شده اند.

در سال ۱۹۵۵ یک ریاضیدان به نام یوتاکا تانیاما یک حدس عجیب و شجاعانه ای رو مطرح کرد که بعدها بوسیله گوروشیمورا دقیق تر شد این حدس به حدس تانیاماـ شیمورا ـ وایل معروف است البته نقش وایل بسیار ناچیزه .اگر این حدس درست باشد منجر به اثبات قضیه فرما میشود که این حدس توسط اندرو وایلز برای خم های نیم پایدار اثبات شد و در سال ۱۹۹۹ برویل و دیاموند و تیلور و کنراد برای همه خم های بیضوی ثابت کردند.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

گالیلئو گالیله گالیلئو گالیله - academist.irدر سال ۱۵۶۴ در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. وی تا ۱۹ سالگی تمام مطالعات خود را در ادبیات متمرکز نموده بود تا اینکه روزی در یکی از مراسم مذهبی کلیسا مشاهده چهل چراغی که در بالای سرش نوسان می کرد توجه او را جلب کرد. او هنگام مشاهده توجه کرد که هرچند دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شود لیکن زمان نوسان همواره ثابت باقی می ماند اغلب انسانها شاید در این مشاهده چیز خاصی را نمی یافتند ولی گالیله از روح کنجکاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجرای یک رشته آزمایشهای عملی کرد به این ترتیب که وزنه هایی را به یک ریسمان بست و از محلی آویزان نمود و آنها را به این سو و آن سو به نوسان در آورد. در آن دوران هنوز ساعتهای دقیق با عقربه ثانیه شمار نبود و بنابراین گالیله برای اندازه گیری زمان حرکات وزنه های آویزان و در حال نوسان از ضربات نبض خود سود می جست. او دریافت که مشاهداتش در کلیسای جامع پیزا صحت دارد. اگرچه دامنه نوسان هر بار کوتاهتر می شد اما هر نوسان زمان مشابه نوسانهای قبلی را در بر می گرفت به این ترتیب گالیله قانون آونگ را کشف کرده بود. قانون آونگ گالیله امروزه همچنان در امور گوناگون به کار می رود مثلاً برای اندازه گیری حرکات ستارگان و یا مهار روند کار ساعتها از این قانون استفاده می کنند. آزمایشهای او درباره آونگ آغاز فیزیک دینامیک جدید بود واکنشی که قوانین حرکت و نیروهایی را که باعث حرکت می شوند در بر می گیرد. گالیله در سال ۱۵۸۸ در دانشگاه پیزا مدرک دکتری (استادی) گرفت و در همانجا برای تدریس ریاضیات باقی ماند. او در ۲۵ سالگی دومین کشف بزرگ علمی خود را به انجام رسانید، کشفی که باعث از بین رفتن یک نظریه به جا مانده دوهزار ساله شد و دشمنان زیادی برایش آفرید. در دوران گالیله بخش بسیاری از علوم براساس فرضیه های فیلسوف بزرگ یونانی- ارسطو که در قرن چهارم پیش از میلاد می زیست بنا شده بود اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامی علوم به شمار می آمد. هر کس که به یکی از قانونها و قواعد ارسطو شک می کرد انسان کامل و عاقلی به شمار نمی آمد. یکی از قواعدی که ارسطو بیان کرده بود این ادعا بود که اجسام سنگین تندتر از اجسام سبک سقوط می کنند. گالیله ادعا می کرد که این قاعده اشتباه است به طوریکه می گویند او برای اثبات این خطا از استادان هم دانشگاهی خود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترین طبقه برج مایل پیزا بروند. گالیله دو گلوله توپ یکی به وزن ۵ کیلو و دیگری به وزن نیم کیلو با خود برداشت و از فراز برج پیزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پایین رها کرد، در کمال شگفتی تمام حاضران در صحنه مشاهده کردند که هر دو گلوله به طور همزمان به زمین رسیدند. گالیله به این ترتیب که قانون فیزیکی مهم را کشف کرد (سقوط اجسام به وزن آنها بستگی ندارد.) در همین موقع که گالیله مشغول مطالعه بود ناگهان شایع شد که در سوئیس عدسی ها را با هم ترکیب کرده اند و توانسته اند اجسام را از مسافات دور مشاهده نمایند. از این موضوع اطلاع صحیحی در دست نیست ولی اینطور مشهور است که «زاخاری یانسن» که در میدان میدلبورک عینک ساز بود اولین دوربین نزدیک کننده اشیاء را بین سالهای ۱۵۹۰ و ۱۶۰۹ ساخته بود ولی عینک ساز دیگری به نام «هانس یپرشی» اختراع او را با تردستی از او می رباید و در اکتبر ۱۶۰۸ امتیاز آن را به نام خود ثبت می نماید. گالیله هم در این موقع موفق به ساختن دوربین مشابهی گردید ولی این دستگاه قدرت زیادی نداشت اما مطلب مهم این بود که اصل اختراع کشف شده بود و ساختن دوربین قوی تر فقط کار فنی بود. این دوربین به رئیس حکومت ونیز تقدیم شد و در کنار ناقوس «سن مارک» گذاشته شد. سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربین قرار گرفتند و همگی دچار حیرت و تعجب شدند چون آنها خروج مؤمنین را ازکلیسای مجاور و کشتیهایی را که در دورترین نقاط افق در حرکت بودند مشاهده نمودند ولی گالیله فوراً دوربین را به طرف آسمان متوجه ساخت مشاهده مناظری که تا آن زمان هیچ چشمی قادر به تماشای آن نبود شور و شعفی فراوان در گالیله به وجود آورد. گالیله مشاهده نمود که ماه برخلاف گفته ارسطو که آن را کره ای صاف و صیقلی می دانست پوشیده از کوه ها و دره هایی است که نور خورشید برجستگی های آنها را مشخص تر می سازد به علاوه ملاحظه نمود که چهار قمر کوچک به دور سیاره مشتری در حرکت هستند و بالاخره لکه های خورشید را به چشم دید. دانشمند بزرگ در سال ۱۶۱۰ تمام این نتایج را در جزوه ای به نام قاصد آسمان انتشار داد که موجب تحسین و تمجید بسیار گشت ولی انتشار کتاب قاصد آسمان فقط تحسین و تمجید همراه نداشت بلکه جمعی از مردم بر او اعتراض کردند و از او می پرسیدند که چرا تعداد سیارات را هفت نمی داند و حال آنکه تعداد فلزات هفت است و شمعدان معبد هفت شاخه دارد و در کله آدمی هفت سوراخ موجود است، گالیله در جواب تمام این سؤالات فقط گفت با چشم خود در دوربین نگاه کنید تا از شما رفع اشتباه شود.
مشاهدات و پژوهشهای گالیله او را به این وادی رهنمون شدند که فرضیه های علمی را که براساس آنها زمین در مرکزیت عالم قرار داشت و خورشید و ستارگان به دور آن می گشتند مردود می شمرد. نزدیک به نیم قرن پیش از آن کوپرنیک اثر بزرگ خود را -که طی آن ثابت کرد خورشید در مرکز دستگاه ستاره ای ما نیست و زمین و سیاره ها به دور آن می گردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. این فرضیه کوپرنیک مورد لعن و نفرین کلیسا قرار گرفته بود و زمانی که گالیله آشکارا اعلام داشت که این فرضیه صحت دارد و او با آن موافق است، نظریه کوپرنیک به دست فراموشی سپرده شده بود اعلامیه گالیله اعتراضات شدیدی را برانگیخت. روحانیون عالی مقام کلیسای کاتولیک دوباره خشمگینانه فرضیه کوپرنیک را به شدت محکوم کرده و آن را مطرود شمردند. گالیله با شخصیتهای بزرگی مانند کاردینال «بلاربن» و کاردینال «باربرینی» سابقه دوستی داشت که از او حمایت می کردند ولی این شخصیتهای بزرگ نتوانستند مانع آن شوند که واتیکان در  سال ۱۶۱۶ اصول و عقاید کوپرنیک را محکوم کند.
گالیله نمی توانست مخالفین خود را به وسیله تجربه و مشاهده محکوم کند زیرا هیچگونه استدلال غیرمذهبی برای ایشان کافی نبود و روحانیون برای هر چیز غیر از کتاب مقدس را مطابق میل خود تغییر دهد. چون این کار ممکن نبود طبعاً می بایست گالیله محکوم شود و حتی اگر خود پاپ هم از صمیم قلب معتقد به عقاید کوپرنیک بود محاکمه گالیله و محکومیت او اجتناب ناپذیر بود. در سال ۱۶۳۲ که دوست او کاردینال «باربرینی» به نام اوربن هفتم پاپ شده بود از موقعیت استفاده کرد و ضربت بزرگی را وارد نمود. وی کتابی به زبان ایتالیایی منتشر کرد که در آن سه نفر مشغول گفتگو هستند یکی از آنها از بطلمیوس و دو نفر دیگر از کوپرنیک دفاع می کنند. با انتشار این کتاب خشم و غضب روحانیون چند صد برابر گشت و بدتر از همه اینکه برای پاپ این سوء تفاهم ایجاد شد که شخص ابله و احمقی که در مکالمات از بطلمیوس دفاع می کند خود اوست. گالیله را به رم احضار کردند و او را در منزل یکی از اعضای عالی رتبه دیوان تفتیش عقاید جای دادند. در همین اوقات دختر پدر مقدس مشغول تهیه ادعا نامه او بود و در روز ۲۰ ماه ژوئن ۱۶۳۳ محکوم را به آنجا احضار کردند و در ۲۲ ژوئن وادارش نمودند که توبه نامه زیر را امضاء کند.
من گالیله در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده ام و در حالیکه کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می کنم توبه می کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می کنم و آن را منفور و مطرود می نمایم.
گالیله بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند.
گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خویش پا برجا ماند. او به طور پنهانی به آزمایشهای تجربی خود ادامه داد و پیش از آنکه در سال ۱۶۴۲ در آرستری در حومه فلورانس دار فانی را وداع گوید دو کتاب ارزشمند دیگر را نیز به رشته تحریر در آورد. آثار او نخست در سال ۱۸۳۵ از سوی کلیسای کاتولیک از لیست سیاه، (لیست کتابهای ممنوعه) خارج شد و اجازه انتشار یافت. امروزه ما به گالیله به عنوان یک پژوهشگر سخت کوش که بشریت بسیار به او مدیون است احترام می گذاریم. او به جهان نشان داد که یک دانشمند باید این آزادی را داشته باشد که نظریه هایی را که اشتباه هستند نقد کند و نظریه های جدیدی را بنیان گذارد. او همچنین نشان داد که یک دانشمند نباید خود را گرفتار دستورها و یا روایات دینی تحریف شده کند.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ولتا در سال ۱۷۴۵ در کومو که در نزدیکی میلان ایتالیا بود به دنیا آمد دایی ولتا مسئولیت تربیت وی را که در کالج یسوعی محلی آغاز شده بود به عهده گرفت سپس دایی دیگرش که از فرقه دومینیکی و در معتقدات یسوعی با او سهیم بود آن را به پایان رسانید ولتا تحصیلاتش را در مدرسه مذهبی بنتسی ادامه داد و در آنجا بود که کتاب لوکریتوس سخت بر او اثر گذاشت داییهای او می خواستند که او پیشه وکالت را که از سوی خانواده مادرش شغل ابرومندی شناخته شده بود برگزیند ولتا ترجیح داد که از آنچه نبوغ خود می نامید پیروی کند و این نبوغ او را در هجده سالگی به مطالعه در باره برق کشانید ولتا در بیست و نه سالگی معلم مدرسه شبانه روزی «کوم» گردید. در همین موقع اسبابهای مختلف الکتریکی از قبیل الکتروفور، آب سنج، الکتروسکوپ و غیره را ساخت و شهرت بسیاری کسب نمود و در سال ۱۷۷۹ با سمت استادی در دانشگاه پاوی مشغول به کار شد ولتا در اختراع الکتروفور (دستگاه برق ساز) خود یعنی شگفت آور ترین ابزار برقی پس از بطری لید این بینش را که صمغ (رزین) برق خود را بیش از شیشه حفظ می کند با این واقعیت تلفیق کرد که یک ورقه فلزی و عایق بارداری که خوب تنظیم شده باشند می توانند جرقه های فراوان تولید کنند بی آنکه برق را ضعیف سازند در سال ۱۷۷۲ ولتا صورت مفصل و دشواری از Electtricismo artificial را منتشر کرد که بیش از پیش مؤید این نظر عجیب بود که برقهای ناهمنام در پیوند یک عایق باردار و یک هادی که موقتاً به زمین وصل شده است فقط به این منظور یکدیگر را خنثی می کنند که در تجزیه های بعدی با تقویت مجدد پدید آیند گاز سنج ولتا یکی از مهمترین کشفهای سده هیجدهم را محقق ساخت و آن عبارت بود از کشف ترکیب آب که لاووازیه در میان چیزهای دیگر با جرقه زدن اکسیژن و هیدروژن روی جیوه به دان پی برد. مطالعات بعدی ولتا در مورد هوا مربوط می شد به عمل و تأثیر گرما در گازها و بخارها تصور کلی او از گرما دنباله نظریه های کرافردوکرون درباره سیالات است با یک استثنا ی خاص گو آنکه منابع او پدیده گرمای نهان را به ترکیبی شیمیایی نسبت می دادند که موجب تغییر حالت بود او گرما را عمده ساخت و گرمای نهان را نتیجه جهش بعدی در ظرفیت گرمای ویژه دانست ولتا در اندازه گیری انبساط هوا به عنوان تابعی از گرما یا شاید تابعی از دمای که در دماسنج جیوه ای نشان داده می شود موفقتر بود ولی مجلاتی که مخصوص انتشار این نتایج بودند در خارج ایتالیا کمتر خوانده می شدند در هر حال حق قضیه «ثابت بودن ضریب انبساط هوا» بنابر رأی یکپارچه کنگره بین المللی فیزیکدانان در کومو که به پاس صدمین سال درگذشت دو تشکیل شده بود بار دیگر به ولتا برگردانده شد در سال ۱۷۸۰ موضوع بحث مجامع علمی«الکتریسیته» بود والش ثابت کرده بود که تکان حاصل از تماس با ماهی تورپیل از نوع تکانهای الکتریکی است. درسال ۱۷۷۳ ماهی مزبور را تشریح کرد و عنصر مولد الکتریسیته را پیدا نمود هنتر در همان عنصر مشابهی در بدن یکی از انواع مارماهی پیدا کرد به این ترتیب فکر اینکه حیوانات دیگر هم باید دارای این عضو باشند قوت گرفت لویی گالوانی استاد تشریح دانشگاه بولونی در سال ۱۷۸۰ این آزمایش را روی قورباغه انجام داد بطوریکه قورباغه را به برق گیر آویزان نمود و ملاحظه نمود که هنگام عبور ابر عمل انقباض در پنجه های قورباغه انجام می شود گالوانی برای اطمینان کامل در هوای خوب قورباغه را به بالکون فلزی منزل خودش آویزان کرد ولی نتایج قبلی را مشاهده نکرد یک شب که حوصله اش از نگرفتن نتیجه به سر آمده بود با عصبانیت قورباغه را از محلی که آویزان کرده بود جدا کرد و در این موقع به موجب تصادف دراثر تماس گازانبری که بوسیله آن قورباغه را گرفته بود با بالکون تکانی در قورباغه مشاهده می نماید و فکر می کند که واقعاً مسئله الکتریسیته حیوانی را کشف کرده است. ولی صدای مخالفی از ولتا بلند شد که الکتریسیته که در این عمل بوجود آمده است فقط در اثر تماس گاز انبر و بالکون آهنی است ولتا در واقع تجربیات گالوانی را تکرار نمود و در صدد برآمد که ثابت کند قورباغه دخالتی در ایجاد الکتریسیته نداشته است آنگاه سکه ای ازنقره و قطعه ای روی به کار برد و آنها را با پارچه پشمی اسیددار از هم جدا نمود و بدینوسیله پیل الکتریکی تشکیل شد این پیل فقط جرقه تولید نمی کرد بلکه جریاتی متصل که در حال عبور بود ایجاد می نمود دانشمند بزرگ روز بیستم مارس ضمن نامه ای اکتشاف خود را به جامعه پادشاهی اطلاع می دهد و از همین زمان شهرت فراوانی در سراسر اروپا کسب می نماید وکشف او تأثیر عمیقی در مجامع علمی بوجود آورد و ناپلئون او را به پاریس دعوت می کند و از او می خواهد ک تجربه اش را در مقابل آکادمی تکرار کند و بعد از اثبات آن او را به سمت کنت و سناتور کشور ایتالیا انتخاب می کند ولتا بعد از سه سال از شغل خود کناره می گیرد و به کوم می رود او در سال ۱۸۲۷ در هشتاد و دو سالگی زندگی را وداع می گوید.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

لئونارد اویلر در پانزدهم آوریل ۱۷۰۷ در شهر بازل سوئس متولد شد. پدرش از كشیشان پیرو كالون بود و میل داشت پسرش جانشین او شود ولی اویلر برخلاف میل او در دانشگاه بازل به مطالعه علوم الهی پرداخت. پدر اویلر تعلیمات مقدماتی از جمله ریاضیات را به او داد. اویلر بعداً چند سالی را در بازل به سر برد و در یكی از دبیرستانهای (گومنازیوم) نسبتاً در سطح پایین محلی به تحصیل پرداخت. در دبیرستان ریاضیات اصلاً تدریس نمی شد و در نتیجه اویلر این دانش را به طور خصوصی نزد ریاضیدانی به نام یوهان بوركهارت آموخت. در سال ۱۷۲۰، اویلر كه هنوز چهارده سال نداشت وارد بخش ادب و هنر دانشگاه بازل شد تا پیش از كسب تخصص اطلاعات عمومی بیندوزد. از جمله استادان او یوهان یكم برنوس بود كه در كرسی ریاضیات جانشین برادر یاكوب شده بود. دویلر در سال ۱۷۲۲ معادل درجه لیسانس در ادبیات را دریافت كرد و در سال ۱۷۲۳ در رشته فلسفه فوق لیسانس گرفت. در هجده سالگی پژوهشهای مستقل را آغاز كرد. نخستین كار او یادداشت كوچكی بود درباره رسم منحنیهای همزمان در یك ملأ مقاوم كه در سال ۱۷۲۶ منتشر شد. در پی آن در همان نشریه مقاله ای درباره مسیرهای متقابل جبری انتشار داد (۱۷۲۷). در پاییز ۱۷۲۶ از اویلر دعوت شد كه به عنوان دستیار فیزیولوژی در سن پترزبورگ خدمت كند. در ۱۷۲۷ از بازل به سن پترزبورگ رفت. در آنجا بی درنگ این بخت مساعد را یافت كه در رشته واقعی خود كار كند و به عنوان عضو وابسته فرهنگستان بخش ریاضیات منصوب شد. در سال ۱۷۳۱ به استادی فیزیك رسید و در ۱۷۳۳ كه دانیل برنولی به عنوان استاد ریاضیات به بازل بازگشت، اویلر جانشین وی شد. او از مرداد ۱۷۲۷ گزارشهایی درباره پژوهشهای خویش به جلسات فرهنگستان می فرستاد. او آنها را در جلد دوم صورت جلسات فرهنگستان (گزارشهای فرهنگستان امپراتوری علوم یتروگراد) انتشار داد (سن پترزبورگ ۱۷۲۹). شهرت اویلر از ۱۹ سالگی آغاز می گردد زیرا در این سن بود كه آكادمی پاریس حل مشكلی را درباره ساختمان دكل كشتی به مسابقه گذاشته بود و مقاله اویلر در این مورد مقام دوم را احراز نمود. اویلر طی چهارده سالی كه در سن پترزبورگ بود به كشفهای درخشانی در زمینه هایی چون تحلیل ریاضی، نظریه اعداد و مكانیك دست یافت تا ۱۷۴۱ بین هشتاد تا نود اثر برای انتشار آماده كرده بود كه پنجاه و پنج تای آنها از جمله دو جلد (مكانیك) را منتشر ساخت. اویلر در آن زمان عضو دو فرهنگستان سن پترزبورگ و برلین بود و سپس به عضویت انجمن پادشاهی لندن (۱۷۴۹) و فرهنگستان علوم پاریس (۱۷۵۵) نیز انتخاب گردید. در سال ۱۷۵۳ به عضویت انجمن فیزیك و ریاضیات بازل برگزیده شد. اویلر در ۱۷۴۱ پس از چهارده سال اقامت در روسیه به برلین رفت و بیست و پنج سال بعد را در آنجا سپری كرد. او هنوز برای هر دو فرهنگستان برلین و سن پترزبورگ كار می كرد. در تبدیل «انجمن علوم» سابق به یك فرهنگستان بزرگ كه در سال ۱۷۴۴ رسماً با نام فرانسوی «فرهنگستان پادشاهی علوم و ادبیات برلین» بنیاد نهاده شد، فعالیت فراوان داشت. طی این دوره اویلر به تنوع پژوهشهای خود بسیار افزود. در همچشمی با دالامبر و دانیل برنولی دانش فیزیك ریاضی را پایه ریزی كرد و در پیشبرد نظریه حركت ماه و سیارات از رقیبان كلرو و دالامبر هر دو بود. در همان زمان نظریه حركت جامدات را منقح ساخت. ابزار ریاضی هیدرودینامیك را فراهم آورد. هندسه دیفرانسیل سطوح را ابداع كرد و به شدت درباره نورشناسی، برق و مغناطیس به پژوهش پرداخت. همچنین درباره مسائل فن آوری نظیر ساختن دوربینهای شكستنی بیرنگ، تكمیل دوربین آبی زگنر و نظریه چرخهای دندانه دار به تفكر پرداخت. شمار آثار اویلر در دوره اقامت در برلین از ۳۸۰ كمتر نبود كه از آن میان ۲۷۵ اثر انتشار یافتند. از جمله تعدادی كتابهای مفصل تكنگاشتی درباره حساب جامع و فاضل تغییرات، كتابی بنیادین درباره محاسبه مدارهای اجرام آسمانی، كتابی درباره توپخانه و پرتاب گلوله، كتاب «مدخلی به تحلیل نامتناهیها»، رساله ای در كشتی سازی و دریانوردی كه صورت آغازین آن در سن پترزبورگ تهیه شده بود. نخستین نظریه او درباره حركت ماه و اصول حساب دیفرانسیل سه كتاب آخر به هزینه فرهنگستان سن پترزبورگ انتشار یافتند و در آخر رساله ای بود درباره مكانیك جامدات به نام (نظریه حركت اجسام جامد) (۱۷۵۶)، رساله مشهور (نامه هایی به یك شاهزاده خانم آلمانی درباره موضوعهای مختلف فیزیك و فلسفه) كه در واقع درسهایی بود كه اویلر به یكی از بستگان پادشاه پروس داده بود، تا پیش از بازگشت اویلر به سن پترزبورگ انتشار نیافتند. این كتاب موفقیتی بی نظیر یافت و دوازده بار به زبان اصلی تجدید چاپ گردید و به بسیاری زبانهای دیگر نیز ترجمه شد. اویلر همچنان به مطالعات ریاضی خود ادامه می داد و رفقایش او را روح آنالیز ریاضی می دانستند. آراگو درباره اویلر چنین گفته است: اویلر با همان سهولتی كه انسان نفس می كشد محاسبات ریاضی را انجام می دهد. اویلر به معنای گسترده ای كه در سده هجدهم برای كلمه هندسه به كار می رفت هندسه دان بود. در كار او ریاضیات بستگی نزدیكی با كاربرد سایر علوم با مسائل فناوری و با زندگی عمومی داشت. در آثار ریاضی اویلر تحلیل ریاضی جایگاه نخست را دارد. هفده جلد از (مجموعه آثار) او در این زمینه است. او با كشفیات خاص متعدد به تحلیل ریاضی یاری داد. نحوه عرضه آن دركتابهای درسی خود را منظم ساخت. در بنیانگذاری رشته های متعدد مهم ریاضی نظیر حساب جامع و فاضل تغییرات، نظریه معادلات دیفرانسیل، نظریه مقدمانی توابع متغیرهای مختلط و نظریه توابع خاص بی اندازه كمك كرد. اویلر بسیاری از قراردادهای كنونی علائم ریاضی را وارد میدان كرد:
نماد e برای نمایش شالوده دستگاه لگاریتم طبیعی، استفاده از حرف f و دو كمان برای نمایش مثلاً تابع ، نشانه های نوین برای توابع مثلثاتی، نشانه n برای مجموع مقسوم علیه های عدد، علائم y و y و غیره برای تفاضلهای متناهی و نشانه برای مجموع و حرف I برای ۱- . كشفهایی كه درنیمه سده هجدهم در زمینه تحلیل ریاضی انجام گرفته بود به شیوه ای منظم به وسیله اویلر در دوره سه كتابی زیر خلاصه شده است: مدخلی بر تحلیل نامتناهی ها (۱۷۴۸)، روشهای حساب دیفرانسیل (۱۷۵۵)و روشهای حساب انتگرال (۱۷۶۸-۱۷۷۰). او هر روز اكتشافی به اكتشافات خود می افزود و تعداد آنها آنقدر زیاد است كه حتی امروزه موفق به چاپ كامل آثار او نگردیده اند. در همین اوقات بود كه مسئله ای از طرف آكادمی مطرح شد و اویلر در عرض سه روز آن را حل كرد و مریض شد و در این بیماری یك چشم خود را از دست داد. در شصت سالگی بود كه بدبختی عجیبی به او روی كرد و آن از دست دادن چشم دیگرش بود. گرچه چشم او را با موفقیت عمل كردند ولی زخم آن دچار عفونت شد و برای همیشه چشمان خود را از دست داد. اویلر مردی كه از تندخویی و حسادت به كنار بود در هجدهم سپتامبر ۱۷۸۳ هنگامی كه مشغول محاسبه مسیر اورانوس بود ناگهان با گفتن كلمه «من مردم» زندگی را بدرود گفت.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

جیمز. کلارک. ماکسول در سیزدهم نوامبر سال ۱۸۳۱ در ادینبرای اسکاتلند متولد شد از کودکی به ریاضیات و فیزیک علاقه فراوان داشت از سال ۱۸۴۱ ماکسول در فرهنگستان ادینبرا حضور می یافت و در آنجا با لوئیس کمبل زندگینامه نویس و دانش پژه افلاطونی و دوست تمام عمر دیدار می کرد در ۱۸۴۷ وارد دانشگاه ادینبرا شد و تحت تأثیر جیمز دیوید فاربز و سر ویلیام همیلتن قرار گرفت در ۱۸۵۰ به کمبریج رفت و زیر نظر معلم خصوصی بزرگ ویلیام هاپکنز به تحصیل پرداخت و همچنین تحت تأثیر استوکس و ویلیام هیوئل واقع شد او در سال ۱۸۵۴ از تحصیل فراغت یافت و در سال ۱۸۵۵ به عضویت ترینیتی برگزیده شد ماکسول از سال ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۵ استادی کالج مارشال در ابردین و کالج کینگ در لندن را عهده دار بود آنگاه از کارهای منظم دانشگاهی کناره گرفت تا به نگارش اثر معروفش «رساله ای درباره برق و مغناطیس» بپردازد در ۱۸۷۱ به عنوان نخستین استاد فیزیک تجربی در کمبریج منصوب شد و نقشه آزمایشگاه کوندیش را طرح کرد و آن را گسترش داد ماکسول علاوه بر پژوهشهای انقلابی در برق مغناطیس و نظریه جنبشی گازها که نام وی را در تاریخ علم جاودان ساختند خدمات قابل توجه دیگری در چندین زمینه انجام داد نخستین مقاله اش درباره روش جدید ترسیم یک مرغانه کامل زمانی انتشار یافت که وی چهارده ساله بود کارهای ابتدایی او در نورشناسی هندسی بود از جمله کشف عدسی «چشم ماهی» (۱۸۴۳) و نور اکشسانی (۱۸۴۰) که با استفاده ازیک جفت منشور قطبنده که ویلیام نیکل به وی داده بود صورت پذیرفت ماکسول در سال ۱۸۳۹ پژوهش در مخلوط رنگها را درآزمایشگاه فاربز آغاز کرد و آنقدر پیش رفت تا دانش رنگ سنجی کمی را آفرید او ثابت کرد که نظیر همه رنگها را می توان با مخلوط کردن عامل طیفی بوجود آورد مشروط بر اینکه افزایش یا کاهش عاملها امکان پذیر باشد او نظریه تامس یانگ درباره سه گیرنده در دیدن رنگها را احیا کرد و نشان داد که کور رنگی به علت ناکارآیی یکی یا بیشتر ازیکی از این گیرنده هاست او اولین عکس سه رنگی را طرح ریزی کرد (۱۸۵۱) بیشتر وقت ماکسول بین سالهای ۱۸۴۵ و ۱۸۴۹ صرف بررسیهای ریاضی حرکات و پایداری حلقه های کیوان (زحل) گردید. ماکسول بر اثر مطالعه در حلقه های زحل که مسأله تعیین حرکات تعداد زیادی از اجسام متصادم را پیش آورد و بر اثر مقالات کلاوزیوس (۱۸۴۷ و ۱۸۴۸) با تصوری از احتمال و مسیرهای آزاد و نیز در نتیجه مطالعات قبلی (یعنی نظریه جنبشی گازها) به فرمول های آماری برای توزیع سرعتها در گازی با فشار یکنواخت انجامید و از آغاز عصر نوینی در فیزیک خبر داد که از تازگی فوق العاده اندیشه ماکسول درباره توصیف فرایندهای عملی فیزیک به وسیله تابعی آماری پدید آمد پژوهشهای ماکسول درباره توصیف فرایندهای عملی فیزیک به وسیله تابعی آماری پدید آمد پژوهشهای ماکسول در زمینه برق در سال۱۸۴۴ آغاز شد این پژوهشها به دو چرخه گسترده تقسیم می شوند چرخه اول از زمان پنج مقاله عمده است در زمینه برق مغناطیس چرخه دوم با تنظیم «رساله ای درباره برق و مغناطیس» و بیشتر از ده مقاله کوتاهتر در زمینه مسائل خاص ادامه می یابد. اندازه گیری های ناروانی گازی در فشارها و دماهای مختلف که ماکسول و همسرش در سال ۱۸۵۵ انجام دادند در آن زمان مفید ترین خدمت به فیزیک تجربی بود مقاله «نظریه پویشی گازها» که بعد از آن عرضه شد  برزگترین تک مقاله ماکسول بود و ماکسول در آن نظریه تازه ای پرورد که در آن مولکولهای گاز به صورت مراکز نیرویی بودند دستخوش نیروی رانش مولکولی از درجه n ام و به جای میانگین مسیر آزاد زمان مشخص کننده ای را قرار می داد و آن «مدول زمان واهلش» تنشها در گاز بود فرایند های کوتاه مدت که با زمان واهلش مقایسه شوند کشسانند و فرایندهایی که طول مدتشان درازتر باشد ناروانند این نظریه واهلش کشش آغازگر تغییر شکل ماده شد و به طور نامستقیم به هر شاخه فیزیک اثر گذاشت ماکسول در دو سال آخر عمر خود دو مقاله بسیار قوی درباره فیزیک مولکولی منتشر ساخت کتاب درسی ماکسول به نام Theory of Heat «نظریه گرما» در سال ۱۸۷۰ منتشر شد و چندین چاپ با تجدید نظر بسیار انتشار یافت همچنین در سال ۱۸۷۳ کتاب خود را به نام «دوره الکتریسیته و مغناطیس» منتشر ساخت و بلافاصله به سمت استاد کرسی فیزیک دانشگاه انتخاب شد ولی عمرش کوتاه بود و در پنجم نوامبر سال ۱۸۷۹ در چهل و نه سالگی وفات یافت.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

شارل. فردریک گائوس فرزند باغبان فقیری از اهالی «برونشویک» آلمان بود که در تاریخ ۳۰ آوریل سال ۱۷۷۷ متولد شد. پدرش مردی شرافتمند و مادرش زنی فعال و باهوش بود. گائوس بیش از سه سال نداشت که پدرش را از اشتباهی که در حساب ورقه ای بود مطلع ساخت و بدین ترتیب توانست استعداد فوق العاده خود را در محاسبه نشان دهد. هنگامیکه گائوس در مدرسه ابتدایی مشغول تحصیل بود و بیش از ده سال نداشت یک روز معلم او سر کلاس شاگردان را وادار نمود که مجموعه سلسله ای از اعداد را با هم جمع کنند ولی هنوز صورت مسئله تمام نشده بود که گائوس ده ساله گفت که من مسئله را حل کردم او متوجه شده بود که اختلاف ما بین او عدد از این سلسله مقداریست ثابت و خود به خود دستوری برای مجموع این نوع سلسله اعداد بوجود آورد. معلم او سخت متعجب شد و اظهار داشت که این کودک از من قویتر است و من دیگر معلوماتی ندارم که به او بیاموزم گائوس در سال ۱۷۹۵ وارد دانشگاه گوتینگن شد و در ۱۹ سالگی به حل بسیاری از مسائل که برای اویلر و لاگرانژ لاینحل مانده بود موفق گردید گائوس نیز همچون ارشمیدس و دکارت و نیوتن در کودکی دچار حادثه ای گردید که ممکن بود ریاضیات را از وجود او محروم سازد وی در اولین سالهای کودکی بود و طغیان آب ترعه ای را که از کنار خانه محقر ایشان می گذشت سرریز کرده بود. کودک که در کنار آب بازی می کرد در ترعه افتاد و چیزی نمانده بود که غرق شود و اگر بر حسب تصادف کارگری که در آن نزدیکی بود وی را نجات نمی داد زندگانی گائوس به همین جا خاتمه می یافت. روز سی ام مارس ۱۷۹۶ یکی از روزهای تاریخی دوران زندگی گائوس است در این روز یعنی درست یک ماه قبل از اینکه نوزده ساله شود گائوس بطور قطع تصمیم به مطالعه در ریاضیات گرفت. از همین روز بود وی دفتر یادداشت علمی خویش را ترتیب داد که یکی از ذیقیمت ترین مدارک تاریخ ریاضیات می باشد و اولین مسئله ای که در آن ثبت شده است همین اکتشاف بزرگ او می باشد.
این دفتر یادداشت فقط از سال ۱۸۹۸ در معرض مطالعه عموم قرار گرفت یعنی چهال و سه سال بعد از وفات گائوس.
گائوس در نهم اکتبر ۱۸۰۵ در بیست و هشت سالگی با یوهانا اشتهوف از اهالی شهر برونسویک ازدواج می کند و در نامه ای که سه روز بعد از نامزدی خود به دوست دانشگاهی خویش ولنگانگ بولیه نوشته است از خوشبختی خویش چنین گفتگو می کند: «زندگانی هنوز به صورت بهاری ابدی با رنگ های  جدید و درخشان در مقابل من است.ظ از این ازدواج سه فرزند نصیب او شد که یوزف و مینا و لودویش نام داشتند زنش در یازدهم اکتبر سال ۱۸۰۹ بعد از تولد لودویش وفات یافت. اگرچه سال بعد (چهارم اوت ۱۸۱۰) بخاطر کودکانش از نو ازدواج کرد ولی سالها بعد نیز از زن اول خود با تأثر بسیار گفتگو می کرد. زن دوم او که مینا والدک نام داشت دو پسر و یک دختر برایش آورد.
فقر و تنگدستی گائوس از یک طرف و فوت زنش از طرف دیگر بدبینی عجیبی در او بوجود آورد بطوریکه تا آخر عمر این بدبینی از او جدا نگردید ولی با وجود همه این گرفتاریها و در حالیکه نوشته بود «مرگ بر این زندگی ترجیح دارد» کتاب «تئوری اجسام آسمانی روی مقاطع مخروطی حول خورشید» را انتشار داد و در سال ۱۸۱۱ مسیر ستاره دنباله دار عظیمی را محاسبه نمود و در همین سال یک متیر موهومی را بیان کرد ولی از دیگران مخفی نگهداشت بطوریکه کوشی ریاضیدان معروف دوباره مجبور به کشف آن شد و بدین ترتیب ۵۰ سال علم ریاضی عقب بود. در سال ۱۸۳۳ تلگراف الکتریکی را ساخت و دو کتاب یکی در سال ۱۸۲۷ به نام «تجسسات درباره مسائل مربوط به مساحی عالی» منتشر ساخت و در این هنگام بود که تمام مردم معتقد بودند که گائوس بزرگترین ریاضیدان جهان است ولی گائوس به این افتخارات اهمیت نمی داد و هیچ کس را نزد خود نمی پذیرفت و از خانه خارج نمی شد و تنها در مدت ۲۷ سال فقط یکبار برای شرکت در کنگره علمی به برلین مسافرت کرد. گائوس فقط با زنی به نام «سوفی ژرمن» اهل فرانسه ارتباط داشت این زن در سال ۱۸۱۶ از طرف آکادمی علوم پاریس به اخذ جایزه بزرگ ریاضیات نائل شد. گائوس به آثار والتر اسکات و ژان پول علاقه فراوان داشت و در هفتاد سالگی به فکر آموختن زبان روسی افتاد. گائوس اکتشافات خود را طی سالهای ۱۷۹۶ تا ۱۸۱۴ در نوزده صفحه که شامل ۱۴۶ اکتشاف مهم بود در سال ۱۸۹۸ منتشر ساخت این جزوه چند صفحه ای گنجینه بزرگی بود که دانشمندان را به کلی حیران نمود.
گائوس اکتشافات خود را همیشه بصورت معما یادداشت می نمود و معتقد بود که فقط برای خود مطالعه می کند. وی هنگامی که در دانشگاه تحصیل می کرد کتاب خود را به نام «تجسسات حسابی» تمام کرد و تئوری اعداد را که تا آن زمان شکل واقعی به خود نگرفته بود بصورت دانش حقیقی درآورد. لاگرانژ ریاضیدان معروف در مورد کتاب گائوس چنین اظهار داشته است:
کتابی را که به عنوان «تجسسات حسابی» منتشر نموده اید مقام علمی شما را تا ردیف بزرگترین ریاضی دانان جهان بالا برده است و قسمتی ازآن که شامل اکتشافات تحلیلی است  تاکنون نظیرش بوجود نیامده مقارن با انتشار کتاب گائوس در سال ۱۸۰۱ «پیازی» ستاره کوچک «سرس» را کشف نموده بود و منجمین در صدد محاسبه مدار آن بر آمدند ولی محاسبه آن به استفاده از اعدادی منجر شد که چند کیلومتر طول داشتند. گائوس شروع به کار نمود و روش کلی مطالعه این مسائل را به دست آورد در نتیجه این اکتشاف به عنوان یک منجم مشهور شد و ریاست رصدخانه گوتینگن را به دست آورد.
گائوس در سالهای آخر زندگی مورد توجه و محبت عمومی قرار داشت ولی آنقدر که شایستگی داشت از نعمت خوشبختی بهره مند نبود. در ابتدای سال ۱۸۵۵ کم کم از تصلب عضلات قلب و اتساع حفره های ریوی رنج می برد و آثار آب آوردن در او هویدا شد. آخرین نامه ای که نوشت خطاب به سر دیویه یوستر (فیزیکدان انگلیسی) و درباره اکتشاف تلگراف الکتریکی بود. در صبح روز ۲۳ فوریه ۱۸۵۵ در سن هفتاد و هشت سالگی با آرامش کامل جان  سپرد در قلمرو ریاضیات نام او تا ابد جاوید خواهد ماند . . .


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

متولد ۸ ژانویه ۱۹۴۲
او از هر گونه تحرک عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندازد. زیرا عضلات صوتی او که عامل اصلی تشکیل و ابراز کلمات اند مثل ۹۹ درصد بقیه عضلات حرکتی بدنش در یک حالت فلج کامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یک صندلی چرخدار که فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش کار می کنند و بخصوص مغزش فعال است. یک مغز خارق العلده که دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند.

این اعجوبه مفلوج استیفن هاوکینگ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است که اکنون در دانشگاه معروف کمبریج همان کرسی استادی را در اختیار داردکه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن کاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا می کوشد تئوری معروف نسبیت را تکامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های کوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد که توجیه کننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا کهکشان های عظیم باشد.
اینشتین معتقد بود که چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری کرد اما توفیقی نیافت.
استیفن هاوکینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است که در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراکم که به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امکان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسکوپ ها یا هر وسیله دیگر تا کنون ممکن نبوده است. با وجود این استیفن هاوکینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شکل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلکه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با کیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش کیهان دست یافته است که در دانش فیزیک اختری و کیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشکیل خواهد داد.

کتاب جدید هاوکینگ در این زمینه که بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یک بمب صدا کرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش که براستی از کتاب او شگفتی بر انگیز تر است .

استیفن هاوکینگ در ۸ ژانویه ۱۹۴۲ در شهر دانشگاهی آکسفورد زاده شد و دوران کودکی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یک شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده کتاب های درسی مقید نمی کرد بلکه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از کلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در کتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یک زندگی ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب که عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می کرد. فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برلی بچه ها چنان عادی شده بود که تصور می کردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می کنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتکا به نفس در بچه ها ایجاد می کرد.

استیفن در ۱۷ سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز کرد و از همان زمان به فیزیک اختری و کیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی می یافت که به رمز و راز اختران و آغاز و انجام کیهان پی ببرد. سالهای دهه ۶۰ عصر طلایی کشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می کرد. بعلاوه استیفن از کودکی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به کسب معلومات بیشتر در فیزیک و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دکترا را در رشته کیهان شناسی آغاز کند اما . . .

استیون هاوکینگ - academist.ir

اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یکسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری که به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می کند بطوریکه بمرور توانایی هرگونه حرکتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.

نومیدی و اندوه عمیقی را که پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دکترا-رویای دانشمند شدن - کشف رمز و راز کیهان - همگی به صورت کارکاتورهایی در آمدند که در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا کاری بجز این از دستش بر نمی آمد که در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفکر و بی حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حکم می برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی کشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پیش بینی پزشکان درست از کار در بیاید و چه بسا که از نوع اشتباهات کتب درسی باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود که عد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود که در هر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد که با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشد کند. و بارور شود. باید به خداوند توکل داشت و از ناکامیهایی که پیش می آید خیزگاههایی برای کامیابی ساخت.

جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می کرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دکترای خود را بگیرد و کار مناسبی پیدا کند.

و او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالیکه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود که به پیش بینی دو سال پیش پزشکان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.

پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون ۶۱ سال داردو ظاهرا بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!

پیش بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دکمه های کامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد که اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می کند زیرا از سال ۱۹۸۵ قدرت تکلم خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد که مرکز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مرکز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یک شب که استیفن هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند که این خطر برای استیفن هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد

عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تکلم خود را از دست داد اما با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می کرد. کامپیوتر سخنگو را یک استاد آمریکایی کامپیوتر در کالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش کرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار کلمه است و هر بار که استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب کلمات و فشردن دکمه های کامپیوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار می کنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن که هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد که به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود که هرگز نسنجیده حرف نزند.

ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن که بوسیله آن رفت و آمد می کند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تکنولوژی است و با نیروی الکتریکی حرکت می کند. وی اتکای زیادی به ویلچر خود دارد چون علاوه بر حرکت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود. مثلا اگر در یک میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبک خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یک شخص مزاحم از دست بدهد در یک مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه کرده اند و به گفته خودش یکی از تاسف هایش این است که طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

یکی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف که به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت کودکانه اوست که بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیکه اجزای چهره اش بی حرکت و فاقد هرگونه واکنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند.

انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او بهیچوجه خودش را منزوی نکرده است. به کنسرت و پارک می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شرکت می کند. و سر به سر شاگردانش که همیشه او را سوال پیچ می کنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست که پاسخگویی را گاهی عمدا کش می دهد و در حالیکه پرسش کنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می کنند با یک کلمه بله یا نه از کامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد.

این اعجوبه فاقد تحرک عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا کنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن کرده است. همچنین در صدها کنفرانس و سمینار علمی شرکت کرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. که البته این سخنرانی ها قبلا در نوار ضبط و در روز کنفرانس پخش می شود.

استیون هاوکینگ - academist.ir

پرفروشترین کتاب علمی

از نکات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوکینگ یکی هم اینست که او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یک دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یکی از مهمترین انگیزه هایی بود که او را در مقابله با مشکلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت که بهترین امکانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم کند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم کم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یک دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه کفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه ۸۰ به فکر نوشتن کتاب افتاد و در سال ۱۹۸۸ کتاب معروف خود به نام ( تاریخ کوتاهی از زمان) را منتشر کرد.

در این کتاب که به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوکینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیک جدید و کیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی کرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنکه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج کند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در کتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این کتاب مزبور ۸ میلیون نسخه به فروش رفته و ۱۸۳ هفته در لیست ۱۰ کتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشکلات مادی استیفن را برای همیشه حل می کند.

کتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی که بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراکم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به کام می کشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراکم می رسد که هر سانتی متر مکعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است که نور و هیچگونه تشعشعی امکان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسکوپها این غولهای نامرئی را ردیابی کنیم.

اما استیفن هاوکینگ در کتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد که این اجرام بکلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را که از ستارگان دیگر جذب و بلع می کنند در مرحله نهایی تراکم به حالتی انفجار گونه از یک کانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست که بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند که طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می کنند. از کانال خروجی عناصر تازه در یک جهان نوزاد تزریق می شود که می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.

شاید سالها طول بکشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوکینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد که عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است که این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی کاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دکارت چون فکر می کند پس وجود دارد.

اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرک و تکلم یک سرمشق است . . . .

برای آن ها که با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .

برای آن ها که تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست کم می گیرند . . .

برای بدبین ها و منفی باف ها که در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف و ظلمانی می بینند . . . .

به سخن استیفن هاوکینگ : ( در آنسوی هر سیاهچاله سپید چشمه ای وجود دارد )


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است.
علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی كاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی كه یكی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف كسانی است كه ما آنها را درك كرده ایم. خدا نورانی كند ضریح او را.
در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذكره ای در هیئت را كه از تألیفات خود آن بزرگوار است قرائت كردم. پس او را اجل مختوم دریافت و خدای روح او را مقدس كناد. نصیرالدین زمانی پیش از سال ۶۱۱ در مقابل پیشروی مغولان به یكی از قلعه های ناصرالدین محتشم فرمانروای اسماعیلی پناه برد. این كار به وی امكان داد كه برخی از آثار مهم اخلاقی، منطقی، فلسفی و ریاضی خود از جمله مشهورترین كتابش «اخلاق ناصری» را به رشته تحریر درآورد. وقتی كه هولاكو به فرمانروایی اسماعیلیان در سال ۶۳۵ پایان داد طوسی را در خدمت خود نگاه داشت و به او اجازه داد كه رصدخانه بزرگی در مراغه احداث كند كه شروع آن از سال ۶۳۸ بود. برای كمك به رصد خانه علاوه كمكهای مالی دولت اوقاف سراسر كشور نیز در اختیار خواجه گذارده شده بود كه از عشر (یك دهم) آن جهت امر رصدخانه و خرید وسایل و اسباب و آلات و كتب استفاده می نمود در نزدیكی رصد خانه كتابخانه بزرگی ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند در جوار رصدخانه یك سرای عالی برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان.
این كارها مدت ۱۳ سال به طول انجامید تا اینكه ایلخان هلاكوی مغولی در سال ۶۶۳ درگذشت. لیكن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود اجازه نداد كه خللی در كار آنجا رخ دهد و كوشش بسیار نمود كه آن رصد خانه و كتابخانه از بین نرود.
قسمت اعظم ۱۵۰ رساله و نامه های طوسی به زبان عربی نوشته شده است. وسعت معلومات و نفوذ او با ابن سینا قابل قیاس است جز آنكه ابن سینا پزشك بهتری بود و طوسی ریاضیدان برتری. از پنج كتابی كه در زمینه منطق نوشته شده است اساس الاقتباس از همه مهمتر است. در ریاضیات تحریرهایی بر آثار آوتولوكوس، آرستاخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیكلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت. از جمله مهمترین آثار اصیل وی در حساب هندسه و مثلثات جوامع الحساب بالتخت و التراب، رساله الشافیه و اثر معروفش كتاب شكل القطاع است كه به نوشته های رگیومونتانوس اثر گذارده است.
معروفترین آثار نجومی وی زیج ایلخانی كه در سال ۶۵۰ نوشته شده می باشد و همچنین تذكره فی علم الهیئه است. كتاب تنسوق نامه و كتابهایی در زمینه اختربینی نیز نوشته است. احتمالاً برجسته ترین كار طوسی در ریاضیات در زمینه مثلثات بوده است در كشف القناع عن اسرار شكل القطاع، وی نخستین كسی بود كه مثلثات را بدون توسل به قضیه منلائوس یا نجوم توسعه بخشید و هم او بود كه برای نخستین بار قضیه جیوب را، كه رویداد برجسته ای در تاریخ ریاضیات است به روشنی بیان كرد. در نجوم تذكره فی علم الهیئه وی شاید كاملترین نقد بر نجوم بطلمیوسی در قرون وسطی و معرف تنها الگوی ریاضی جدید حركات سیارات است كه در نجوم قرون وسطی نوشته شده است.
این كتاب به احتمال زیاد از راه نوشته های منجمان بیزانسی به كوپرنیك اثر گذاشته است و همراه با كار شاگردان طوسی متضمن تمام تازه های نجومی كوپرنیكی است به استثنای فرضیه خورشید مركزی آن. نصیر الدین طوسی با اینكه سرو كارش بیشتر در سیاست و اجتماع بوده روشن ترین راه را كه برای رسیدن به جهان جاودانی نشان می دهد دیانت است. اگرچهت در تمام توشته های خود دم از استقلال و معرفت می زند اما آشكارا می گوید دانش تنها از ایمان و دین حاصل می شود و حقیقت دانش را دین میداند كه تسلی بخش جانها و روان بخش كالبدهای افسرده است. طوسی بیشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وی یك مؤسسه علمی در تاریخ علم به شمار می رود. كتاب تنسوق نامه او از لحاظ موضوع فقط در مقایسه با مشابهش یعنی كتاب بیرونی (كتاب الجماهر فی معرفت الجواهر) در درجه دوم اهمیت قرار دارد. طوسی یكی از پیشروترین فلاسفه اسلامی است كه تعیمات مشّائی ابن سینا را پس از آن كه در طول دو سده در محاق «كلام» قرار گرفته بودند احیاء كرد. او مظهر نخستین مرحله تركیب تدریجی مكتبهای مشّائی و اشراقی است.
اخلاق ناصری وی رایج ترین كتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است. تجرید العقاید او در كلام مبنای الهیات اصولی شیعه دوازده امامی است. طوسی احتمالاً بیش از هر فرد دیگر مایه احیای علوم اسلامی بوده است. گروهی خواجه را برهم زننده وحدت دو ملت عربی و اسلامی می پندارند و می گویند به دست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه وقایع و خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟ در سال ۶۷۲ هجری قمری نصیر الدین طوسی با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت كه بقایای كتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه بازگرداند اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ ۱۸ ذی الحجه سال ۶۷۲ هجری قمری در كاظمین نزدیك بغداد دار فانی را وداع گفت. نصیر الدین طوسی ستاره درخشانی بود كه در افق تاریك مغول درخشید و در هر شهری كه پاگذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخت و در آن دوره تاریك وجود چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز بود.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

نیکولاس کوپرنیک در نوزدهم سال ۱۴۷۳ در شهر تورن واقع در لهستان متولد شد و چون پدرش را از دست داده بود تربیت و پرورش او به دست عمویش انجام گرفت. عمویش که یکی از کشیشان بزرگ بود او را برای تحصیل به دانشگاه «کراکووی» فرستاد. کوپرنیک در بیست و سه سالگی برای تحصیل در رشته طب به دانشگاه «پادو» وارد شد و ضمناً در دانشگاه بولونی تحصیل نجوم می کرد. طولی نکشید که در اثر بروز استعداد خویش یک کرسی تدریس ریاضیات را به دست آورد. کوپرنیک در سن ۲۵ سالگی به شهر رم آمد. او در دانشگاه رم استاد اختر شناسی شد و به شاگردانش علوم آسمان شناسی نقل شده از دورانهای پیشین را که اخترشناس یونانی «بطلمیوس» حدود ۱۳۷۰ سال قبل از زمان او بنیان نهاده بود تدریس می کرد. در تصویر بطلمیوس از نظام عالم زمین مرکز عالم است و سیارات هر یک در دایره ای که شعاع آن فاصله سیاره تا زمین است به گرد زمین می چرخند. این نظریه پاکیزه و مرتب بود و می شد از آن برای محاسبات مداری سیاره ها نیزاستفاده کرد اما هرچه که بود نظریه ای غلط بود و باید هزار و هفتصد سال می گذشت و مشاهدات نجومی با دقت کافی امکانپذیر و انجام می شد تا زمینه به زیر سؤال رفتن آن فراهم می گردید. آغاز گر انقلاب علمی که سرانجام علم یونان را از تخت به زیر کشید نیکولاس کوپرنیک بود که با کار خود انسان اندیشگر را در مسیرخلاقیت بهتری قرار داد. براساس نظریه بطلمیوس عالم از شرق به غرب به دور زمین می گردد ولی کوپرنیک خود از آنچه که درس می داد ناراضی بود. بسیاری از چیزهایی که او مشاهده کرده بود با این فرضیه قابل توجیه و بیان نبود و خود فرضیه نیز دارای تضادها و تناقضهایی بود، مثلاً چرا ستارگان در مقایسه با ماه سریعتر حرکت می کردند تا در مقایسه با خورشید؟ چرا تعدادی از ستارگان به ظاهر حرکتی دورانی به دور آسمان داشتند؟ به همین جهت تصمیم گرفت کرسی استادی خود در دانشگاه را ترک کند تا بتواند عمیق تر و اصولی تر به پژوهش در دانش اخترشناسی بپردازد. او در سال ۱۵۰۱ پس از چند سال تحقیق در ایتالیا به وطن خود بازگشت و در آنجا به عنوان متولی کلیسای جامع شهر فرائن بورگ در پروسیا و دبیر و مشاور عمویش در منطقه «ارم لند» به کار پرداخت. او به عنوان کشیش کلیسای شهر مراسم مذهبی را رهبری می کرد و به عنوان پزشک به معالجه بیماران می پراخت. به عنوان یک مخترع یک سیستم سد بندی و ذخیره آب با یک آسیای آبران اختراع کرد که بوسیله آن آب آشامیدنی از یک رودخانه که در فاصله ۳ کیلومتری قرار داشت به داخل شهر هدایت می شد و بالاخره به عنوان ریاضیدان و حسابدار یک روش پولی سکه ای جدید برای پروسیای غربی و پادشاهی لهستان بنا نهاد. از آنجایی که نخستین تلسکوپ سالها پس از مرگ او اختراع شد مجبور بود برای پژوهش در زمینه حرکات اجرام آسمانی تنها به چشمان خود متکی باشد. او برای این کار دستور داد در اتاق مطالعه اش در برج کلیسا شکافهایی در سقف ایجاد کنند. او می توانست شبها مشاهده کند که ستارگان چگونه بر فراز این شکافها عبور می کنند. وی در سال ۱۵۰۷دریافت که اگر به جای زمین خورشید مرکز عالم فرض شود جداول نجومی موقعیت مکانی سیارات با دقت بس بهتری قابل محاسبه است. ترتیب جدیدی که کوپرنیک برای موقعیت سیارات بر پایه افزایش فاصله آنها تا خورشید در نظر گرفت- یعنی ترتیب: عطارد، زهره، زمین، ماه، مریخ، مشتری و زحل جای ترتیب قبلی در نظریه زمین مرکزی را گرفت. بنابر اصل پیشنهادی کوپرنیک چنانچه مدار گردش زمین به دور خورشید از مدارات مشتری و زحل تنگ تر باشد زمین متناوباً از آنها پیش افتاده، سبب می شود آن دو در آسمان شب در حال چرخش در جهت معکوس به نظر آیند. دیگر اینکه پدیده تقدیم اعتدالین را اینک می شد با فرض تکان خوردن زمین (لرزش خفیف شبیه لرزش ژله) حین چرخش به دور محور خود توضیح داد.
اعتدالین به هنگام عبور خورشید از صفحه مدار بر استوای زمین رخ می دهند و برابری طول شب و روز در سراسر کره زمین را سبب می شوند. اعتدال بهاری حوالی اول فروردین ماه و اعتدال پاییزی در حوالی آخر شهریور رخ می دهد. مشکل در آن زمان این بود که اعتدالین هر سال اندکی زودتر رخ می دادند و نظریه قدیمی بطلمیوس قادر به توضیح آن رویداد نبود. پیدایش فصول سال نیز اگر زمین در سال یکبار به دور خورشید می چرخید و محور آن با راستای قرار گرفتن خورشید زاویه می ساخت، بهتر قابل توضیح بود. کوپرنیک تقریباً چهل سال برای تکمیل پژوهشهای اخترشناسی خود وقت صرف کرد. با پایان یافتن پژوهشها ثابت کرد که تصویر جهانی بطلمیوس اشتباه است. خورشید و سایر ستارگان فقط در ظاهر به دور زمین می گردند. کوپرنیک ثابت کرد که در حقیقت این خورشید است که در مرکز جهان ما قرار دارد و زمین- مانند معدودی از اجرام آسمانی بزرگ دیگر که او مشاهده کرده بود- به دور خورشید در گردش است. او این سیاره ها را Planet نامید که از واژه ای یونانی به معنای مهاجر گرفته شده است که شامل سیاراتی است که پیش از این ذکر شد. کوپرنیک درباره ماه فرضیه بطلمیوس را تأیید می کرد و به این باور بود که ماه واقعاً به دور زمین می چرخد، در حالیکه زمین به دور خورشید می گردد و ماه به عنوان قمر زمین به همراه آن به دور خورشید می گردد. کوپرنیک تا اواخر عمر خود از چاپ کامل نظرات خارق العاده خویش خودداری کرد و تنها در سال ۱۵۴۳ بود که «گفتار درباره چرخش کرات سماوی» او انتشار یافت. افکار آماده در کتاب کوپرنیک بنیادی تر از آن بود که بتوان آنها را جدی گرفت. یک نسخه چاپ شده از آثارش درست قبل از مرگ در بستر بیماری به دست او رسید چون او در آن زمان بیش از هفتاد سال سن داشت و مفلوج و تقریباً نابینا بود بعید به نظر می رسید که موفق به دیدن این اثر بزرگ چاپی شده باشد، اثری که او برای خلق و ایجاد آن تمام عمرش را کار کرده بود. کوپرنیک در بیست و چهارم ماه مه سال ۱۵۴۳ هنگامی که فقط چند روزی از انتشار کتابش می گذشت وفات یافت. کوپرنیک بدون آنکه بداند چه خدمت ارزنده ای به جهان بشریت کرده است دار فانی را وداع گفت. سرانجام پس از گذشت یکصد و پنجاه سال از مرگش دانشمندان اندیشه های او را پذیرفتند. کوپرنیک امروزه بیش از چهار سده پس از مرگش، یکی از بزرگترین ها در قلمرو دانش به شمار می رود.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

لباچفسکی طرفدار شیوه تفکر مترقی بود. او از درک علمی هندسه دفاع می کرد و کوششهایی را که در جهت انتساب قوانین هندسه به عقل مطلق انجام می گرفت محکوم می کرد. او می گفت :
“ما در طبیعت تنها حرکت را می شناسیم، حرکتی که بدون آن هیچ احساسی ممکن نیست. بدین جهت همه مفاهیم دیگر و مثلا” مفاهیم هندسه به وسیله مغز ما و از خواص حرکت گرفته شده است.”

به همین جهت لباچفسکی با سرسختی و پیگیری این فکر را دنبال می کرد که : “مقدماتی از ریاضی که کوشش میشود از خود فکر و بدون ارتباط با عمل بدست آید برای ریاضیات بی فایده خواهد بود.”

لباچفسکی با متزلزل ساختن خلل ناپذیری اصول هندسه اقلیدسی ضربه سنگینی هم به فلسفه کانت وارد کرد. کانت معتقد بود که بررسی حقایق هندسی نتیجه تجربه انسان نیست، بلکه اشکال ذاتی و غیر قابل تغییر شناخت انسانی هستند و برای این نظریه خود از خلل ناپذیری اصول هندسه اقلیدس بعنوان نقطه اتکای اساسی استفاده می کرد.

اما برعکس برای لباچفسکی تجربه و عمل همواره راهنمای کشف حقایق بود. مثلا” او برای اینکه امکان وجود هندسه ای را که به وسیله خود او کشف شده بود با تحقیق تجربی تایید کند، اقدام به اندازگیری زاویه های مثلثی نمود که راسهای آن ستارگان آسمام بودند.

این طرز تفکر که تنها تجربه و عمل می تواند اطمینان به درستی نتیجه گیری های تئوریک را بوجود آورد از مشخصات جهان بینی لباچفسکی بود که برای او راهنمایی در جهت تحکیم رابطه علم و عمل بود.

او بیش از ۳۰ سال پرفسور دانشگاه قازان بود و حدود ۲۰ سال رئیس این دانشگاه و در یکی از سخنرانی های خود در سال ۱۸۲۸ بیان کرد که :

“این کوشش بیهوده که هر دانشی را تنها از مغز بیرون بکشید، رها کنید. از طبیعت سئوال کنید، طبیعت است که شامل همه حقایق است و به پرسشهای ما بطور صحیح و متقاعد کننده جواب می دهد.” هندسه نا اقلیدسی ، تلاشهای اولیه

نیکلای لوباچفسکی
نیکلای ایوانویچ لباچفسکی (Lobachevsky, Nikolay Ivanovich) از جمله اولین کسانی بود که قواعد هندسه اقلیدسی را که بیش از ۲۰۰۰ سال بر علوم مختلف ریاضی و فیزیک حاکم بود درهم شکست. کسی باورش نمی شد هنگامی که اروپا مرکز علم بود شخصی در گوشه ای از روسیه بتواند پایه های هندسه اقلیدسی را به لرزه در بیاورد و پایه های علم در قرن نوزدهم را پی ریزی کند.
خیال نداریم راجع به خود او صحبت کنیم بلکه می خواهیم بطور مختصر بیان کنیم که او چه کرد. در میان اصول هندسه اقلیدسی - که راجع به آنها در آینده صحبت خواهیم کرد - اصلی وجود دارد به اینصورت : “از هر نقطه خارج یک خط نمی توان بیش از یک خط موازی - در همان صفحه ای که خط و نقطه در آن قرار دارند - به موازات آن خط رسم کرد”.

در طول سالها این اصل اقلیدس مشکل بزرگی برای ریاضی دانان بود. چرا که ظاهری شبیه به قضیه داشت تا اصل. مقایسه کنید آنرا با این اصل اقلیدس که می گوید بین هر دو نقطه می توان یک خط راست کشید و یا اینکه همه زوایای قائمه با هم برابر هستند.

حقیقت آن است که بسیاری از ریاضی دانان سعی کردند که این اصل اقلیدس را اثبات کنند اما متاسفانه هرگز این امر ممکن نشد. حتی خیام در برخی مقالات خود سعی در اثبات این اصل کرد اما او نیز همانند سایرین به نتیجه نرسید.

لباچفسکی (۱۷۹۲ - ۱۸۵۶) نیز همانند بسیاری از دانشمندان علوم ریاضی سعی در اثبات این اصل کرد و هنگامی که به نتیجه مطلوب نرسید نزد خود به این فکر فرو رفت که این چه هندسه ای است که بر پایه چنین اصل بی اعتباری استوار شده است. اما لباچفسکی در کوشش بعدی خود سعی کرد تا رابطه میان هندسه و دنیای واقعی را پیدا کند.

او معتقد بود اگر نتوانیم از سایر اصول هندسه اقلیدسی این اصل را ثابت کنیم باید به فکر مجموعه اصول دیگری برای هندسه باشیم. اصولی که در دنیای واقعی حضور دارند. او پس از بررسی های بسیار چنین بیان کرد :

“از هر نقطه خارج یک خط می توان لااقل دو خط در همان صفحه به موازات خط رسم کرد”

هر چند پس از این فرض بنظر می رسید که وی در ادامه به تناقض های بسیاری خواهد رسید اما او توانست بر اساس همین فرض و مفروضات قبلی اقلیدس به مجموعه جدید از اصول هندسی برسد که حاوی هیچگونه تناقضی نباشد. او پایه های هندسه ای را بنا نهاد که بعدها کمک بسیار زیادی به فیزیک و مکانیک غیر نیوتنی نمود.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مایكل فارادی فرزند نعل بند فقیری است كه در بیست و دوم سپتامبر ۱۷۹۱ در انگلستان متولد شد. او به رغم آموزش رسمی كمی كه دیده بود ادیسون زمان خود شد. در سیزده سالگی در دكان صحافی به عنوان شاگرد مشغول كار شد و هنگام فراغت به مطالعه كتابهای موجود در دكان صحافی می پراخت. مطالعه یكی از تألیفات شیمی دان سوئیسی ژان مارسه او را به خط سیر علوم وارد نمود. فارادی از آن پس در كلاس سر همفری دیوی (شیمی دان مشهور) حاضر می شد و مقالاتی هم در این باره می نوشت و برای استاد می فرستاد. او با خودآموزی در علم تا آنجا پیش رفت كه برجسته ترین فیزیكدان آزمایشگر عصر خود شد.
در سال ۱۸۱۳ سر همفری دیوی او را به عنوان دستیار خود انتخاب نمود. در آغاز فارادی می بایست فقط كارهای جزئی و بی اهمیت از قبیل جارو كشیدن كف آزمایشگاه و تمیز كردن آزمایشگاه را انجام می داد ولی او همیشه چشم و گوشش را باز نگه می داشت و هرگاه فرصت دست می داد تجربیات آزمایشگاهی خود را انجام می داد. فارادی به مبحث الكتریسیته علاقه خاصی داشت. در آن زمان می دانستند كه هرگاه جریان های الكتریكی از میان مایعات خاصی عبور داده شوند جریان الكتریكی مایع را به عناصر تشكیل دهنده آن تجزیه می كند بنابراین مثلاً جریان الكتریكی می تواند آب را به دو ماده گازی شكل اكسیژن و هیدروژن تجزیه كند یا اگر مثلاً جریانی الكتریكی را از میان محلول نیترات نقره عبور دهند نقره خالص رسوب می كند. این فرایند را الكترولیز می نامند. فارادی در سال ۱۸۲۱ نخستین موتور الكتریكی (الكترو موتور) را ساخت. البته این هنوز موتوری بسیار ساده و ضعیف تر از آن بود كه بتواند كاری انجام دهد ولی به هر حال این موتور اختراع معركه ای بود كه روزی پی از بهینه سازی و تكامل ماشینهای پرقدرتی را برای هر خط كاری قابل تصوری به كار می انداخت. فارادی به این ترتیب توجه جهان علمی ان روز را به خود جلب كرد و در سال ۱۸۲۴ به عنوان استاد انجمن سلطنتی انگلستان در لندن برگزیده شد. دیوی نسبت به فارادی نظر خوبی نداشت و او را همان شاگرد فقیر سابق می دانست در صورتی كه در این هنگام فارادی مقامی همانند دیوی كسب نموده بود. فارادی درسال ۱۸۳۱ روندی را كه طی آن نخستین موتور الكتریكی را به كار انداخت به طور معكوس تجزیه كرد. در موتور الكتریكی او از الكتریسیته برای ایجاد حركت استفاده كرده بود. حال می خواست از حركت برای تولید الكتریسیته برای ایجاد حركت استفاده کند.

او زمانی به این فكر افتاد كه در حال انجام آزمایشهایی با آهنربا بو. آهن ربای فارادی از جنس آهن بود. نیروی مغناطیسی یا جاذبه آهنربا به طور نامرئی در فضای اطراف آهن ربا گسترده است كه این فضا را میدان مغناطیسی یا میدان نیرو می نامند. فارادی كشف كرد كه چگونه می توان برق تولید كرد. نخستین ژنراتور یا به عبارت دیگر مولد برق فارادی از یك صفحه مدور مسی تشكیل می شد كه میان دو انتهای یك آهن ربای نعل اسبی به وسیله محوری استقرار یافته بود و بوسیله یك اهرم حركت دستی چرخانده می شد. وقتی این صفحه مدور با سرعت در میدان مغناطیسی می چرخید جریان الكتریكی ایجاد می شد كه این جریان از طریق یك جفت سیم مسی به نقطه دلخواه هدایت می شد. فارادی در سالهای ۱۸۳۱ و ۱۸۳۲ اثر خود را كه شامل «الكتریسیته القایی» بود به جامعه پادشاهی داد و همین اثر بود كه نام او را در دنیای ابدی ساخت. شهرت او بیش از هرچیز به پاس كشف پدیده القاء الكترومغناطیسی است كه سبب توفیق وی در آن آزمایش مقدماتی هانس كریستین اورستد بود.
آن آزمایش نشان می داد كه عقربه قطب نمایی كه در مجاورت یك سیم حامل جریان برق واقع باشد از راستای خود منحرف میشود. فارادی دریافت كه در هر دو زمینه الكتریسیته و مغناطیس، خواص بوسیله نیروهایی كه در راستاهای نامرئی به نام راستای خطوط نیرو یا میدان اثر می كنند منتقل می شود. این كشف او آغازگر نظریه میدانها و در حكم برداشتن یك قدم در آن زمینه بود. كمك مهم فارادی به پیشرفت فیزیك جلب توجه دست اندركاران به میدان نامرئی نیرو بود كه امروزه از اهداف اصلی پژوهش در كلیه زمینه ها از ذرات درون هسته اتم گرفته تا فضاهای بین كهكشانی است. بررسی های الكتروشیمیایی فارادی نیز او را قانع ساخت كه ماده از اتم هایی مختلف الجنس با بار الكتریكی موازنه شده یعنی از اتمهایی كه دارای مقادیر برابری بار الكتریكی مثبت و منفی هستند درست شده است.
فارادی كه در زمان حیاتش از لحاظ علمی به درجه ای عالی رسیده بود مردی متواضع ، محجوب و ساده بود. او عنوان اشرافی بارون را كه به وی پیشنهاد كرده بودند نپذیرفت و گفته بود: چون این لقب چیزی به من نمی آموزد بنابراین مورد استفاده ام نخواهد بود. فارادی ایجاد كننده الكتروتكنیك در بیست و پنجم اوت ۱۸۶۷ در سن ۷۶ سالگی درگذشت.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

یوهان كپلر در ۱۶ ماه مه ۱۵۷۱ در وایل دراشتات آلمان متولد شد. دوران كودكی كپلر با فقر و تنگدستی و بدبختی توأم بود. كپلر برای تحصیل به مدرسه طلاب پروتستان رفت و در اثر هنر و استعدادی كه از خود نشان داد بوسیله استادانش روانه دانشگاه توبینگن شد. كپلر در سال ۱۵۹۴ به سمت معلم ریاضیات مدرسه شبانه روزی پروتستان در گراتز انتخاب شد. وی برای افزودن به درآمد ناچیز خود تقویمهای نجومی كه در میان سایر چیزها وضع هوا، سرنوشت شاهزاده ها، خطرات وقوع جنگ و قیام تركها را نیز پیش بینی می كرد، چاپ و منتشر می نمود.
شهرت وی در این زمینه ها به زودی پخش و سرانجام طالع بین امپراتور رودلف و اعضای برجسته دیگر دربار او شد و این روش منبع درآمد كپلر شده بود. از وی نقل شده است كه: «طالع بینی از گدایی بهتر است.» از سرزدن گهگاه او به عالم فالگیری كه بگذریم، یوهان كپلر كسی است كه جایگاه او در میان غولان است. او نخستین انسانی است كه با فراست رمز معماری منظومه شمسی را گشود و قوانینی برای حركت سیارات آن فرمول بندی كرد. كپلر در اثر مطالعات در علم نجوم با خود گفت چون به موجب هیئت كوپرنیك سیارات به دو خورشید دوایری طی می كنند بنابراین مجموعه تمام اوضاع مریخ كه بوسیله تیكو رصد شده است باید روی یك دایره فضایی قرار گیرد (تیكوبراهه نشان داد كه حركت سیارات كاملاً با نمایش و تصویر دایره های هم مركز وفق نمی دهد.
از آنجا كه تیكوبراهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازه گیری سرگرم بود هیچ كوششی برای تجزیه و تحلیل نتایج خود انجام نداد و این كار به یوهان كپلر كه در سال آخر زندگی تیكوبراهه دستیار وی بود واگذار شد). كپلر مسلح به این گنجینه معلومات و با ایمان به درستی نظریه كپرنیك كمر به كشف قوانین ریاضی حل كننده مسأله حركت سیارات بست. اطلاعات رصدی یاد شده در نظریه بزرگ خورشید مركزی كوپرنیك بطور كامل صدق نمی كرد و كپلر ناچار شد مدت ده سال از عمر خود را صبورانه وقف كار سخت بررسی عملی در حركت سیارات و قوانین ریاضی حاكم بر آنها كند. او همه این كارها را به تنهایی و بدون یاری گرفتن از كسی كرد و ارزش كار او به جز از سوی چند تن، درك نشد. كپلر در سال ۱۶۰۹ ناگهان به نیروی الهام متوجه حقیقت شد «ستاره مریخ روی مسیر بیرونی است». نبوغ كپلر با كشف بیضی بودن شكل حقیقی مسیر زمین به دور خورشید ظاهر شد كه پیش از آن یك دایره كامل دانسته و پذیرفته شده بود.
وقتی كپلر مسیر بیضی شكل سیاره را كشف كرد شروع به پیش بینی حركت آن نمود و گفت كه فلان وقت باید در فلان موضع قرار گیرد و همه جا ستاره را در رأس موعد در محل موعد مشاهده كرد. او آن نتیجه را از راه محاسبه رابطه موقعیت های مكانی زمین و مریخ و خورشید با یكدیگر گرفت زیرا داده های رصدی تنها در یك مسیر بیضی صدق می كردند. كپلر دی پی انجام آن كار دست به كار انجام محاسبات مربوط به حركت و مدار سیارات شناخته شده دیگر شد. دستاورد او در آن زمینه با در نظر گرفتن پیشرفت كم ریاضیات در آن زمان بسیار بزرگ و چشمگیر بود. وی علاوه بر كشف انطباق دقیق ارقام معلومات رصدی با بیضی بودن مدارها كشف كرد كه سرعت حركت هر سیاره به دور خورشید با فاصله آن از خورشید نسبت عكس دارد. در سال ۱۶۰۹ در كتاب (نجوم جدید) دو قانونی كه اولی نام او را ابدی ساخته ذكر نمود. این بار دیگر حركت دایره ای كه اینقدر در نظر بطلمیوس عزیز بوده اند به كلی از بین رفت و نجوم قدیم را همراه برد.
كپلر پس از چندین سال مطالعه در حركت سیارات در ۱۶۱سال  موفق به كشف قانون سوم خود شد. كپلر بر پایه آن یافته ها قوانین سه گانه زیر را درباره حركت سیارات بیان كرد:
۱- مدار حركت سیارات به گرد خورشید یك بیضی است كه خورشید در یكی از دو كانون آن قرار دارد.
۲- خط وصل كننده هر سیاره به خورشید در زمانهای مساوی مساحات مساوی جاروب می كند.
۳- مكعب فاصله متوسط هر سیاره تا خورشید با مربع زمان یك دور كامل گردش سیاره تناسب مستقیم دارد.
قانون دوم را می توان به صورت زیر نیز بیان كرد: زمانی كه سیاره در نقاط دور بیضی مسیر در حركت است فاصله تا خورشید زیادتر و سرعت حركت كمتر است. به تدریج كه سیاره به نقاط نزدیك بیضی مسیر می رسد فاصله تا خورشید كمتر و سرعت سیاره زیادتر می شود. این تغییر در سرعت سبب می شود كه سیاره چه به خورشید نزدیك و چه از آن دور باشد، مساحت درنوردیده اش در فضا در فواصل زمانی ثابت، ثابت می ماند. قانون سوم كپلر را هم می توان به این گونه بیان كرد: هرگاه فاصله متوسط هر سیاره تا خورشید به توان سه و زمان كامل شدن یك دور سیاره به توان دو رسانیده و نسبت اعداد حاصل تشكیل شود این نسبت همواره ثابت و برای تمام سیارات یكی است.
گذشته از این، كپلر نخستین بار اصل ماند (اصل جبر) را در مكانیك حدس زد كه بعدها بوسیله گالیله صورت تحقق یافت. كپلر در ۱۵ نوامبر سال ۱۶۳۱ در اطاق میخانه ای زندگی را بدرود گفت. كپلر به زودی پس از مرگ از خاطره ها رفت و هیچ كس آثار او را مطالعه نمی كرد ولی دوران افتخار او زمانی آغاز گردید كه نیوتن و لاپلاس شناخت شدند. او خود قبلاً در این خصوص چنین نوشته بود: «من كتاب خود را می نویسم، خواه خوانندگان آن مردان فعلی یا آیندگان باشند تفاوتی ندارد. این كتاب می تواند سالها انتظار خوانندگان واقعی خود را بكشد، مگر نه خداوند نیز شش هزار سال انتظار كشید تا تماشاگری برای آثار او پیدا شد.»



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

صبح یكی از روزهای ماه نوامبر ۱۷۱۷ ناله كودكی از داخل بسته ای در كنار كلیسای «سن ژان لورن» توجه زنی خیرخواه و نیكوكار را به خود جلب می نماید. زن نیكوكار كه زوجه شیشه بر فقیری به نام «روسو» بود كودك را به فرزندی خود قبول می كند. زن نیكوكار كودك را مانند فرزند خود تربیت می كند و كودك هم بعدها حق شناسی بی مانندی را درباره این مادر مبذول می دارد.
ولی مدتها بعد معلوم شد كه این كودك فرزند نامشروع زنی میهماندار به نام مادام «تنس» و یك افسر سوار نظام بنام ژنرال دتوس می باشد.
طولی نكشید كه دالامبر سر راهی بزرگ شد و دانشمند شهیری گردید ولی هیچ وقت مادر- خوانده خود را فراموش نكرد و به مادام تنس كه مایل بود او را پیش خود ببرد گفته بود كه: «شما فقط نامادری من هستید و مادر حقیقی من همان زن شیشه بر است.»
دالامبر بیشتر به واسطه پژوهشهایش در ریاضیات و مكانیك استدلالی و به عنوان ویراستار علمی دایره المعارف معروف است، او در معروفترین كتاب خود به نام «رساله درباره مكانیك» كه در سال ۱۷۴۳ منتشر شد سه قانون خود برای حركت را عرضه كرد. در مورد قانونهای اول و دوم یعنی قانون ماند و قانون متوازی الاضلاع حركت، استدلال دالامبر هندسی بود فقط در مورد قانون سوم پای فرضهای فیزیكی در میان است. این قانون به موضوع تعادل می پردازد و عبارت است از اصل بقای اندازه حركت در موقعیتهای برخورد.
دالامبر در این رساله نخستین بیان درباره آنچه را امروزه اصل دالامبر شناخته می شود ارائه می كند.
این اصل امروز در واقع بیش از آن كه اصل به شمار آید قاعده ای است برای كاربرد قوانین حركت كه در رساله بیان شده اند. می توان آن را چنین بیان كرد: در هر موقعیتی كه شییء در اثر مانعهایی از ادامه حركت ماندی عادی خود بازماند، حركت حاصل را می توان به دو مؤلفه تجزیه كرد: حركتی كه شیء عملاً انجام می دهد و حركتی كه مانعها آن را از بین می برند. دالامبر در سال ۱۷۴۴ رساله ای درباره تعادل و حركت سیالات انتشار داد و از اصل خود برای توصیف حركت سیالات استفاده كرد و به بررسی مسائل مهم جاری مكانیك سیالات پرداخت. كتاب دیگرش به نام «تفكراتی درباره علت كلی بادها» كه در سال ۱۷۴۷ منتشر شد، حاو نخستین كاربرد عمومی معادلات دیفرانسیل جزئی در فیزیك ریاضی بود در مقاله ای به سال ۱۷۴۷ معادله موجی برای نخستین بار در فیزیك ظاهر شد اما راه حل دالامبر اگرچه درست بود، كاملاً با پدیده های مشهود وفق نمی داد.
در كتاب «پژوهش درباره تقدیم اعتدالین و رقص محوری زمین» كه در سال ۱۷۴۹ نوشته شد. روش او در پرداختن به مسأله تقدیم اعتدالین شبیه به روش كلرو بود و به راه حلی دست یافت كه با حركت رصد شده زمین توافق بیشتری داشت. همچنین كتاب و رساله ای درباره نظریه جدید مقاومت سیالات كه در سال ۱۷۵۲ منتشر شد و در آن برای نخستین بار معادلات دیفرانسیل هیدرودینامیك بر حسب یك میدان بیان شده و باطلنما (پارادوكس) هیدرودینامیك مطرح گردیده بود، بحث و جدال بسیاری برانگیخت. فرهنگستان پروس در مسابقه ای كه این مطلب برای آن نوشته شده بود جایزه ای اعطا نكرد به این دلیل كه هیچ كس دلیلی تجربی در مورد این كار نظری ارائه نكرده بود. ادعا شده است كه اثر دالامبر اگرچه بهترین اثری بود كه به فرهنگستان رسیده بود، از خطا مصون نمانده بود. خود دالامبر محرومیت خویش را از جایزه نتیجه نفوذ اویلر می دانست و روابط میان این دو دانشمند كه قبلاً تیره شده بود، رو به وخامت بیشتری نهاد. افتخار توسعه مكانیك سیالات به گونه ای مختلف به هر دو شخص نسبت داده شده است. دالامبر پیشگفتار دایره المعارف را نوشت. این پیشگفتار از اسناد عمده عصر روشنگری و بیانیه فیلسوفان است.
مقاله های دالامبر در دایره المعارف از حوزه ریاضیات بسیار فراتر می رفت. دالامبر كه با همكاری «دیدرو» برای تهیه دایره المعارف اقدام كرده بود در سال ۱۷۵۸ همكاری با دایره المعارف را ترك گفت. وی در سال ۱۷۵۴ به عضویت آكادمی علوم فرانسه انتخاب شد. محصول علمی مهم دالامبر پس از سال ۱۷۶۰ كتاب «جزوه های ریاضی» او بود كه مشتمل بود بر راه حلهای جدید فراوانی برای مسائلی كه او قبلاً به آنها دست یازیده بود. دالامبر سرانجام در روز ۲۹ اكتبر ۱۷۸۳ در شصت و سه سالگی در پاریس درگذشت.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

نیلز هنریك دیوید بوهر در سال ۱۸۸۵ و در كپنهاك دانمارك به دنیا آمد. پدر او كریستیان بوهر استاد فیزیولوژی دانشگاه كپنهاك و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر یك خانواده یهودی دانماركی سرشناس در مراكز بانكی و پارلمانی بود. خانواده بوهر كلیسا رو نبودند ولی زن خانواده برخلاف یهودی بودنش توافق كرده بود كه بچه ها مسیحی بار آورده شوند. بوهر در سال ۱۹۰۳ در رشته فیزیك دانشگاه كپنهاك نام نویسی كرد. در دانشگاه نیلز با انجام آزمایشهایی درباره نیروی كشش سطحی آب و اندازه گیری آن نیرو خود را ممتاز كرد و توانست به پاس انجام آن كار مدال طلای آكادمی علوم و ادبیات دانمارك را به دست آورد. وی در سال ۱۹۱۱ با نوشتن تزی درباره نظریه الكترونی فلزات- كه تأكید آن بر نارسایی های فیزیك كلاسیك درتوضیح رفتار ماده در سطح اتمی بود- درجه دكترای خود را دریافت كرد. نوشتن آن تز آغاز تمركز اندیشه وی بر روی موضوع تحقیق بقیه دوره زندگی خود بود. بوهر در انگلستان پس از همكاری مختصری با ج.ج. تامسون در كمبریج رهسپار آزمایشگاه رادرفورد در منچستر شد. داشتن رابطه با رادرفورد سرمشق حیات علمی بعدی او شد. آن دو از همان نخستین ملاقات با یكدیگر دوست شدند و تا پایان عمر دوستانی نزدیك باقی ماندند. در واقع رادرفورد بود كه بوهر را به بالاترین تراز پژوهش در زمینه فیزیك آورد. بوهر كه در درك اهمیت نظری شگرف و ارزش انكشافی الگوی هسته ای اتم كه در سال ۱۹۱۰ توسط رادرفورد عرضه شده بود- ذهنی تند و تیز داشت از آن استفاده كرد تا نكات ریز را روشن سازد:
۱- خواص شیمیایی یك اتم از جمله جای آن در جدول تناوبی بستگی به آرایش الكترونهای آن دارد.
۲- خواص رادیواكتیو (پرتو زا) با هسته مرتبط است.
۳- ایزوتوپها متناظرند با اتمهایی كه دارای الكترونهای یكسان اما هسته های جرمی متفاوتند.
۴- فروپاشی پرتو زا بار هسته و در نتیجه تعداد الكترونها و هویت شیمیایی اتم را تغییر می دهد.
بوهر سپس به نحوه تعیین ماهیت دقیق رابطه میان عدد اتمی یك عنصر كه فشرده و خلاصه ای از رفتار شیمیایی آن به شمار می رود و تعداد الكترونهای موجود در اتم پی برد. بوهر در سال ۱۹۱۲ به دانمارك بازگشت و به سمت دانشیاری فیزیك دانشگاه كپنهاك منصوب شد. او پس از شكل گیری حرفه آینده اش در كپنهاك با مارگارت نورلند ازدواج كرد. ازدواج آن دو پیوندی محكم و پر از خوشبختی از آب در آمد و برای بوهر منبع مادام العمر وفاق و قوت شد. زن و شوهر شش فرزند پسر پیدا كردند كه چهارتن از آنها به سن بلوغ و بالاتر از آن رسیدند. بوهر در پی استقرار در كپنهاك به اندیشه درباره جنبه های نظری مدل اتم هسته دار رادرفورد ادامه داد. این مدل مانند منظومه شمسی بسیار كوچك با هسته ای در میان به مثابه خورشید و الكترونهایی در حال گردش به گرد آن به مثابه سیارات بود. فیزیكدانان آن را در در كل پذیرفته بودند اما در آن اشكال بزرگی هم كه امروزه آن را یك ناهنجاری می خوانند می دیدند. به موجب نظریه الكترومغناطیس ذره باردار و چرخانی مانند الكتروند باید در هر دور گردش مقداری انرژی به صورت تابش پخش و در نتیجه بخشی از انرژی خود را از دست بدهد. طبق تئوری در چنین حالتی دایره مسیر باید مارپیچ وار تنگ و تنگ تر شده الكترون سرانجام به درون هسته سقوط میكند اما این وضع پیش نیامده و الكترونها به داخل هسته فرو نمی ریزند و اتم به مدت نامحدود پایدار باقی می ماند. ناهنجاری بدین سان در این مغایرت رفتار الكترون با پیش بینی نظریه الكترومغناطیس بود.
بوهر برای یافتن توضیح مسأله شیوه تازه ای به كار برد و گفت: تئوری بی تئوری. الكترون تا زمانی كه به چرخش ادامه می دهد هیچ تابشی از خود به بیرون نمی فرستد. او این را در حالی می گفت كه نظریه و شواهد آزمایشگاهی، هر دو، نشان می دادند كه وقتی هیدروژن حرارت ببیند از خود نور تابش میكند و عقیده این بود كه آن نور از الكترون اتم هم تابش می شود. بوهر در سال ۱۹۱۳ با آن روش به تجسم ساختاری برای اتم دست یافت. بوهر در توضیح چگونگی رفتار الكترون از وجود رابطه جدیدی بین ماده و ور سخن به میان آورد و گفت كه الكترون در رفتن از مداری به مدار دیگر انرژی، بصورت بسته یا پیمانه هایی از انرژی تشعشعی جذب یا تابش می كند (چیزی كه امروزه فوتون یا كوآنتوم نور نامیده می شود). هرچه طول موج تابیده كمتر باشد انرژی فوتون آن بیشتر است.
هیدروژن سه خط طیفی روشن به رنگهای قرمز، سبز متمایل به آبی و آبی دارد. بوهر تشریح كرد كه این خطوط رنگی واضح طیف همان تابشهای اتم هیدروژن هستند. نور قرمز هنگامی تابش می شود كه الكترون از مدار سوم به مدار دوم بجهد و نور سبز متمایل به آبی مربوط به جهش الكترون از مدار چهارم به دوم است. در آغاز بسیاری از فیزیكدانان مسن تر از جمله ج.ج تامسون درباره درستی نظریه بوهر تردید كردند اما رادرفورد از حامیان آن شد بطوریكه نظریه جدید سرانجام پذیرفته شد. بوهر در سال ۱۹۱۳ سه مقاله درباره ساختار اتم منتشر كرد كه یكی از آنها مقاله «درباره ساختمان اتم و مولكول» بود. او سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۶ را در منچستر گذرانید و یكبار دیگر در آنجا تحت حمایت رادرفورد به كار پراخت. پس از آن در سال ۱۹۱۶ تصدی كرسی استادی فیزیك دانشگاه كپنهاك به او پیشنهاد شد. وی به قصد قبول آن به دانمارك بازگشت و تا پایان عمر مدیر آن مؤسسه باقی ماند.
فرهنگستان علوم سوئد در نوامبر سال ۱۹۲۲ جایزه فیزیك نوبل را به نیلز بوهر اعطاء كرد. او ششمین دانماركی و نخستین فیزیكدان دانماركی بود كه به دریافت آن نشان افتخار نائل می آمد. بوهر در دهه ۱۹۳۰ ضمن ادامه كار روی نظریه كوانتومی، سهمی نیز در پیشبرد زمینه جدید فیزیك هسته ای ادا كرد. برداشت او از هسته اتم كه وی آن را به قطره ای مایع تشبیه كرد، قدم مهمی در راه درك پدیده های هسته ای بسیار شد. مدل او به ویژه در درك نحوه شكافت هسته اتم كه در سال ۱۹۳۹ مشاهده شد نقشی كلیدی داشت. پس از جنگ جهانی دوم، بوهر كه بیشتر و به عبث كوشیده بود تا رهبران كشورهای متفق را به پذیرش نظرات خود در مورد پیشگامی بین المللی به منظور محدود ساختن خطرات جنگ هسته ای برانگیزد. در ماه ژوئن ۱۹۵۰ نامه سرگشاده ای خطاب به سازمان ملل متحد انتشار داد و درخواست خویش مبنی بر ایجاد یك «دنیای آزاد» را به عنوان پیش شرط صلح تكرار كرد. از جمله فعالیتهای علمی بعدی او نقش رهبرانه ای بود كه در سال ۱۹۵۵ در سازمان دادن به مؤسسه ای دانماركی برای استفاده سازنده از كار مایه هسته ای ایفا كرد. بوهر در سالهای پایانی عمر خود در عرصه دانش فیزیك بیشتر یك تماشاگر بود تا یك ایفا كننده نقش و با این حال هنوز در ایجاد یك جو اخلاقی قوی در جامعه اعمال نفوذ مهمی می كرد. او در دوره اشتغال به حرفه خود به دو نسل فیزیكدان اثر گذاشت، به روش برخورد آنها با مسائل علمی شكل داد و برای نشان دادن راه درست زیستن به انسان دانش پژوه الگویی از شخص خود ارائه داد. بوهر در ۱۸ نوامبر سال ۱۹۶۲ در سن هفتاد و هفت سالگی در كپنهاك درگذشت. وی شخصیت علمی بسیار محبوبی بود كه پس از مرگش جهان متمدن یكسر در سوگ فرو رفت. بوهر در سرتاسر زندگی حرفه ای ممتاز خود شخصیتی روحاً انسان دوست و عمیقاً بین المللی بود.



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ايزاك نيوتن در سال ۱۶۴۲ در انگلستان بدنيا آمد.پدرش دو ماه قبل از متولدشدنش درگذشته بود. زماني كه ايزاك ۳ ساله بود مادرش دوباره ازدواج كرد،واو نزد مادربزرگش باقي ماند. او علاقه اي به مزرعه خانوادگي نداشت،به همين جهت او براي تحصيل به دانشگاه كمبريج فرستاده شد.

ايزاك تنها چند ماه بعد ازمرگ گاليله متولد شد،يكي از بزرگترين دانشمندان تمام قرن ها. گاليله ثابت كرده بود كه اين سياره ها هستند كه به دور خورشيد مي چرخند و نه بدور زمين،آمطور كه عموم مردم مي انديشيدند. ايزاك نيوتن به دستاوردها و اكتشافات گاليله و ديگران بسيار علاقمند بود. ايزاك فكر مي كرد كه عالم هستي مثل ماشيني عمل مي كند كه قوانين كم و ساده اي بر آن حاكم است.

او همانند گاليله بر اين انديشه بود كه رياضيات راهي ست براي اثبات و بيان اين قوانين.نيوتن يكي از بزرگترين دانشمندان دنيا بود چون هم ايده و انديشه هاي خود را حفظ كرده بود و هم از انديشه هاي ديگر دانشمندان بهره ميگرفت تا تصويري از كاركرد عالم بدست آورد. ايزاك نحوه كار جهان را با رياضيات مي داد،او قوانين حركت و جاذبه را فرمولبندي كرد.اين قوانين فرمولهاي رياضي هايي هستندكه حركت اشيا هنگامي كه بر آنها نيرويي وارد ميشود را توضيح ميدهند.

هنگامي كه ايزاك به عنوان پروفسور رياضيات در دانشگاه تدريس مي كرد،مشهورترين كتابش،را منتشر كرد. او ۳ قانون مهم را در مورد حركت اشيا در اين كتاب آورده است. سپس او تئوري ها و نظراتش را در مورد جاذبه تشريح كرد.

جاذبه نيرويي است كه باعث ميشود اشيا به طرف زمين كشيده شوند. مثلا اگر مدادي از ميز به پايين سقوط كند بر روي كف اتاق مي افتد نه روي سقف.

ايزاك همچنين در اين كتابش از قوانينش استفاده كرد تا نشان دهد كه سيارات در يك مدار بيضوي شكل بدور خورشيد ميگردند نه مداري دايره اي نيوتن از سه قانون براي بيان حركت اجسام استفاده كرد. كه از آنها به قوانين نيوتن اسم برده ميشود.

قانون اول ميگويد كه جسمي كه نه كشيده شود و نه هل داده شود،همچنان باقي مي ماند ويا حركتش را برخط مستقيم با سرعت ثابت ادامه مي دهد.

فهميدن اين مطلب كه يك دوچرخه بدون اينكه كشيده شود ويا هل داده شود بدون حركت مي ماند ساده است،اما فهميدن اينكه جسمي بدون كمك به حركتش ادامه دهد مشكلتر به نظر مي رسد. دوباده به دوچرخه فكر كنيد، اگر كسي در هنگام دوچرخه راندن قبل از توقف دوچرخه ازآن پايين بپرد چه اتفاقي مي افتد؟ به حركتش ادامه ميدهد يا مي افتد.

تمايل يك جسم به بي حركت باقي ماندن وياادامه حركت در يك خط مستقيم با سرعت ثابت اينرسي خوانده ميشو د.

قانون دوم F=MA

نيرو = جرم شتاب بيان ميكند كه چگونه نيرويي بر جسمي عمل ميكند اگر شخصي سوار بر دوچرخه پدال آن را به جلو فشار دهد دوچرخه به سمت جلو ميرود،واگه شخصي دوچرخه را از پشت بگيرد و به جلو هل دهد شتاب دوچرخه افزايش مي يابد.اگر دوچرخه سوار ترمز را فشار بدهد از سرعتش بآرامي كم ميشود واگراو فرمان دوچرخه را به سمتي به گرداند،مسيرآن عوض خواهد شد.

قانون سوم مي گويداگر جسمي كشيده شود يا هل داده شود،همين جسم در مسيرمخالف به همان اندازه ميكشد و يا هل خواهد داد.

شخصي جعبه اي را بلند ميكند،براي اين كار نيرويي صرف كرده است جعبه سنگين است به اين دليل كه،همان مقدار نيرو را به دستهاي بلندكننده وارد ميكند. اين وزن از طريق پاهاي فرد به زمين منتقل ميشود،زمين هم به همان اندازه به پاهاي فرد نيرويي به سمت بالا وارد مي كند. اگر زمين نيروي كمي را به شخص وارد كند،شخص بلندكننده مي افتد. و اگر كف زمين نيروي زيادي وارد كند شخص به پرواز در خواهدآمد.

بيشتر مردم وقتي به نيوتن فكر ميكنند،اون رو زير يك درخت سيب در حال افتادن سيب مي بينند.زماني كه نيوتن سيب راهنگام افتادن ديد به فكر حركت خاصي افتادـجاذبه. نيوتن فهميد كه جاذبه نيروي جذب كننده اي ست بين دو جسم. او همچنين دانست كه اجسام با جرم بيشتر نيروي جاذبه بيشتري را اعمال مي كنند،يا به بيان ديگري اجسام كوچكتر را به سمت خود مي كشند.اين همان دليلي است كه سيب به خاطر آن به سمت زمين مي افتدبه جاي رفتن به هوا،واينكه چرا مردم در آسمان شناور نيستند ايزاك در مورد جاذبه وسيب انديشيد. او فكر مي كرد كه ممكن است جاذبه به زمين واشياي بر روي آن محدود نشود چه مي شوداگر جاذبه در ماه واطراف آن وجود داشته باشد؟ ايزاك نيرويي كه لازم بود تا ماه به دور زمين بگردد را محاسبه كرد.وسپس با نيرويي كه موجب افتادن سيب شده بود،مقايسه كرد.بعد از پذيرفتن اين واقعيت كه ماه بسيار از زمين دور است،و جرم بسيار بيشتري دارد،او متوجه شدكه نيروها مساوي است.ماه توسط نيروي جاذبه زمين به دور مدار زمين نگه داشته شده است محاسبات نيوتن درك مردم از عالم را تغيير داد.كسي تا آن زمان نمي توانست بگويد كه چرا سيارات در مداراتشان مانده اند؟. چه چيزي آنها را نگه داشته است؟ پنحاه سال قبل از اينكه نيوتن متولد شود تصور مردم براين بود كه سياره ها توسط سپرهاي نامرئي نگه داشته شده است.ايزاك ثابت كردكه آنها توسط جاذبه خورشيد نگه داشته شده اند.همچنين او نشان داد كه نيروي جاذبه به فاصله و جرم دو جسم بستگي دارد او اولين كسي نبود كه فهميد مدار سيارات حلقوي نمي باشد،بلكه بيشتر بيضوي شكل هستند.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

گاندی

«گاندی» عنوان کتابی است نوشته‌ی «جین رالس» که توسط انتشارات پنگوئن به زبانی
ساده و جذاب برای کودکان و نوجوانان خلاصه شده است. در ترجمه سعی کرده‌ام همین زبان
ساده و داستان‌گونه را حفظ کنم. پانوشت‌هایی که در آخر آمده است در متن اصلی نیست.
این پانوشت‌ها برای اطلاع بیشتر خوانندگان از عقاید و سلسله‌مراتب طبقات در هند از
سایت ویکی پدیا آورده شده است.

(۱۸۸۱-۱۸۶۹)

موهنداس کرمچند گاندهی(۱)، ‌سال ۱۸۶۹ در پورباندر در غرب هند متولد شد. بیشتر
هندی‌ها هندو(۲) هستند و خانواده‌ی او هم از این قائده مستثنا نبود. گاندی از یک
خانواده‌ی فقیر بود اما می‌توانست به مدرسه برود. او کتاب می‌خواند و با دوستانش در
کوچه بازی می‌کرد. گاندی از ورزش‌های مدرسه خوشش نمی‌آمد اما در عوض از
پیاده‌روی‌های طولانی لذت می‌برد. گاندی بعدها نوشت:"من وقتی جوان بودم بعضی وقت‌ها
کارهای بدی می‌کردم". یک روز مقداری پول از اتاق برادر بزرگ‌ترش برداشت. بعضی
وقت‌ها هم به حرف مادرش گوش نمی‌داد. مادرش همیشه به او می‌گفت" ‌هندوها هرگز گوشت
و ماهی نمی‌خورند و حیوانات را نمی‌کشند". اما دوست گاندی به او می‌گفت"انگلیسی‌ها
چون گوشت می‌خورند قوی هستند ‌و چون قوی‌اند حاکم هنداند. پس گاندی گوشت خورد،اما
به مادرش نگفت.
او یک زندگی معمولی با اشتباهات معمولی داشت. اما نباید فراموش کرد که او یک انسان
عادی نبود. او ماهاتما "روح بزرگ"،‌ و رهبر مردمش بود.
×
وقتی گاندی متولد شد، انگلیس کشوری قدرتمند و حاکم هند بود. اما چطوری این وضع پیش
آمده بود؟
سال۱۴۹۷ اولین اروپاییان با کشتی به هند وارد شدند. آنها پرتغالی بودند. هلندی‌ها،
‌انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها هم به دنبال آنها آمدند. در این زمان هند یک کشور نبود
بلکه حاکمان مختلفی هر کدام در گوشه‌ای بر آن حکومت می‌کردند.
سال ۱۶۰۰ انگلیسی‌ها کمپانی هند شرقی را درست کردند. آنها می‌خواستند کالاهایی از
هند بخرند. آنها به بعضی از حاکمان هند کمک کردند تا با حاکمان دیگر بجنگند و
همچنین با هلندی‌ها و فرانسوی‌‌ها در هند جنگیدند.
سال ۱۷۵۷ حاکم هند، ‌سراج‌الدوله با انگلیسی‌ها جنگ کرد. او هرچند از فرانسوی‌ها
کمک گرفت اما انگلیسها پیروز شدند.
سال ۱۸۱۸ کمپانی هند شرقی تقریبا حاکم هندوستان شده بود. لباس، ‌شکر و چیزهای دیگری
بوسیله‌ی کشتی از هند به انگلستان می‌رفت.
سال ۱۸۵۷ هندی‌ها در سراسر هند با انگلیسی‌ها جنگیدند. انگلیسها پیروز شدند، ‌اما
آنها کمپانی هند شرقی را تعطیل کردند. انگلیسی‌ها حاکم هند بودند. آنها هفتاد هزار
سرباز انگلیسی و صد و شصت هزار سرباز هندی داشتند.
سال ۱۸۹۹ در این زمان هند، ‌کانادا، استرالیا، هنگ‌کنگ، سنگاپور، جامایکا، ‌آفریقای
جنوبی و جاهای دیگری در آفریقا همگی جزء امپراتوری انگلستان بود. انگلیسی‌ها
کالاهای زیادی را خرید و فروش می‌کردند. آنها ثروت زیادی برای امپراتوری‌شان فراهم
کرده بودند.
سال ۱۹۰۰ تعداد زیادی از مردم انگلستان در هند به دنیا می‌آمدند و می‌مردند. در
واقع هند خانه‌ی آنها بود. البته آنها با هندی‌ها زندگی نمی‌کردند بلکه بر آنها
حکومت می‌کردند. هندی‌های ثروتمند برای تحصیل به انگلیس و هندی‌های فقیر برای کار
به جاهای دیگری در اروپا می‌رفتند.

(۱۹۱۵-۱۸۸۲)

موهنداس تنها سیزده سال داشت که والدینش برایش همسر انتخاب کردند. نام همسرش
کاستوربای(۳) بود. او هم سیزده سال داشت. در آن زمان‌ها، ‌اغلب هندوها وقتی که خیلی
جوان بودند ازدواج می‌کردند. موهنداس و کاستوربای اولین بچه‌شان را در سال ۱۸۸۶ به
دنیا آوردند.
گاندی در هجده سالگی به لندن رفت. طرز فکر مادرش شبیه او نبود، مادرش می‌گفت" او در
لندن چگونه می تواند هندوی خوبی باشد؟". بهرحال گاندی می‌خواست در رشته‌ی حقوق
تحصیل کند.
وقتی که برای اولین‌بار به لندن رفت، تصمیم گرفت مثل یک انگلیسی زندگی کند. او رقص
یادگرفت و لباس‌های اروپایی پوشید. اما احساس خوبی نداشت. او به کاستوربای و
بچه‌شان در هند فکر می‌کرد. انگلیسی او خوب نبود. گاندی غذاهای آنها را دوست نداشت
چون عمدتا گوشت بود. و بدتر اینکه مخارج زندگی در لندن بسیار سنگین بود.
او با خود می‌گفت" ‌من انگلیسی نیستم،‌ هندی‌ام، جای ارزانتری‌گیر خواهم آورد و با
پای پیاده رفت و آمد می‌کنم تا بتوانم با پول کمتری زندگی کنم" در کل او از این وضع
راضی بود؛ سه سال در کالج به شدت درست خواند، بعد به هند برگشت. او وکیل شده بود.
نخستین شغل مهم گاندی در آفریقای جنوبی در زمینه‌ی حقوق بود. در سال ۱۸۹۳ با کشتی
از بمبئی به دوربان(۴) رفت. او به خاطر ترک کردن دوباره‌ی کاستوربای ناراحت بود.
اما این دوری تنها برای یک سال بود و در این مدت گاندی با جدیت کار می‌کرد.
آفریقای جنوبی نیز زیرسلطه‌ی انگلیس بود. هندی‌های زیادی در آنجا زندگی می‌کردند،
اما انگلیسی‌ها از آنها خوششان نمی‌آمد. انگلیسی‌ها آنهارا «رنگین پوست»(۵) صدا
می‌کردند. آنها قانون‌های متفاوتی برای هندی‌ها و سیاه‌پوستان آفریقایی گذاشته
بودند.
گاندی یک ماه بعد به آفریقای جنوبی رسید. او تا اندازه‌ای خوشحال بود چونکه احساس
می‌کرد این موقعیت او را تغییر می‌دهد.
در یکی از غروب‌های سال ۱۸۹۳ گاندی با قطار از دوربان به پرتوریا(۶) می‌رفت. او در
قسمت درجه یک قطار بود. قطار در پترماریتزبورگ(۷) در ناتال توقف کرد. مرد سفید
پوستی سوار قطار شد و گاندی را دید.
مرد سفید پوست به گاندی گفت :"برو بیرون از اینجا. رنگین پوست‌ها نمی‌توانند در
اینجا باشند".
گاندی اعتراض کرد که" اما من بلیط درجه یک دارم، ‌من حقوقدانم. در لندن من همیشه در
درجه یک می‌نشستم".
مرد سفید پوست گفت:" در آفریقای جنوبی حقوقدان‌ها رنگین پوست نیستند" و پلیس را صدا
زد.
پلیس خطاب به گاندی گفت"یا به درجه سه برو یا اینکه از قطار پیاده شو".
گاندی تکان نخورد، ‌بنابرین پلیس او را همراه کیفش از قطار بیرون انداخت. گاندی شب
را در ایستگاه پترماریتزبورگ گذراند. شب طولانی و سردی بود. به مرد سفید پوست فکر
می‌کرد. آنها هر دو انسان بودند تنها رنگ پوستشان متفاوت بود. گاندی ساعت‌ها فکر
کرد: دو راه پیش رو دارم یک اینکه به هند برگردم و دیگری اینجا بمانم و مبارزه کنم،
‌من می‌توانم به هندی‌های اینجا کمک کنم.گاندی بیست سال در آفریقای جنوبی ماند.
گاندی در ۱۸۹۶ خانواده‌اش را به آفریقای جنوبی آورد. او کتاب‌های زیادی
خواند.می‌خواست افکار و عقاید جدیدی را یاد بگیرد، می‌خواست همه چیز را تغییر دهد.
کتاب‌های مقدس مسلمان‌ها، ‌مسیحی‌ها و هندوها ـ قرآن، انجیل و باگاوادگیتا(۸) را
می‌خواند. او افلاطون، ‌تولستوی و جان راسکین(۹) را به انگلیسی می‌خواند. راسکین
گفته بود "یک زندگی خوب، یک زندگی ساده است؛ کار سخت برای روان‌هایمان خوب است.
مردم تنها چیزهایی را که دیگران دارند می‌خواهند". هنگامی که گاندی از یک فکر خوشش
می‌آمد، ‌از آن پیروی می‌کرد. او این افکار را دوست داشت چون زندگی‌اش را تغییر
می‌داد. در ۱۹۰۴ او نخستین آشرام(۱۰)‌اش را در نزدیکی دوربان ساخت. هندی‌های زیادی
در آفریقای جنوبی در ناتال و ترانسوال(۱۱) زندگی می‌کردند. آنها در مزرعه‌های شکر و
قهوه کار می‌کردند. بعضی از هندی‌های ثروتمند شرکت‌های تجاری داشتند اما بیشتر،
هندی‌های فقیر بودند. گاندی پی برد که"ما هرگز با سفید پوستان یکسان نیستیم، اما
می‌توانیم بعضی چیزها راتغییر دهیم"،‌ گاندی انتشار روزنامه‌ای را برای هندی‌ها
آغاز کرد.
زمانی پیش آمد که همه چیز بدتر شد. در ۱۹۰۷ قانون جدیدی در ترانسوال وضع شد که به
موجب آن هندی‌ها مجبور بودند کارت‌شناسایی جدیدی با خود داشته باشند. پلیس آفریقای
جنوبی می‌توانست به خانه‌ی هندی‌ها برود و از آنها کارتشان را بخواهد. هندی‌های
بدون کارت به زندان می‌افتادند. این قانون جدید به"قانون سیاه" معروف شد. این قانون
به گاندی ایده‌ی جدیدی داد.
گاندی تمام هندی‌ها را به جلسه‌ای فراخواند. پلیس هم حضور داشت. در مقابل پلیس،
‌گاندی کارتش را در آتش انداخت. پلیس او را دستگیر و به زندان انداخت. گاندی خود
خواسته بود به زندان برود؛ ایده‌ی جدید او، ‌مبارزه‌ی منفی بود. او می‌گفت:"ما به
این قانون می‌گویم «نه»، ‌اما ما هرگز مرتکب خشونت نمی‌شویم. ما بر حق‌ایم و آنها
در اشتباه‌اند. بر حق بودن به ما قدرت می‌دهد".
قوانین بعدی سخت‌تر شدند. طبق این قوانین جدید، ‌تنها مسیحی‌ها می‌توانستند در
آفریقای جنوبی ازدواج کنند. مسلمان‌ها و هندوها حق ازدواج نداشتند. بیشتر هندی‌ها
یا هندو بودند یا مسلمان. همچنین کارگران هندی نمی‌توانستند آزادانه در آفریقای
جنوبی رفت و آمد کنند.
هنگامی که گاندی از زندان بیرون آمد، ‌شروع به مبارزه‌ی منفی دیگری کرد. در اکتبر
۱۹۱۳ او به همراه هزاران هندی دیگر از ناتال تا ترانسوال راهپیمایی کردند. آنها
بدون کفش راهپیمایی می‌کردند و تنها نان و شکر می‌خوردند. پلیس راهپیمایی را متوقف
کرد و گاندی دوباره به زندان افتاد. همچنین تعداد زیادی هندی دیگر به زندان رفتند.
آدم‌های زیادی دست از کار کشیدند. پلیس آفریقای جنوبی هندی‌ها را می‌زد اما هندی‌ها
دست از مبارزه‌شان بر نمی‌داشتند.
گاندی و جنبش عدم خشونت مشهور شدند. عکس گاندی به خاطر مبارزه‌ی منفی‌اش درآفریقای
جنوبی در روزنامه‌های هند چاپ شده بود. جهان منتظر بود. مبارزه همچنان ادامه داشت.
سر انجام در ۱۹۱۴ قوانین آفریقای جنوبی تغیر کرد. همه می‌توانستند ازدواج کنند.
گاندی حالا به موضوع استقلال هند توجه کرده بود. او فکر می‌کرد"من در خانه بیشتر از
این می‌توانم کار انجام بدهم"‌. به همراه کاستوربای و بچه‌هایش ـ حالا چهار بچه -
در جولای ۱۹۱۴ جوهانسبورگ(۱۲) را ترک کرد. نخست آنها به انگلیس رفتند. گاندی چهل و
پنج سال داشت. یک ماه بعد جنگ جهانی اول شروع شد(۱۹۱۴-۱۸).

(۱۹۱۹- ۱۹۱۵)‌

گاندی و کاستوربای در ۱۹۱۵ به هند بازگشتند. مردم زیادی برای استقبال آنها به بندر
آمده بودند و نام گاندی را فریاد می‌زدند. مردم مردی کوچک،‌ لاغر و ساده را دیدند
که لباس هندی پوشیده بود. حاکمان هند همیشه لباس‌های گران‌قیمت اروپایی می‌پوشیدند.
آنها پرسیدند"آیا این مرد کوتاه قد با این لباس‌ها گاندی است؟!!
گاندی در کشورش مشهور بود، اما کشورش را خیلی خوب نمی‌شناخت. زمانی یکی از معلمانش
در هند به او گفته بود" برو و هند را کشف کن! گوش بده اما حرف نزن. یادبگیر!"
گاندی به منطقه‌های مختلفی در هند رفت و با هزاران نفر از مردم عادی ملاقات کرد. او
با قطار به جاهای مختلفی می‌رفت و چون ماجرای آفریقای جنوبی را به یاد می‌آورد
همیشه در کابین درجه سه می‌نشست!
"تاگور" مرد روحانی و نویسنده‌ی مشهور هندی مدرسه‌ای داشت. گاندی او را در ۱۹۱۵ در
مدرسه ملاقات کرد. دانش‌آموزان موسیقی می‌نواختند و می‌رقصیدند. آنها گل‌ها را به
خودشان آویزان کرده بودن و زیاد کار نمی‌کردند. زندگی در مدرسه زیبا بود. تاگور لقب
جدیدی به گاندی داد، ‌یک نام جدید - "‌ماهاتما گاندی".
گاندی بعد از یک سال از وردش به هند تصمیم گرفت با حاکمان هندی آنجا صحبت کند. او
به آنها گفت:"لباس‌های هندی بپوشید و برای هندی‌ها شغل فراهم کنید. با مردم عادی
نشست و برخاست داشته باشد و به زبان هندی حرف بزنید نه به زبان انگلیسی، چرا که
مردم عادی انگلیسی را متوجه نمی‌شوند. این مردم در این کشور زندگی می‌کنند، ‌آنها
فقیرند و نمی‌توانند به مدرسه بروند. ما باید این وضع را عوض کنیم و برای این کار
در درجه‌ی اول باید بیشتر مردم را بفهمیم و بشناسیم.
گاندی شروع به ساختن آشرامی در نزدیکی سبارماتی(۱۳) نزدیک به احمدآباد کرد. هزینه‌ی
آشرام از طرف خانواده‌های ثروتمند بمبئی و احمدآباد تامیین می‌شد. برای شروع سی نفر
در آن زندگی کردند اما بعد، ‌تعداد آنها به ۲۳۰ نفر رسید. گاندی می‌خواست راه زندگی
ساده‌ی بدون ماشین را به مردم هند نشان دهد.
هندوهای زیادی در هند وجود داشت اما همه آنها در یک رده نبودند. در آنجا طبقات
متفاوتی وجود داشت(۱۴). در طبقه‌ی بالا روحانیون، سپس نظامیان و بعد نوبت به
کشاورزان می‌رسید- طبقه‌ای که گاندی در آن بود. "نجس(۱۵)"‌ها در پایین‌ترین طبقه
بودند. هندوها با نجس‌ها حرف نمی‌زدند .
گاندی خانواده‌ای از نجس‌ها را به آشرام دعوت کرد و به آنها گفت" بیاید با ما زندگی
کنید ما فرزندان شما را مانند فرزندان خودمان دوست داریم"‌. اما کاستوربای از این
وضع خوشنود نبود، ‌او به گاندی گفت"‌یا آنها باید بروند یا من می‌روم"‌. گاندی برای
کاستوربای توضیح داد که ما همه فرزندان خداوند هستیم، ‌زندگی برای نجس‌ها در هند
مانند زندگی هندی‌ها در آفریقای جنوبی ناگوار است، ‌ما حداقل می‌توانیم زندگی آنها
را تغییر دهیم. حالا اگر قانع نشدی برو! اما کاستور بای پیش گاندی ماند.
مبارزه‌ی گاندی برای چیزهای زیادی در زندگی‌اش بود. او در هند پنج چیز می‌خواست:
‌پایان دشمنی بین هندو و مسلمان، حق برابری نجس‌ها با دیگر هندوها، حق برابری زن و
مرد، پوشیدن لباس هندی برای هندی‌ها، استقلال هند از حاکمیت انگلیس.

(۱۹۱۹-۱۹۲۲)‌

سربازان هندی زیادی برای انگلیس در جنگ جهانی اول جنگیدند و جانشان را دادند. وقتی
در ۱۹۱۸ جنگ به پایان رسید، ‌رهبران هند با خود گفتند:"حالا که اوضاع جهانی تغییر
کرده است انگلیسی‌ها آنچه را که حق ماست بهمان پس می‌دهند". اما آنها در اشتباه
بودند. در ۱۹۱۹ انگلیسی‌ها قوانین بدتری را برای هندی‌ها وضع کردند.
آنها به مردم گفتند" ‌هند هرگز نمی‌تواند استقلال بگیرد!" اما گاندی در جواب گفت:
‌هیچ چیزی غیرممکن نیست. او به این مسئله بسیار فکر کرد. یک روز صبح با ایده‌ی
جدیدی از خواب بیدار شد:" امروز کار تعصیل"‌. به دلیل این تعطیلی همه در
خانه‌هایشان ماندند. فروشگاه‌ها، ‌مدرسه‌ها و ادارهها بسته شدند و قطارها از حرکت
باز ماندند.
گاندی همه‌ی هند را به این تعطیل کاری فرا خواند و مردم هم به استقبال آن رفتند.
آنها احساس قدرت می‌کردند. همه چیز برای ۲۴ ساعت متوقف شد. اما خشونت‌هایی اتفاق
افتاد؛ بعضی از مردم برای مبارزه‌ی منفی آمادگی نداشتند.
پلیس در شهرک آمریتسار(۱۶) در پنجاب خواست اعتصاب را متوقف کند. آنها دو رهبر هندی
را در ۱۱ آوریل ۱۹۱۹ در زندان شکنجه دادند. مردم تحریک شده بودند. آنها در
خیابان‌ها راه افتادند و دو کارمند بانک انگلیسی کشتند. وقتی"دیر"(۱۷) فرمانده‌ی
انگلیسی در پنجاب،‌ این موضوع را شنید به شدت عصبانی شد. او در ۱۲ آوریل دستور
داد:"‌متینگ در آمریتسار ممنوع است؛ ‌نه متینگ، ‌نه اعتصاب و نه راهپیمایی نباید
برپا شود"‌. اما در آمریتسار کسی به حرف‌های او توجهی نکرد. یک روز سیاه در تاریخ
هند انگلیس در پی‌آمد.
هندی‌های زیادی در آمریتسار به متینگی در یکی از باغهای شهر رفتند. مردی بعدها به
خاطر آورد که:
"‌آیا جالیانوالا بیگ(۱۸) در آمریتسار را می‌شناسید است؟ ما اغلب به آنجا می‌رویم.
باغی است با دیوارها و ساختمان‌هایی که اطراف آن را احاطه کرده‌اند‌. در آنجا تنها
یک جاده‌ی باریک از باغ می‌گذرد و چند تا در که آن روز باز نبودند.
۱۳ آوریل تقریبا بیست هزار نفر از ما در آنجا بودیم. من هم همراه برادرم رفته بودم
. مردی که روی جعبه‌ای ایستاده بود درباره‌ی مبارزه شروع کرد به سخنرانی کردن.
در این هنگام «دیر» همراه با صد سرباز وارد میدان شد. همه سکوت کردند. اوایل مردم
به آرامی از طرفی به طرف دیگر می‌رفتند ولی بعد حرکتشان را سریع کردند.
ناگهان تیراندازی شروع شد. تیرهای آنها هوایی نبود بلکه به طرف ما تیراندازی
می‌کردند. مرد و زن فریاد می‌کشیدند، همه می‌دویدند، ‌بچه‌ها گریه می‌کردند و
خیلی‌ها به زمین می‌خوردند. من می‌خواستم از میدان فرار کنم اما حصارها بلند بودند.
هیچ کس نمی‌توانست درها را باز کند. برادرم از روی پشت من بالا رفت تا بتواند از
روی حصار بپرد ولی آنها او را با تیر زدند. هیچ وقت آن حادثه‌ها را فراموش نمی‌کنم.
سربازان «دیر» هزار و پانصد و شانزده مرد و زن را در ده دقیقه به گلوله بستند. آنها
سیصد و هفتاد و نه نفر را به قتل رساندند. دیر گفت:" من می‌خواستم به هندی‌ها درس
عبرتی بدهم".
گاندی بعد از ماجرای آمریتسار گفت:"‌ ما با اینها کاری نخواهیم کرد". در ۱۹۲۰ او
مبارزه‌ی منفی جدیدی را شروع کرد. به اطراف هند رفت و با مردم حرف زد. او می‌گفت:"
در حالی که ما می‌توانیم لباس‌های خودمان را درست کنیم نباید لباس‌های انگلیسی
بپوشیم. ما به شغل‌های زیادی نیاز داریم". مردم لباس‌های انگلیسی‌شان را از تن
درآوردند و همگی با هم آن را در آتش برزگی انداختند.
مردم هیجان زده شده بودند. آنها فکر می‌کردند"‌چیزی رخ خواهد داد"‌. ۱۹۲۲ در شهر
کوچک چاوری چاورا(۱۹) در شرق هند راهپیمایی شده بود.راهپیمایی به آرامی شروع شد ولی
پلیس از پشت شروع به زدن مردم کرد. مردم به عقب دویدند و پلیس‌ها را کشتند. گاندی
خبر آن را سه روز بعد شنید. او نمی‌خواست این اتفاق بیفتد بنابراین موقتا مبارزه را
متوقف کرد. انگلیس‌ها در هند و لندن از گاندی و مبارزه‌ی منفی او ناخرسند بودند".
آنها فکر می‌کردند که گاندی منتظر فرصت است و زمانی که همه چیز مهیا شد از خشوت هم
استفاده خواهد کرد".
آنها در مارس ۱۹۲۲ دوباره گاندی را به زندان فرستادند. گاندی زیاد از زندان بدش
نمی‌آمد چون می‌توانست در آنجا بدون دردسر فکر کند و بنویسد. دو سال در زندان ماند.

(۱۹۲۷- ۱۹۲۳)
در این زمان تعداد زیادی هندو و مسلمان در هند زندگی می‌کردند. آنها مشکل عمده‌ای
در روستا با هم نداشتند، اما در شهرها اختلافات زیاد بود. جمعیت شهرهای هند خیلی
زیاد بود. مردم عمدتا بیکار بودند و بیشتر بچه‌ها نمی‌توانستند به مدرسه بروند.
وقتی آدم به مدت طولانی در زیر آفتاب تابستان هند باشد کلافه و تحریک می‌شود. اغلب
بین هندوها و مسلمانان جنگ در می‌گرفت.
انگلیسی‌ها می‌دانستند نفرت هندوها و مسلمان ها از همدیگر کار را برای آنها آسان
می‌کند. آنها عمدا شغل‌های بهتری را به مسلمانان می‌دادند و همین هندوها را عصبانی
می‌کرد. گاندی به هندوها می‌گفت" شما باید با مسلمان‌ها کار کنید. آنها برادران شما
هستند. ما از یک خانواده‌ایم" ،‌ اما در ۱۹۲۴ جنگی بدتر اتفاق افتاد.
گاندی روزه گرفتن را آغاز کرد. او گفت:" ‌تا زمانی که جنگ متوقف نشود لب به غذا
نخواهم زد". در بیست و یکمین روز روزه،‌ رهبران هندوها و مسلمانان پیش او
رفتند.آنها به گاندی گفتند:"‌خواهش می‌کنیم روزه‌ات را تمام کن، ما با همدیگر جنگ
نمی‌کنیم. گاندی پیروز شد.
او باز به اطراف هند رفت و با هزاران نفر صحبت کرد. اغلب در یک روز به متینگ‌های
متعددی در مناطق مختلفی می‌رفت. مردم گاندی را دوست داشتند چونکه او ماهاتما- روح
هند ـ بود. معمولا همیشه خسته بود،کم می‌خورد و سخت کار می‌کرد. به همین خاطر برای
یک سال - ۱۹۲۶- متینگ‌هایش را تعطیل کرد. گاندی در خانه‌اش در آشرامی سابارماتی
ماند.
نویسنده‌ای از روزنامه به آشرام آمد. خواننده‌های او می‌خواستند بدانند که در آشرام
چه می‌گذرد. او از یکی از دوستان گاندی سوالاتی پرسید:
آیا زندگی در آشرام سخت است؟
- روز از چهار و نیم صبح شروع می‌شود. تا ساعت پنج، ما دست و صورت‌مان را می شوریم
و لباس‌هایمان را مرتب می‌کنیم. بعد برای نیم ساعت نیایش می‌کنیم و کتاب‌های آسمانی
می‌خوانیم. بعد از آنها نوبت صبحانه است.
شما برای صبحانه چه می‌خورید؟
- معمولا میوه. بعد از صبحانه در مزرعه شروع به کار می‌کنیم. آب می‌کشیم، ‌آشپزی
می‌کنیم، نخ می‌ریسیم. ما لباس‌هایمان را شسته و تمیز می‌کنیم. همگی کار می‌کنند.

آیا شما برای مطالعه وقت دارید؟
- بله، ‌ما صبح‌ها دو ساعت و بعد از ظهر سه ساعت به مدرسه می‌رویم.
چه می‌خوانید؟
- زبانهای مختلف. ما زبان‌های هندی یاد می‌گیریم – گوجاراتی، ‌هندی‌، تامیل، و زبان
قدیمی سانسکریت.
بچه‌های زیادی اینجا هستند،‌آیا آنها راضی و خوشحالند؟
- بچه‌ها عاشق اینجا هستند. آنها گاندی را دوست دارند و گاندی هم آنها را. گاندی هر
روز با بچه‌ها بازی می‌کند. آنها همیشه با گاندی هستند.
بازدیدکننده‌های زیادی به اینجا می‌آیند؟
- آه، ‌بله، ‌ما بازدیدکنندگان زیادی داریم. آنها از کشورهای مختلفی می‌آیند.
همه‌شان می‌خواهند گاندی را ببینند. آنها می‌توانند هر سر شب بیایند. ما ساعت ۱۰
می‌خوابیم.

قوانین آشرام گاندی

۱- همیشه باید راستگو باشیم
۲- هرگز هیچ انسان و حیوانی را نکشیم و آسیب نرسانیم
۳- تنها زمانی می‌خوریم که گرسنه‌مان باشد
۴- خیلی از چیزها را نیاز نداریم
۵- تنها لباس هندی می‌پوشیم
۶- از هیچ چیز نمی‌ترسیم
۷- به زبان هندی صحبت می‌کنیم
۸- هیچ کس نجس نیست

(۱۹۳۲-۱۹۲۸)

گاندی، ‌جواهر لعل نهرو و محمدعلی جیناح، سه رهبر اصلی هند بودند. نهرو به گاندی
خیلی نزدیک بود وگاندی را به شدت دوست داشت. او لباس‌های هندی می‌پوشید و زندگی
ساده‌ای داشت. جیناح رهبر مسلمان‌ها بود. او با گاندی خیلی متفاوت بود. جیناح به
روش اروپایی زندگی می‌کرد و عقایدش شبیه گاندی نبود. او هرگز گاندی را ماهاتما صدا
نمی‌کرد.
این سه رهبر در ۱۹۲۸ سردمداران انگلیسی را ملاقات کردند. آنها می‌خواستند در باره‌ی
استقلال حرف بزنند. اما انگلیسی‌ها برای استقلال آماده نبودند – آنها می‌خواستند در
هند بمانند.
گاندی گفت"‌بایدکار بزرگی انجام بدهیم"‌. او برای مدت طولانی‌ی فکر کرد و با مردم
زیادی صحبت کرد. سرانجام ایده‌ی جدیدی به ذهنش رسید.
هند کشور گرمی است. زندگی بدون نمک امکان‌پذیر نیست. اقیانوس درغرب، ‌جنوب و شرق
هند گسترده شده و نمک هم در سواحل به فراوانی پیدا می‌شود؛ اما در همین زمان مردم
مجبور بودن برای گرفتن نمک به انگلیسی‌ها پول بدهند. ‌این قانون به فقرا بیشتر از
ثروتمندان آسیب می‌رساند.
او طرحی داشت. مردم درباره‌ی این طرح شنیدند و تعداد زیادی به آشرام سابارماتی
رفتند. نویسنده‌های روزنامه‌هایی از اطراف جهان هم حضور داشتند. آنها می‌پرسیدند"
‌او می‌خواهد چه کار کند؟ همه منتظر بودند.
گاندی در ساعت شش و نیم صبح دوازدهم ۱۹۳۰ ،‌ با هفتاد و هشت مرد و زن از آشرام،‌
شروع به راهپیمایی به سمت داندی(۲۰)، ‌مکان کوچکی در اقیانوس هند کردند. آنها بیست
کیلومتر در روز راهپیمایی می‌کردند. هزاران نفر درکنار جاده ایستاده بودند و نام
گاندی را فریاد می‌زدند. همه‌ی هندی‌ها در رادیوهایشان این خبر را شنیدند. گاندی
گفت: ما به نام خداوند راهپیمایی می‌کنیم. آنها این راهپیمایی را "راهپیمایی نمک"
نامیدند.
گاندی ۶۱ ساله بود با وجود این می‌گفت: راهپیمایی برایم مشکل نیست. اما درعوض برای
جوانان سخت بود. راهپیمایی کنندگان در ۶ آوریل وارد داندی شدند. گاندی به اقیانوس
نگاه کرد و به سوی ساحل پیش رفت. او اندکی نمک در دستش گرفت و خطاب به مردم گفت"‌من
قانون شکنم ".
روستاهای اطراف هند به اقیانوس رفتند و نمک گرفتند. آنها نمک‌ها را به شهرها
فروختند اما هیچ پولی به انگلیسی‌ها نپرداختند. آنها قانون را شکستند. پلیس هزاران
نفر از آنان را به زندان انداخت. نهرو و دیگر رهبران برای شش ماه زندانی شدند. چهار
هفته بعد صد هزار نفر در زندان بودند. در ۵ مه گاندی هم به زندان افتاد. او با خود
می‌گفت:"بسیار خوب، حالا می‌توانم کمی بخوابم!".
بعد از راهپیمای نمک، ‌تمام دنیا به انگلیس به چشم یک احمق نگاه می‌کرد. آنها
نمی‌توانستند بدون کمک هندی‌ها حکومت کنند. در ۱۹۳۱ انگلیس گاندی را برای گفتگو به
لندن دعوت کرد.
۵ دسامبر ۱۹۳۱ / یکی از روزنامه‌های لندن نوشت:

"آقای م.ک.گاندی امروز بعد از ملاقات سه ماهه لندن را ترک کرد. مرد کوچک در جلب
محبت مردم انگلیس موفق بود. او با سردمداران انگلیس ملاقات و در متینگ‌ها سخنرانی
نمود همچنین افراد مهم هند و انگلیس با هم به مذاکره نشستند. گاندی به دیدن کارگران
رفت و در خانه‌ای معمولی اقامت نمود. او نخواسته بود در هتل‌های گران قیمت بماند.

اما این پایان مسئله‌ی هند نیست. هندی‌ها می‌خواهند از ما استقلال بگیرند اما ما
نمی‌خواهیم هند را از دست بدهیم".
وقتی گاندی به هند برگشت، ‌اوضاع بدتر شده بود. حاکم انگلیسی جدیدی با قانون جدیدی
آورده شده بود که متینگ‌ها و مبارزه‌ی منفی را ممنوع کرده بود. نهرو دوباره در
زندان بود. همچنین یک ماه بعد دیدار گاندی از لندن، ‌او نیز به زندان افتاد.

(۱۹۴۷-۱۹۳۲)

در ۱۹۳۲ گاندی روزه‌ی جدیدی را برای دفع ستم از نجس‌ها شروع کرد. نهرو و دوستش
ازاین کار گاندی ناراضی بودند. آنها می‌گفتند:"حالا وقت روزه گرفتن نیست، این کار
هیچ کمکی به ما نمی‌کند". زمان لازم بود تا نهرو این حرکت گاندی را درک کند. گاندی
ماهاتما بود. او در میان انسان‌های جهان نزدیکترین فرد به خدا بود. زمانی که او
روزه گرفت تمام هند از حرکت باز ایستاد. هند از او پیروی می‌کرد. همه جای هند، روز
اول همراه با گاندی روزه بودند. هیچ کس به سینما و رستوران نرفت. آنها به دعوت او
جواب می‌دادند. درهای اماکن مقدس بعد از سه هزار سال به روی نجس‌ها باز شد. زن هندو
از دست نجس غذا خورد و بچه‌ی هندو کنار بچه‌ی نجس در مدرسه نشست.
در ۱۹۳۳ گاندی برای مدتی، مبارزه برای آزادی را رها کرد. نهرو و جیناح را ترک کرد و
برای رفع ستم از مردم فقیر فعالیت کرد. او آشرام سابارماتی را به نجس‌ها داد و در
۱۹۳۶ آشرام جدیدی در واردها(۲۱)- یک شهرک کوچک در مرکز هند ساخت. گاندی پیاده به
اطراف هند رفت. او زیر درختان می‌خوابید و با مردم راجع به زندگی‌شان صحبت می‌کرد.

افکار گاندی برای تغییرات اغلب حول و حوش چیزهای کوچکی بود. او می‌خواست به مردم
فقیر چیزهایی درباره‌ی خوبی و غذاهای ساده یاد دهد. او می‌خواست تمام مردم هند
بتوانند از آب پاکیزه بهره‌مند شوند و تمام بچه‌ها بتوانند به مدرسه بروند. گاندی
فکر می‌کرد که "همیشه مردم ثروتمند و فقیر وجود داشته‌اند ولی در هند کوه‌های بزرگی
بین آنها فاصله انداخته، ‌کوه‌هایی خیلی بلند"‌. گاندی کتاب‌های کارل مارکس را
خوانده بود، اما مانند او فکر نمی‌کرد. گاندی معتقد بود تغییر باید از درون مردم
باشد نه از طریق حکومت‌ها یا مکاتب فکری بزرگ. او همه‌ی اندیشه‌ها را در هر کجایی
که بود مطالعه می‌کرد. او گفت "‌من مسیحی‌ام، هندوام، مسلمان‌ام و یهودی‌ام.
اوهمواره پیرو واقعی حقیقت بود. برای گاندی حقیقت خداوند بود.
و بعد در ۱۹۳۹ جنگ دوم جهانی (۴۵-۱۹۳۹)‌ شروع شد. در این موقع کسی از مبارزه‌ی منفی
گاندی پیروی نمی‌کرد. رهبران دیگر هند افکار متفاوتی داشتند. آنها به انگلیسی‌ها
گفتند:"‌هند همراه شما می‌جنگد به شرطی که بعدا به ما استقلال بدهید". در ۱۹۴۲ جنگ
در هند محصور شده بود. در شرق سربازان ژاپونی در سنگاپور و در غرب آلمانی‌ها در مصر
. در مارس آن سال نامه‌ای از نخست وزیر انگلیس، ‌وینستون چرچیل، ‌به دهلی رسید. او
گفته بود"بعد از جنگ به شما استقلال داده خواهد شد". چرچیل دروغ می‌گفت، او
نمی‌خواست هند را از دست بدهد.
گاندی در جواب گفت "‌همین حالا به هند استقلال بدهید .ما می خواهیم هند همین امورز
آزاد شود نه فردا "‌. او مبارزه ی منفی را از طرف هند فریاد زد . روز بعد گاندی
دوباره در زندان بود ،‌با کاستوربای ،‌و دیگر رهبران هند .
در ۱۹۴۴ ناگهان کاستوربای مریض شد. او را پیش گاندی در زندان بردند و در دستان
گاندی جان سپرد. گاندی از خود می‌پرسید:"‌زندگی من بدون همسرم چه هست؟ ‌او ۶۲ سال
همسر من بود". ‌کاستوربای همیشه از شوهرش پیروی می‌کرد و در راه عقاید او از هیچ
کاری دریغ نمی‌کرد. اما افسوس که مرگ او قبل از آزادی هند فرا رسید.
بعد از پایان جنگ در ۱۹۴۵، ‌سردمداران جدید انگلستان موافق استقلال هند بودند و
ادامه‌ی امپراتوری انگلیس برایشان جالب نبود. رهبران هندی در سیملا(۲۲) در شمال
کشور همدیگر را ملاقات کردند.
هندی‌ها گفتند:"‌وقت استقلال رسیده است. به دست آوردن آن آسان است"‌. اما این راه
آسانی نبود. یکی از بدترین زمان‌ها برای هند حالا شروع شده بود. نهرو و گاندی یک
هند می‌خواستند. جیناح رهبر مسلمان‌ها خواهان دو هند بود، ‌هند هندو و پاکستان
مسلمان. گاندی و جیناح برای ساعت‌های زیادی صحبت کردند. گاندی گفت:‌ اول باید مرا
نصف کنی پیش از آنکه کشور را دو قسمت کرده باشی"؛ ‌اما او نمی‌تواتست طرح‌های جیناح
را تغییر دهد.
نهرو نمی‌خواست با جیناح مبارزه کند. زیرا جنگ بین هندو و مسلمان بدتر از تشکیل دو
هند بود. نهرو و گاندی تصمیم گرفتند به جیناح بله بگویند. این مهمترین جنگ زندگی
گاندی بود که باخت. به رهبران گفت" ‌این جا دو کشور خواهد شد هند و پاکستان". گاندی
گفت:"‌هند به پاکستان پول خواهد داد، آنها نمی‌توانند بدون کمک ما کشور جدیدی
بسازند". ‌بسیاری از هندوها از این کار ناراحت بودند. آنها می‌گفتند:"‌گاندی
مسلمان‌ها را بیشتر از ما دوست دارد"‌.
در زمستان ۱۹۴۶ خشونت بین هندوها و مسلمان‌ها دوباره شروع شد. گاندی به مرکز بدترین
خشونت در بنگال رفت. در روز هشت ساعت صحبت می‌کرد و از چهل و نه شهر کوچک دیدار
کرد. بسیاری از هندوها حالا از او نفرت داشتند. آنها در جاده‌ها شیشه می‌شکستند و
پای گاندی می‌برید.
*
۱۵ آگوست ۱۹۴۷. بعد نود سال امپراتوری انگلیس، ‌هند استقلال گرفت. در دهلی پرچم
نارنجی، ‌سفید و سبز هند، ‌برافراشته شد و پرچم قرمز، ‌سفید و آبی انگلیس پایین
آورده شد. جواهر لعل نهرو با مردم صحبت کرد. او نخستین رهبر هند آزاد بود. مردم
فریاد زدند "‌طولانی باد زندگی ماهاتما گاندی"‌. اما گاندی آنجا نبود، او در کلکته
بود و از اوضاع پیش آمده ناراحت. گاندی در مورد مسئله‌ی هندو و مسلمان فکر می‌کرد،
‌نه درباره‌ی استقلال. او می‌گفت:"‌این زمان خطرناکی است برای کشورمان. در اینجا
خشونت‌های زیادی اتفاق خواهد افتاد".
دوازده میلیون هندی خانه‌هایشان را ترک کردند. مسلمان‌ها به پاکستان‌غربی(پاکستان
کنونی) ‌و پاکستان‌شرقی (بنگلادش کنونی) رفتند و هندوها به هند جدید. کسانی که در
این موقعیت همه چیز خود را از دست داده بودند به طرز وحشتناکی عصبانی بودند. جنگ رخ
داد و زنان و کودکان بسیاری کشته شدند. حکومت ملی هند با مبارزه‌ی بدون خشونت پیروز
شد اما حالا خشونت بود که حکومت می‌کرد.
اوضاع در کلکته بدتر بود. گاندی به آنجا رفت و شروع به روزه گرفتن کرد. اوگفت:"‌من
غذا نمی‌خورم تا خشونت متوقف شود". ‌در سومین روز خشونت متوقف شد. پنجاه هزار سرباز
نتوانستند خشونت را مهار کنند، اما پیر مرد کوچکی توانست. در سن هفتاد و هشت سالگی
او ماهاتما بود و مردم به او گوش می‌دادند.
در دهلی همچنان درگیری ادامه داشت. گاندی به آنجا هم رفت. او در ۱۳ ،‌۱۹۴۸ دوباره
روزه گرفت. خشونت به آرامی خاتمه یافت. او نخستین نوشیدنی پرتقال‌اش را در ۱۸ جولا
خورد.

ژانویه ۱۹۴۸

در پنج و ده دقیقه‌ی بعد ازظهر سی‌ژانویه ۱۹۴۸ اتفاق افتاد. گاندی برای سخنرانی در
یک متینگ در راه دهلی بود. پانصد نفر منتظر او بودند. ده دقیقه دیر کرده بود و از
دیر کردن نفرت داشت. از میان مردم راه را باز کرد، ‌اما مردی از سر راهش کنار نرفت.
مرد رو به روی گاندی ایستاده بود.
اسلحه را بیرون کشید و سه بار به گاندی تیراندازی کرد. گاندی گفت: خدای من! و به
زمین افتاد. او مرده بود.
نام آن مرد ناتورما گودسه(۲۳) مرد فقیر هندویی بود. او از تقسیم هند ناراضی بود و
گاندی را عامل آن می‌دانست.گودسه با خود می‌گفت:‌ چرا گاندی با جیناح جنگ نکرده
بود‌؟ چرا به پاکستان پول داده بود؟ من گاندی را می‌کشم، ‌و مسلمانان دوستشان را از
دست خواهند داد.
نهرو شش ساعت در رادیو سخنرانی کرد:"‌همه جا تاریک است. رهبر ما پدر ملت، ‌او مرده
است. ما هیچ وقت دوباره او را نخواهیم دید. اما همیشه در یادهایمان هست: تلالو
روشنایی در کشورمان. این یک روشنایی عادی نیست…روشنایی است که مردم هزاران سال
دیگر نیز آن را خواهند دید…روشنایی جاودانه.
شبها خانواده‌ی گاندی کنار جسد او می‌ماندند. آنها کتابهای مقدس می‌خوانند و گریه
می‌کنند. هزاران نفر بیرون از خانه ایستاده‌اند تا گاندی را ببینند. روز بعد دویست
سرباز گاندی را در جامنا ریور(۲۴) تشیع کردند. نهرو و رهبران دیگر نیز آمده بودند.
دو میلیون نفر نظاره‌گر بودند. آنها گاندی را در آتش گذاشتند. رامداس(۲۵) یکی از
پسرهایش، آتش را روشن کرد.
مردم جهان آن را در رادیوهایشان شنیدند و غمگین شدند. مردم پرسیدند"‌چرا ما غمگین
شدیم؟ ما گاندی را نمی‌شناختیم. ما هند را نمی‌شناسیم. اما گاندی مرد خوبی بود و
مردان خوب واقعی زیاد نیستند. زندگی او مقدس بود اما هرگز خاموش ننشست. او همیشه در
مرکز وقایع جنگ می‌کرد.
مارتین لوتر کینگ، ‌نلسون ماندلا و دالای لاما کتاب‌های گاندی را خواندند و
زندگی‌اش را مطالعه کردند. آنها از ایده‌های او در مبارزه‌های استقلال‌شان استفاده
کردند. مردم زیادی در حال حاضر از افکار گاندی پیروی می‌کنند. هرچند گاندی در
مبارزه‌های زیادی پیروز نشد، بعضی از ایده‌هایش به عمل تبدیل نگشت، اما او همیشه از
حقیقت پیروی می‌کرد و حقیقت او روشنایی راه مردم معاصر شد.

پانوشت‌ها:


(۱) Mohandes Karamchand Gandhi
(۲) هندوگرایی یا هندوئیسم بزرگ‌ترین دین رایج در کشور هندوستان است. هندوگرایی
بسیاری از کیش‌ها و ایدئولوژی‌ها را در چارچوب خود جا داده است. تاریخ دقیق دین
هندو شناخته نیست ولی برآوردها از ۳۱۰۲ پ.م تا ۱۳۰۰ پ.م را حدس می‌زنند. به هر رو
هندوگرایی را به عنوان قدیمیترین دین بزرگ جهان می‌شناسند. این دین، ‌سومین دین
بزرگ جهان است و پیرامون ۹۴۰ میلیون نفر پیرو دارد. ۹۶ درصد از هندوها در شبه
قاره‌ی هند سکونت دارند.
پس از آنکه پیروان یوگا نیز به جمع هندوها پیوستند شمار پیروان دین هندو در سطح
جهان به ۱.۰۵ میلیارد نفر رسید. تنها کشوری که هندوگرایی را دین رسمی خود اعلام
کرده کشور نپال است. بوداگرایی در اصل شاخه‌ای از دین هندو است و برخلاف بوداگرایی
که بیشتر پیروانش را در بیرون از هند بدست آورد، ‌دین هندو عمدتا در خود شبه قاره‌ی
هند ماند.
هندوگرایی با نام سنتا دارما نیز نامیده می شود.
آیین هندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره
می‌کرد. هندوگرایی شکل تکامل یافته جان‌باوری (آنیمیسم) است و به همین دلیل
بنیانگذار آن شناخته‌شده نیست. این آیین گونه‌ای فرهنگ، و آداب و سنن اجتماعی است
که با تهذیب نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردی و جمعی مردم هندوستان نقش
بزرگی داشته است.
(۳) Kasturbai
(۴) Durban
(۵) Colored
(۶) Pretoria
(۷) Petermaritzburg
(۸)Bhagavad Gita:ادعیه و آیین‌های هندوان در مجموعه‌ای به نام وداها(Vedas)‌ به
معنای دانش، ‌به زبان سانسکریت گرد آمده و به آن شروتی (Sruti) یعنی وحی و الهام و
علوم مقدس موروثی لقب می‌دهند. پژوهشگران تاریخ تصنیف وداها را بین ۱۴۰۰ تا ۱۰۰۰
ق.م. می‌دانند، و بر این اساس سال‌های ۱۵۰۰-۸۰۰ ق.م. را دوره ودایی می‌خوانند. چهار
ودا وجود دارد، به این شرح: ۱. ریگ ودا(Rigveda) یعنی ودای ستایش ۲. یجور
ودا(Yajurveda) یعنی ودای قربانی ۳. سام ودا(Samaveda) یعنی ودای سرودها ۴. اتهرو
ودا(Atharvaveda) یعنی ودای اتهروان (نام نویسنده این ودا). در زمان‌های بعد
برهمنان شرح و تفسیرهایی بر بوداها نوشتند؛ از این رو هر یک از وداها دارای دو بخش
است: نخست: منتزها (Mantaras) که عبارت است از متن اورادی در ستایش آتش، خورشید و
سایر مظاهر طبیعت و دعاهایی برای فراخی‌ روزی، باروری، بخشایش گناهان و غیره. دوم:
براهمناها (Brahmanas) که مناسبت‌های آن اوراد را تعیین می‌کند. پژوهشگران سال‌های
۸۰۰ ق.م. تا ۵۰۰ ق.م. را دوره برهمنی می‌نامند.. کتاب‌های دینی، فلسفی، عرفانی و
ادبی بی‌شماری در میراث فرهنگی هندوستان وجود دارد که به زبان‌های مختلف ترجمه شده
و از جمله آنها کتاب معروف کلیله و دمنه است که در سانسکریت پنچاتنتره یعنی پنج بخش
خوانده می‌شود. کتاب‌های مهاباراتا و رامایانا با محتوای اساطیری رزمی و بزمی از
احترام ویژه‌ای برخوردارند. کتاب‌های دینی و ادبی یاد شده به همه زبان‌های زنده
جهان (و از جمله فارسی) ترجمه شده‌اند. کتاب بسیار معروف و جذاب باگاوادگیتا یعنی
سرود خدای مجید در بخشی از مهابهاراتاست که مستقلا مورد توجه قرار گرفته است. این
کتاب گاهی به تخفیف گیتا نامیده می‌شود، در باب اخلاص (Bhakti) سخن می‌گوید و در
اهمیت کتاب یاد شده همین بس که به طور مکرر به هر یک از زبان‌های زنده جهان ترجمه
شده و دست کم شش ترجمه فارسی ازآن موجود است .

(۹) John Ruskin
(۱۰) Ashram :‌مزرعه‌ای ساده. جایی که تعدادی در آن با هم زندگی می‌کردند بدون آنکه
رئیسی داشته باشند. در آنجا همه با هم کار می‌کردند.
(۱۱) Natal and Transvaal
(۱۲) Johannesburg
(۱۳) Sabarmati
(۱۴) پیرامون سده ۶ ق.م. در اوج اقتدار روحانیان هندو، که برهمن (Brahmana) نامیده
می‌شوند، نظام طبقاتی شدیدی پذیرفته شد که مدت ۲۵۰۰ سال سایه سهمگین خود را بر کشور
پهناور هندوستان افکنده بود و هنوز هم بقایای آن وجود دارد. پژوهشگران طبقات
اجتماعی را کاست (Caste) می‌خوانند که واژه‌ای پرتغالی و به معنای نژاد است. در این
نظام چهار کاست اصلی وجود داشت: ۱. برهمان (Brahmanas) طبقه روحانیان ۲. کشاتریاها
(Kshatrias) طبقه شاهان، شاهزادگان و جنگاوران ۳. ویشیاها (Vaisyas) طبقه بازرگان و
دهقانان ۴. شودراها (Sudras) طبقه کارگران. معاشرت افراد یک طبقه دیگر شرعا و عرفا
ممنوع بود، بخصوص طبقه اخیر که هر گونه تماس، حتی نگاه کردن افراد طبقات بالا به
این گروه، گناه کبیره شمرده می‌شد. فروتر از این چهار طبقه، گروهی از بومیان
غیرآریایی هندوستان بودند که نجس‌ها (Untouchables) نامیده می‌شدند. افراد این طبقه
به هیچ وجه حق نداشتند در محله‌های آن طبقات چهارگانه تردد کنند و هر گاه از باب
ضرورت برای حمل زباله به اماکن آنان می‌رفتند، موظف بودند با صدای بلند حضور خود را
اعلام کنند که مبادا نگاه افراد طبقات بالا به این گروه بیفتد. در این صورت، بیننده
باید با غسل خود را طاهر کند. داد و ستد نیز از راه دور، با گذاشتن پول در مکانی و
تقاضای متاع با فریاد و اختفای کامل انجام می‌گرفت. گوش دادن به تلاوت کتاب‌های
مقدس نیز بر آنان حرام بود و اگر فردی از ایشان در این مورد استراق سمع می‌کرد،
برای مجازات، سرب مذاب در گوش او می‌ریختند. عجیب‌تر اینکه افراد طبقه نجس‌ها به
این وضع خو گرفته، آن را حق می‌پنداشتند و باور داشتند که این تیره‌بختی زاییده
بدکرداری آنان در زندگانی پیشین است که از طریق تناسخ آن را دریافت کرده‌اند. هر
گونه اقدامی برای کم کردن فاصله طبقات چهارگانه (و حدود ۲۰۰۰ طبقه فرعی که بتدریج
در ضمن آن چهار طبقه پدید آمد) و دفاع از نجس‌ها، خلاف شرع و غیرمقبول بود. البته
این سنت اجتماعی در سال ۱۹۵۵ رسما لغو شد و تنها جلوه‌هایی از آن باقی است.
(۱۵) Untouchables
(۱۶) Amritsar
(۱۷) Dyer
(۱۸) Jallianwala
(۱۹) Chauri Chaura
(۲۰) Dandi
(۲۱) Wardha
(۲۲)Simla
(۲۳) Nathuram Godse
(۲۴) JumnaRiver
(۲۵) Ramdas

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

زندگینامه آبل

نیلس آبل یکی از پیشرو ترین ریاضیدانان قرن نوزدهم و حتمالا بزرگترین نابغه برخاسته از کشورهای اسکاندیناوی است . آبل همراه با معاصرانش ،گاوس و کوشی یکی از پیشگامان ابداع ریاضیات نوین بوده است . که مشخصه آن تاکید بر اثبات دقیق است. رندگیش آمیزه تندی بود از خوشبینی شوخ طبعانه درهنگامی که تحت فشار فقر و گمنامی قرارداشت . درقبال دستاوردهای درخشان برجسته فراوانش درایام جوانی ، متواضع بود و دررویارویی با مرگی زودرس به آرامی تسلیم شد

آبل یکی از شش فرزند کشیش فقیری دریکی از روستاهای نروژبود . بیش ابز شانزده سال نداشت که استعداد عظیمش آشکار شد و مورد تشویق یکی از معلمینش قرار گرفت . و چیزی نگذشت که به خواندن و فهمیدن کارهای نیوتن ، اویلر، لاگرانژ پرداخت . وی به عنوان تفسیری درمورد این تجربه ، نکته زیر  را بعدها دریکی از یادداشتهای ریاضی اش به نوشت (( به نظر من اگر کسی بخواهد درریاضی پیشرفت کند ، باید به مطالعه آثار اساتیدو نه شاگردان بپردازد)) هجده سال بیشتر نداشت که پدرش مردو خانواده را درتنگدستی به جا گذاشت .آنها با کمک دوستان و همسایگان امرار معاش می کردند و با کمک مالی چند تن از استادان ، این پسر توانست درسال 1821 به طریقی وارد دانشگاه اسلو شد . نخستین پژوهشهای او  ، که شامل حل مسئله کلاسیک منحنی همزمان به وسیله معادله انتگرالی بود درسال 1823 منتشر شد اولین جواب معادله ای از این نوع بود و راهگشایی برای پیشرفت وسیع معادلات انتگرالی دراواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شد

دررشد علمی آبل بزودی از نروژ فراتر رفته و تصمیم به دیدار از فرانسه و آلمان گرفت .با حمایت دوستان و استادانش تقاضایی به دولت داد،که پس از تشریفات و تاخیرات متعارف ، بورسی برای یک مسافرت طولانی علمی درقاره اروپا دریافت کرد. سال اول مسافرت خود به خارج رابیشتر دربرلین گذراند ودرآنجابا ریاضیدان آماتور و جوان و پرشوری به نام آگوست کرل که بعدها دوست نزدیک مشاور و حامی او شد ، آشنا گردید . درمقابل آبل ، کرل را به انتشار مجله مشهورش به نام مجله ریاضیات محض و کاربردی برانگیخت این اولین مجله ادواری جهان بود که کلا به پژوهشهای ریاضی اختصاصی داشت دربرلین آبل تحت تاثیر مکتب فکری جدیدی قرار گرفت که توسط گاوس وکوشی رهبری می شد.وبیشتر تاکیدش براستنتاج دقیق بود تا بر محاسبه مشروح درآن زمان بجز کار عظیم گاوس روی سریها ی فوق هندسی  کمتر اثباتی در انالیز بود که امروزه نیز معتبر به شمار می آید . همان طور که آبل درنامه ای به یکی از دوستانش تشریح می کند اگر ساده ترین حالات را کنار بگذاریم درتمام ریاضیات حتی یک سری بینهایت هم نمی توان یافت که مجموع آن دقیقا تعیین شده باشد

آبل جزوه مربوط به معادلات درجه پنجم خود را به امید آنکه به مثابه یک جواز عبور علمی به کار رود برای گاوس به گوتین فرستاد ولی گاوس به دلیلی که روشن نیست بدون آنکه به آن حتی نظری بیاندازد آنرا کنار گذاشت ، زیرا سی سال بعد پس از مرگش آن را سر بسته دربین اوراقش یافتند . با تاسف برای هردو نفر ، آبل احساس کرد  که درمورد او کار شکنی شده است و تصمیم گرفت بدون ملاقات با گاوس به پاریس برود

درپاریس با کوشی ، لوژاندر و دیگران ملاقات کرد ولی این ملاقاتها سرسری بود و او آن طور که می بایست شناخته نشد . وی درآن زمان چندین مقاله مهم درمجله کرل منتشر کرده بود ولی فرانسویان کمتر از وجود این مجله ادواری مطلع بودند و آبل خجالتیتر از آن بود که با افراد تازه آشنا راجع به کارهای خود صحبت کند آبل انتظار داشت دربازگشت به استادی دانشگاه منصوب شود ولی باز هم آرزوهایش نقش برآب شد . با تدریس خصوصی به امرار معاش پرداخت و مدت کوتاهی نیز به عنوان معلم کمکی دریک موسسه گمارده شد . دراین دوران یکسره مشغول کار بود و اغلب اوقات روی نظریه توابع بیضوی که آن را به عنوان عکس انتگرالهای بیضوی کش کرده بود کار می کرد . این نظریه بسرعت جای خود را به عنوان یکی از رشته های اصلی آنالیز قرن نوزدهم ، با کاربردهای فراوانی باز کرد . دراین اثنا آوازه شهرت آبل به همه مراکز ریاضی اروپا رسید و درردیف بزرگان ریاضی جهان قرار گرفت .ولی وی به علت گوشه گیریش از این ماجرا بی خبر ماند در اوایل سال 1829 مرض سلی که طی مسافرت به آن مبتلا شده بود چنان پیشروی کرد که اورا از کار کردن باز داشت و دربهار همان سال آبل درسن بیست و شش سالگی درگذشت . کمی پس از مرگش کرل دریادنامه ای به طعنه نوشت که تلاشهای آبل موفقیت آمیز بوده است و آبل باید به کرسی ریاضی دانشگاه برلین منصوب شود

کرل درمجله خود آبل را چنین می ستاید (( تمام آثار حاوی نشانه هایی از نبوغ و قدرت فکری حیرت انگیز است. می توان گفت که او می توانست با قدرتی مقاومت ناپذیر از همه موانع بگذرد و به عمق مسئله نفوذ کند وجه تمایز او خلوص و نجابت ذاتی وی و نیز تواضع کم نظیری بود که ارزش اورا به میزان نبوغ غیر عادیش با لا می برد . )) ولی ریاضیدانان برای یادآوری مردان بزرگ ریاضی روشهای مختصی به خود دارند و با گفتن معادله انتگرالی آبل، انتگرالها وتوابع آبل ، گروههای آبلی ، سری آبل ، فرمول مجموع جزئی آبل ، قضیه حدآبل درنظریه سریهای توانی ، و جمع پذیری آبلی از او یاد می کنند کمتر کسی است که اسمش  به این همه موضوع و قضیه درریاضیات نوین پیوند خورده باشد و آنچه وی دردوران یک زندگی عادی می توانست انجام دهد مافوق تصور است


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ابوريحان محمد بن احمد خوارزمی ، از برجسته ترين دانشمندان سراسر اعصار بشری و از بزرگترين دانشمندان ايرانی دوره اسلامی ، به سال 362 ق /973 م در " بيرون " شهرستان کاث ( شمال شرقی " خيوه " بر کرانه راست آمودريا ) و در يک خانواده گمنام خوارزمی تبار – که به قول خود او : " شاخه ای از درخت تناور ايرانی اند " زاده شد . و هم از دوره نوباوگی خصلت جستجوگری و استعداد تتبع و تحقيق علمی در وی نمايان وشکوفا گرديد .

از استادان و بزرگانی که به او علم را آموختند می توان

ابونصر منصور بن علی عراق از خاندان " شاهيه " خوارزم که خود از رياضی دانان و منجمان بزرگ ايرانی بود نام برد که امر تربيت و تعليم او را در شهر " کاث " بر عهده گرفت .

استاد ديگرش در رشته حکمت و علوم عقلی همانا عبدالصمد حکيم بود ، که سلطان محمدغزنوی پس از چيرگی بر خوارزم او را به تهام قرمطی گری – يعنی گرايش باطنی شيعی – گرفت و کشت . حتی قصد کرد که بيرونی را هم با همان اتهام به استادش ملحق کند چون مشرب فلسفی غالبا از خصائص مذاهب تشيع است ، بی ترديد بيرونی در مبانی عقيدتی خود، که آزاد انديش و سخت بدور از تعصب و تعبد فکری بوده ، علاوه بر سلوک روشمند علمی و رياضی ، بسا متاثر از چنان مشرب و مذهبی بوده است .

بيرونی به سبب هوش و دانش و بينش فراعادی خود ، در نزد خوارزمشاه پايگاهی والا و احترامی خاص يافت ، چندان که رايزن آن اميران در امور سياسی گرديد.

در اوايل جمادی الثانی سال 409 ، بيرونی در روستای " جيفور " کابل مشغول رصد کردن عرض های جغرافيايی آن نواحی بود ، و چنين نمايد که تا پايان آن سال در پيرامون همان جا به کار رصد گری اشتغال داشته است . پس از اين ، مدت های متوالی يا متناوب در غزنين بسر برده . از جمله رصدی در انقلاب صيفی 410 نموده ، و خسوف 13 ج 1/410  را در آن جا ضبط کرده است .

راجع به سال مرگ وی ، همان اشارات حکيم غضنفر تبريزی باشد که گويد : " به خط شاگردش ابوالفضل سرخسی ديده شده که استاد در روز آدينه 2 رجب 440 ه ق در گذشت "

فهرست آثار :

آثار گرانبار و پر شمار بيرونی محدود به مرزهای تخصصی رشته های دانش بشری در آن روزگار نگرديده بلکه با انديشه وسعتمند خود همه ابعاد معرفت را در بر گرفته است . اگر دانش های نقلی را کنار بگذاريم ، وی در معارف عقلی خصوصا در همه شعب علوم اثباتی و انسانی صاحب نظر و اثر است . پس ، آثار او را – اعم از موجود يا مفقود – می توان بر حسب طبقه بندی کلی علوم و فنون احصا کرد .شمار آن ها اعم از مقاله يا رساله و کتاب ، آن چه بيرونی خود نوشته است : 160 عنوان می شود ، که اگر مجموع 25 عنوان رساله ديگر از استادش ابونصر عراق و دوستش ابوسهل مسيحی را هم – هر دو به نام او کرده اند- و خود در فهرست آثارش آورده بر آن شماره بيفزاييم ، روی هم 185 عنوان اثر متسم به نام بيرونی ياد گرديده است .

از اين شمار ، 40 عنوان اثر بيرونی به صورت نسخ خطی در کتاب خانه های جهان موجود است که 30 اثر تا کنون بطبع رسيده ، و 25 اثر از اين رقم به زبان های اروپايی و فارسی ترجمه شده است .



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در هيچ کتاب مأخذي نام اقليدسي نيامده است و فقط از تنها نسخه کتابش به نام کتاب الفصول في الحساب الهندي (استانبول، يني جمع، 802) شناخته مي‌شود، که در سرلوحه آن نام مؤلف آمده و نوشته شده که کتاب در دمشق به سال 341/952-953 به رشته تحرير درآمده است. نسخه‌ خطي موجود رد 552/1157 رونويس شده است. مولف در مقدمه‌ کتاب مي‌گويد که سفر بسيار کرده، و هر کتابي در حساب هندي را که به دست آورده خوانده، و از هر رياضيدان سرشناسي که ديده چيزي آموخته است. صفت «اقليدسي» به نام همه‌ کساني افزوده مي‌شد که از اصول اقليدس براي تدريس رونويس تهيه مي‌کردند؛ پس شايد که وي معاش خود را از اين راه تأمين مي‌کرده است. قرينه‌هاي داخلي نشان مي‌دهد که وي در تعليم حساب هندي تجربه‌اي داشته، زيرا که مي‌دانسته است مبتديان چه مي‌پرسند و پاسخشان را چگونه بايد داد.

کتاب چهار بخش دارد. در بخش اول ارقام هندي معرفي شده است، ارزش مکاني توضيح گرديده و اعمال حسابي، از جمله گرفتن جذر، تشريح شده است؛ با مثالهاي متعدد از عددهاي صحيح و کسرهاي متعارف، در دستگاههاي دهدهي و شصتگاني.

در بخش دوم موضوع در سطح بالاتري توضيح شده و مشتمل است بر طرح 9 به 9 اعداد، و صورتهاي متعدد اعمالي که طرح کلي آنها در بخش اول آمده است. مؤلف در مقدمه تصريح مي‌کند که در اين بخش روشهايي را که حسابگران عملي نامدار به آنها عمل مي‌کرده‌اند گرد آورده و به طريق هندي بيان کرده است. اين بخش محتوي تقريباً همه طرحهاي عمل ضرب است که در کتابهاي بعدي لاتيني ظاهر شده است.

در بخش سوم توجيه مفاهيم و مراحل متعددي که در دو بخش اول عرضه گرديده‌اند، معمولاً در جواب به پرسشهاي «چرا؟» و «چگونه است که؟»، آمده است.

براي ارزشيابي بخش چهارم گفتن چند کلمه اي بد نيست. در چند سط اول متن کتاب آمده است که حساب هندي، به صورتي که به اعراب رسيده، مستلزم استفاده از چرتکه خاکي (تخت و تراب) است. کمي بعد گفته شده است که اعمال منوط به جا به جا کردن ارقام و پاک کردن آنها است.

مثلاً در ضرب 456 در 329 اعداد بدين صورت نوشته مي‌شوند:

329
456
آنگاه 3 در 4 ضرب شده و حاصل به صورت 12 در يک سطر بالاتر از آنها ثبت مي شود بعد 3 در 5 ضرب مي‌شود و لازمه‌ اين کار اين است که رقم 5 در سطر بالا نوشته شود و نيز 2 پاک شود و 3 به جاي آن نوشته شود، 3 در 6 ضرب مي‌شود ايجاب مي‌کند که پس از نوشتن 8، رقم 5 که طرف چپ آن است محو گردد و 6 به جاي آن گذاشته شود. براي آماده شدن براي گام بعدي سطر پايين به اندازه يک رقم به راست برده مي‌شود. آرايش عددها حالا بدين صورت است:

136829
456
456 را بايد در 2، که بالاي رقم يکان 456 است، ضرب کرد. وضع رقم يکان مضروب در سطر پايين، مضروب فيمه را ـ يعني عددي را که بايد در بس شمرده ضرب شود ـ‌معين مي‌کند. مراحلي را که باقي مانده است حالا مي‌توان به آساني پيمود.

آشکار است که کاغذ و مرکب را نمي توان در چنين طرحي به آساني به کار برد. در بخش چهارم کتاب تغييراتي در طرحهاي هندي پيشنهاد شده است که با آنها مي‌توان تخت و تراب را کنار گذاشت و کاغذ و مرکب را به جاي آن به کار گرفت. اکنون مي‌توانيم حکم کنيم که طرحهاي اقليدسي نمايش گام اول ازيک رشته تلاشهايي است که نتيجه آنها نخست در بخش عربي جهان اسلام و چند قرن بعد در بخش شرقي آن، کنار گذاشتن تخت و تراب بود.
پس از آن که اقليدسي فکر تغييري در هر عمل را پيش آورد پيشنهاد کرد که:

حروف يوناني مي‌توانند جانشين ارقام هندي شوند؛

ارقام هندي با نقطه‌هايي که بالاي آنها گذاشته شود ممکن است الفباي عربي تازه‌اي تشکيل دهند؛
مي‌توان تاسهايي در نظر گرفت که در هر طرف آنها يک يا دو رقم نقش شده باشد و بتوان آنها را به جاي چرتکه به کار برد؛

تخته‌ محاسبه‌اي م ی ت وان ترتيب داد که کوران از آن استفاده کنند.

انديشه‌ دوم در کتابهاي ديگر آمده است و انديشه سوم اَپِکهاي بوئتيوس را به ياد مي‌آورد. شايد در اينجا اقليدسي روشهايي را که ديگران آورده‌اند تشريح مي‌کند، نه آنکه چيزي ابتکاري عرضه نمايد. کتاب با بحثي مستوفا درباره و روش استخراج کعب به پايان مي‌رسد.
اقليدسي از اين توفيقات درکتابهايش به خود مي بالد:

در بخش نخست همه‌ محتواي متوني را که درباره حساب هندي نوشته شده بوده عرضه کرده و آن را در دستگاه شصتگاني به کار برده است. ما اين کتابها را در دست نداريم تا بتوانيم درباره‌ درستي ادعاي او اظهار نظر کنيم. Algorismus cor pus لاتيني نشان مي‌دهد که حساب هندي به صورتي که خوارزمي (قرن سوم/نهم) آن را عرضه کرده بود با آنچه بعداً در جهان اسلام انتشار يافت فرق اساسي دارد. کاربرد طرحهاي هندي در دستگاه شصتگاني رد همه‌ کتابهاي حساب که بعدها به عربي نوشته شده ديده مي‌شود.

در بخش دوم روشهاي را آورده است که فقط حسابدانان سرشناس به آنها واقف بوده‌اند، و روش طرح 9 به 9 را به کسر و جذر نيز سرايت داده است. به قرينه‌ کتابهاي بعدي مي‌توان به قبول اين ادعاي اقليدسي متمايل بود.

در بخش چهارم نشان داده است که حساب هندي ديگر احتياجي به تخت و تراب ندارد. اين تغيير بيشتر مطبوع طبع مغر بزمين بود تا مشرق زمين. در تأييد اين گفته مي‌توانيم خاطر نشان کنيم که اين بناي مراکشي (وفات 721/1321) در يکي از کتابهاي حسابش به عنوان چيزي حيرت‌انگيز به اين نکته اشراه کرده بود که قديميان براي محاسبه از خاک استفاده مي‌کرده‌اند، در حالي که خواجه نصيرالدين طوسي (وفات 672/1274) هنوز تخت و تراب را آنقدر مهم مي‌دانسته است که درباره‌اش کتابي بنويسد.

در بحث درباره ميان جمله‌ n ام و مجموع n جمله فوق گذاشته است و مدعي است که حسابگران ديگر آن دو را با هم خلط کرده‌اند.

مدعي است که اولين کسي است که درباره ريشه‌ سوم (کعب) اعداد مطالبي رضايت‌بخش نوشته است. سندي براي ابراز نظر قطعي در مورد دو ادعاي اخير در دست نيست، اما دلايل ديگري داريم براي آن که کتاب الفصول في الحساب الهندي القيدسي را از بين در حدود صد کتاب عربي موجود از همه بهتر بدانيم.

نخست اين که اولين کتاب شناخته شده اي است که مستقيماً به کسرهاي اعشاري پرداخته است. مؤلف علامت اعشاري خاصي پيشنهاد مي‌کند و در استفاده‌ دايمي از آن اصرار مي‌ورزد؛ و آن خطي است که بالاي رقم يکان مي‌گذارد. در جريان تقسيم متوالي 26 بر 2 اين دنباله را بدست مي‌آورد: 13، 5/6، 25/3، 625/1، 8125/5. مي‌داند که چگونه با ضرب متوالي در 2 و با صرف‌نظر کردن از صفرهاي طرف راست بار ديگر عدد 13 را به دست آورد. در فرآيندي که مکرر 135 را به اندازه‌ يک دهم آن زياد مي‌کند اين آرايش را به دست مي‌آورد:

35/163
335 /16 , 5/148

85/14 , 135

5/13
685/179 35/163 5/148

و بدين قياس. و نيز براي يافتن ريشه‌هاي تقريبي اعداد اين قاعده‌ها را به کار مي‌برد:

و k را مساوي مضربي از 10 اختيار مي‌کند.

با اين که حسابدانان ديگري هم همين قاعده‌ها را به کار برده‌اند اما همه‌ آنان پس از به دست آوردن کسر اعشاري آن را، ماشين‌وار، به دستگاه شصتگاني مي‌بردند بي‌آنکه نشانه اي از اين مفهوم اعشاري را درک مي‌کنند ظاهر سازند. فقط اقليدسي است که در موارد متعدد ريشه را در مقياس دهدهي تعيين مي‌کند. در همه‌ اعمالي که توانهاي 10 در صورت يا در مخرج دخليند در کمال راحتي عمل مي‌کند.

دوم آن که کتاب اقليدسي اولين کتابي است که به روشني معين آن است که حساب هندي وابستگي به تخت و تراب داشته است. مؤلف در مقدمه‌ کتاب دستگاه حساب هندي را با حساب انگشتي، که در آن زمان متداول بوده، مي‌سنجد و ارزيابي درستي از خوبيها و نارساييهاي هر يک به عمل مي‌آورد. حالا معلوم شده است که بوزجاني (328-388/940-977 يا 8) و ابن بنا (وفات 721/1321) طرداً للباب درباره‌ تخت و تراب در حساب هندي مطلبي گفته‌اند، اما اين اشاره‌ها مختصرتر از آن بوده است که توجه دانشمنداني را که آنها را مطالعه مي‌کرده‌اند به خود جلب کند.

 
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

پوانکاره

هانری پوانکاره درآغاز قرن 21 درسطح جهانی به عنوان بزرگترین ریاضیدان نسل خود شناخته شد . درسال 1879 دوران دانشگاهی خود را در   کان   آغاز کرد  . و تنها دوسال بعد به استادی دانشگاه سوربن منصوب شد . بقیه عمر خود را درآنجا به سر برد و هرسال موضوع متفاوتی را تدریس کرد . درسخنرانیهایش که توسط دانشجویان او ویرایش و چاپ شد با ابتکارو تسلط فنی فراوان ، درواقع تمامی زمینه های معروف ریاضیات محض و کاربسته ،و بسیاری از زمینه هایی را که قبل از کشف توسط وی ناشناخته بودند ، مورد بحث قرار داد . روی هم رفته بیش از 30 کتابی فنی درباره فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی ، شش کتاب درسطح عامه فهم ، و تقریبا 500 مقاله پژو هشی درریاضیات نوشت . وی متفکر سریع الانتقال ، قوی و خستگی ناپذیر بود که به جزئیات نمی پرداخت و به قول یکی از معاصرانش ((یک فات بود نه بک استعمارگر)) از موهبت حافظه عجیبی هم برخوردار بود، وبرحسب عادت درحین قدم زدن در اتاق مطالعه خود درمغز ش به ریاضیات می پرداخت و فقط پس از آنکه درذهنش تکمیل  می کرد برروی کاغذ می آورد بیش از 32 سال نداشت که به فرهنگ سرای علوم برگزیده شد وعضوی از فرهنگستان که اورا برای عضویت پیشنهاد کرد گفت

 که کارش مافوق تمجید عادی است و اومسائلی را حل کرده که قبل از خودش به تصوردرنیامده بودند

نکته اساسی از فکر پوانکاره را میتوان درپژو هشهایش درباره مکانیک سماوی یافت .درخلال این کار نظریه بسطهای مجانبی خود را ارائه کرد ( که باعث توجه سری های واگرا شد ) پایداری مدارها را  مطالعه کرد و نظریه کیفی معادلات دیفرانسیل غیر خطی راپایه گذاری کرد  یک از برجسته ترین خدمات فراوان پوانکاره فیزیک ریاضی ، مفاله مشهورش درسال 1906 درباره دینامیک الکترون بود و او سالها ی زیادی راجع به شالوده های فیزیک فکر کرده بود ، و مستقل از اینشتین بسیاری از نتایج مربوط به نظریه نسبیت خاص را به دست آورده بود . فرق اساسی دراین بود که بررسی اینشتن متکی بر ایده های مقدماتی مربوط به علامتهای نوری بود ، حال آنکه بررسی پوانکاره برپایه نظریه الکترو مغناطیس بنا شده بود و بنابراین از نظرکاربردی به پدیدهای مربوط به این نظریه محدود بود . پوانکاره احترام زیادی برای استعداد اینشتن قایل بودو درسال 1911 انتصاب اینشتن را به اولین سمت دانشگاهی اش توصیه کرد

درسال 1902 به عنوان یک سرگرمی جنبی ، و ضمن کوشششی برای سهیم کردن افراد غیر متخصص دراشتیاق خود به معنا و اهمیت انسانی ریاضیات و علوم ، به نویسندگی و سخنرانی برای اقشار وسیعتری از مردم روی آورد . این کارها ی سبکتر او درچهار کتاب تحت عنوان علم وفرضیه - ارزش علم - علم و روش - آخرین اندیشه ها  گرد آوری شدند این کتابها واضح ، لطیف ، عمیق و رویهمرفته لذت بخش هستند ، و نشان می دهند که پوانکاره یکی از بهترین نثر نویسان فرانسه است

درمشهورترین این مقالات یعنی مقاله مربوط به کشف ریا ضی ، او به خوییشتن نگریست و فرایندهای مغزی خود را عرضه کرد .همانطور که ژوردن درسوگنامه پوانکاره نوشت ، (( یکی از دلایل فراوان جاودانگی پوانکاره آن است که به ما امکان می دهد تا در عین اینکه او را می ستاییم ، وی  را بشناسیم ))ت

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

دکتر نصرت الله باستان در سال 1282 خورشيدی متولد شد .

تحصيلات متوسطه را در دارالفنن و تحصيلات عاليه را در مدرسه طب تهران در سال 1307 خورشيدی به پايان رساند . بعد از آن به پاريس رفت و در دانشگاه بردوو به تحصيلات و ادامه داد و پايان نامه خود را در تنگنابری با درجه ممتاز ، دريافت داشت.

در سال 1315 خورشيدی به ايران بازگشت و عهده دار مشاغل ذيل گرديد :

رئيس چشم پزشکی بهداری آموزشگا هها ، رئيس بخش چشم پزشکی بيمارستان شماره 1 شهرداری و ابن سينا ، رئيس بخش چشم پزشکی بيمارستان وزيری ، استاد کرسی بالينی چشم پزشکی ، استاد و رئيس بخش چشم پزشکی بيمارستان امير اعلم .

آثار به جا مانده از او عبارتند از :

1- اورام ملتحمه

2- بيماری های چشم و درمان آن

3- بيماری های گوش و حلق وبينی

4- تراخم

5- چشم و بيماری های آن

6- کيميا پزشکی

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

آموزش یک معلول جسمی مثل هلن کلر آن هم در حد اعلا مشقت زیادی داشته است . ولی محرومیت های اجتماعی که توماس برفولر تحمیل شده بود ، به همان اندازه هر کسی را از پا می انداخت . مگر آن که از بی پرواترین انسان ها باشد .

توماس فولر متولد ، آفریقا در 1710 ، نه تنها بی سواد بود ، بلکه به زور به عنوان برده ای در مزارع ورجینیای آمریکا کار می کرد و حتی برای یک روز هم از کلاس درسی بهره مند نشد . او شمردن تا 100 را خودش یاد گرفت و با شمردن چیزهای دور و برش حسابش را بهتر کرد .

با تکیه بر همین سواد اندک ، فولر می توانست الوار لازم برای سقف خانه ،نرده و تیرچه برای حصار دور آن و خلاصه آن چه که برای ساختن خانه لازم می شود را خود حساب کند . توانایی های شگت آور او به دنبال شهرتش آن چنان فراگیر شد که در سن پیری او را با طرح سوال های مناسب برای بهترین مغزهای کامپیوتر امتحان می کردند

نمونه سوالی که از اهالی پنسیلوانیا و پرسیدند :

فکر کن کشاورزی 6 ماده خوک دارد و هر خوک 6 تا خوک ماده در سال به دنیا می آورد و باز همه آن ها تا هشت سال به همین نسبت زادوولد می کنند ، حالا کشاورز بعد از 8 سال چند تا خوک دارد ؟ 

این مساله را می توان به صورت 6 * 7 یا به عبارتی 6* ( 7*7*7*7*7*7*7*7 ) نوشت . فولر در عرض 10 دقیقه جواب درست یعنی 34588806 را تحویل داد .

با مرگ فولر ، روزنامه "کامبین سنتینل " نوشت که او قادر بوده تعداد تیرچه ها     ، دانه های جو و هر اندازه ای را در مقیاس و بزرگی حساب کند ، قطر مدار حرکت زمین را بگوید و جواب هر محاسبه ای را زودتر از صد تا آدم  قلم و کاغذ دار به دست آورد .

وقتی از فولر پرسیدند که آیا از اینکه هیچ وقت تحصیل آکادمیک نداشته غصه      می خورد ، جواب داد : نه آقا ! خیلی هم خوب شد که به من هیچ آموزشی ندادند ، زیرا چه بسیار آدم های درس خوانده ای که ابلهانی بزرگ هستند !


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

یکی از بزرگترین ریاضیدانان همه ی اعصار ، و به یقین بزرگترین آنان در عهد عتیق ، ارشمیدس از اهالی شهر یونانی سیز اکیوز واقع در جزیره سیسیل بود .

ظاهرا ارشمیدس از تمرکز ذهنی برخوردار بودو داستان هایی از بی خبری او از پیرامون خود ، وقتی که به مسئله ای اشتغال خاطر داشته ، گفته شده است . نمو نه هایی از این ها که به کرات گفته شده ، تاج شاه هیرون و زرگر مورد سوء ظن است. گویا شاه هیرون تاجی زرین داشته و نگران از آن که مبادا در ساختن آن به طور پنهانی نقره به کار رفته باشد ، وی مطلب را به ارشمیدس ارجاع می کند ، که او ، روزی در حال استحمام ، با کشف اولین قانون ئیدروستاتیک به راه حل مسئله دست می یابد . با فراموش کردن این که جامه بر تن کند از حمام در می آید , و در خیابان ها به سوی خانه می دود، در حالی که فریاد می زده : " ایورکا ، ایورکا "

ارشمیدس قسمت زیادی از کار هندسه خود را به کمک اشکالی رسم شده در خاکستر یا روغن که بعد از استحمام کردن به تن خود می مالید ه انجام می داد . در واقع ، نقل شده است که اجل وی به وقت تاراج سیر اکیوز در حالی فرا رسید که ذهنش مشغول نمودار رسم شده بر یک سینی شن بوده است . مطابق یکی از این روایات ، وی به یک رومی در حال چپاول فرمان می دهد تا از روی نمودار او کنار بایستد ، که در این هنگام غارتگر به خشم آمده نیزه ای را در بدن مرد سالخورده رو می کند.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اهل كاشانم

پيشه ‏ام نقاشي است

گاه گاهي قفسي مي‏سازم با رنگ, مي‏فروشم به شما

تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است

دل تنهايي ‏تان تازه شود

چه خيالي, چه خيالي, ... مي‏دانم

پرده ام بي‏جان است.

خوب مي دانم, حوض نقاشي من بي ‏ماهي است.


سهراب سپهريپانزدهم مهرماه 1307 در كاشان متولد شد و چند ماهي پيش از كودتاي 28 مرداد, در خردادماه 1332 دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا را به پايان رسانيد؛ علاقه به شعر و نقاشي در سهراب به موازات هم رشد يافت چنان كه پا به ‏پاي مجموعه شعرهايي كه از او به چاپ مي‏رسيد, نمايشگاه ‏هاي نقاشي او هم در گوشه و كنار تهران برپا مي‏شد و او گاهي در كنار اين نمايشگاه‏ ها شب شعري هم ترتيب مي‏داد؛ تلفيق شعر و نقاشي در پرتو روح انزوايي و متمايل به گونه‏اي عرفان قرن بيستمي, هم به شعر او رقت احساس و نازك بيني هنرمندانه ‏اي مي ‏‏بخشيد و هم نقاشي او را به نوعي صميميت شاعرانه نزديك مي‏كرد.

تخيل آزاد, سوررئاليسم خفيف, جستجوي روابط متعارف اشياء, مفاهيم آميخته با خيال پردازي از مشخصه ‏هاي آشكار شعر سپهري است. همين ويژگي‌‏‌‏ هاست كه در نظر برخي وي را به تمايلات سبك هندي و قابليت مقايسه با بيدل دهلوي, شاعر عارف و خيال پرداز سده دوازدهم هند نزديك كرده است.

سفرهاي سهراب به غرب و شرق عالم و ديدار از رم, آتن, پاريس و قاهره, تاج محل و توكيو براي او بشتر سلوك روحي و معنوي و سير در انفس به حساب مي‏آمد تا گشت و گذار و جهان ديدگي و سير در آفاق.

پيشتر از آن كه به هند و ژاپن سفر كند با فكر و انديشه بودايي و سلامت عارفانه پيشينيان آشنايي داشت, اين سفر آشنايي و علاقه او را ژرف تر كرد و در مجموع به هنر او سيرتي عارفانه و پارسايانه بخشيد.

سفر به ژاپن كه به قصد آموختن حكاكي روي چوب, آهنگ آن كرده بود, به او چيزهايي ديگر نيز آموخت؛ اينكه شعرهاي سهراب سپهري را گاهي در حال و هواي "هايكو" يافته ‏اند, اين كه سپهري به داشته ‏هاي خود خرسند و به شهر و ديار و طبيعت  رهاي اطراف شهر خود كاشان پاي بند است, هر چند اندك مي‏تواند نتيجه تاثير اين گونه سفرها باشد, چنان كه توجه او به طبيعت هم در نقاشي و هم در شعر نيز از اين تاثير بلكي دور نمانده است.
او چشم به طبيعت داشت و از پيرامونيان خود, كه شايد تنها اندكي از آنان از صداقت و صميميت انساني بالايي برخوردار بودند, پرهيز مي‏كرد:

به سراغ  من اگر مي‏آييد

نرم  و آهسته بياييد,  مبادا كه ترك بردارد

چيني  نازك  تنهايي  من

علاقه سهراب به هنر و مكتب‏هاي فلسفي شرق دور, معروف است. اين علاقه را وي با آگاهي توام كرده بود. او به مطالعه در فلسفه و اديان بسيار علاقمند بود.

سهراب ابتدا در دهه 1330 به عنوان نقاشي نوپرداز به شهرت رسيد, كار شعر را هم از همان ايام آغاز كرده بود. نخستين مجموعه شعر او "مرگ رنگ" در سال 1330 به چاپ رسيد.

" زندگي خواب ها" را در سال 1332 و " آوار آفتاب" و" شرق اندوه" هر دو را به سال 1340 عرضه كرد. در اين مجموعه هاي نخستين او گه‌‏ گاه طنين صداي نيما يوشيج  به گوش مي‏رسيد؛ اما مجموعه هاي  بعدي  يعني " صداي پاي آب", "مسافر" و به ويژه "حجم سبز" كه در سال 1346 انتشار يافت, هيچ صدايي جز صداي آشناي خود او نيست؛ هر چند برخي در واپسين شعرهاي سپهري رنگي از زبان انديشه فروغ را ديده و در نتيجه از پاره‏اي جهات شهرت آن دو را قابل مقايسه دانسته‏ اند.
مجموعه اين هفت كتاب به همراه يك كتاب ديگر او به نام " 
ما هيچ, ما نگاه", كه قبلاً نيز منتشر شده بود در سال 1356 يك جا در مجموعه ‏اي با عنوان هشت كتاب به چاپ رسيده كه بعد از آن بارها تجديد چاپ شده است.
شعر سهراب در ابتدا با انكار و انتقاد مواجه شد. شاعران و منتقدان ملتزم پيش از انقلاب, شعر و شيوه شاعري او را نكوهيدند و او را منفي ‏نگر, بي‏ مسئوليت و رويگردان از جامعه و مردم معرفي كردند. اما سهراب بي ‏توجه به اين نكوهش‏ها و جار و جنجال‏ها به كار خود ادامه داد و سر به شعر و نقاشي خود فرود آورد.


او به قضاوت ديگران كاري نداشت. گويي مي‏دانست روزي فرا خواهد رسيد كه شعرش قبول عام پيدا مي‏كند. از اين رو آرام و بي ‏سر و صدا سر به كار خويش داشت و آنچه را كه به اشراق و ادراك هنري دريافته بود. به پرده رنگ و به واژه‏اي به نرمي آب و لطافت آبي آسمان‏ها تسليم مي‏كرد, برترين ويژگي شعر سهراب غناي آن از نظر جوهر شعري است, چيزي كه در آثار كمتر شاعري به اين زلالي مي‏توان يافت.

از لحاظ ساخت و قالب, شعر او در اكثر موارد آهنگين ارائه شده است. سهراب با استفاده از صداها و كلمات, موسيقي مي‏آفريند, موسيقي نرم و رويا برانگيز شعر سهراب با هيچ شاعر, ديگري اشتباه نمي‏شود و همين امر هنجار برجسته سبك او را به ويژه در كارهاي اخيرش مشخص مي‏كند. پيوند كلمات و همنشيني تصويرها در شعرهاي او بديع و پاكيزه از كار در آمده است.

اين تصويرها بيشتر از آن كه در طبيعت قابل لمس باشد, در ذهن و روح خواننده حس مي‏شود و با ادراك انساني او در مي‏آميزد. سهراب سپهري در ميان انبوه شاعران نيمايي پيش از انقلاب, شاعري استثنايي بود كه از همه جنجال‏ها روشنفكرانه و غرب گرايانه پا كنار كشيد. او براي بسياري بهترين نمونه يك هنرمند واقعي بود. انساني وارسته كه به استعداد و توانايي ذاتي خويش تكيه داشت, تنها زيست و در اين تنهايي از نيرنگ, دورويي و تقلب دور بود, گويي تمام فضيلت‏هاي يك هنرمند اصيل و نجيب ايراني را در خود داشت.

سپهري روز اول ارديبهشت ماه 1359 در اثر ابتلاي به بيماري سرطان خون درگذشت. با آن كه شعر وي حاوي فضيلت‏هاي گمشده انساني بود در زمان حياتش مقبوليت عام پيدا نكرد, اما بعد از انقلاب و به ويژه از دهه 1360 به بعد گروهي از شاعران و منتقدان به شعر وي روي آوردند و بر شعرش نقد و تفسير نوشتند.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

نكته
ما دو رو داريم كه هر كدام از آنها در تناظر با ويژگى هاى كليشه اى يكى از نزديك ترين عموزاده هاى انسانريخت انسان يعنى شمپانزه و بونوبو هستند. در واقع ما انسانريختى دوقطبى هستيم. ما رويى بسيار زشت و ناخوشايند داريم و هنگامى كه رذل مى شويم تقريباً از هر جانور ديگرى كه مى توان تصور كرد رذل تريم. اما در عين حال رويى بسيار خوشايند و فداكار نيز داريم و هرگاه خوب مى شويم تقريباً از هر جانور ديگرى كه بتوان تصور كرد هم عملاً بسيار دوست داشتنى تريم.

كمتر پيش مى آيد كتابى كه دانشمندان بسيار به آن استناد مى كنند و ارجاع مى دهند در عين حال در فهرست پرخواننده ترين كتاب هاى اعضاى كنگره ايالات متحده نيز آمده باشد. با اين همه كتاب «سياست شمپانزه ها» نوشته فرانس دى وال (de Waal .F) نخستى شناس، كه از زمان انتشارش در سال ۱۹۸۲ بيش از ۶۰۰ بار از آن نقل قول شده، از جمله آثارى بود كه نيوت گينگريچ، سخنگوى وقت مجلس نمايندگان ايالات متحده، خواندن آن را در سال ۱۹۹۴ به نماينده هاى تازه كار توصيه كرد. در اين كتاب كه شامل مطالبى از رشته هاى گوناگون است، ساختار اجتماعى نخستى ها به تفصيل بيان شده و شكاف موجود هم در منابع علمى و هم در پندارهاى عامه را پر كرده است. دى وال با نوشتن اين كتاب يكى از نخستين دانشمندانى بود كه تابوهاى علمى كهنه را شكست و جانوران را به عنوان موجوداتى شناختى و عاطفى بررسى كرد نه صرفاً ماشين هاى يادگيرى.

از آن زمان دى وال تبديل به يكى از بانفوذ ترين پژوهشگران زندگى اجتماعى ميمون ها و انسانريخت ها (apes) شده است. شش كتاب عامه فهم او، «سياست شمپانزه ها: قدرت و جنسيت در ميان انسانريخت ها» (۱۹۸۲)، «نيك سرشت: خاستگاه نيك و بد در انسان و جانوران ديگر» (۱۹۹۶)، «بونوبو: انسانريخت فراموش شده» (۱۹۹۷)، «انسانريخت و استاد سوشى: تاملات فرهنگى يك نخستى شناس» (۲۰۰۱)، «آلبوم خانوادگى من: سى سال عكاسى از نخستى ها» (۲۰۰۳) و «انسانريخت درون ما: نخستى شناسى پيشرو تبيين مى كند چرا ما آنكه هستيم، هستيم» (۲۰۰۵)، به بيش از ده زبان ترجمه شده و كارهايش پژوهش هاى تازه اى را درباره حل اختلاف و صلح سازى در جانوران برانگيخته است. او در سال ۱۹۹۳ به عضويت آكادمى سلطنتى علوم هلند و در سال ۲۰۰۴ به عضويت آكادمى ملى علوم ايالات متحده برگزيده شد.
دى وال كه اكنون در گروه روانشناسى دانشگاه امورى (Emory) در آتلانتاى جورجيا، استاد كرسى Candler .H.C و مدير مركز «حلقه هاى زنده» در «مركز ملى نخستى پژوهى يركيز» وابسته به دانشگاه امورى است همچنان مى كوشد تا با پژوهش هايش به مخاطبان چندرشته اى دست يابد. او در مقاله معارفه اش تحت عنوان «ميمون در آينه: نه چندان غريبه» كه در نهم اوت ۲۰۰۵ و در شماره ۳۲ «نشريه آكادمى ملى علوم آمريكا» منتشر شد، يافته هاى مربوط به واكنش ميمون هاى كاپوچين به تصوير خودشان در آينه را ارائه مى كند. از آنجا كه تشخيص خود در آينه با نخستين نشانه هاى همدلى (empathy) در كودك انسان همبسته است، اين پژوهش نشان مى دهد كه چگونه ظرفيت هاى گوناگون براى برقرارى پيوندهاى عاطفى در نخستى ها ايجاد مى شود.
•زيست شناسى با فقط ذره اى از حيات
دى وال حتى پيش از آنكه كارش را در نخستى شناسى آغاز كند هرگز از جانوران دور نبود. او كه نوه صاحب يك مغازه حيوان فروشى و پسر يك رئيس بانك بود، تعطيلات آخر هفته دوران كودكى اش را در زمين هاى هموارى كه براى كشاورزى از دريا خشك شده بودند نزديك خانه اش در وال ويك (Waalwijk) هلند مى گذراند. او در پروژه هاى جانورى اش نظير تكثير موش، پرورش كلاغ گردن بور و ايجاد يك باغ وحش آبى كوچك در حياط پشتى با سطل هايى پر از ماهى و مارماهى غرق بود.
با اين حال معلم زيست شناسى دى وال در دبيرستان به قدرى كسالت آور بود كه دانش آموز عاشق طبيعت را از انتخاب علوم حياتى براى ادامه زندگى اش تقريباً منصرف ساخت.دانشجويان هلندى پيش از ورود به دانشگاه طبق روال يك دوره تحصيلى انتخاب مى كنند و دى وال به رياضيات يا فيزيك تمايل داشت. او مى گويد خوشبختانه مادرم مداخله كرد و به يادم آورد كه بررسى جانوران شور و اشتياق قديمى من بوده و شايد زيست شناسى برايم مناسب تر باشد. او توصيه مادرش را پذيرفت و در سال ۱۹۶۶ در برنامه اى زيست شناسى در دانشگاه كاتوليك نيميخن (Nijmegen) كه اكنون دانشگاه رادبود نيميخن ناميده مى شود نام نويسى كرد.
اما زيست شناسى در ابتدا خيلى به مذاق دى وال خوش نيامد. تنها ارتباط او با جانوران در دوره تحصيلش تشريح آنها و ترسيم آناتومى شان بود. هر چند اين كار به نظرش جالب مى آمد اما ارضايش نمى كرد و پس از چهار سال به صراحت از دانشگاه ناراضى بود.دى وال براى پركردن بخشى از وقتش و كسب درآمد بيشتر در يك آزمايشگاه روانشناسى كار گرفت و مشغول انجام آزمون هاى شناختى روى دو شمپانزه نر جوان شد. دى وال مى گويد: «ناگهان با خود گفتم اين همان كارى است كه مى خواهم انجام دهم. مى خواهم با جانوران كار كنم.»
•ادغام هنر و تهاجم
دى وال تحصيلات تكميلى را با علاقه اى تجديدشده به رفتار جانوران در سال ۱۹۷۰ در دانشگاه گرونينگن هلند آغاز كرد. دى وال مى گويد گرونينگن عالى ترين موسسه رفتارشناسى (ethology) بود، رشته اى از رفتار جانوران كه در هلند آن زمان در دوران اوج شكوفايى خود به سر مى برد.
رفتارشناسى در مقايسه با رشته هاى كلاسيك و سنتى آن سوى اقيانوس اطلس ديدگاه زيست شناختى ترى به رفتار جانوران داشت، باب ميل دى وال. مى گويد: «به نظرم بيشتر طبيعى دانان اساساً طبيعى دان به دنيا مى آيند. اين چيزى نيست كه در دانشگاه به دست آورده باشم.» در سال ۱۹۷۳ از دانشگاه گرونينگن دكترا گرفت.
پس از آن دى وال بر ادامه كار دوره دكترا به دانشگاه اوترخت (Utrecht) هلند رفت و همانطور كه خودش مى گويد به اين ترتيب سنت هلندى آموزش تك دانشگاهى را زير پا گذاشت، دى وال كه براى كار در پژوهشى گسترده درباره تهاجم (aggression) به استخدام يان فان هوف (VanHooff.J) نخستى شناس درآمده بود، رفتار پساتهاجمى را فوق العاده جالب توجه يافت. مى گويد: «مشاهده جنگ هايى كه در گروهى از نخستى ها در مى گرفت و سپس مشاهده اينكه پانزده دقيقه بعد همه آرام مى گرفتند برايم جالب بود. در حيرت بودم كه آنها چگونه تهاجم را وارد زندگى اجتماعى شان مى كنند.»
•انسانريخت هاى آن سوى آب
در سال ۱۹۷۵ دى وال به آرنهم (Arnhem) در بخش شرقى هلند رفت تا در باغ وحش بورخرس كه توسط برادر استاد مشاورش، آنتون فان هوف، اداره مى شد كار كند. اين دو برادر در جزيره اى درون باغ وحش، يك كلنى متشكل از ۲۵ شمپانزه ايجاد كرده بودند كه در آن زمان در نوع خود تشكيلاتى كم نظير بود و هنوز بزرگترين كلنى كنونى از اين دست است. در اينجا دى وال ضمن آنكه پايان نامه اش را درباره تهاجم در ميمون هاى مكاك مى نوشت مى توانست با دوربين دوچشمى صحنه سريال آبكى و نيرنگ بازانه نرهاى كلنى را تماشا كند.
دى وال از طريق اين مشاهدات توانست آن مبادلات اجتماعى كه وجود تهاجم شمپانزه در كنار رفتار صلح جويانه را در آنها امكان پذير مى سازد، شناسايى و ويژگى هايش را مشخص كند. اين نخستين بارى بود كه كسى مى توانست گروه بزرگى از شمپانزه ها را در اسارت بررسى كند و اين تجربه پربارترين دوره اكتشاف علمى در زندگى حرفه اى دى وال باقى ماند. او مى گويد: «تمام مسائلى كه در اين لحظه هنوز دارم روى آنها كار مى كنم در آن كلنى شمپانزه ها اساساً پيش چشمانم ديدم.»
پس از يكى از اولين سخنرانى ها دى وال در كنفرانسى بين المللى با رابرت گوى ( R.Goy) درون ريزشناس دانشگاه ويسكانسين- مديسون آشنا شد و او فوراً اصرار كرد كه دى وال به گروه وى در ايالات متحده بپيوندد. دى وال مى گويد:« از آنجا كه هرگز آن سوى اقيانوس اطلس نبودم از اين پيشنهاد كمى ترسيدم.» چند سال بعد در ۱۹۸۱ سرانجام موافقت كرد و به مركز ملى نخستى پژوهى ويسكانسين در مديسون رفت كه مدير آن گوى بود. گرچه در ابتدا قصد داشت فقط يك سال بماند. اما پس از دو هفته دى وال به قدرى از محيط آنجا خوشش آمد كه پستى بلندمدت تر كه به تازگى در مركز ايجاد شده بود را پذيرفت.
اكنون در خانه جديد دى وال فقط جاى انسانريخت ها خالى بود. او در ويسكانسين مكاك ها را بررسى مى كرد اما هر جا كه امكان داشت، مثلاً در باغ وحش سن ديه گو در كاليفرنيا و مركز ملى نخستى پژوهى يركيز (Yerkes) در آتلانتا ترتيبى مى داد تا انسانريخت ها را هم بررسى كند.
انسانريخت ها در مقايسه با ميمون ها باهوش تر و از نظر تكوينى به انسان نزديك ترند. مى گويد: «در آن زمان به انسانريخت ها گير داده بودم. درباره ميمون ها خيلى كارهاى جالب مى توان انجام داد اما اگر كسى به مسائل مربوط به شناخت عالى و تكامل انسان علاقه مند باشد آنگاه كار با انسانريخت ها زمين تا آسمان فرق مى كند.»
•شمپانزه هاى ماكياولى منش
طى اين زمان با ايجاد يك مسير حرفه اى موازى در عامه فهم نويسى، ارتباط دادن رفتار انسان و جانوران براى دى وال مهم تر شد. در آرنهم او بارها براى بازديدكنندگان باغ وحش سخنرانى كرده و از كنجكاوى طبيعى آنها آگاه بود. با اين حال متوجه شده بود كه موضوعات داغ آكادميك آنها را به خميازه وامى دارد. مى گويد: «آنچه آنها واقعاً مى خواستند بدانند آن بود كه جانوران چه نوع عواطف، چه نوع حالات رخسارى و چه نوع روابط اجتماعى دارند.»
دى وال پس از مشاهده شورش هاى سياسى ميان شمپانزه ها در آرنهم به نتيجه رسيد كه اين براى كتابى با مخاطب عام موضوعى ايده آل است. او روى اين كتاب كه «سياست شمپانزه ها» نام گرفت و در سال ۱۹۸۲ پس از ترجمه از دست نوشته هلندى اش در لندن به چاپ رسيد دو سال كار كرد. گرچه دى وال در ابتدا در نظر داشت كتابى نيمه علمى و نيمه عامه فهم بنويسد اما در پايان نتيجه كار كتابى عامه فهم از آب درآمد كه از سوى جامعه علمى نيز به خوبى پذيرفته شده در واقع اين كتاب احتمالاً هنوز به گفته خودش پرارجاع ترين نوشته اوست.
«سياست شمپانزه ها» با انتساب صفات نسبتاً انسانى به جانوران، تابوهاى علمى كهنه را شكست. در آن زمان كه اين كتاب انتشار يافت ديدگاه هاى آكادميك تا حدودى در نتيجه كار پژوهشگرانى همچون دونالد گريفين (Griffin .D)، جين گودال (Goodall.J) و فرانس دى وال در حال تغيير بود. اين هر سه نفر در رابطه با شناخت جانوران رويكردى ميانه رو در پيش گرفته بودند. پيش از آن روانشناسى مقايسه اى تمام رفتارهاى جانوران را از طريق يادگيرى آزمون و خطا تبيين مى كرد و در سر ديگر طيف رفتارشناسى جانوران را همچون «ماشين غريزه» مى ديد. دى وال مى گويد: «زمانش سر رسيده بود. اگر آن كتاب را ۱۰ سال قبل نوشته بودم احتمالاً مرا زنده زنده در آتش مى سوزاندند. ۱۰ سال بعد هم از انقلاب خيلى گذشته و آب ها از آسياب افتاده بود.»
•تماس با دو مخاطب
با وجود اين دى وال هنوز دلايلى داشت كه براى شغل دانشگاهى نوپايش نگران باشد. فان هوف، استاد مشاور دى وال، كه به جو محافظه كارانه دانشگاه مى انديشيد از دانشجوى خود خواست كه در رابطه با برخى نتيجه گيرى هاى جنجالى كتاب معتدل تر باشد. اما دى وال به آنچه در آرنهم درميان شمپانزه ها ديده بود اعتقاد راسخ داشت و بنابراين حرف هايش را به صراحت زد. او مى گويد: «نگرش من به مسئله طورى بود كه اساساً فقط در جوان ترها ديده مى شود. يعنى چيزى براى از دست دادن نداشتم. نه شغلى داشتم نه شهرتى نه چيزى. پس به خودم گفتم گور پدر همه آنهايى كه جور ديگرى فكر مى كنند.» سياست شمپانزه ها مورد توجه خوانندگان عمومى و نيز بسيارى از دانشمندان قرار گرفت و دى وال را كه در آن زمان ۳۲ سال داشت مشهور ساخت.
تمايل به رك گويى همواره ويژگى بارز دى وال در زندگى حرفه اى اش بوده است. در اواخر دهه ۱۹۹۰ هنگامى كه مى خواست كارهايى بالقوه جنجالى درباره شمپانزه هاى بونوبو چاپ كند با مقاومت ويراستاران نشريات روبه رو شد. او مى گويد: «هيچ كس درباره سكس در بونوبوها چيزى نمى گفت. به نظرم اين وضعيت به كلى احمقانه و بى معنى بود. اساساً افرادى خجالتى با احساس شرمندگى و در خفا روى مسئله جنسيت در بونوبوها كار مى كردند.»
اين بار هم دى وال تصميم گرفت كارهايش را با صراحت در مقاله اى زير عنوان «بونوبو: جنسيت و جامعه» در شماره مارس سال ۱۹۹۵ مجله ساينتيفيك امريكن منتشر سازد. دو سال بعد همراه با عكس هاى فرانس لنتينگ (Lanting.F)، عكاس مشهور هلندى، كتاب «بونوبو: انسانريخت فراموش شده» (۱۹۹۷) را به چاپ رساند. توانايى توليد آثارى براى مخاطب عام و انجام پژوهش هاى دقيق و جدى بدون آنكه تناقضى با هم داشته باشند حساب دى وال را از بسيارى از دانشمندان ديگر جدا مى كند. ويليام مك گرو (McGrew .W) يكى از همكاران دى وال و استاد انسان شناسى و جانورشناسى دانشگاه ميامى در اوهايو مى گويد: «در حيرتم كه او چگونه مى تواند اين هر دو كار را با هم انجام دهد. فرانس مى تواند طورى بنويسد كه يك خواننده متوسط هم بفهمد اما در عين حال مى تواند نوشته هايش را با داده ها و پژوهش هاى به دقت طراحى شده استحكام و اعتبار ببخشد. چنين پايگاه بلندى كه او در ميان همكاران دانشمندش به آن دست يافته به خاطر اين است كه براى دستيابى به داده هاى لازم و شكل دهى به نظراتش سخت تلاش مى كند.»
•آزمودن سرشت نيك نخستى ها
دى وال پس از يك دهه پژوهش در ويسكانسين كم كم دلش براى يك نوع جانور ديگر تنگ شد: دانشجوى تحصيلات تكميلى. او به عنوان عضو پژوهشى دانشكده روى تحقيقاتش متمركز بود اما نمى توانست به آسانى راهنمايى دانشجويان را به عهده بگيرد. مى گويد: «به اين واقعيت توجه نكرده بودم كه هيچ ميراثى از خودم به جا نگذاشته ام.» در سال ۱۹۹۰ دى وال به دانشگاه امورى رفت كه از پيش در مركز ملى نخستى پژوهى يركيز در آنجا به بررسى انسانريخت ها مى پرداخت. همزمان با اين جابه جايى دى وال نقطه تاكيدش در پژوهش را نيز تغيير داد. كارهاى او تا آن زمان عمدتاً مشاهداتى بودند اما پس از آن به انجام پژوهش هاى تجربى تر علاقه مند شد. در يركيز او آزمايشگاهى اختصاصى براى ميمون هاى كاپوچين راه اندازى كرد كه براى انجام كار تجربى و براساس مفهومى از هانس كرومر (Krummer. H)، نخستى شناس سوئيسى، طراحى شده است. ميمون ها در گروه هاى اجتماعى داخل ساختمان / خارج ساختمان زندگى مى كنند اما طورى تربيت مى شوند كه براى انجام آزمايش در بخشى خاص گروه را ترك كنند. دى وال مى گويد: «ميمون هايى در اختيار داريد كه در گروه خود دوستان و دشمنانى دارند و مى توانيد از همين مسئله در آزمايش هايتان استفاده كنيد.»
اگرچه دى وال در ابتدا روى آزمايش هاى مربوط به همكارى و رابطه متقابل در نخستى ها متمركز بود اما رفته رفته به موضوع همدلى نيز علاقه مند شده است. در سال ۱۹۹۶ كتاب «نيك سرشت» را نوشت و در آن درباره ظرفيت نخستى ها براى داشتن همدلى بحث كرد. مى گويد: «براى مثال چنانچه شمپانزه اى ناراحت و غم زده باشد شمپانزه اى ديگر به سراغش خواهد آمد و او را در آغوش گرفته آرام خواهد كرد.»
دى وال مى گويد در كودك انسان اين اشكال عالى همدلى تنها هنگامى ظهور خواهد كرد كه آنقدر بزرگ شده باشد كه خود را در آينه تشخيص دهد. جالب آنكه انسانريخت ها مى توانند خودشان را در آينه تشخيص دهند درحالى كه ميمون ها نمى توانند. به همين ترتيب انسانريخت ها نسبت به ميمون ها اين همدلى را مى توانند به شكل هاى پيچيده ترى بيان كنند و دى وال معتقد است كه ميان همدلى و تشخيص خود در آينه ارتباطى وجود دارد.
•تصاوير غريبه
دى وال در مقاله معارفه اش كه در اين شماره نشريه آكادمى ملى علوم آمريكا منتشر شده نتايج آزمايشى براى آزمودن اين فرض را ارائه كرد كه ميمون ها هنگام نگاه كردن به آينه تصويرى را كه مى بينند با يك ميمون واقعى اشتباه مى گيرند. اگرچه اين نكته به اثبات رسيده كه ميمون ها تصوير خودشان را تشخيص نمى دهند، دى وال در فكر بود كه آيا آنها مى پندارند تصويرشان متعلق به ميمون غريبه اى است يا خير.
در اين آزمايش ميمون هاى كاپوچين محوطه آزمايشى يركيز هم در مقابل ميمون هاى آشنا و هم در مقابل ميمون هاى غريبه و هم در مقابل آينه مشاهده شدند. واكنش آنها به آينه از واكنش آنها به ميمون هاى واقعى به ويژه آنهايى كه به گروه اجتماعى ديگرى تعلق داشتند به طور چشمگيرى متفاوت بود. دى وال مى گويد: «به نظر مى رسد ميمون ها از همان نگاه نخست بى درنگ درمى يابند كه اين تصوير غريبه نيست. ما نمى دانيم آنها چه مى بينند. خودشان را كه نمى بينند. اما غريبه اى را هم نمى بينند. آنها اساساً جايى بين اين دو قرار مى گيرند.» دى وال مى نويسد دانشمندانى كه درباره تكوين تحقيق مى كنند در مورد كودكان هم نظر مشابهى دارند. انسان تا پيش از ۱۸ماهگى تصوير خويش را تشخيص نمى دهد اما به درك خاصى از آينه مى رسد و مى فهمد كه به يك كودك واقعى نگاه نمى كند. اين رفتار در تضاد با برخى نظريه هاى موجود در منابع علوم جانورى است كه به تمايزى سياه و سفيد در تشخيص خود در آينه معتقدند. دى وال مى گويد: «بنابر اين نظريه ها شما در آينه يا غريبه اى مى بينيد يا خودتان را و هيچ حد واسطى وجود ندارد.» او در مقاله معارفه اش استدلال مى كند كه ميمون هاى كاپوچين همچون كودك انسان در ناحيه اى خاكسترى بين اين دو كران قرار مى گيرند.
•ميراث اخلاقى دوگانه
اگرچه بررسى عواطف در جانوران همچنان حوزه اى جنجالى است، كارهاى دى وال از تائيد و حمايت رشته علوم اعصاب برخوردار مى شود. از هنگامى كه دانشمندان علوم اعصاب مراكز عاطفى را با كمك اسكن هاى مغزى سنجش پذير ساخته اند، بررسى عواطف در جانوران اعتبار يافته و قابل قبول شده است. مى گويد: «عصب شناسان از پژوهش درباره همدلى و عواطف در انسان به هيچ وجه خجالت نمى كشند. هنگامى كه نوشتن درباره همدلى در جانوران را آغاز كردم دانشمندان علوم اعصاب خيلى بيشتر از دانشمندان سنتى علوم رفتار علاقه نشان مى دادند.»
اين كار بر روى همدلى جانوران و ارتباط آن با همدلى در انسان دى وال را به قلمرويى راهنما شده كه كمتر دانشمندى خطر كرده وارد آن شود: فلسفه. آيا انسان طبيعتاً موجودى اخلاقى است يا ما اخلاق را تنها با سعى و تلاش بسيار فرامى گيريم؟ آيا نيكى غيرطبيعى و ساختگى است؟ دى وال در پاسخ مى گويد كه او عمدتاً با چارلز داروين هم عقيده است كه اخلاق را پيامد طبيعى غرايز اجتماعى مى ناميد و آن را همچون يك محصول تكاملى مى نگريست. دى وال مى گويد: «اين در فلسفه بحثى قديمى است و اكنون بحثى در زيست شناسى هم هست. در اينجا است كه كار من به فلسفه ارتباط مى يابد.»
دى وال به اميد آزمودن واكنش هاى همدلانه در نخستى ها قصد دارد در آينده پژوهش درباره همدلى را ادامه دهد. تازه ترين اثر او با عنوان «انسانريخت درون ما» در سال ۲۰۰۵ انتشار يافت. اين كتاب بيش از تمام آثار پيشين او به رفتار انسان مى پردازد. مى گويد: «در اين كتاب نشان مى دهم كه ما دو رو داريم كه هر كدام از آنها در تناظر با ويژگى هاى كليشه اى يكى از نزديك ترين عموزاده هاى انسانريخت انسان يعنى شمپانزه و بونوبو هستند. در واقع ما انسانريختى دوقطبى هستيم. ما رويى بسيار زشت و ناخوشايند داريم و هنگامى كه رذل مى شويم تقريباً از هر جانور ديگرى كه مى توان تصور كرد رذل تريم. اما در عين حال رويى بسيار خوشايند و فداكار نيز داريم و هرگاه خوب مى شويم تقريباً از هر جانور ديگرى كه بتوان تصور كرد هم عملاً بسيار دوست داشتنى تريم.»
PNAS,Aug.9,2005

رجينا نازو
ترجمه: كاوه فيض اللهى
منیع : روزنامه شرق

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

گرچه آنچه امروزه به نام IBM شناخته می شود شركتی است كه رسما در ۱۵ ژوئن ۱۹۱۱ در نیویورك به عنوان (COMPUTING – TABULATING- RECORDING)C.T.R شكل گرفت، ریشه آن اما به اواخر قرن نوزدهم برمی‌گردد.


شركت بین المللی ماشینهای تجاری (INTERNATIONAL BUSINESS MACHINES=IBM) گرچه به عنوان یك شركت در میان صدها شركت كسب و كار دیگر درجهان وجود دارد اما تاریخچه یك قرن حضور در مراحل مختلف تكامل اندیشه و عمل بشری از IBM شركتی پدید آورده است كه همواره جایگاه ویژه جهانی خود را در عرصه كسب وكار حفظ كرده است. یك خانواده خلاق و خستگی ناپذیر (توماس واتسون پدر و پسر) در خلق این سازمان و رشد و پویایی آن طی دهها سال نقش خاص داشته اند و توانسته اند شركت را از حوزه تولید ماشین تحریر و ماشین حساب در دهها سال پیش، آرام آرام به عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطات وارد كنند و آن را به بزرگترین شركت تولید كننده رایانه درجهان با ویژگیهای منحصر به فرد تبدیل سازند. شركتی كه رهبری به‌كارگیری رایانه های شخصی و تجاری را در سازمانهای آموزشی، علمی، صنعتی و خدماتی برای كمك به حل مهمترین مشكلات صنعتی، اجتماعی و بهداشتی برعهده گرفته است. این تجربه موفق یك سده تلاش ساماندهی شده است كه در دنیای پررقابت كنونی و درمیان رقیبان جدی باسابقه و مدعیان جوان باانگیزه، شركت را درصدر آورده و از «HP»، «مایكروسافت» و «دل» فراتر نشانده است.
● تاریخچه
گرچه آنچه امروزه به نام IBM شناخته می شود شركتی است كه رسما در ۱۵ ژوئن ۱۹۱۱ در نیویورك به عنوان (COMPUTING – TABULATING- RECORDING)C.T.R شكل گرفت، ریشه آن اما به اواخر قرن نوزدهم برمی‌گردد. در سال ۱۸۸۰ اولین ثبات دیجیتال توسط الكساندر دی (A.DEY) ابداع شد. مهاجرت فراوان به آمریكا در دهه ۱۸۹۰ مسئولین را واداشت برای انجام محاسبات جمعیتی به دنبال یك ابزار محاسباتی موثر باشند. برنده این مناقصه هرمان هولریت (H. HOLLERITH) بود كه در سال ۱۸۹۶ شركت ماشینهای محاسبه را تاسیس كرد. در سال ۱۹۱۱ چارلز فلینت (C.FLINT) یك سازماندهنده برجسته، ادغام شركت هولریت را با دو شركت ITR و ESCO را مهندسی كرد و شركتی به نام C.T.R پدید آمد كه در حوزه ساخت و فروش ماشینها در محدوده مقیاس تجاری و ثبات های صنعتی زمان و تولید ماشین تحریر و كارتهای پانچ فعالیت می كرد. پس از تشكیل شركت جدید، جورج فیرچایلد (G.FAIRCHILD) رئیس شركت جدید شد اما رشد سریع و تنوع محصولات شركت، مدیریت را دشوار كرده بود و فلینت را واداشت تــــــــا سه سال بعد، یعنی ۱۹۱۴، از تـــــــوماس واتسون (T.WATSON ۴۰ ) ساله دعوت به عمل آورد تا به شركت بپیوندد و رهبری آن را برعهده گیرد. در سالهای پس از جنگ جهانی اول، مهندسان شركت مكانیسم های جدیدی را برای رفع نیاز مشتریان توسعه دادند. رشد فزاینده فعالیتهای C.T.R، نام شركت را در قیاس با فعالیتهایش محدود می كرد، به همین جهت در سال ۱۹۲۴ نام شركت رسما از C.T.R به IBM تغییر یافت. از آن پس كسب و كار شركت هم در بعد جغرافیایی و هم وظیفه ای گسترش یافت.
● نقش واتسون ها
پیوستن توماس واتسون SR. به شركت، نقطه عطف در تاریخ IBM محسوب می شود. واتسون دستیار الكساندر گراهام بل بود و با استفاده از تجارب خود در شركت قبلی (NCR) یك سری تاكتیك های موثر در كسب و كار به كار برد. او به خدمات مشتریان تمركز و به انگیزه های فروش و توجه به كاركنان تاكید كرد. واتسون با برنامه هایی مانند تشكیل تیم های ورزشی كاركنان و سفرهای تفریحی خانوادگی، روحیه جدید در شركت دمید. شعار موردعلاقه او یعنی «تفكر» (THINK) نقل زبان كاركنان شد. واتسون خود در این باره می گوید: «ما باید ازطریق گوش دادن، بحث كردن، مشاهده كردن و فكر كردن یاد بگیریم. نباید هیچ یك از این راههای یادگیری را كنار گذاشت. مشكل بیشتر ما این است كه در فكر كردن درنگ نمی كنیم چون كار سختی است. تمام مسائل دنیا را به آسانی می توان حل كرد اگر انسانها بخواهند كه فكر كنند».
بعداز پیوستن واتسون، شركت بر تولید ماشین های محاسبه در مقیاس بزرگ تجاری برای شركتها تمركز و بازار محصولات اداری كوچك را رها كرد. در چهار سال اول مدیریت او، درآمد بیش از دو برابر شد و به ۹ میلیون دلار رسید. او همچنین حوزه فعالیتهای شركت را به اروپا، آمریكای جنوبی، آسیا و استرالیا گسترش داد. ۲۳ سال بعد واتسون می گفت: «وقتی من به شركت آمدم تعداد كاركنان ۲۳۵ نفر بود و امروز بیش از ۱۰ هزار نفر هستیم. در این مدت من در تك تك كاركنان شركت استعداد رشد فراوانی برای آینده می دیدم زیرا در آن زمان تنها پنج درصد كار محاسبه و ثبت در دنیا به وسیله ماشین انجام می شد. واتسون همواره به تعهد انجام خدمت به مشتری تاكید داشت و می گفت: «دیگران هم می توانند سخت افزار بسازند اما وجود ریشه ایده ارائه خدمت در نهاد ما مهم است. هیچ یك از ما نیست كه برای كمك به مشتری و رفع مشكل یك دستگاه پول پرداز یا چیز دیگری از جا برنخیزد. ارائه خدمت مقوله ای است كه بسیاری از شركتها آن را فراموش كرده اند. IBM یعنی ارائه خدمت». تلاش و حركت در ذهن او چنین معنا می یافت: «اگر می خواهید سریعتر موفق شوید باید میزان شركتهایتان را دو برابر كنید. موفقیت در آن سوی شركت قرار دارد. هر زمان در موقعیتی قرار می گیرید كه خطر شكست در آن زیاد است از خود بپرسید كه اگر این كار را انجام بدهم بدترین چیزی كه ممكن است برایم اتفاق بیفتد چیست؟ و آن وقت تمام تلاشتان را صرف كنید تا آن بدترین اتفاق نیفتد».
در دهه ۱۹۳۰ با وجود انقباض بزرگ، واتسون مراقب كاركنانش بود. درحالی كه بسیاری از شركتها بسته می شوند او كاركنانش را مشغول تولید ماشین های جدید نگاه می داشت. او در سال ۱۹۳۲ یك واحد مهندسی و تحقیق و توسعه برای پشتیبانی خط تولید دایر كرد. سال بعد یكی از بهترین آزمایشگاههای R&D را افتتاح كرد. IBM جزو اولین شركتهایی بود كه در سال ۱۹۳۴ بیمه عمر را برای كاركنان خود فراهم ساخت. دریافتی از سود فروش و پرداخت دستمزد در تعطیلات و توجه به آموزش كاركنان از دستاوردهای مدیریت واتسون بود. شعار او برای IBM، صلح جهانی ازطریق تجارت جهانی بود و سمبل او تفكر و میراث او ارائه خدمت. او به هنگام مرگ در سال ۱۹۵۶، تعداد كاركنان را به ۷۲ هزار و ۵۰۰ نفر و درآمد را به ۸۹۲ میلیون دلار رسانده بود.
بلافاصله پس از مرگ او، پرش توماس واتسون JR رهبری شركت را برعهده گرفت. این در زمانی بود كه شركت رشد انفجارگونه داشت و واتسون پسر به خوبی شركت را در كوران گذار از عصر ماشین تحریرهای مكانیكی به عصر رایانه هدایت و رهبری كرد. تحت هدایت واتسون، نوآوریهایی در بازاریابی رخ داد. او اجزایی مانند سخت‌افزار، نرم افزار و خدمات را به صورت مجزا نیز عرضه كرد و این باعث تولد یك صنعت چند میلیارد دلاری نرم افزار و خدمات رایانه شد كه IBM امروزه رهبری آن را برعهده دارد. در دوران رهبری واتسون، IBM از یك كسب و كار متوسط به یكی از بزرگترین شركتهای صنعتی جهان تبدیل شد. در سال ۱۹۷۱ كه او به دلیل عارضه سكته قلبی سمت خود را رها كرد و تعداد كاركنان، ۲۷۰ هزار نفر و درآمد به ۳/۸ میلیارد دلار رسیده بود. او تا سال ۱۹۸۴ به عنوان عضو هیئت مدیره در ارتباط با شركت بود و در ۷۹ سالگی در سال ۱۹۹۳ وفات یافت.
● ورود به عصر فناوری اطلاعات
دهه ۱۹۷۰ پایان بیش از نیم قرن رهبری خانواده واتسون بر IBM بود. از ۱۹۷۱ تا ۱۹۹۳ كه گرستنر (L.GERSTNER) رهبری شركت را به دوش گرفت، لارسن، كری، اپل و اكرز به عنوان مدیرعامل، شركت را هدایت می كردند. گرستنر در دهه ۹۰ شركت را به سمت یك شركت جهانی مشتری مدار درزمینه خدمات و فناوری سوق داد. این اولین بار بود كه IBM تجربه داشتن مدیرعاملی بیرون از مجموعه خود را تجربه می كرد. گرستنر ۱۱ سال مدیر ارشد شركت امریكن اكسپرس بود. او حمایت مشتری مداری و تفكر راهبردی را با خود به IBM آورد. او عملا سیاست كاهش هزینه ها را پیشه كرد. گرستنر معتقد به یكپارچگی شركت بود و تقسیم آن را منهدم كننده فواید یك IBM یكپارچه می دانست. او در سال ۱۹۹۵ چشم انداز جدید شركت را ارائه داد: شبكه رایانه ای عامل محرك فاز بعدی رشد صنعت است. رهبری شركت از سال ۲۰۰۲ دراختیار ساموئل پالمیسانو است.
● مأموریت
توماس واتسون پسر در سال ۱۹۵۳ بیانیه خط مشی IBM را منتشر كرد. امروزه بیانیه مأموریت شركت چنین نوشته شده است: تلاش ما در IBM خلق، توسعه و ساخت پیشرفته ترین فناوریهای اطلاعاتی صنعتی شامل سیستم های رایانه، سیستم های شبكه، حافظه ها و ریزالكترونیك است. ما این فناوریهای پیشرفته را ازطریق راه حلهای حرفه‌ای و ارائه خدمات در سراسر دنیا به ارزش برای مشتریانمان ترجمه و تبدیل می كنیم.
● حوزه فعالیت
شركت IBM امروزه در شش حوزه فعال است: سخت افزار شامل سرورها، حافظه ها، رایانه و چاپگر. نرم افزار شامل سیستم های عامل و فرایندهای كسب و كار. خدمات درجهت كاهش هزینه و بهبود بهره وری كسب و كارها. مالی در جهت ارائه خدمات به مدیریت مالی شركتها، تحقیقات در زمینه فناوریهای نوین و بالاخره فناوری در زمینه توسعه، بازاریابی و فناوری تراشه. نیمی از درآمد مالی شركت از حوزه خدمات رسانی حاصل می شود.
هم اینك IBM در بیش از ۱۰۰ كشور جهان به فعالیت مشغول است و در زمینه تجهیزات و دستگاهها، برنامه ها، نرم افزار و خدمات در فعالیتهای تجاری، صنعتی، دولتی و آموزشی پیشتاز است.
● ارزشهای سازمانی
شركت در سال ۲۰۰۳ در یك فراخوان عمومی ازطریق اینترانت داخلی، نظرات كلیه كاركنان را در زمینه ارزشها برای سالهای پیش رو اخذ كرد و درنهایت بیانیه ارزشها را با سه ارزش زیر منتشر ساخت:
۱ – از خودگذشتگی برای جلب رضایت مشتری؛
۲ – نوآوریهای مهم برای شركت و جهان؛
۳ – اعتماد و مسئولیت پذیری در همه ارتباطات.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

هوش مصنوعی، شاخه‌ایست از علم كامپیوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و یادگیری(learning) را بررسی كرده و سیستمی جهت انجام چنین اعمالی ارائه می‌دهد.


هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشین‌‌ ها یا برنامه‌های هوشمند است. همانگونه كه از تعریف فوق-كه توسط یكی از بنیانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمی‌آید،حداقل به دو سؤال باید پاسخ داد:
۱ـ هوشمندی چیست؟
۲ـ برنامه‌های هوشمند، چه نوعی از برنامه‌ها هستند؟تعریف دیگری كه از هوش مصنوعی می‌توان ارائه داد به قرار زیر است:
هوش مصنوعی، شاخه‌ایست از علم كامپیوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و یادگیری(learning) را بررسی كرده و سیستمی جهت انجام چنین اعمالی ارائه می‌دهد. و در نهایت تعریف سوم هوش مصنوعی از قرار زیر است:
هوش مصنوعی، مطالعه روش‌هایی است برای تبدیل كامپیوتر به ماشینی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد. به این ترتیب می‌توان دید كه دو تعریف آخر كاملاً دو چیز را در تعریف نخست واضح كرده‌اند.
۱ـ منظور از موجود یا ماشین هوشمند چیزی است شبیه انسان.
۲ـ ابزار یا ماشینی كه قرار است محمل هوشمندی باشد یا به انسان شبیه شود، كامپیوتر است. هر دوی این نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آیا تنها این نكته كه هوشمندترین موجودی كه می‌شناسیم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهیم؟ حداقل این نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبه‌های ادراك انسان همچون دیدن و شنیدن كاملاً ضعیف‌تر از موجودات دیگر است. علاوه بر این، كامپیوترهای امروزی با روش‌هایی كاملاً مكانیكی(منطقی) توانسته‌اند در برخی جنبه‌های استدلال، فراتر از توانایی‌های انسان عمل كنند. بدین ترتیب، آیا می‌توان در همین نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی یا كنجكاوی دانشمندانه است و قابلیت تعمق مهندسی ندارد؟(زیرا اگر مهندسی، یافتن روش‌های بهینه انجام امور باشد، به هیچ رو مشخص نیست كه انسان اعمال خویش را به گونه‌ای بهینه انجام می‌دهد). به این نكته نیز باز خواهیم گشت. اما همین سؤال را می‌توان از سویی دیگر نیز مطرح ساخت، چگونه می‌توان یقین حاصل كرد كه كامپیوترهای امروزین، بهترین ابزارهای پیاده‌سازی هوشمندی هستند؟
رؤیای طراحان اولیه كامپیوتر از بابیج تا تورینگ، ساختن ماشینی بود كه قادر به حل تمامی مسائل باشد، البته ماشینی كه در نهایت ساخته شد(كامپیوتر) به جز دسته ای خاص از مسائلقادر به حل تمامی مسائل بود. اما نكته در اینجاست كه این "تمامی مسائل" چیست؟ طبیعتاً چون طراحان اولیه كامپیوتر، منطق‌دانان و ریاضیدانان بودند، منظورشان تمامی مسائل منطقی یا محاسباتی بود. بدین ترتیب عجیب نیست، هنگامی كه فون‌نیومان سازنده اولین كامپیوتر، در حال طراحی این ماشین بود، كماكان اعتقاد داشت برای داشتن هوشمندی شبیه به انسان، كلید اصلی، منطق(از نوع به كار رفته در كامپیوتر) نیست، بلكه احتمالاً چیزی خواهد بود شبیه ترمودینامیك!
به هرحال، كامپیوتر تا به حال به چنان درجه‌ای از پیشرفت رسیده و چنان سرمایه‌گذاری عظیمی برروی این ماشین انجام شده است كه به فرض این كه بهترین انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترین و ارزان‌ترین و عمومی‌ترین انتخاب برای پیاده‌سازی هوشمندیست.
بنابراین ظاهراً به نظر می‌رسد به جای سرمایه‌گذاری برای ساخت ماشین‌های دیگر هوشمند، می‌توان از كامپیوترهای موجود برای پیاده‌سازی برنامه‌های هوشمند استفاده كرد و اگر چنین شود، باید گفت كه طبیعت هوشمندی ایجاد شده حداقل از لحاظ پیاده‌سازی، كاملاً با طبیعت هوشمندی انسانی متناسب خواهد بود، زیرا هوشمندی انسانی، نوعی هوشمندی بیولوژیك است كه با استفاده از مكانیسم‌های طبیعی ایجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهای منطقی. در برابر تمامی استدلالات فوق می توان این نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندی طبیعی تا بدان جایی كه ما سراغ داریم، تنها برمحمل طبیعی و با استفاده از روش های طبیعت ایجاد شده است. طرفداران این دیدگاه تا بدانجا پیش رفته‌اند كه حتی ماده ایجاد كننده هوشمندی را مورد پرسش قرار داده اند، كامپیوتر از سیلیكون استفاده می كند، در حالی كه طبیعت همه جا از كربن سود برده است. مهم تر از همه، این نكته است كه در كامپیوتر، یك واحد كاملاً پیچیده مسئولیت انجام كلیه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالی كه طبیعت در سمت و سویی كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسیار زیادی از واحدهای كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورون‌های شبكه عصبی) با عملكرد همزمان خود (موازی) رفتار هوشمند را سبب می شوند. بنابراین تقابل هوشمندی مصنوعی و هوشمندی طبیعی حداقل در حال حاضر تقابل پیچیدگی فوق العاده و سادگی فوق العاده است. این مساُله هم اكنون كاملاً به صورت یك جنجال(debate) علمی در جریان است.
در هر حال حتی اگر بپذیریم كه كامپیوتر در نهایت ماشین هوشمند مورد نظر ما نیست، مجبوریم برای شبیه‌سازی هر روش یا ماشین دیگری از آن سود بجوییم.
● تاریخ هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به خودی خود علمی است كاملاً جوان. در واقع بسیاری شروع هوش مصنوعی را ۱۹۵۰ می‌ دانند زمانی كه آلن تورینگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگی ساخت ماشین هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورینگ مشهور شد) تورینگ درآن مقاله یك روش را برای تشخیص هوشمندی پیشنهاد می‌كرد. این روش بیشتر به یك بازی شبیه بود.
فرض كنید شما در یك سمت یك دیوار (پرده یا هر مانع دیگر) هستید و به صورت تله تایپ باآن سوی دیوار ارتباط دارید و شخصی از آن سوی دیوار از این طریق با شما در تماس است. طبیعتاً یك مكالمه بین شما و شخص آن سوی دیوار می‌تواند صورت پذیرد. حال اگر پس از پایان این مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوی دیوار نه یك شخص بلكه (شما كاملاً از هویت شخص آن سوی دیوار بی‌خبرید) یك ماشین بوده كه پاسخ شما را می‌داده، آن ماشین یك ماشین هوشمند خواهد بود، در غیر این صورت(یعنی در صورتی كه شما در وسط مكالمه به مصنوعی بودن پاسخ پی ببرید) ماشین آن سوی دیوار هوشمند نیست و موفق به گذراندن تست تورینگ نشده است. باید دقت كرد كه تورینگ به دو دلیل كاملاً مهم این نوع از ارتباط(ارتباط متنی به جای صوت) را انتخاب كرد. اول این كه موضوع ادراكی صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و این تست هوشمندی را درگیر مباحث مربوط به دریافت و پردازش صوت نكند و دوم این كه بر جهت دیگری هوش مصنوعی به سمت نوعی از پردازش زبان طبیعی تاكید كند.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در دورانی كه دیگر كمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد می شود، یك ایرانی مقیم آمریكا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندركاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طی دهه نود چنان اقتصاد نوین همه كس و همه چیز را متوجه خود ساخت كه همگان باور كردند به زودی ساختارهای سنتی اقتصاد و صنعت تحت تاثیر آن بسیار كم رنگ و كم رونق خواهند شد. رشد سرسام آور اینترنت و شركت های نوپای اینترنتی حتی نوعی فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادی ایجاد كرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فكر كردن را تحت تاثیر خود قرار می داد. به عنوان مثال در بسیاری از شركت های نوین و نوپا لباس رسمی از كت و شلوار و كراوات به یك تی شرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شركت های اینترنتی كه یك شبه ثروتمند شده بودند معتقد بودند بین فضای سنتی خانه و محیط شركت نباید مرزی گذاشت و لباس خانه و محل كار باید تا حد ممكن نزدیك به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان كار و «بقیه زندگی» از میان رفته و مرزهای كار و اداره از میان بروند. در دوران ریاست جمهوری بیل كلینتون رشد بسیار بالا و بی سابقه بورس این تحول را مضاعف كرد. اما اكنون خبر چندانی از آن سروصداها و جار و جنجال های خیره كننده نیست. با این حال پیر امیدیار بیش از هر كس دیگری باعث می شود تا تصور گذشته از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانی الاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتی Ebay به یكی از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.
قصه از كجا شروع شد
همانند بسیاری از داستان های موفقیت آمیز در رشته اینترنت داستان سایت Ebay هم در یك اتاق نشیمن آغاز شد. پیر امیدیار كه تخصص وی در زمینه برنامه سازی رایانه ای است در اوقات فراغت خویش و در اتاق نشیمن خانه اش چند سایت اینترنتی را تحت یك مجموعه واحد و با آدرس www.ebay.com گرد آورده و اداره می كرد. یك بار وقتی كه تعطیلات آخر هفته اش طولانی شد تصمیم گرفت جایی را برای برگزاری حراج در اینترنت شكل دهد. وی این كار را انجام داد و حاصل كارش را «حراج شبكه» نامید. برای آنكه كارایی سایت خود را امتحان كند یك دستگاه سوراخ كن لیزری را كه ایراد فنی هم داشت به حراج گذاشت دو هفته بعد این دستگاه به قیمت ۱۴ دلار حراج شد. بدین ترتیب اولین كالا در این سایت حراج شد و رسماً سایت مذكور آغاز به كار كرد. این اتفاق در سال ۱۹۹۵ روی داد و از آن به بعد چنان رشدی در Ebay پدید آمد كه وضعیت فعلی آن با شرایط سال ۱۹۹۵ اصلاً قابل مقایسه نیست. سایت مذكور پس از شكل گیری در سال ۱۹۹۵ تا مدتی با همان نام «حراج شبكه» فعالیت می كرد. پس از مدتی امیدیار نامش را تغییر داد و آن را Ebay نامید. ایده تشكیل این سایت به گفته خود امیدیار خیلی ساده و البته ایده آلیستی بود: «از طریق اینترنت می توان بازاری كامل و جامع ایجاد كرد كه در آن وضعیت عرضه و تقاضا برای همگان شفاف و روشن باشد.» اخیراً مصاحبه ای از امیدیار چاپ شده كه وی طی آن با یادآوری آن دوران می گوید: «می خواستم چیزی متفاوت انجام داده باشم تا هر فرد خود به تنهایی بتواند هم تولیدكننده و هم مصرف كننده باشد.» به تازگی هم یك نویسنده آمریكایی به نام آدام كوهن كتابی را با نام یی بی (Ebay من» منتشر ساخته كه در آن به رموز موفقیت امیدیار و سایتش پرداخته است. به اعتقاد كوهن، امیدیار خیلی زود دریافت كه ایده ساده اش یعنی همان چیزی كه چند سطر بالاتر از آن یاد كردیم می تواند بسیار موفقیت آمیز باشد و ثروت كلانی را نصیب وی سازد. او ابتدا كارش را برای تفریح و سپری كردن اوقات فراغت انجام می داد اما همین سرگرمی بدل به شركتی با رشد فوق العاده بالا شد. دو سال بعد از آنكه اولین حراج در سال ۱۹۹۵ صورت گرفت شركت به حدی رشد كرده بود كه روزانه بیش از یك میلیون نفر از سایت Ebay بازدید می كردند.
بزرگترین فروشگاه دنیا
رشد این شركت اینترنتی و سایت آن به حدی بالا است كه امروز دیگر هیچ فروشگاهی را چه در میان سایت های حراج اینترنتی و چه در میان لیست بزرگترین فروشگاه ها و سوپرماركت های جهان نمی توان با آن مقایسه كرد. هیچ فروشگاهی را نمی توان در دنیا پیدا كرد كه میزان خرید و فروش كالا در آن به اندازه این سایت اینترنتی باشد. امروز به طور متوسط روزانه ۱۲ میلیون عدد كالا در سایت Ebay به فروش می رود. تعداد مشتریان ثبت شده Ebay هم ۱۴۴ میلیون نفر است. به عبارت دیگر ۱۴۴ میلیون نفر از مردم كره زمین مشتریان رسمی و دائم آن محسوب می شوند. یكی از بهترین سال های امیدیار و سایتش سال ۱۹۹۷ بود كه در آن سال بالاترین رشد این فروشگاه اینترنتی به دست آمد. در آن سال همچنین اولین مدیران شركت منصوب شدند. امیدیار در همین سال هم تصمیم گرفت كه برای تداوم رشد شركتش مدیران با تجربه را وارد Ebay كرده و خود نقش مشاور و «رئیس در سایه» را بر عهده گیرد. او در تاسیس شركت یك شریك زیرك هم داشت: جف اسكول. اسكول نیز این دیدگاه امیدیار را قبول داشت كه اگرچه ایده وی بسیار خوب بوده اما آنها خود به تنهایی نمی توانند در اقتصاد پررقابت امروز هر كاری را انجام دهند. این دو مدیری را به ریاست شركت خویش برگزیدند كه هنوز هم ریاست Ebay را بر عهده دارد. وی كه مگ ویتمن نام دارد اندكی پس از آغاز ریاست خود، توانست در سال ۱۹۹۸ Ebay را با موفقیت وارد بورس سازد. حضور موفق Ebay در بورس ثروت بنیانگذار آن یعنی امیدیار را چند برابر كرد. در آن زمان دیگر ایده ساده مرد جوان موجب پدید آمدن بزرگترین فروشگاه و مركز حراج دنیا شده بود. آدام كوهن كه برای نوشتن كتاب خود اجازه یافته بود تمامی سوراخ ها و گوشه های نادیده شركت را مورد بررسی قرار دهد، در كتاب خود مصاحبه های متعددی با امیدیار و تعداد زیادی از پرسنل شركت انجام داده و حتی نظرات سرمایه گذاران را هم جویا شده است. وی در پایان تمامی این اقدامات نتیجه می گیرد كه در میان شركت های بزرگ دنیا، نهاد اداره كننده سایت Ebay یكی از كم تنش ترین های آنهاست. او یكی از دلایل این امر را نوع نگاه و رفتار مدیریتی امیدیار می داند. وی خود نیز طی مدت تحقیقات خویش به یكی از شیفتگان و طرفداران سرسخت امیدیار و سایت وی بدل شده است. لذا تقریباً تمام كتابش كه بیش از ۳۰۰ صفحه است صرف تعریف و تمجید از مرد جوان شده است.
مشابهت با بیل گیتس
بسیاری معتقدند آن كاری كه امیدیار انجام می دهد نمونه مشابهی است با عملكرد غول نرم افزارسازی دنیا یعنی بیل گیتس و شركت وی - مایكروسافت. هر دوی اینها در عالم رایانه سیر می كنند و هر دو نیز انحصارگرند. گیتس در رشته نرم افزارسازی قدرت بلامنازع دنیاست و از این جایگاه نیز به هر وسیله ای كه شده دفاع می كند _ ولو با شیوه های نه چندان اخلاقی. مخالفان سایت Ebay و شخص امیدیار هم می گویند همه چیز آن پول و مسائل مادی است و آنقدر بر این امر اصرار می شود كه حتی حاضرند برخی موضوعات و پیش شرط های لازم را نادیده بگیرند. در حال حاضر می توان گفت Ebay تنها سایت جدی حراج در اینترنت است و سایرین در مقابل آن به هیچ وجه مجالی برای فعالیت ندارند. امیدیار در مقابل این مخالفان بارها كوشیده با یك عبارت خاص و كلی جواب بدهد: «انسان اساساً موجود خوبی است. اگر به او فرصت خوب عمل كردن داده شود عموماً رفتارش نیز خوب خواهد بود.» در بسیاری از صفحات اینترنتی مرتبط با Ebay وی همین عبارت را هم به صورت یك پند اخلاقی در گوشه ای از صفحه آورده ا ست.
زندگی خصوصی
امیدیار به رغم مشابهت در رفتار به بیل گیتس برخی ویژگی های جالب دارد. غالباً لباس ساده به تن دارد و در اغلب عكس هایی كه از وی به چاپ می رسد كراوات و كت و شلوار نپوشیده است. پیراهن معمولی و كاپشن چرمی ظاهراً لباس های محبوبش هستند _ درست مثل مدیران اقتصاد نوین. در سایت اینترنتی شخصی خویش كه در آن با مخاطبان و علاقه مندان پیغام رد و بدل می كند، خودش را چنین معرفی كرده است: «من بیشتر عمرم فردی طرفدار تكنولوژی بوده ام. اگرچه شهرتم به واسطه ابداع Ebay است، اما سعی ام بر آن است كه دنیا را به مكانی بهتر بدل كنم.» امیدیار در حال حاضر ثروتمندترین ایرانی است و در لیست ثروتمندترین ساكنان آمریكا هم مكان بیست و هفتم را به خود اختصاص داده است. البته به رغم بحث ایرانی بودن وی، تنها یكی از والدینش ایرانی است و خودش هم در پاریس به دنیا آمده. اول خرداد او سی و هفتمین سال تولدش را جشن گرفت. در سال ۱۹۶۷ یعنی زمانی كه خانواده اش در پاریس زندگی می كردند، به دنیا آمد. پس از آن پدرش برای تحصیل در رشته فیزیك عازم مریلند آمریكا شد تا در دانشگاه جان هاپكینز رشته محبوبش را دنبال كند. پیر امیدیار كه به همراه پدر و مادرش به آمریكا رفته بود طی دوران دبیرستان عاشق رایانه شد. بالاخره هم توانست در سال ۱۹۸۸ در رشته رایانه از دانشگاه «تافتس» فارغ التحصیل شود. پس از فارغ التحصیلی در شركت اپل (Apple) _ سازنده رایانه _ مشغول به كار شد. طی همین دوران با خانمی به نام پاملا آشنا شد و مدتی بعد هم با وی ازدواج كرد. جالب است بدانید كه خانم پاملا نیز فامیل خود را به امیدیار تغییر داده است. این زوج همانند بیل گیتس و همسرش اعلام كرده اند كه قصد دارند طی سال های آینده بخش عمده ثروت خود را خرج كنند. آنها گفته اند كه تا بیست سال آینده به جز یك درصد از ثروتشان بقیه آن را خرج می كنند. امیدیار چندان علاقه ای به موضوعات سیاسی ندارد و معمولاً در مورد ایران نیز اظهارنظر چندانی نمی كند. او چند سال قبل بخشی از ثروت خود را در سایت گوگل كه بزرگترین موتور جست وجوی دنیاست سرمایه گذاری كرد. چند ماه قبل ورود موفق گوگل به بورس باعث شد تا از این رهگذر نیز مبلغ كلان دیگری نصیبش شده و باز هم بر ثروتش افزوده شود. می گویند كسی تاكنون چهره او را بدون ریش ندیده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

زندگينامه آلبرت انيشتين

مقدمه

اين سخن بسيار گفته شده است كه براي پي بردن به ساختمان پر كاهي با عمق و دقت، بايد جهان را به درستي شناخت؛ امّا آن كس كه بتواند با چنين عمق و دقتي به ساختمان پر كاهي پي برد، در هيچ يك از امور جهان نكته تاريكي نخواهد يافت. من شرح حال و زندگي انيشتن را نه براي رياضدانان و نه براي فيزيكدانان، نه براي اهل فلسفه، نه براي طرفداران استقلال يهود، بلكه براي آن كساني كه مي خواهند چيزي از جهان پر تناقض قرن بيستم درك كنند بيان مي کنم و اينك شرح حال زندگي او از كودكي تا پايان عمر: آلبرت انيش ت ين در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم كه شهر متوسطي از ناحيه و ورتمبرگ آلمان بود متولّد شد. امّا شهر مزبور در زندگي او اهميتي نداشته است. زيرا يك سال بعد از تولّد او خانواده وي از اولم عازم مونيخ گرديدند.

پدر آلبرت، هرمان انيشتين كارخانه كوچكي براي توليد محصولات الكترو شيميايي داشت و با كمك برادرش كه مدير فني كارخانه بود از آن بهره برداري مي كرد. گر چه در كار معاملات بصيرت كاملي نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقايد سياسي نيز مانند بسياري از مردم آلمان گرچه با حكومت پروسي ها مخالفت داشت امّا امپراطوري جديد آلمان را ستايش مي كرد و صدر اعظم آن «بيسمارك» و ژنرال «مولتكه» و امپراطور پير يعني «ويلهم اول» را گرامي مي داشت. مادر انيشتين كه قبل از ازدواج پائولين كوخ نام داشت، بيش از پدر زندگي را جدي مي گرفت و زني بود اهل هنر و صاحب احساساتي كه خاصّ هنرمندان است و بزرگترين عامل خوشي او در زندگي و وسيله تسلاي وي از علم روزگار، موسيقي بود.

آلبرت كوچولو به هيچ وجه كودك اعجوبه اي نبود و حتّي مدّت زيادي طول كشيد تا سخن گفتن آموخت به طوري كه پدر و مادرش وحشت زده شدند كه مبادا فرزندشان ناقص و غير عادي باشد؛ امّا بالاخره شروع به حرف زدن كرد؛ ولي غالباً ساكت و خاموش بود و هرگز بازيهاي عادي را كه مابين كودكان انجام مي گرفت و موجب سرگرمي كودك و محبّت في ما بين مي شود را دوست نداشت.

آ ل برت مرتباً و هر سال از پس سال ديگر طبق تعاليم كاتوليك تحصيل كرد و از آن لذّت فراوان برد و حتّي در مواردي از دروس كه به شرعيات و قوانين مذهبي كاتوليك بستگي داشت چنان قوي شد كه مي توانست در هر مورد كه همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهاي معلّم جواب دهند، او به آنها كمك مي كرد.

انيشتين جوان در ده سالگي مدرسه ابتدايي را ترك كرد و در شهر مونيخ به مدرسه متوسطه «لوئيت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتكب خطايي مي شدند راه و رسم تنبيه ايشان آن بود كه مي بايست بعد از اتمام درس، تحت نظر يكي از معلّمان، در كلاس توقيف شوند و با در نظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگيز كلاسهاي درس، اين اضافه ماندن شكنجه اي واقعي محسوب مي شد.

ذوق هنري

ذوق هنري انيشتين چنان بود كه وقتي پنج ساله بود، روزي پدرش قطب نمايي جيبي را به وي نشان داد خاصّيت اسرار آميز عقربه مغناطيسي در كوك تأثير عميقي گذاشت. با وجود آنكه هيچ عامل مرئي در حركت عقربه تأثيري نداشت، كودك چنين نتيجه گرفت: در فضاي خالي بايد عاملي وجود داشته باشد كه اجسام را جذب كند .

وقتي كه انيشتين پانزده ساله بود، حادثه اي اتفاق افتاد كه جريان زندگي او را به راه جديدي منحرف ساخت: هرمان پدر او در كار تجارت خويش با مشكلاتي مواجه شد و در پي آن صلاح را در آن ديدند كه كارخانه خود را در مونيخ بفروشند و جاي ديگري را براي كسب و كار خود ترتيب دهند. از آن جا كه وي خوش بين و علاقمند به كسب لذّتها بود، تصميم گرفت كه به كشوري مهاجرت كند كه زندگي در آن با سعادت بيشتري همراه باشد و به اين منظور ايتاليا را انتخاب كرد و در شهر ميلان مؤسسه مشابهي را ايجاد كرد. هنگامي كه وارد شهر ميلان شدند آلبرت به پدر خود گفت كه قصد دارد تابعيت كشور آلمان را ترك گويد. آقاي هرمان به وي تذكر داد كه اين كار زشت و نابهنجار است.

دوران دانشجويي

در اين دوران، مشهورترين مؤسسه فني در اروپا مركزي به استثناي آلمان، مدرسه دارالفنون سوئيس در شهر زوريخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شركت كرد ولي به خاطر اينكه در علوم طبيعي اطلاّعات وسيعي نداشت در امتحان پذيرفته نشد. با اين حال مدير دارالفنون زوريخ تحت تأثير اطلاّعات وسيع او در رياضيات واقع شد و از او درخواست كرد كه ديپلم متوسطه اي را كه براي ورود به دارالفنون لازم است در يك مدرسه سوئيسي به دست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر كوچك «آرائو» كه با روش جديدي اداره مي شد معرفي كرد. بعد از يك سال اقامت در مدرسه مذبور ديپلم لازم را به دست آورد و در نتيجه بدون امتحان در دارالفنون زوريخ پذيرفته شد. با اين كه درسهاي فيزيك دارالفنون آميخته با هيچ گونه عمق فكري نبود باز هم حضور در آنها آلبرت را تحريك كرد كه كتب جستجو كنندگان بزرگ اين را مورد مطالعه قرار دهد. او، آثار استادان كلاسيك فيزيك نظري از قبيل: بولترمان، ماكسول و هوتز را با حرص عجيبي مطالعه كرد. شب و روز اوقات او با مطالعه اين كتابها مي گذشت و ضمن مطالعه آنها با هنر استادانه اي آشنا شد كه چگونه بنيان رياضي مستحكمي ساخت. او درست در خاتمه قرن 19 تحصيلات خود را پايان داد و با مسأله مهم داشتن شغل مواجه شد. از آنجا كه نتوانست مقام تدريسي در مدرسه پولي تكنيك به دست آورد، تنها يک راه باقي ماند و آن اين بود كه چنين شغل و مقامي را در مدرسه متوسطه اي جستجو كند.

اكنون سال 1910 شروع شده و آلبرت بيست و يك سال داشت و تبعيت سوئيس را به دست آورده بود. او در اين هنگام داوطلب شغل معلّمي خصوصي گرديد و پذيرفته شد. انيشتين از كار خود راضي و حتّي خوشبخت بود كه مي تواند به پرورش جوانان بپردازد امّا به زودي متوجّه شد كه معلمّان ديگر نيكي را که او مي كارد ضايع و فاسد مي كنند و اين شغل را ترك كرد. بعد از اين دوران تاريك، ناگهان نوري درخشيد و بعد از مدّتي در دفتر ثبت اختراعات مشغول به كار شد و به شهر «برن» انتقال يافت. كمي بعد از انتقال به شهر برن انيشتين با ميلواماريچ همشاگردي قديم خود در مدرسه پولي تكنيك ازدواج كرد و حاصل آن دو پسر پي در پي بود كه اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. كار انيشتين در دفتر اختراعات خالي از لطف نبود و حتّي بسيار جالب مي نمود وظيفه وي آن بود كه اختراعات را كه به دفتر مذبور مي آوردند مورد آزمايش اوّليه قرار مي داد. شايد تمرين در همين كار موجب شده بود كه وي با قدرت خارق العاده و بي مانند بتواند همواره نتايج اصلي و اساسي هر فرض و نظريه جديدي را با سرعت درك و استخراج كند. چون انيشتين به خصوص به قوانين كلي فيزيك علاقه داشت و به حقيقت در صدد بود كه با كمك محدودي ميدان وسيع تجارت را به وجهي منطقي استنتاج كند.

در اواخر سال 1910 كرسي فيزيك نظري در دانشگاه آلماني پراگ خالي شد. انتصاب استادان اين قبيل دانشگاهها طبق پيشنهاد دانشكده به وسيله امپراتور اتريش انجام مي گرفت كه معمولاً حقّ انتخاب خويش را به وزير فرهنگ وا مي گذاشت. تصميم قطعي براي انتخاب داوطلب، قبل از همه، بر عهده فيزيكداني به نام «آنتون لامپا» بود و او براي انتخاب استاد، دو نفر را مدّ نظر داشت كه يكي از آنها «كوستاويائومان» و ديگري «انيشتين» بود. «يائومان» آن را نپذيرفت و پس از كش و قوسهاي فراوان انيشتين، اين مقام را پذيرفت. او صاحب دو ويژگي بود كه موجب گرديد وي استاد زبردستي گردد. اوّلين آنها اين بود كه علاقه فراواني داشت تا براي عدّه بيشتري از همنوعان خود و به خصوص كساني كه در حول و حوش او مي زيسته اند مفيد باشد. ويژگي دوّم او ذوق هنريش بود كه انيشتين را وا مي داشت كه نه فقط افكار عمومي خود را به نحوي روشن و منطقي مرتّب سازد بلكه روش تنظيم آنها به نحوي باشد كه چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان شناسي نيز لذّت مي برند.

هدف انيشتين اين بود كه فضاي مطلق را از فيزيك بر اندازد. تئوري نسبي سال 1905 كه در آن انيشتين فقط به حركت مستقيم خط متشابه پرداخته بود موجب شد که انيشتين با كمك از «اصل تعادل» پديده هاي جديدي را در مبحث نور پيش بيني كند كه قابل مشاهده بوده اند و مي توانست صحت نظريه جديد او را از لحاظ تجربي تأييد كرد.

عزيمت از پراگ

در مدّتي كه انيشتين در پراگ تدريس مي كرد، نه فقط نظريه جديد خود را بنا نهاد بلكه با شدّت بيشتري نظريه خود را درباره كوآنتوم نو، كه در شهر برن شروع كرده بود، توسعه داد. با همه اين تفاصيل، انيشتين به دانشگاه پراگ اطّلاع داد كه در خاتمه دوره تابستاني سال 1912 خدمت اين دانشگاه را ترك خواهد كرد. عزيمت ناگهاني انيشتين از شهر پراگ موجب سر و صداي بسيار در اين شهر شد. در سر مقاله بزرگترين روزنامه آلماني شهر پراگ نوشته شد: « نبوغ و شهرت فوق العاده انيشيتن باعث شد كه همكارانش او را مورد شكنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترك كرد.»

انيشتين عازم شهر زوريج گرديد و در پايان سال 1912 با سمت استادي مدرسه پوليتكنيك زوريج مشغول به كار ش.د شهرت انيشتين به تدريج تا آنجا رسيده بود كه بسياري از مؤسسات و سازمانهاي علمي جهان، علاقه داشتند كه وي به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ايشان در ارتباط باشدد. سالها بود كه مقامات رسمي آلمان كوشش مي كردند كه شهر برلن نه فقط مركز قدرت سياسي و اقتصادي باشد، بلكه در عين حال كانون فعاليت هنري و علمي نيز محسوب گردد. به همين جهت از انيشتين دعوت به عمل آوردند. مدّت كمي بعد از ورود انيشتين به برلن، انيشتين از همسر خويش هيلوا كه از جنبه هاي مختلف با او عدم توافق داشت جدا گرديد و زندگي را با تجرد گذراند. هنگامي كه به عضويت آكادمي پادشاهي انتخاب شد، سي و چهار سال سن داشت و نسبت به همكاران خود كه از او مسن تر بودند بيش از حد جوان مي نمود. در عين حال همه، انيشتين را در وهله اوّل مردي مؤدب و دوست داشتني مي دانستند.

فعاليت اصلي انيشتين در برلن اين بود كه با همكاران خويش و يا دانشجويان رشته فيزيك درباره كارهاي علمي، مصاحبه و مذاكره كند و آنها را در تهيه برنامه جستجوي علمي راهنمايي كند. هنوز يك سال از اقامت انيشتين در برلن نگذشته بود كه در ماه اوت 1914 جنگ جهاني شروع شد. در مدّت جنگ جهاني اوّل، روزنامه هاي برلن همه روزه از وقايع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان مي نوشتند. در عين حال انيشتين در منزل خود با دختر عمه خويش الزا آشنايي پيدا كرد. الزا زني مهربان و خونگرم بود و همچنين او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با اين حال انيشتين با او ازدواج كرد. جنگ بين المللي و شرايط معرفت النفسي كه در نتيجه آن بر دنياي علم سايه افکند، مانع از آن نشد كه انيشتين با حرارت فوق العاده به توسعه و تكميل نظريه ثقل خويش نپردازد. وي با پيمودن راه تفكري كه در پراگ و زوريخ پيش گرفته بود توانست در سال 1916 نظريه اي براي ثقل بپردازد و جاذبه عمومي بنا نهد كه مستقل از نظريه هاي گذشته و از نظر منطقي داراي وحدت كامل بود.

اهميت نظريه جديد به زودي مورد تأييد و توجه دانشمنداني واقع گرديد كه داراي قدرت خلاق علمي بودند. تأييد تجربي نظريه انيشتين توجه عموم مردم را به شدّت جلب كرده بود. از اين پس ديگر انيشتين مردي نبود كه فقط مورد توجه دانشمندان باشد و بس. به زودي وي نيز همچون زمامداران مشهور ممالك، بازيگران بزرگ سينما و تئاتر شهرت عام به دست آورد.

مسافرتهاي انيشتين

تبليغات مخالف و حملاتي كه عليه انيشتين مي شد موجب گرديد كه در تمام ممالك جهان و در همه طبقات اجتماعي توجه عموم مردم به سوي تئوريهاي او جلب شود. مفاهيمي كه براي توده هاي مردم هيچ گونه اهميتي نداشته است و عامه ايشان تقريباً چيزي از آن درك نمي كردند، موضوع مباحث سياسي گرديد. انيشتين در اين زمان، سفرهاي خود را آغاز كرد. ابتدا به هلند، بعد به كشورهاي چك و اسلواكي، اسپانيا، فرانسه، روسيه، اتريش، انگليس، آمريكا و بسياري كشورهاي ديگر. اما نكته قابل توجّه اين است كه وقتي انيشتين و همسر او به بندرگاه نيويورك وارد شدند با استقبال شديد و تظاهرات پر شوري مواجه شدند كه به احتمال قوي نظير آن هرگز هنگام ورود يكي از دانشمندان رخ نداده بود.

انيشتين به آسيا و به كشورهاي چين، ژاپن و فلسطين سفر كرده است و اين خاتمه سفرهاي او بود. در سال 1924 بعد از مسافرتهاي متعدد به اكناف جهان، بار ديگر در برلن مستقر گرديد. حملات، همچنان بر او ادامه داشت و نظريات او را به عنوان بيان افكار قوم يهود و به سوي فاشيسم مي دانستند. به اين دليل انيشتين به شهر پرنيستون در آمريكا مي رود. بعد از چندي همسرش الزا در سال 1936 از دنيا مي رود و خواهر انيشتين كه در فلورانس بود به شهر پرنيستون نزد برادرش مي آيد. در همين دوران انيشتين تابيعت كشور آمريكا را مي پذيرد. انيشتين در سال 1945 طبق قانون بازنشستگي مقام استادي مؤسسه مطالعات عالي پرنيستون را ترك كرد؛ ولي اين تغيير سمت رسمي، تغييري در روش زندگي و كار او به وجود نياورد وي كماكان در پنيستون به سر مي برد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.

آخرين سالهاي زندگي انيشتين

اين دوران تجسّس در نيمه انزواي شهر پرنيستون به تدري ج با اضطراب و اغتشاش آميخته مي شد. هنوز ده سال ديگر از زندگي انيشتين باقي مانده بود؛ ليكن اين دوره ده ساله درست مصادف با هنگامي بود كه عهد بمب اتمي شروع مي گرديد و بشريت تمرين و آموزش خويش را در اين زمينه آغاز مي كرد. بنابراين مسأله واقعي كه براي او مطرح شد موضوع چگونگي پيدايش بمب اتمي نبود. با وجود اينكه منظور ما در اين جا دادن چشم اندازي مختصر از روابط انيشتين با حوادث بزرگ سياسي آخرين سالهاي زندگي او مي باشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسي ياد نكنيم همين چشم انداز هم ناقص خواهد بود. يكي از آنها نامه مشهوري است كه وي مي بايست براي همكاري، خود را در شوروي بفرشد و دوم شرح وقايعي است كه در اوضاع و احوال فيزيكدانان آمريكايي، خاصه دانشمندان اتمي، در داخل مملكت خودشان تغيير بسيار ايجاد كرد.

اكنون مي توانيم به صورت شايسته تري همه آنچه را كه گهگاه موجب تيره شدن پايان زندگي وي مي شد، مشاهده كنيم و سر انجام روز هجدهم آوريل 1955 بزرگترين دانشمند و متفكر قرن بيستم، پيغمبر صلح و حامي و مدافع محنت ديدگان جهان، مردي كه احتمالاً همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرنيستون واقع در ممالك متحده آمريكاي شمالي از زندگي و تفكر و مبارزه دست كشيد و از دار دنيا رفت.

در پايان به اظهار نظرهاي برخي از مشاهير درباره انيشتين بعد از وفات وي مي پردازيم:

"پيشرفتي كه انيشتين نصيب معرفت ما درباره طبيعت كرد از قدرت مهم جهان امروزي خارج است. فقط نسلهاي آينده خواهند توانست مفهوم واقعي آن را درك كند." «دكتر هارولددوز، رئيس دانشگاه پرنيستون در آمريكا»

"وي دانشمند بزرگ اين عصر و به واقع يكي از جويندگان عدالت و راستي بود كه هرگز با ناراستي و ظلم مصالحه نكرد." «جواهر لعل نهرو، نخست وزير هند»

"انيشتين مُرد اما علمش نمرد. او تنها تفكر و دانش خويش را براي ما باقي گذارد تا راه گشاي بسياري از مسائل ما باشد."

بر گرفته از كتاب زندگينامه آلبرت انيشتين و تاريخ سياسي و اجتماعي دوران او اثر «فيليپ فرانك»، ترجمه «حسن صفاري»، محقق «مجتبی جلیل اوغلی»


 
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

آشنايي با نظريه معروف دکتر حسابي

 

 
 
ذرات تا بي‌نهايت ادامه دارند 

 

 

 

خلاصه اي از تئوري  معروف او:

 

دكتر حسابي يكبار تابستان براي مدت كوتاهي به ايران بازگشت و در خانه اي متعلق به آقاي جماراني تابستان را سپري مي كرد و در همين ايام در حين مطالعات به اين فكر افتادند كه علت وجود خاصيتهاي ذرات اصلي بايد در اين باشد كه اين ذرات بي نهايت گسترده اند و هر ذره اي در تمام فضا پخش است و نيز هر ذره اي بر ذرات ديگر تاثير مي گذارد. به اين ترتيب به فكر آزمايشي افتاد كه اين نظريه را اثبات و يا نفي كند . او با خود فكر كرد اگر اين تئوري صحيح باشد بايد چگالي يك ذره مادي به تدريج با فاصله از آن كم شود و نه اينكه يك مرتبه به صفر برسد و نبايد ذره مادي شعاع معيني داشته باشد. پس در اينصورت نور اگر از نزديكي جسمي عبور كند بايد منحرف شود و پس از اينكه محاسبات مربوط به قسمت تئوري اين نظريه را به پايان رسانيد پس از بازگشت به امريكا به راهنمايي پرفسور انيشتين در دانشگاه پرنيستون به تحقيقات در اين زمينه پرداخت. پرفسور انيشتين قسمت نظري تئوري را مطالعه كرد و دكتر حسابي را به ادامه كار تشويق كرد. دكتر حسابي به راهنمايي پرفسور انيشتين به تكميل نظريه پرداخت سپس يك سال ديگر در دانشگاه شيكاگو به كار پرداخت و آزمايشهايي در اين زمينه انجام داد. وي با داشتن يك انتر فرومتر دقيق توانست فاصله نوري را در عبور از مجاورت يك ميله اندازه بگيرد و چون نتيجه مثبت بود آكادمي علوم آمريكا نظريه دكتر حسابي را به چاپ رسانيد. برخي همكاران از نامأنوس بودن و جديد بودن اين فكر متعجب شدند و برخي از اين نظريه استقبال كردند. 

 

شرح آزمايشهاي انجام شده و نتيجه آن:

در اثبات اين نظريه اگر در آزمايش, نور باريك ليزر از مجاورت يك ميله وزين چگال عبور داده شود, سرعت نور كم مي شود. در نتيجه پرتو ليزر منحرف ميگردد. هرگاه پرتو ليزر بطور مناسبي از ميان دو جسم سنگين كه در فاصله اي از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبي معلوم ميشود و اين انحراف قابل عكسبرداري است. اين آزمايش گسترده بودن ذره را نشان مي دهد. بر طبق اين آزمايش انحراف زياد پرتو ليزر فقط در اثر پراش نبوده بلكه مربوط به جسم است. بر حسب اين نظريه هر ذره, مثلاً الكترون, كوارك يا گلويون نقطه شكل نيست بلكه بي نهايت گسترده است و در مركز آن چگالي بسيار زياد بوده و هر چه از مركز فاصله بيشتر شود آن چگالي بتدريج كم مي شود. بنابراين يك پرتو نور از يك فضاي چگالي عبور كرده و شكست پيدا ميكند و انحراف مي يابد.

اختلاف تئوري بي نهايت بودن ذرات با تئوريهاي قبلي:

در تئوريهاي قبلي هر ذره قسمت كوچكي از فضا را در بر دارد يعني داراي شعاع معيني است و خارج از آن اين ذره وجود ندارد ولي در اين تئوري ذره تا بي نهايت گسترده است و قسمتي از آن در همه جا وجود دارد. در تئوريهاي جاري نيروي بين دو ذره از تبادل ذرات ديگر ناشي مي شود و اين نيرو مانند توپي در ورزش بين دو بازيكن رد و بدل مي شود و اين همان ارتباطي است كه يبن آنها حاكم است و در تئوريهاي جاري تبادل ذرات ديگري اين ارتباط ميان دو ذره را ايجاد ميكند. مثلاً نوترون كه بين دو ذره مبادله مي شود, اما در تئوري دكتر حسابي ارتباط بين دو ذره همان ارتباط گسترده ايست كه در همه جا بعلت موجوديت آنها در تمام فضا بين آنها وجود دارد
.

 


ارتباط اين تئوري با تئوري نسبيت انيشتين:

تئوري انيشتين مي گويد: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد, به عبارت رياضي يعني در نبود ماده, فضا تخت است ولي در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوييم يك ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالي ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالي بستگي دارد به زبان رياضي به اين چگالي مي توان انحناي فضا گفت.

ارتباط فلسفي اين تئوري با فلسفه وحدت وجود: 

در اين نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط  هستند. زيرا فرض بر اين است كه هر ذره تا بي نهايت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند. يعني در واقع قسمت كوچكي از تمام جهان در هر نقطه اي وجود دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

منظومه ها ترجمه: لنا سجادیفر ---------------------------------------------------------------------- منظومه به مجموعه ای از اجرام سنگین و سیاراتی گفته میشود که همگی به دور یک ستاره در حال گردشند. ما با منظومه شمسی به خوبی آشناییم. منظومه ای مشتمل از زمین و هفت سیاره اصلی و خورشید. علاوه بر سیارات اجرام کوچک فراوانی در منظومه شمسی گرد خورشید در حرکتند از جمله کوتوله ها، سنگ های آسمانی و ستاره های دنباله دارو همینطور ابرهای نازکی از گازها و غبار که به آنها ابرهای میان سیاره گفته می شود. بیش تر از 100 قمر طبیعی نیز در این منظومه در چرخشند. به جز خورشید، زمین و ماه اجرام بسیار دیگری نیز وجود دارند که با چشم غیر مسلح قابل رصدند از جمله سیارات عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل همینطور شهاب سنگ ها و ستارگان دنباله داری که به طور موقت قابل مشاهده اند. اجرام بسیار زیاد دیگری نیز توسط تلسکوپ ها در منظومه شمسی رصد شده اند. از سال 1990 ستاره شناسان سیارات زیاد دیگری در اطراف ستاره های دوردست کشف نموده اند. با مطالعه بر روی این اجرام و نحوه گردششان به دور ستاره مرکزی، دانشمندان امیدوارند اطلاعات کلی تر و جامعی در خصوص منظومه ها به دست آورند. برای مثال می دانیم که درمنظومه ما چهار سیاره کوچک با سطوح سخت و نزدیک به خورشید به نامهای عطارد، زهره، زمین و مریخ همینطور چهار سیاره غول پیکر با سطوح غیر جامد گازی در فاصله دورتر از خورشید به نامهای مشتری، زحل، اورانوس و نپتون وجود دارند اما کشف ستاره ای که دارای چندین سیاره غول پیکر گازی که در مدارهای نزدیک به آن ستاره در گردشند مایه حیرت دانشمندان و ستاره شناسان گردید. برای مثال یک سیاره تقریبا به اندازه مشتری حول مداری به دور ستاره 51 پگاسی (51 Pegasi) کشف شده. فاصله مدار این سیاره تا ستاره نسبت به فاصله مدار سیاره عطارد در منظومه شمسی به خورشید، کمتر است. منظومه شمسی خورشید بزرگترین و مهمترین جرم آسمانی در منظومه شمسی است که 8/99 درصد جرم منظومه شمسی را به خود اختصاص داده است.بیشتر گرما، نور و انرﮊی لازم برای تشکیل و ادامه حیات توسط خورشید تامین می شود. لایه های بیرونی خورشید داغ و متلاطم است. گازهای داغ و ذرات باردار پیوسته از این لایه به فضا متساطع می شوند. این جریان گازها و ذرات، بادهای خورشیدی را ایجاد می کنند که بر همه چیز در منظومه شمسی می وزند. طبق قانون کپلر(Johannes Kepler) ستاره شناس آلمانی در اوایل قرن 17 سیارات در مدارهایی بیضی شکل حرکت می‌کنند که خورشید در یکی از کانونهای آن قرار دارد. چهار سیاره داخلی (نزدیک به خورشید) عمدتا حاوی آهن می باشند. به این چهار سیاره، زمینی ها گفته می شود چون از لحاظ اندازه و ترکیبات بسیار شبیه زمینند. چهار سیاره بیرونی (دورتر از خورشید) گلوله های عظیم گاز هستند. تقریبا بیشتر جرم آنها را هیدروﮊن و هلیم تشکیل می دهد که همین امر باعث گردیده که این سیارات بیشتر شبیه خورشید باشند تا زمین. لایه های زیرین این سیارات ابرهای ضخیم از گازست ولی ممکن است هسته بعضی از آنها جامد باشد. سیاره ها ی کوتوله یا سیارکها اجرام گرد کوچکی هستند که دور خورشید می چرخند. بر خلاف سیارات این اجرام کوچک نیروی گرانش قابل ملاحظه ای برای تاثیر گذاری بر حرکت اجرام دیگر ندارند. این سیارکها اغلب به همراه دسته هایی از اجرام آسمانی کوچک تر از خود در حرکتند. به عنوان مثال در مداری به نام کمربند اصلی که مابین مدارهای مریخ و مشتری قرار دارد میلیونها جرم کوچک آسمانی و سیاره کوتوله در گردشند. سیارکهای دیگری نیز در مداری به نام کمربند کایپر(Kuiper)، دورتر از مدار نپتون در گردشند. این مدار یکپارچه مملو از اجرام کوچک نظیر شهاب سنگها و اجرام یخ زده و غیره است. در مقایسه با سیاره ها، اجرام موجود در کمربند کایپر به حرکات و گردش نامنظم درمدار خود گرایش دارند. از جمله سیارکهای موجود در این منطقه می توان به پلوتو و 2003 یو بی 313 (2003 UB313) که از پلوتو بزرگتر است نام برد. به جز عطارد و زهره بقیه سیارات منظومه شمسی دارای قمر می باشند. سیارات درونی (سیاره های نزدیک به خورشید) قمرهای کمی دارند. زمین یک قمر و مریخ دارای دو قمر کوچک است اما سیارات بیرونی (سیاره های دور از خورشید) با تعداد زیاد قمرهایشان، هر کدام مثل یک منظومه می باشند. مشتری دارای حداقل 63 قمر است. از بین این قمرها، چهار قمر که از همه بزرگترند به نام گالیله (Galileo) ثبت شده اند. این ستاره شناس ایتالیایی د رسال 1610 موفق به کشف آنها با یکی از بدوی ترین تلسکوپ ها شد. بزرگترین قمر مشتری که بزرگترین قمر موجود در منظومه ما نیز می باشد گانیمد (Ganymede) نام دارد. این قمر از عطارد نیز بزرگتر است. سیاره زحل دارای حداقل 56 قمر می باشد. بزرگترین قمر زحل، تیتان (Titan)، جوی ضخیم تر از جو زمین دارد و از عطارد بزرگتر است. اورانوس حداقل 27 قمر دارد و نپتون دارای 13 قمر است. احتمال وجود قمرهای بیشتر حول سیاره های غول پیکر بیرونی که هنوز کشف نشده باشند بسیار زیاد است. بعضی از سیارک ها و اجرام کوچک آسمانی نیز دارای قمر هستند. پلوتو دارای قمریست که نصف خود این سیاره کوتوله است و " 2033 یو بی 313 " قمری دارد که تقریبا یک هشتم آن است. حلقه ای از غبار و اجرام کوچک پیرامون همه سیاره های غول پیکر را وجود دارد. حلقه زحل برای ما آشناترین حلقه است اما حلقه های باریکی نیز حول مشتری ، اورانوس و نپتون وجود دارند. ستاره های دنباله دار، توپهای یخی هستند که ساختمان آنها متشکل از یخ و سنگ است. زمانیکه یکی از این توپهای یخی به خورشید نزدیک می شود، بخشی از یخهای موجود در مرکز آن بخار می شوند این بخار تحت تاثیر بادهای خورشیدی قرار گرفته و به شکل دنباله ای برای توپ یخی در می آید و به این شکل ستاره ای دنباله دار به وجود می آید. ستاره شناسان ستاره های دنباله دار را در دو گروه اصلی طبقه بندی کرده اند. گروه دوره طولانی، که بیش از 200 سال طول می کشد تا یک دور کامل حول خورشید بزنند و گروه دوره کوتاه که دور خود را در مدت زمانی کمتر از 200 سال طی می کنند. ستاره های دنباله دار این دو گروه متعلق به دو منطقه متفاوت در منظومه شمسی هستند. ستاره های گروه دوره طولانی در منطقه ای به نام ابر اورت (Oort) مستقرند. ابر اورت نام گروهی از ستاره های دنباله داریست که در فاصله ای دورتر ازمدار پلوتو قرار گرفته اند. نام این منطقه از نام ستاره شناس آلمانی، جان اورت (Jan H. Oort) گرفته شده است. وی برای اولین بار حضور این ابر را اعلام نمود. ستاره های دنباله دار دوره کوتاه در کمربند کایپر هستند. در هر دو منطقه ابر اورت و کمربند کایپر، اجرامی دیده می شود که مربوط به دوره شکل گیری سیارات در منظومه شمسی است. سیاره های کوچک دیگری نیز در این منظومه حضور دارند که در واقع سنگهای آسمانیند. مدار بعضی از این اجرام بیضی شکل است و به قسمتهای درونی تر از مدار زمین و حتی مدار عطارد نیز می رسند. مدار بعضی دیگر دایره شکل است و در فضاهایی میان مدارهای سیارات بیرونی قرار دارد. بیشتر این اجرام در فضایی به نام کمربند سنگهای آسمانی، در فضایی بین مدارهای سیاره های مریخ و مشتری در حال گردش به دور خورشیدند. این منطقه شامل بیش از 200 سنگ آسمانی می باشد که قطر آنها بیش از 100 کیلومتر(60 مایل) است. دانشمندان تخمین می زنند که بیش از000/750 سنگ آسمانی با قطر بیش از 1 کیلومتر (5/3 مایل) و میلیون ها سنگ کوچک تر در این کمربند وجود دارند. در این منطقه حتی سنگهایی یافت شده که چندین سنگ کوچک تر حول آنها در گردش است. شهاب سنگهای کوچک نیز گروهی از اجرام فلزی یا صخره ای هستند. زمانیکه این اجرام وارد جو زمین می شوند، رده ای نورانی به جای می گذارند که ناشی از تلاشی و تجزیه آنهاست. برخی از این اجرام کوچک پس از عبور از جو، به زمین برخورد می کنند. بیشتر این شهاب سنگها اجرامی هستند که در کمربند سنگهای آسمانی تشکیل شده اند. در اواخر قرن بیستم ستاره شناسان شهاب سنگهایی را کشف کردند که از مریخ و ماه می آمدند. خیلی از شهاب سنگها قطعات جدا شده از ستاره ها ی دنباله دارند. در منظومه شمسی، منطقه ای وجود دارد شبیه به قطره اشک. این منطقه آکنده از ذرات باردار الکتریکی می باشد که توسط خورشید تولید شده اند. دانشمندان هنوز ابعاد دقیق این منطقه را اندازه گیری نکرده اند ولی گمان می رود که وسعت این منطقه از قسمت لبه پایین اشک، حدود 15 بیلیون کیلومتر(9 بیلیون مایل) باشد. ساختمان منظومه شمسی بسیاری از ستاره شناسان بر این عقیده اند که منظومه شمسی از غباری بسیار عظیم و دوار به نام غبار خورشید تشکیل شده است. براساس این تئوری، غبار خورشید به سبب گرانش شدید خود متلاشی شده. شمار دیگری از ستاره شناسان وقوع یک ابر نواختر در نزدیکی غبار خورشید را دلیل تلاشی آن می دانند. زمانیکه توده بزرگ غبار خورشید منقبض شد چرخش آن سریعتر گردید و به یک صفحه سیاره ای مبدل شد. تئوری غبار خورشید معین می نماید ذراتی که در صفحه سیاره ای وجود داشتند با برخورد به یکدیگر به اجرام شبه سیاره یا سیارک ها تبدیل شدند. برخی از این اجرام با یکدیگر ترکیب شده و در نهایت هشت سیاره بزرگ این منظومه را شکل داده اند. بقیه اجرام تشکیل دهنده اقمار، سیاره های کوتوله، اخترک ها و ستاره های دنباله دار بوده اند. همه اجرام بزرگ و کوچک موجود در منظومه شمسی دور خورشید، در یک جهت، و تقریبا در یک صفحه، در گردشند چرا که همه آنها در اصل اعضای یک صفحه بزرگ سیاره ای هستند. بیشتر مواد و ذرات موجود در غبار خورشید، بر اساس تئوری غبار خورشید، در هنگام انقباض به مرکز این توده کشیده شده و در آن قسمت تحت فشار کافی، منجر به تشکیل خورشید گردیده اند. در این هنگام انفجار های خورشیدی آغاز و بادهای خورشیدی شروع به وزیدن نمودند. این بادها به اندازه ای شدید بودند که عناصر سبک از جمله هیدروﮊن و هلیم را با خود به قسمتهای داخلی منظومه آوردند. شدت این بادها در قسمتهای بیرونی کمتر و در نتیجه اجتماع هیدروﮊن و هلیم در این مناطق بیشتر از بخشهای درونیست و این توجیه مناسبی برای این مسئله می باشد که سیارات درونی کوچک تر و صخره ای هستند ولی سیارات بیرونی غول پیکرند و تقریبا به طور کامل از هیدروﮊن و هلیم تشکیل شده اند. منظومه های دیگر ستاره های زیادی دارای صفحه سیاره ای پیرامون خود می باشند که به نظر می رسد این صفحه ها همان سیستم های منظومه ای باشند. در سال 1983 یک تلسکوپ مادون قرمز تصویری از صفحه سیاره ای حول ستاره وگا (Vega)، درخشان ترین ستاره در صورت فلکی لیرا (Lyra) تهیه نمود. این اکتشاف اولین مدرک به دست آمده مبین وجود مجموعه هایی شبیه به منظومه شمسی در نقاط دیگر فضا به حساب می آید. در سال 1984 ستاره شناسان صفحه سیاره ای دیگری پیرامون ستاره پیکتوریس بتا (Beta Pictoris) در صورت فلکی پیکتور(Pictor) مشاهده نمودند. در اوایل قرن 21 ستاره شناسان بیش از 50 ستاره را کشف کردند که مانند خورشید سیاراتی درحال گردش به دورخود دارند. در اغلب موارد تنها یک سیاره به دور ستاره در گردش دیده شده است که احتمالا سیاره پوشیده از گاز و بدون سطوح سخت است. Pasachoff, Jay M. "Solar system." World Book Online Reference Center. 2004. World Book, Inc. http://www.worldbookonline.com/wb/Article?id=ar518960. ترجمه: لنا سجادیفر
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در سال ۱۹۷۰ میلادی اولین Laptop توسط William Moggridge طراحی گردید كه تنها دارای ۳۴۰ كیلو بایت حافظه بود و وزنی بیش از ۴ كیلوگرم داشت ، و بعد از این بود كه كم كم Laptop ها با مشخصات مختلف تولید شده و هم اكنون بازار داغی برای آن بوجود آمده و هر روز رقابت بین شركتهای تولید كننده بیشتر می شود .


مقدمه :
در حال حاضر ، Laptop (یا همان كامپیوتر كتابی یا كیفی / Notebook) ، یكی از انواع متنوع كامپیوترهای موجود می باشد ، كه دارای قدرت محاسباتی و عملیاتی نظیر كامپیوترهای شخصی است . Laptop ها قابلیتهای زیادی دارند كه مهمترین آنها قابل حمل بودن آن است .
در سال ۱۹۷۰ میلادی اولین Laptop توسط William Moggridge طراحی گردید كه تنها دارای ۳۴۰ كیلو بایت حافظه بود و وزنی بیش از ۴ كیلوگرم داشت ، و بعد از این بود كه كم كم Laptop ها با مشخصات مختلف تولید شده و هم اكنون بازار داغی برای آن بوجود آمده و هر روز رقابت بین شركتهای تولید كننده بیشتر می شود .
امروزه با توجه به بازار وسیع و متنوع موجود ، انتخاب یك Laptop كارآمد و مناسب با بودجه و سلیقه شما ، تا حدودی مشكل شده است و همیشه سوالات بسیاری در مورد خرید Laptop خوب مطرح می گردد .
البته نظرات بسیاری در مورد خرید Laptop وجود دارد كه در این مقاله سعی گردیده اطلاعات كاملتری در خصوص خرید Laptop جمع آوری شده و به نظر شما خوانندگان گرامی برسد ، امید آنكه مطالعه این نوشتار ، در انتخاب شما مفید و مؤثر واقع گردد .
▪ نكته مهم اینكه در وهله نخست :
باید تصمیم بگیرید كه آیا حقیقتاً به Laptop احتیاج دارید یا كامپیوتر جیبی (PDA) .
جواب این پرسش ساده این است : اگر سایز و وزن برای شما خیلی اهمیت دارد ، و نیاز به یك كامپیوتر بسیار كوچك برای كارهای ضروری مانند خواندن ایمیل ، تقویم ، خواندن كتابهای الكترونیك و غیره دارید ، PDA انتخاب خوبی به نظر می رسد ، ولی اگر به یك كامپوتر كامل نیاز دارید ، (اگر چه خیلی از كامپیوترهای جیبی نرم افزارهای كاملی مانند Office دارند) به دلیل قدرت بیشتر و استفاده آسانتر (مانند صفحه كلید بزرگتر در مقایسه با قلم كامپیوترهای جیبی) ، آنگاه Laptop توصیه می شود .
▪ دوم اینكه ...
در خرید Laptop باید تصمیم بگیرد كه چه نوع كامپیوتری نیاز داری ؟
كامپیوتر هایی كه این روزها طرفداران زیادی دارند ، Tablet PC ها هستند كه از نظر طراحی و ساخت ظریف تر می باشند و می توانید روی صفحه آنها با استفاده از قلم مخصوصشان بنویسید . قیمت این كامپیوترها ابتدا بسیار زیاد بود ، ولی به دلیل سر و صدای زیاد آنها ، مدت كوتاهی نگذشته بود كه شركتهایی مانند BENQ آنها را به قیمت بسیار ارزان روانه بازار نمودند .
استفاده از این كامپیوترها بسیار آسان است ، زیرا بسیار كوچك و سبك هستند ، ولی از نظر قدرت به پای خیلی از Laptop های معمولی نمی رسند . البته اگر قرار بر این است كه كامپیوتر دوم شما باشد ، از این نوع كامپیوترها بیشتر لذت خواهید برد .
اما اگر می خواهید كامپیوتر اصلی خود را با خودتان حمل كنید ، شركتهایی مانند ESC و Asus كامپیوترهایی به نام Desknote را ارائه می دهند كه برای استفاده ، هم به جای Laptop و هم به جای كامپیوتر رومیزی قابلیت استفاده و كاربرد را دارند . این كامپیوتر ها از قطعات كامپیوتر های معمولی استفاده می كنند ، لذا قیمت كمتری دارند . تنها ایراد بزرگ این كامپیوترها ، این است كه باطری ندارند و اگر هم باطری تهیه نمایید ، نه تنها در داخل كامپیوتر جا نمی گیرد ، بلكه خیلی زود هم باید آن را شارژ كنید .
▪ اما اگر Laptop می خواهید ...
باید به نكاتی از قبیل نوع پردازنده ، حافظه ، درایو ها ، پورتهای ورودی و خروجی ، وزن و از همه مهمتر گارانتی توجه شود .
ضمناً گویا توصیه می شود كه خریدن یك Laptop دست دوم ، اصلاً به صلاح نیست ، چرا كه اولاً استهلاك Laptop بسیار بالا می باشد ، به خصوص در مورد Laptop هایی كه دارای Desktop CPU هستند ( CPU های مخصوص كامپیوتر های شخصی رومیزی ) . این گونه از CPU ها حرارت زیادی تولید می كنند كه این حرارت باعث استهلاك بیشتری برای Laptop می شود .
هم اكنون نوعی از CPU توسط Intel و AMD تولید می شود كه Mobile CPU نام دارد و ویژگی های عمده ای نسبت به Desktop CPU دارند ، كه به شرح ذیل می باشد :
▪ جریان و ولتاژ كمتری مصرف می كنند .
▪ دارای Clock متغیر و قابل تنظیم هستند .
▪ حرارت كمتری ایجاد می كنند .
موارد فوق ۲ هدف عمده را تأمین می كنند :
الف ـ طول عمر بیشتر باطری در حالتی كه از باطری استفاده می كنید .
ب ـ استهلاك كمتر قطعاتی كه در اثر حرارت زیاد CPU ایجاد می گردد .
موارد فوق منجر به این می شود كه عمر Laptop هایی كه دارای CPU های Mobile هستند ، از Laptop هایی كه دارای CPU های Desktop هستند ، بیشتر باشد و كارایی و راندمان كاری بیشتری را فراهم آورند .
▪ البته درایورها نیز
در انتخاب بسیار مهم هستند ، معمولاً Laptop های امروزی شامل درایوهای F.D.D DVD و CD Writer می باشند كه آنها هم به نسبت سرعت طبقه بندی می شوند .
اما مهمتر این است كه به صورت ثابت طراحی شده باشند ، زیرا در بعضی از مدلها ، برای استفاده از CD_ROM و F.D.D ، مرتباً باید جای این دو را با هم عوض كرد كه این اصلاً خوب نیست و باعث استهلاك بیشتر دستگاه می شود . در ضمن امكان استفاده همزمان وجود ندارد . بنابراین بهتر است تمام درایوها به طور ثابت در Laptop موجود باشد تا نیاز به جابه جا كردن قطعات نباشد و استفاده همزمان از CD_ROM و F.D.D ممكن باشد .
یكی دیگر از موارد مهم در مورد خرید Laptop ، پورتهای ورودی و خروجی آن است . معمولاً Laptop های ارزان قیمتی كه برای استفاده خانگی تولید می شوند ، فاقد اكثر این پورتها می باشند . بنابراین اگر به دنبال نوعی بهتر هستید ، سراغ Laptop هایی بروید كه مخصوص كار حرفه ای طرحی شده اند .
در حقیقت باید تأكید كرد كه انتخاب و خرید مدلهای رده (Business Laptop) ، توصیه ما به كسانی است كه حاضرند مبلغی بالاتر برای خرید و تهیه Laptop پرداخته ، اما در عوض چیزی بهتری نصیبشان شود .
این نوع دارای اكثر پورتهای مورد نیاز و نیز Mobile CPU می باشند .
در واقع باید اذعان نمود كه تفاتهای Laptop ها بسیار زیاد است ، ولی برای انتخاب خوب ، اگر به موارد ذكر شده توجه داشته باشید ، انتخاب ساده تری پیش رو خواهید داشت . فقط فراموش نكنید كه هر چه بیشتر در مورد خرید Laptop تحقیق كنید ، به نكات جدیدتری می رسید كه باز هم انتخاب را سخت تر می كند .
به عقیده ما بهتر است با توجه به نیاز خود ، مطمئن ترین انتخاب را داشته باشید ، البته همیشه امكانات یك محصول و خدمات بعد از فروش آن را نیز به عنوان یك اصل مهم در نظر داشته باشید .
نكته مهم دیگر ، مسئله مانیتور یا نمایشگر می باشد . امروزه خوشبختانه با پیشرفت فناوری ساخت مانیتوهای تخت TFT و كریستال ، در این مورد نگرانی و وسواس خاصی وجود ندارد و در حقیقت اكثر Laptopهای جدید موجود در بازار ، با حداقلی از اختلاف كیفیت ، دارای نمایشگر هایی مناسب و قابل اعتنا می باشند و شما می توانید صرفاً با انتخاب سایز نمایشگر خود كه اكثراً ۱۵ اینچ و یا در همین رده می باشند ، اطمینان داشته باشید كه در صورت انتخاب یك مارك مشهور و معتبر Laptop ، صاحب یك نمایشگر با كیفیت وضوح و عمق رنگ مناسب نیز خواهید شد.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

ترجمه: لنا سجادیفر ----------------------------------------------------------------------

در سال 1958، دانشمندان ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی تلاش های جدی خود برای ساخت فضاپیماهایی که قادر به حمل انسان به فضا باشند را آغاز نمودند. هر دو کشور ساخت کپسول های بدون بال که در بالای شتابگر مجهز به موشکهای پیشرفته برد بالا، قرار می گیرند را انتخاب کردند. کشف امکان سفر انسان به فضا برای دانشمندان نگران کننده بود. آزمایش هایی که بر روی حیوانات انجام گرفت نشان داد که سفر به فضا گرچه با خطرات فیزیکی همراه نیست ولی احتمال بروز عوامل روانی وجود دارد. برخی کارشناسان از این می ترسیدند که فشار ناشی از پرتاب، پرواز و فرود فضاپیما منجر به ترس شدید و یا بیهوشی در فضانورد گردد. وستوک (Vostok) و مرکوری (Mercury): اولین حضور انسان در فضا فضاپیمای جمینی 5.8 متر ظرفیت دو سرنشین کپسول مرکوری 2.9 متر ظرفیت یک سرنشین کپسول وستوک 4.9 متر ظرفیت یک سرنشین عکس از کتاب تصویر سازی آکسفورد برنامه "وستوک" جماهیر شوروی و برنامه "مرکوری" ایالات متحده نمایانگر نخستین تلاش ها برای فرستادن انسان به فضا بودند. کپسول "وسوتوک" 4500 کیلوگرم وزن داشت. این کپسول بر سر یک موشک پیشرفته R-7 حمل می شد. کپسول شامل یک کابین کروی خلبان، یک اتاقک استوانه ای و بخش محتوی سیستم نیروی محرکه بود. در صورت بروز حادثه به هنگام پرتاب کپسول، فضانورد می توانست به همراه صندلی خود از کپسول خارج شود. سیستم تامین هوا از ترکیب اکسیژن و نیتروژن شبیه به جو سطح دریا استفاده می کرد. کپسول "مرکوری" ایالات متحده حدود 1360 کیلوگرم وزن داشت و بر سر یک راکت رد ستون (Redstone) یا اطلس (Atlas) قرار می گرفت. این کپسول مخروطی شکل می توانست به کمک جتر نجات بر روی اقیانوس فرود آید. سیستم تامین هوا از اکسیژن خالص در فشار کم استفاده می کرد. در صورت بروز نقص فنی به هنگام پرتاب، کپسول و فضانورد با کمک راکت سوخت جامد متصل به نوک کپسول از راکت حامل جدا می شدند. هر اندازه که برنامه های ایالات متحده بر سر زبانها افتاده بود، فعالیت های شوروی محرمانه و به طور نهانی انجام می گرفت. در سالهای 1960و 1961 هر دو کشور آزمایشاتی را بر روی کاوشگرهای بدون سرنشین انجام دادند که بعضی از آنها با شکست به هنگام پرتاب مواجه شد. در این مدت هر دو کشور حیواناتی را به فضا فرستادند. یکی از این حیوانات شامپانزه ای به نام هم (Ham) بود که در 31 ژانویه 1961 به مدت 18 دقیقه در یک کپسول "مرکوری" پرواز کرد. اولین تلفات مربوط به برنامه های فضایی انسان در تاریخ 23 مارس 1961 رخ داد. والنتین بوندارنکو (Valentin V. Bondarenko) کارآموز کیهان نوردی شوروی بود که در سانحه آتش سوزی اتاقک فشار جان سپرد. سازمان های شوروی این حادثه را تا مدتها مخفی نگه داشتند. نخستین انسانی که به فضا رفت خلبان نیروی هوایی شوروی یوری گاگارین (Yuri A. Gagarin) بود. وی درون "وستوک" که بعدها "وستوک1" نام گرفت در تاریخ 12 آپریل 1961 به فضا فرستاده شد. 108 دقیقه پس از پرتاب او به سلامت یک دور کامل به دور زمین زده و فرود آمد. یک سیستم کنترل پرواز اتوماتیک، عملکرد فضاپیما را در تمام مدت پرواز در اختیار داشت. یک پرواز 25 ساعته با 17 دور گردش در مدار در آگوست همان سال توسط فضانوردی به نام گرمن تیتو (Gherman Titov) انجام گرفت. برنامه "مرکوری" اولین پرواز با سرنشین خود را درتاریخ 5 می 1961، در حالیکه یک راکت Redstone فضانورد آلن شپرد (Alan B. Shepard) را در کپسولی به نام Freedom 7 به فضا فرستاد، آغاز نمود. "شپرد" به مدت 15 دقیقه ماموریت "زیرمدار" خود را انجام داد. "زیرمدار" ماموریتی است که در آن سرعت و ارتفاع لازم برای گردش در مداری به دور زمین نمی رسد. نخستین گروه هفت نفره فضانوردان منتخب برای برنامه مرکوری عکس از ناسا در تاریخ 21 جولای 1961، یک پرواز "زیرمدار" که توسط فضانورد ویرجیل گریسام (Virgil I. Grissom) صورت گرفت پایانی تقریبا ناخوشایند داشت. دریچه کناری کپسول مرکوری پس از فرود در اقیانوس آتلانتیک خیلی زودتر از موقع پیش بینی شده باز شد و گریسام با شنا جان سالم به در برد. در تاریخ 20 فبریه 1962، جان گلن (John H. Glenn)، به عنوان نخستین آمریکایی دور زمین به گردش پرداخت. او در زمان کمتر از 5 ساعت 3 دور را کامل کرد. او مسیر کپسول خود را در جهات مختلف تغییر داد و سیستم های زیادی را آزمایش نمود و زمین را مشاهده کرد. سه ماه بعد ستاره شناس اسکات کارپنتر(M. Scott Carpenter) ماموریت گلن را تکرار کرد. در اکتبر 1962، با انجام گرفتن یک ماموریت شش دوره به دور زمین توسط والتر شیرا (Walter M. Schirra) آزمایش فضاپیماها گسترش یافت. آخرین ماموریت "مرکوری" در ماه می 1963، توسط گردن کوپر(Gordon Cooper) انجام شد و یازده روز به طول انجامید. در این میان، جماهیر شوروی ماموریت های "وستوک" را ادامه داد. د رآگوست 1962، "وستوک3" و "وستوک4" با فاصله یک روز ارسال شدند و در فضا در کنار هم قرار گرفتند. دو کپسول دیگر "وستوک5" . "وستوک6" د رژوئن 1963 ارسال شدند. یکی از خلبان ها تقریبا 5 روز در مدار ماند و رکوردی جدید بر جای گذاشت. خلبان دیگر والنتینا ترشکوا (Valentina Tereshkova) اولین زنی بود که پا به فضا گذاشت. وسخود (Voskhod) و جمینی (Gemini): اولین فضاپیماهای چند نفری در سال 1961، ایالات متحده برنامه "جمینی" که می توانست دو فضانورد را در یک کپسول بزرگ تر شده "مرکوری" حمل کند، آغاز نمود. این امر طراحان شوروی را بر آن داشت تا با ایجاد تغییراتی در فضاپیمای "وستوک" ، فضاپیمایی با ظرفیت سه فضانورد طراحی کنند. فشارهای سیاسی برای پیشی گرفتن از امریکا به حدی زیاد بود که مهندسین شوروی به منظور بزرگتر نمودن فضای داخل فضاپیما از برخی موارد ایمنی، از جمله صندلی خارج شونده چشم پوشی کردند. نخستین کپسول فضایی با ظرفیت چند سرنشین، "وسخود"، به معنای طلوع خورشید بود که بعدها به آن "وسخود1" گفته شد. این کپسول در 12 اکتبر 1964 پرتاب شد. فضانوردان ولادمیر کمارف (Vladimir M. Komarov)، کنستانتین فئوکتیستف(Konstantin P. Feoktistov) و بوریس یگورف(Boris B. Yegorov) 24 ساعت را در فضا سپری کردند. آنها اولین فضانوردانی بودند که در کپسول خود، به جای اقیانوس،بر روی زمین فرود آمدند. در مارس 1965، فضانورد الکسی لئونف(Alexei A. Leonov) با قدم گذاشتن در محفظه بادی که به "وسخود2" وصل می شد اولین انسانی بود که در فضا راه رفت. به دلیل نقص فنی که در سیستم کنترل پرواز اتوماتیک کپسول پیش آمد لئونف و پاول بلیایف (Pavel I. Belyayev) ناچار به فرود با سیستم غیراتوماتیک شدند. فرود در منطقه آماده سازی شده انجام نشد و آنها در یک جنگل دور افتاده فرود آمدند. آنها تا روز بعد که گروه نجات از راه رسید، با گرگهای گرسنه دست و پنجه نرم کردند. اولین فضانورد امریکایی که در فضا راه رفت ادوارد وایت در تاریخ 3 ژوئن 1965 عکس از ناسا نخستین ماموریت با سرنشین "جمینی" یعنی "جمینی3" در23 مارس 1965 آغاز شد. فضانوردان "گریسام" و جان یانگ (John W. Young) با مانور راکت های کپسول مسیر آن را به سمت فضا تغییر دادند. با ماموریت "جمینی4" که در تاریخ 3 ژوئن 1965 آغاز شد کمک خلبان ادوارد وایت (Edward H. White II) به عنوان اولین امریکایی که در فضا راه رفت شناخته شد. فضانوردی که در "جمینی5" بود و در تاریخ 21 آگوست 1965 ارسال شد، مدت 8 روز را در فضا سپری نمود. این رکورد با استفاده از سلول های سوخت برای تامین الکتریسیته به دست آمد. "جمینی6" از ابتدا با هدف اتصال به یک راکت "اجنا" که چند ساعت زودتر به فضا ارسال شود، برنامه ریزی شده بود. پس از آنکه راکت بدون سرنشین "اجنا" به دلیل نقص فنی از بین رفت، ناسا "جمینی6" را در ماموریت 14 روزه "جمینی7" به کار گرفت. "جمینی7" طبق برنامه در 4 دسامبر 1965، و " جمینی 6" یازده روز بعد به فضا ارسال شدند. "شیرا" و توماس استفورد (Thomas P. Stafford) فضاپیمای خود را تا فاصله 30 سانتیمتری "جمینی7" نزدیک بردند. سرنشینان " جمینی7" فرانک بورمن (Frank Borman) و جیمز لاول (James A. Lovell) بودند. آنها در فضاپیماهای خود ساعتها بدون جدا شدن فضاپیما ها از یکدیگر به دور زمین حرکت کردند. در 16 مارس 1966، "جمینی8 " با اتصال به راکت "اجنا" در فضا نخستین اتصال در فضا را انجام داد. البته فضاپیما به طور ناگهانی دچار نقص فنی شد ولی دو فضانورد آن "نیل آرمسترانگ" و دیوید اسکات (David R. Scott) موفق شدند که کنترل فضاپیما را در دست بگیرند و به طور اضطراری در اقیانوس آرام فرود آمدند. در چهار ماموریت آخر "جمینی"، آزمایشات نهایی برای اتصال در فضا و ماموریت خارج از فضاپیما (EVA) صورت گرفت. در این ماموریت ها، فضانوردان و کنترل کنندگان پرواز تجارب بسیاری نیز در خصوص مواجه شدن با چالش های سفر به ماه، کسب کردند. Oberg, James. "Space exploration." World Book Online Reference Center. 2004. World Book, Inc. http://www.worldbookonline.com/wb/Article?id=ar522550. ترجمه: لنا سجادیفر



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

علوم نانو و فناوري نانو بيانگر رهگذري به سوي دنيايي جديد هستند. سفر به اعماق سرزمين اتمها و مولکولها نويد دهندة اثراث اجتماعي شگفت‌انگيزي است: در علوم بنيادين، در فناوريهاي نو، در طراحي مهندسي و توليدات، در پزشکي و سلامت و در آموزش.
پيش‌بيني‌هاي گسترده در حوزه کشفيات جديد، چالشها، درک مفاهيم، حتي هنوز فرم و محتواي موضوع، مه‌آلود و اسرارآميز است. اين مقاله مي‌کوشد تا چالشهاي دنياي رياضيات را در مواجهه با دنياي شگفت‌انگيز نانو بررسي کند. به عبارت ديگر، رياضيات در معماري پازل نانو چه نقشي خواهد داشت:
همگان بر اين نکته توافق دارند که پيشرفتهاي بزرگ، مستلزم تعامل ميان مهندسان، ژنتيست‌ها، شيميدانان، فيزيکدانان، داروسازان، رياضيدانان و علوم رايانه اي ها است. شکاف ميان علوم و فناوري، ميان آموزش و پژوهش، ميان دانشگاه و صنعت، ميان صنعت و بازار بر مجموعه تأثيرگذار خواهد بود. دلايل کافي مبتني بر فصل مشترک ميان نظامهاي کلاسيک و فرهنگ ها موجود است.
اين انقلاب علمي و فناورانه، منحصر به فرد است. اين بدين معني است که مي‌بايستي نه تنها در بعد علمي، که در ساير ابعاد، نيز زيرساختهاي بنيادين با حداکثر انعطاف پذيري در برابر تغييرات را پيش‌گويي و پيش‌بيني کنيم.
دانش رياضيات به عنوان خط مقدم جبهة علم مطرح است. ويژگي بديهي رياضيات در علوم نانو «محاسبات علمي» است. محاسبات علمي در فناوريي که به عنوان فناوري انقلابي مطرح شده است. محاسبات علمي در طول، تفسير آزمايشات، تهية پيش‌بيني در مقياس اتمي و مولکولي بر پاية تئوري کوانتومي و تئوريهاي اتمي است.
همانگونه که رياضيات زبان علم است، محاسبات، ابزاري عمومي علم و کاتاليزوري براي تعاملات عميق‌تر ميان رياضيات و علوم است. يک تيم محاسبات، دربارة مدلشان و اثر محاسباتشان و تطبيق‌پذيري آن با واقعيت، به بحث مي‌پردازند. «‌محاسبات» رابطي ميان آزمايش و تئوري است. يک تئوري و يک مدل رياضي، پيش نياز محاسبات است و يک آزمايش تنها اعتبار بخش هر نوع تئوري، مدل و محاسبات است.
مدلهاي رياضي، ستونهاي راهگشا به سوي بنياد علم و تئوريهاي پيش بين هستند. مدلها، رابطهايي بنيادين در پروسه‌هاي علمي هستند و اغلب اوقات در سيستم‌هاي آموزشي به فاز مدلسازي و محاسبات، تأکيد کافي نمي‌شود. يک مدل رياضي بر پاية فرمولاسيون معادلات و نامعادلات اصول بنيادين استوار است و مدل درگير با درک کامل پيچيدگيهاي مسأله نظير، جرم، اندازة حرکت و توازن انرژي است. در هر سيستم فيزيکي واقعي تقريب اجازه داده مي‌شود، تا مدل را در يک قالب قابل حل عرضه کنند. اکنون مي‌توان مدل را يا به صورت «تحليلي» و يا بصورت «عددي» حل کرد. در اين حالت مدلسازي رياضي يک پروسه پيچيده است،زيرا مي‌بايستي دقت و کارآيي را همزمان نشان دهد.
در علوم نانو و فناوري نانو، مدلسازي نقش محوري را بر عهده دارد، بويژه وقتي که بخواهيم عملکرد ماکروسکوپي مواد را از طريق طراحي در مقياس اتمي و مولکولي کنترل کنيم، آن هم در شرايطي که درجات آزادي زياد باشد. مدلسازي رياضي يک ضرورت در اين فضاي مه آلود است. تفسير داده‌هاي آزمايشگاهي يک ضروت حتمي است. همچنين براي هدايت، تفسير، بهينه سازي، توجيه رفتارهاي آزمايشگاهي، مدلسازي رياضي ضرورت مي‌يابد.
يک مدل مؤثر، راه رسيدن به توليدات جديد، درک جديد رفتارشناسي، را کوتاه مي‌کند و تصحيح گر هوشمندي است که از نتايج گذشته درس مي‌گيرد.
مدلسازي نه تنها ويژگي منحصر به فرد رياضيات است بلکه پلي بسوي فرهنگهاي مختلف علمي است.
تئوري در هر مرحله از توسعة علم، نقش محوري دارد، ارزيابي حساسيت مدل به شرايط پروسه‌هاي فيزيکي ، و حصول اطمينان از اينکه معادلات و الگوريتمهاي محاسباتي با شرايط کنترل آزمايشگاهي سازگارند، از چالشهاي مهم است. تئوري نهايتاً بسوي تعريف نتايج و درک فيزيکي سيستم، ميل خواهد کرد و اغلب اوقات رياضيات جديدي لازم نيست تا به منظور رسيدن به درک رفتار، ساخته شود.
عبور از تئوريهاي موجود ارزشمند است و اغلب نيز اتفاق مي‌افتد. زماني مدلها، مشابه سيستم‌هاي شناخته شده هستند که دقت رياضي بالايي را داشته باشند اما در جهان شگفت ‌انگيز نانو، مدلهاي مختلف و جديد، چالشهاي جدي را در دانش رياضيات پديد مي‌آورند. تئوريهاي جديد در مقياسهاي زماني غير قابل پيش‌گوئي اتفاق مي‌افتند و تئوريهاي قدرتمند در قالبهاي عميق شکل مي‌گيرند. ميان‌برهاي اساسي لازم است تا شبيه‌سازي صورت گيرد:
طراحي در مقياس اتمي و مولکولي، کنترل و بهينه سازي عملکرد مواد و ابزار آلات، و کارآيي شبيه‌سازي رفتار طبيعي، از مهمترين چالشها است. اين چالش‌ها نويد دهندة برهم کنشهاي کامل ميان حوزه‌هاي مختلف رياضي خواهد بود.
آثار اجتماعي اين چالش‌ها زياد و متنوع خواهد بود.
منافع حاصل از مشغوليت رياضيدانان فعال، توازن با چالشهاي اصلي در زمينه رشد زيرساختهاي رياضيات، تغييرات در ساختار آموزش رياضيات، از جمله آثار ورود رياضيات به دنياي شگفت انگيز نانو خواهد بود.
جامعه رياضي مي‌بايستي اصلاح شود: تئوريهاي بنيادين، رياضيات ميان رشته‌اي و رياضيات محاسباتي و آموزش رياضيات.
رياضيات چه حوزه‌هايي را در بر خواهد گرفت؟ الگوريتمهاي اصلي در حوزه‌هاي رياضيات کاربردي و محاسباتي، علوم کامپيوتر، فيزيک آماري، نقش مرکزي و ميان بر ساز را در حوزة نانو بر عهده خواهند داشت.
براي روشن شدن موضوع برخي از اثرات رياضيات را در فرهنگ نانو بررسي مي‌کنيم:

  • روشهاي انتگرال گيري سريع و چند قطبي سريع: اساسي و الزامي به منظور طراحي کدهاي مدار (White, Aluru, Senturia) و انتگرال گيري به روش Ewala در کد نويسي در حوزه‌هاي شيمي کوانتوم و شيمي مولکولي (Darden 1999)
  • روشهاي« تجزيه حوزه»، مورد استفاده در شبيه‌سازي گسترش فيلم تا رسيدن به وضوح نانوئي لايه‌هاي پيشرو مولکولي با مکانيک سيالات پيوسته در مقياسهاي ماکروسکوپيک (Hadjiconstantinou)
  • تسريع روشهاي شبيه سازي ديناميک مولکولي (Voter 1997)
  • روشهاي بهبود مش‌بندي تطبيق پذير: کليد روشهاي شبيه پيوسته که ترکيب کنندة مقياسهاي ماکروئي، مزوئي، اتمي ومدلهاي مکانيک کوانتوم از طريق يک ابزار محاسباتي است (Tadmor, Philips, Ortiz)
  • روشهاي پيگردي فصل مشترک: نظير روش نشاندن مرحله‌اي Sethian, Osher که در کدهاي قلم زني و رسوب‌گيري جهت طراحي شبه رساناها مؤثرند (Adalsteinsson, Sethian) و نيز در کدگذاري به منظور رشد هم بافت ها (Caflisch)
  • روشهاي حداقل کردن انرژي هم بسته با روشهاي بهينه سازي غير خطي (الماني کليدي براي کد کردن پروتيئن‌ها) (Pierce& Giles)
  • روشهاي کنترل (مؤثر در مدلسازي رشد لايه نازک‌ها (Caflisch))
  • روشهاي چند شبکه‌بندي که امروزه در محاسبات ساختار الکتروني و سيالات ماکرومولکولي چند مقياسي بکار گرفته شده است.
  • روشهاي ساختار الکتروني پيشرفته ، به منظور هدايت پژوهشها به سمت ابر مولکولها (Lee & Head – Gordon)

منبع:http://www.nano.ir



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مادون در لغت به معناي زير دست و قرمز به معناي هر چه به رنگ خون باشد، است. پس ميتوان گفت كه مادون قرمز اشعه بسيار ريز و قرمز رنگ است.

اطلاعات اوليه

كشف هرسل اولن گام در ايجاد پديده‌اي كه ما آن را طيف الكترومغناطيسي ميناميم. نور مرئي و پرتوهاي مادون قرمز دو نمونه اشكال فراواني از انرژي هستند كه توسط تمام اجسام موجود در زمين و اجرام آسماني تابانده ميشوند. مادون قرمز در طيف الكترومغناطيسي داراي محدوده طول موجي بين 0.78 تا 1000 ميكرو متر است. تنها با مطالعه اين تشعشعات است كه ميتوانيم اجرام آسماني را تشخيص و تميز دهيم و تصويري كامل از چگونگي ايجاد جهان و تغييرات آن بدست آوريم. در سال 1800 سر ويليام هرشل يك نمونه نامرئي از تشعشعات را كشف كرد كه اين نمونه دقيقا زير بخش قرمز طيف مرئي قرار داشت. او اين شكل از تشعشعات را مادون قرمز ناميد.

سير تحولي و رشد

Greathouse و همكارانش طي مطالعه‌اي تاثير ليزر مادون قرمز را به انتقال عصبي ، عصب راديال بررسي كردند. زمان تاخير ، دامنه پتانسيل عمل و دما ، متغيرهاي مورد آزمايش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همكارانش اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر زمان تاخير شاخه حسي عصب راديال در دو گروه ليزر و پلاسبو بررسي نمودند و مشاهده كردند كه در گروه ليزر ، افزايش معني دارا در زمان تاخير حسي پس از بكارگيري ليزر ايجاد گرديده است.

Bas Ford و همكارانش طي مطالعه‌اي اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر شاخه حسي اعصاب راديال و مدين بررسي كردند. هيچ اختلاف معني داري در دامنه پتانسيل عمل ، زمان تاخير و دما ساعد بعد از بكارگيري ليزر مشاهده نشد.Baxter و همكارانش افزايش معني دار در زمان تاخير عصب مدين بعد از بكارگيري ليزر گرارش كردند. Low و همكارانش كاهش دما را به دنبال تابش ليزر كم توان مادون قرمز ديدند.

نتايج اشعه مادون قرمز

گرمايي كه ما از خورشيد يا از يك محيط گرم احساس ميكنيم، همان تشعشعات مادون قرمز يا به عبارتي انرژي گرمايي است. حتي اجسامي ‌كه فكر ميكنيم خيلي سرد هستند، نيز از خود انرژي گرمايي منتشر ميسازند (يخ و بدن انسان). سنجش و ارزيابي انرژي مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومي ‌به علت اينكه بيشترين جذب را در اتمسفر زمين دارند مشكل است. بنابراين بيشتر ستاره شناسان براي مطالعه انتشار گرما از اين اجرام از تلسكوپهاي فضايي استفاده ميكنند.

مادون قرمز در نجوم

تلسكوپها و آشكارسازهايي كه توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار ميگيرند نيز از خودشان انرژي گرمايي منتشر ميسازند. بنابراين براي به حداقل رساندن اين تاثيرات نامطلوب و براي اينكه بتوان حتي تشعشعات ضعيف آسماني را هم آشكار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسكوپها و تجهيزات خود را به درجه حرارتي نزديك به 450?F ، يعني درجه حرارتي حدود صفر مطلق ، ميرسانند. مثلا در يك ناحيه پرستاره ، نقاطي كه توسط نور مرئي قابل رويت نيستند، با استفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبي نشان داده ميشود. همچنين مادون قرمز ميتواند چند كانون داغ و متراكم را همره با ابرهايي از گاز و غبار نشان دهد. اين كانونها شامل مناطق پرستاره‌اي هستند كه در واقع ميتوان آنها را محل تولد ستاره‌اي جديد دانست. با وجود اين ابرها ، رويت ستاره‌هاي جديد با استفاده از نور مرئي به سختي امكانپذير است.

اما انتشار گرما باعث آشكار شدن آنها در تصاوير مادون قرمز ميشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهاي بلند مادون قرمز ميتوانند به مطالعه توزيع غبار در مراكزي كه محل شكل گيري ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طول موجهاي كوتاه ميتوان شكافي در ميان گازها و غبارهاي تيره و تاريك ايجاد كرد تا بتوان نحوه شكل گيري ستاره‌هاي جديد را مورد مطالعه قرار داد. فضاي بين ستاره‌اي در كهكشان راه شيري ما نيز از توده‌هاي عظيم گاز و غبار تشكيل شده است. اين فضاهاي بين ستاره‌اي يا از انفجارهاي شديد نواخترها ناشي شده‌اند و يا از متلاشي شدن تدريجي لايه‌هاي خارجي ستاره‌هايي جديد از آن شكل ميگيرند. ابرهاي بين ستاره‌اي كه حاوي گاز و غبار هستند، در طول موجهاي بلند مادون قرمز خيلي بهتر آشكار ميشوند (100 برابر بيشتر از نور مرئي).

اخترشناسان براي ديدن ستاره‌هاي جديد كه توسط اين ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهاي كوتاه مادون قرمز براي نفوذ در ابرهاي تاريك استفاده ميكنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده از ماهوارهاي نجومي ‌مجهز به مادون قرمز صفحات ديسك مانندي از غبار را كشف كردند كه اطراف ستاره‌ها را احاطه كرده‌اند. اين صفحات احتمالا حاوي مواد خامي ‌هستند كه تشكيل دهنده منظومه‌هاي شمسي هستند. وجود آنها خود گوياي اين است كه سياره‌ها در حال گردش حول ستاره‌ها هستند.

مادون قرمز در پزشكي

اگر نگاه دقيق و علمي ‌به يك طيف الكترومغناطيسي بيندازيم، ميبينيم كه از يك طرف طيف تا سوي ديگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها بر اساس طول موج و فركانس‌هاي مختلف قرار دارند، از آن جمله ميتوان به تشعشعات گاما ، اشعه ايكس ، ماوراي بنفش ، نور مرئي ، مادون قرمز و امواج راديويي اشاره كرد. هر كدام از اين پرتوها و تشعشعات همگام با پيشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هايي را در زمينه‌هاي علمي ‌پديد آورده‌اند كه در اينجا علاوه بر كاربرد مادون قرمز در شاخه ستاره شناسي ، اشاره‌اي به كارآيي چشمگيري اين پرتو در رشته پزشكي خواهيم داشت.

كاربرد درماني مادون قرمز

بكار بردن گرما يكي از متداولترين روشهاي درمان فيزيكي است. از موارد استعمال درماني مادون قرمز موارد زير را ميتوان ذكر كرد.

تسكين درد

با وجود حرارت ملايم ، كاهش درد به احتمال زياد بواسطه اثر تسكيني بر روي پايانه‌هاي عصبي ، حسي ، سطحي است. همچنين به علت بالا رفتن جريان خون و متعاقب آن متفرق ساختن متابوليتها و مواد دردزاي تجمع در بافتها ، درد كاهش مييابد.

استراحت ماهيچه

تابش اين اشعه راه مناسبي براي درمان اسپاسم و دستيابي به استراحت عضلاني ميباشد.

افزايش خون رساني

در درمان زخمهاي سطحي و عفونتهاي پوستي ، براي اينكه فرآيند ترميم به خوبي انجام گيرد، بايد به مقدار كافي خون به ناحيه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نيز افزايش گردش خون سبب افزايش تعداد گلبولهاي سفيد و كمك به نابودي باكتريها ميكند. از اين پرتو ميتوان براي درمان مفصل آرتوريتي و ضايعات التهابي نيز استفاده كرد.

كاربرد تشخيصي مادون قرمز

از مهمترين كابردهاي تشخيصي آن ميتوان توموگرافي را نام برد. اصطلاح ترموگرافي به عمل ثبت و تفسير تغييراتي كه در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ ميدهد، اطلاق ميشود. تصوير حاصل از اين روش كه توموگرام ناميده ميشود، بخش الگوي حرارتي سطح بدن را نشان ميدهد. در توموگرافي ، آشكار ساز ، تشعشع حرارتي دريافت شده توسط دوربين را به يك سيگنال الكترونيكي تبديل ميكند و سپس آن را علاوه بر تقويت بيشتر ، پردازش ميكند تا اينكه يك صفحه كاتوديك مثل مونيتور تلويزيون آشكار شود.

تصاوير بدست آمده به صورت سايه‌هاي خاكستري رنگ ميباشند، بدين معني كه سطوح سردتر به صورت سايه‌هاي خاكستري روشن ديده ميشوند و در نوع رنگي آن نيز نواحي گرم ، رنگ قرمز و نواحي سرد ، رنگ روشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتيجه فرآيندهاي فيزيكي ، فيزيولوژيك طبيعي يا بيماري تغيير ميكند. از اين خاصيت تغيير گرمايي در عضوي خاص يا در سطح بدن براي آشكارسازي يك بيماري استفاده ميشود كه مهمترين آنها به قرار زير است.

- بيماري پستان : وسيع ترين جنبه كاربردي توموگرافي در آشكار سازي سرطانهاي پستاني است.

زيرا روشي كاملا مطمئن و بدون آزار است.

از پرتوهاي يونيزان استفاده نميشود.

روشي كاملا سريع ، راحت و ارزان است.

به دليل بي ضرر بودن از قابليت تكراري بسيار زيادي برخوردار است.

كاربرد ترموگرافي در مامائي

چون جفت از فعاليت بيولوژيكي زيادي برخوردار است. درجه حرارت حاصله در اين محل بطور قابل ملاحظه‌اي از بافتهاي اطراف بيشتر است. پس ميتوان از توموگرافي براي تعيين محل جفت استفاده كرد.

ضررهاي مادون قرمز

از طرف ديگر خطرهايي نيز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد كه ميتوان به سوختگي الكتريكي (در اثر اتصال بدن به مدارات الكتريكي دستگاه) سر درد ، توليد ضعيف در بيمار و آسيب به چشمها در اثر تابش مستقيم پرتو اشاره كرد.


منبع : دانشنامه رشد

 
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

 ميدان مغناطيسى زمين همانند پوست پياز كره خاكى ما را در برگرفته است. توفان هاى خورشيدى آن را مورد حمله قرار داده و موجب بروز توفان هاى الكتريكى در آن مى گردند. اين توفان ها نيز متعاقباً بر روى سيستم هاى الكتريكى زمين اثر مى گذارد. اگر چه ميدان مغناطيسى زمين كره خاكى ما را از توفان هاى خورشيدى و تشعشعات فضايى حفظ مى كند اما متاسفانه اين ميدان مغناطيسى به تدريج در حال ضعيف ترشدن بوده و عواقب حاصل از آن مايه نگرانى كارشناسان امر است.

چندى پيش رسانه هاى گروهى از وقوع انفجارات شديد در خورشيد (در منظومه شمسى) خبر داده و متذكر شدند در اثر اين انفجارات، تشعشعات خطرناكى وارد جو زمين شده و ذرات الكتريكى باردار آن براى همگان مضر خواهد بود. در اين گزارش ها از قطع ارتباطات راديويى در سراسر جهان، از كار افتادن ماهواره ها و سيستم هاى برق رسانى سخن مى رفت. اين نگرانى ها همه بحق بودند. پس از انفجارهاى شديد خورشيدى كه 14 سال پيش صورت گرفتند ابرى از ذرات باردار پرانرژى ( اين ذرات باردار در زبان فيزيكدانان، پلاسما ناميده مى شود) با قدرتى 1700 بار بيشتر از روزهاى معمولى، به سوى سياره ما وزيدن گرفت. در آن زمان دانشمندان از اين بيم داشتند كه اگر توفان حاصل از اين ذرات پر انرژى به ميدان مغناطيسى زمين برسند، در ميدان مغناطيسى، شدت جريان الكتريكى آنچنان زياد خواهد بود كه تقريباً تمامى فيوزهاى سيستم هاى الكتريكى از كار خواهند افتاد. خوشبختانه اين فاجعه عظيم به وقوع نپيوست. تنها برخى از فركانس هاى راديويى دچار اشكال پخش شدند و كار بعضى از ماهواره ها به صورت موقت و از روى احتياط متوقف شد.

كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه ميدان مغناطيسى زمين، سپر دفاعى نامريى ما در برابر توفان هاى خورشيدى و تشعشعات فضايى بوده است. با اين وجود نقش پروتون ها و ذرات آلفا در اين تشعشعات و همچنين نقش ميدان مغناطيسى زمين هنوز هم معماهاى بسيارى را در خود نهفته دارند.

اما اصولاً چرا كره زمين از دو قطب مغناطيسى برخوردار است؟ چه چيزى باعث مى شود كه زمين همانند يك ميله مغناطيسى عظيم، آن طور كه همه ما آ ن را از كلاس هاى درس فيزيك مى شناسيم، عمل كند؟ چرا عقربه يك قطب نما هميشه جهت شمال و جنوب مغناطيسى را بر روى زمين نشان مى دهد؟ (اين مسئله هزاران سال پيش توسط چينى ها كشف شد.)

شايد بد نباشد توضيح دهيم كه حتى تا قرن شانزدهم ميلادى هم بسيارى از مردم معتقد بودند كه يك كوه عظيم مغناطيسى در شمال زمين وجود دارد.

متخصصان رشته هاى فيزيك و زمين شناسى تنها چند دهه پيش بود كه تئورى ديگرى را ارائه كردند و اين تئورى تازه، چهار سال پيش در انستيتوى تحقيقاتى شهر كارلسروهه مورد تائيد قرار گرفت. طبق اين تئورى تقريباً 95 درصد از ميدان مغناطيسى زمين از طريق يك ماشين دينام يا در حقيقت ژنراتورى كه با كمك اثر مغناطيسى، انرژى الكتريكى توليد مى كند، در ماده مذاب قشر بيرونى هسته زمين كه كلاً از آهن تشكيل شده است توليد مى شود. در اين قشر، جريان هايى به وجود مى آيند كه بر اثر چرخش كره زمين شكلى مارپيچ به خود مى گيرند. آزمايش هاى انجام گرفته نشانگر آنند كه اين جريان هاى مارپيچ، واقعاً يك ميدان مغناطيسى را به وجود مى آورند. ميدان مغناطيسى درونى زمين بر جريان هاى الكتريكى خارجى در يونوسفر جو زمين اثر گذاشته و به اين ترتيب در برابر توفان هاى خورشيدى و تشعشعات زيان آور ذرات الكتريكى نقش حفاظ را بازى مى كند.

البته اين ميدان مغناطيسى همانند ميدان مغناطيسى زمين كه دائماً ضعيف تر مى شود، از يك ثبات دائمى برخوردار نيست. علاوه براين، بررسى سنگ هاى كره زمين نشان مى دهد كه پس از بروز يك چنين ضعفى در ميدان مغناطيسى زمين، تقريباً هر 750 هزار سال يك بار، محل قطب هاى شمال و جنوب مغناطيسى تغيير مى كند. اما براساس محاسبات كنونى اين تغيير محل قطب هاى مغناطيسى زمين حدوداً 500 سال ديگر انجام خواهد گرفت. اينكه علت اين پديده چيست و آيا به اين خاطر، آن طور كه برخى از محققان معتقدند، آب وهواى كره زمين تغيير خواهد كرد يا اينكه اصولاً بقاى حيات بر روى كره خاكى ما با خطر مواجه مى شود، هنوز مشخص نيست.

منبع :www.sharghnewspaper.com


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

شش عدد حاكم بر كل جهان کدام است؟!

این متن خلاصه مقاله پروفسور سرمارتين ريس، يكي از پيشگامان كيهان شناسي در جهان است. وي استاد تحقيقات انجمن سلطنتي در دانشگاه كمبريج و داراي عنوان اخترشناس سلطنتي است. در عين حال وي عضو انجمن سلطنتي، آكادمي ملي علوم ايالات متحده و آكادمي علوم روسيه است. وي ضمن مشاركت با چندين همكار بين المللي ايده هاي بسيار مهمي در مورد سياهچاله ها، تشكيل كهكشان ها و اخترفيزيك انرژي بالا داشته است.

 شش عدد بر كل جهان حاكم است كه از زمان انفجار بزرگ شكل گرفته اند. اگر هر كدام از اين اعداد با مقدار فعلي آن كمي فرق داشت، هيچ ستاره، سياره يا انساني در جهان وجود نداشت. قوانين رياضي عامل تحكيم ساختار جهان است. اين قاعده فقط شامل اتم ها نمي شود، بلكه كهكشان ها، ستاره ها و انسان ها را نيز در برمي گيرد. خواص اتم ها ـ از جمله اندازه و جرمشان، انواع مختلفي كه از آنها وجود دارد و نيروهايي كه آنها را به يكديگر متصل مي كند ـ عامل تعيين كننده ماهيت شيميايي جهاني است كه در آن به سر مي بريم. تعداد بسيار اتم ها به نيروها و ذرات داخل آنها بستگي دارد. اجرامي را كه اخترشناسان مورد بررسي قرار مي دهند ـ سيارات، ستارگان و كهكشان ها ـ توسط نيروي گرانش كنترل مي شوند و همه اين موارد در جهان در حال گسترشي روي مي دهد كه خواصش در لحظه انفجار بزرگ اوليه(Bigbang) در آن تثبيت شده است. علم با تشخيص نظم و الگوهاي موجود در طبيعت پيشرفت مي كند، بنابراين پديده هاي هر چه بيشتري را مي توان در دسته ها و قوانين عام گنجاند. نظريه پردازان در تلاشند اساس قوانين فيزيكي را در مجموعه هاي منظمي از روابط و چند عدد خلاصه كنند. هنوز هم تا پايان كار راه زيادي باقيمانده است، اما پيشرفت هاي به دست آمده نيز چشمگيرند. در آغاز قرن بيست و يكم، شش عدد معرفي شدند كه به نظر مي رسد از اهميت فوق العاده اي برخوردارند.

 دو تا از اين اعداد به نيروهاي اساسي مربوط مي شوند؛ دو تاي ديگر اندازه و «ساختار» نهايي جهان ما را تثبيت مي كند و بيانگر آن هستند كه آيا جهان براي هميشه امتداد مي يابد يا خير؛ و دو عدد باقيمانده بيانگر خواص خود فضا هستند. اين شش عدد با يكديگر« نسخه»اي را براي جهان تشكيل مي دهند. گذشته از اين جهان نسبت به مقدار اين شش عدد بسيار حساس است: اگر يكي از اين اعداد تنظيم نشده باشد، آن وقت نه ستاره اي در جهان وجود مي داشت و نه حياتي.

 سه تا از اين اعداد (كه به جهان در مقياس بزرگ وابسته است) به تازگي با دقت زياد اندازه گيري شده است. سر برآوردن حيات انسان در سياره زمين حدود 5/4 5.6 ميليارد سال به درازا كشيده است. حتي پيش از آنكه خورشيد ما و سيارات گرداگرد آن تشكيل شوند، ستاره هاي قديمي تر، هيدروژن را به كربن، اكسيژن و ديگر اتم هاي جدول تناوبي تبديل مي كردند. اين فرآيند حدود ده ميليارد سال به درازا كشيده است. اندازه جهان قابل مشاهده تقريباً برابر فاصله اي است كه نور بعد از انفجار بزرگ پيموده است بنابراين اين جهان قابل مشاهده كنوني بايد بيش از 10 ميليارد سال نوري وسعت داشته باشد.(X=Ct ,t=1*3600*24*365,C=3*10^8)  بسياري از مناقاشات پردامنه و طولاني مباحث كيهان شناختي امروزه ديگر پايان يافته، و در مورد بسياري از مواردي كه پيش از اين موضوع بحث بودند، ديگر مناظره اي صورت نمي گيرد.

 اينشتين در يكي از مشهورترين كلمات قصار خود مي گويد: «غيرقابل درك ترين چيز در مورد جهان، قابل درك بودن آن است.» وي در اين عبارت بر شگفتي خود در مورد قوانين فيزيك كه ذهن ما نسبتاً با آنها خو گرفته و تا حدودي با آنها آشناست تاكيد مي كند، قوانيني كه نه فقط در روي زمين بلكه در دوردست ترين كهكشان ها هم مصداق دارد. نيوتن به ما آموخت همان نيرويي كه سيب را به سمت زمين مي كشد، ماه و سيارات را در مدار خود به گردش در مي آورد. هم اكنون مي دانيم همين نيروست كه عامل تشكيل كهكشان ها است و همين نيروست كه باعث مي شود ستاره ها به سياهچاله تبديل شوند.

قوانين فيزيكي و هندسه ممكن است در جهان هاي ديگر متفاوت باشد. چيزي كه جهان ما را از ساير جهان ها متمايز مي كند ممكن است همين شش عدد باشد.

 1- عدد كيهاني امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ كهكشان ها، گازهاي پراكنده و «ماده تاريك» ـ در جهان ماست. امگا اهميت نسبي گرانش و انرژي انبساط در جهان را به ما ارائه مي دهد جهاني كه امگاي آن بسيار بزرگ است، بايستي مدت ها پيش از اين درهم فرورفته باشد، و در جهاني كه امگاي آن بسيار كوچك است، هيچ كهكشاني تشكيل نمي شود. تئوري تورم انفجار بزرگ مي گويد، امگا بايد يك باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقيق آن را اندازه بگيرند.

 2- اپسيلون بيانگر آن است كه هسته هاي اتمي با چه شدتي به يكديگر متصل شده اند و چگونه تمامي اتم هاي موجود در زمين شكل گرفته اند. مقدار اپسيلون انرژي ساطع شده از خورشيد را كنترل مي كند و از آن حساس تر اينكه، چگونه ستارگان، هيدروژن را به تمامي اتم هاي جدول تناوبي تبديل مي كنند، به دليل فرآيندهايي كه در ستارگان روي مي دهد، كربن و اكسيژن عناصر مهمي محسوب مي شوند ولي طلا و اورانيوم كمياب هستند. اگر مقدار اپسيلون 006/ يا 008/ بود ما وجود نداشتيم. عدد كيهاني e توليد عناصري را كه باعث ايجاد حيات مي شوند ـ كربن، اكسيژن، آهن و… يا ساير انواع كه باعث ايجاد جهاني عقيم مي شود را كنترل مي كند.

 3- اولين عدد مهم تعداد ابعاد فضا است. ما در جهاني سه بعدي زندگي مي كنيم. اگر D برابر دو يا چهار بود امكان تشكيل حيات وجود نداشت. البته زمان را مي توان بعد چهارم فرض كرد، اما بايد در نظر داشت بعد چهارم از لحاظ ماهيت با ساير ابعاد تفاوت اساسي دارد چرا كه اين بعد همانند تيري رو به جلو است، ما فقط مي توانيم به سوي آينده حركت كنيم.

 4- چرا جهان پيرامون اين چنين وسيع است كه در طبيعت عدد مهم و بسيار بزرگي وجود دارد. N نشان دهنده نسبت ميان نيروي الكتريكي است كه اتم ها را كنار يكديگر نگاه مي دارد و نيروي گرانشي ميان آنهاست. اگر اين عدد فقط چند صفر كمتر مي داشت، فقط جهان هاي مينياتوري كوچك و با طول عمر كم مي توانست به وجود آيد. هيچ موجود بزرگ تر از حشره نمي توانست به وجود آيد و زمان كافي براي آنكه حيات هوشمند به تكامل برسد در اختيار نبود.

 5- هسته اوليه تمام ساختارهاي كيهاني ـ ستاره ها، كهكشان ها و خوشه هاي كهكشاني ـ در انفجار بزرگ اوليه تثبيت شده است. ساختار يا ماهيت جهان به عدد Q كه نسبت دو انرژي بنيادين است، بستگي دارد. اگر Q كمي كوچك تر از اين عدد بود جهان بدون ساختار بود و اگر Q كمي بزرگ تر بود، جهان جايي بسيار عجيب و غريب به نظر مي رسيد، چرا كه تحت سيطره سياهچاله ها قرار داشت.

 6- اندازه گيري عدد لاندا در بين اين شش عدد، مهم ترين خبر علمي سال 1998 بود، اگرچه مقدار دقيق آن هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. يك نيروي جديد نامشخص ـ نيروي «ضدگرانش» كيهاني ـ ميزان انبساط جهان را كنترل مي كند. خوشبختانه عدد لاندا بسيار كوچك است. در غير اين صورت در اثر اين نيرو از تشكيل ستارگان و كهكشان ها ممانعت به عمل مي آمد و تكامل كيهاني حتي پيش از آنكه بتواند آغاز شود، سركوب مي شد.

آدرس مقاله به زبان انگلیسی : http://www.firstscience.com/site/articles/blackholes.asp

ترجمه: سليمان فرهاديان



+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

يكي از نتايج اصل هم ارزي جرم و انرژي اين است كه اين دو مي‌توانند به يكديگر تبديل شوند. مشاهده تجربي اين مسئله در فرايندهاي مختلف مانند اثر فوتوالكتريك ، اثر كامپتون ، پديده توليد زوج و … انجام شده است. در پديده توليد زوج تابش الكترومغناطيسي در مجاورت يك هسته سنگين به دو ذره الكترون و پوزيترون واپاشيده مي‌شود، اما پوزيترون نمي‌تواند طول عمر زيادي داشته باشد، چون فضا پر از الكترون است، لذا پوزيترون بعد از مدت كوتاهي از توليد شدن با يك الكترون تركيب شده و از بين مي‌رود و به جاي آن فوتون يا تابش الكترومغناطيسي ايجاد مي‌شود كه به اين پديده نابودي زوج ميگويند.



شرايط اوليه نابودي زوج

نابودي زوجهاي ذره و پادذره و همراه با آن آفرينش فوتونها ، عمل عكس توليد زوج است. نابودي ماده و آفرينش انرژي الكترومغناطيسي را براي حالتي در نظر مي‌گيريم كه الكترون و پوزيترون نزديك به هم و اساسا ساكن باشند. در آغاز اندازه حركت خطي كل اين دو ذره صفر است، بنابراين وقتي اين دو ذره به هم مي‌پيوندند و نابود مي‌شوند، يك تك فوتون نمي‌تواند آفريده شود، زيرا اين عمل باعث نقض قانون بقاي اندازه حركت خطي مي‌شود، ولي اگر دو فوتون آفريده شوند كه با اندازه حركتهاي مساوي و در جهتهاي مخالف حركت كنند، اندازه حركت خطي مي‌تواند پايسته بماند.

چنين زوج فوتونهايي داراي فركانسها و انرژيهاي يكسان هستند. در واقع مي‌توان گفت كه سه يا چند فوتون مي‌توانند آفريده شوند، ولي با احتمال به مراتب كمتر از آفرينش دو فوتون. همين طور ، وقتي چندين زوج الكترون و پوزيترون در نزديكي يك هسته سنگين نابود مي‌شوند، تعداد كمي ‌از اين نابوديها يك تك فوتون توليد خواهند كرد.

سرنوشت نهايي پوزيترون

سرنوشت نهايي پوزيترونها بعد از توليد در پديده توليد زوج ، نابودي است. وقتي كه يك پوزيترون با انرژي بالا ظاهر مي‌شود، هنگام عبور از ماده ، در اثر برخوردها ، انرژي جنبشي خود را از دست مي‌دهد و سرانجام با سرعت پايين حركت مي‌كند. آنگاه اين پوزيترون با يك الكترون تركيب مي‌شود و تشكيل يك دستگاه مقيد به نام پوزيترونيوم مي‌دهد كه خيلي سريع (در مدت 10- ^ 10 ثانيه) به دو فوتون با انرژي مساوي واپاشيده مي‌شود.

از اين رو ، مرگ يك پوزيترون با ظهور دو كوانتوم نابودي يا دو فوتون ، كه انرژي هريك 0،51 ميليون الكترون ولت است، خبر داده مي‌شود. قابليت فنا شدن پوزيترونها به دليل ناپايداري ذاتي نيست، بلكه به خاطر احتمال زياد برخورد آنها و نابوديهاي بعدي با الكترونهاست.

جهان فرضي

در جهاني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم، كثرت تعداد الكترون ، پروتون و نوترون (در حالت كلي ذره) برقرار است، بنابراين زماني كه پادذره‌هاي اين ذرات خلق مي‌شوند، بلافاصله طي فرايندهايي نابود مي‌شوند، اما مي‌توان فرض كرد كه بخشي از جهان وجود دارد كه در آن تعداد پوزيترون ، پادپروتون ، پادنوترون (در حالت كلي پادذره) زياد است. هرچند اين امر در حال حاضر فقط در حد يك حدس و گمان است.

منبع : دانشنامه رشد


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

مقدمه
امروزه ليزر كاربردهاي بيشماري دارد كه همه زمينه هاي مختلف علمي و فني فيزيك-شيمي-زيست شناسي - الكترونيك و پزشكي را شامل مي شود. همه اين كاربردها نتيجه مستقيم همان ويژگي هاي خاص نور ليزر است.
كاربرد ليزر در فيزيك و شيمي
اختراع ليزر و تكامل آن وابسته به معلومات پايه اي است كه در درجه اول از رشته فيزيك و بعد از شيمي گرفته شده اند. بنابراين طبيعي است كه استفاده از ليزر در فيزيك و شيمي از اولين كاربردهاي ليزر باشند
رشته ديگري كه در آن ليزر نه تنها امكانات موجود را افزايش داده بلكه مفاهيم كاملا جديدي را عرضه كرده است طيف نمايي است. اكنون با بعضي از ليزرها مي توان پهناي خط نوساني را تا چند ده كيلوهرتز باريك كرد ( هم در ناحيه مرئي و هم در ناحيه فروسرخ ) و با اين كار اندازه گيري هاي مربوط به طيف نمايي با توان تفكيك چند مرتبه بزرگي ( 3 تا 6) بالاتر از روش هاي معمولي طيف نمايي امكان پذير مي شوند. ليزر همچنين باعث ابداع رشته جديد طيف نمايي غير خطي شد كه در آن تفكيك طيف نمايي خيلي بالاتر از حدي است كه معمولا با اثرهاي پهن شدگي دوپلر اعمال مي شود. اين عمل منجر به بررسيهاي دقيقتري از خصوصيات ماده شده است.
در زمينه شيمي از ليزر هم براي تشخيص و هم براي ايجاد تغييرات شيميايي برگشت ناپذير استفاده شده است. ( فوتو شيمي ليزري) به ويژه در فون تشخيص بايد از روش هاي (پراكندگي تشديدي رامان ) و ( پراكندگي پاد استوكس همدوس رامان ) (CARS) نام ببريم. به وسيله اين روشها مي توان اطلاعات قابل ملاحظه اي درباره خصوصيات مولكولهاي چند اتمي به دست آورد ( يعني فركانس ارتعاشي فعال رامن - ثابتهاي چرخشي و ناهماهنگ بودن فركانس). روش CARS همچنين براي اندازه گيري غلظت و دماي يك نمونه مولكولي در يك ناحيه محدود از فضا به كار مي رود. از اين توانايي براي بررسي جزئيات فرايند احتراق شعله و پلاسما ( تخليه الكتريكي) بهره برداري شده است.
شايد جالبتري كاربرد شيميايي ( دست كم بالقوه ) ليزر در زيمنه فوتو شيمي باشد. اما بايد در نظر داشته باشيم به خاطر بهاي زياد فوتونهاي ليزري بهره برداري تجاري از فوتوشيمي ليزري تنها هنگامي موجه است كه ارزش محصول نهايي خيلي زياد باشد. يكي از اين موارد جداسازي ايزوتوپها است.
كاربرد در زيست شناسي
از ليزر به طور روزافزوني در زيست شناسي و پزشكي استفاده مي شود. اينجا هم ليزر مي تواند ابزار تشخيص و يا وسيله برگشت ناپذير مولكولهاي زنده يك سلول و يا يك بافت باشد. ( زيست شناسي نوري و جراحي ليزري)
در زيست شناسي مهمترين كاربرد ليزر به عنوان يك وسيله تشخيصي است. ما در اينجا تكنيك هاي ليزري زير را ذكر مي كنيم :
الف) فلوئورسان القايي به وسيله تپهاي فوق العاده كوتاه ليزر در DNA در تركيب رنگي پيچيده DNA و در مواد رنگي موثر در فتوسنتز
ب) پراكندگي تشديدي رامان به عنوان روشي براي مطالعه ملكولهاي زنده مانند هموگلوبين و يا رودوپسين ( عامل اصلي در سازوكار بينايي)
ج) طيف نمايي همبستگي فوتوني براي بدست آوردن اطلاعاتي در مورد ساختار و درجه انبوهش انواع ملكولهاي زنده
د) روشهاي تجزيه فوتوني درخشي پيكوثانيه اي براي كاوش رفتار ديناميكي مولكولهاي زنده در حالت برانگيخته
به ويژه بايد از روشي موسوم به ميكروفلوئورمتر جريان ياد كرد. در اينجا سلولهاي پستانداران در حالت معلق مجبور مي شوند كه از يك اتاقك مخصوص جريان عبور كنند كه در آنجا رديف مي شوند و سپس يكي يكي از باريكه كانوني شده ليزر يوني آرگون عبور مي كنند. با قرار دادن يك آشكارساز نوري در جاي مناسب مي توان اين كميت ها را اندازه گيري كرد :
الف) نورماده اي رنگي كه به يك جزء خاص تشكيل دهنده سلول يعني DNA متصل ( كه اطلاعاتي راجع بع مقدار آن جزء تشكيل دهنده سلول را به دست مي دهد) امتياز ميكروفلوئورمتري جريان در اين است كه اندازه گيري ها را براي تعداد زيادي از سلولها در مدت زمان محدود ميسر مي سازد. به اين وسيله مي توانيم دقت خوبي براي اندازه گيري آماري داشته باشيم.
در زيست شناسي از ليزر براي ايجاد تغيير برگشت ناپذير در ملكولهاي زنده و يا اجزاي تشكيل دهنده سلول هم استفاده مي شود. به ويژه تكنيك هاي معروف به ريز - باريكه را ذكر مي كنيم. در اينجا نور ليزر ( مثلا يك ليزر Ar+ تپي ) به وسيله يك عدسي شيئي ميكروسكوپ مناسب در ناحيه اي از سلول با قطري در حدود طول موج ليزر (05 µm) كانوني مي شود منظور اصلي از اين تكنيك مطالعه رفتار سلول پس از آسيبي است كه با ليزر در ناحيه خاصي از آن ايجاد شده است.
در زمينه پزشكي بيشترين كاربرد ليزرها در جراحي است ( جراحي ليزري) اما در بعضي موارد ليزر براي تشخيص نيز به كار مي رود. ( استفاده باليني از ميكروفلوئورمتر جريان - سرعت سنجي دوپلري براي اندازه گيري سرعت خون - فلوئورسان ليزري - آندوسكوپي ناي براي آشكارسازي تومورهاي ريوي در مراحل اوليه
در جراحي از باريكه كانوني شده ليزر ( اغلب ليزر CO2 ) به جاي چاقوي جراحي معمولي ( يا برقي ) استفاده مي شود. باريكه فروسرخ ليزر CO2 به شدت به وسيله ملكولهاي آب موجود در بافت جذب مي شود و موجب تبخير سريع اين ملكولها و در نتيجه برش بافت مي شود. برتريهاي اصلي چاقوي ليزري را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :
الف) دقت بسيار زياد به ويژه هنگامي كه باريكه با يك ميكروسكوپ مناسب هدايت شود ( جراحي ليزر)
ب) امكان عمل در نواحي غير قابل دسترس.. بنابراين عملا هر ناحيه از بدن را كه با يك دستگاه نوري مناسب ( مثلا عدسي ها و آينه ها) قابل مشاهده باشد مي توان به وسيله ليزر جراحي كرد.
ج) كاهش فوق العاده خونروي در اثر برش رگهاي خوني به وسيله باريكه ليزر ( قطر رگي حدود 0/5 mm )
د) آسيب رساني خيلي كم به بافتهاي مجاور ( حدود چند ميكرومتر) اما در مقابل اين برتريها بايد اشكالات زير را هم در نظر داشت :
الف) هزينه زياد و پيچيدگي دستگاه جراحي ليزري
ب) سرعت كمتر چاقوي ليزري
ج) مشكلات قابليت اعتماد و ايمني مربوط به چاقوي ليزري
با اين اشاره اجمالي به جراحي ليزري اكنون مي خواهيم به شرح مفصلتري از تعدادي از اين كاربردها بپردازيم . در چشم بيماران مبتلا به مرض قند استفاده شده است در اين مورد باريكه ليزر به وسيله عدسي چشم بر روي شبكيه كانوني مي شود. پرتو سبز ليزر به شدت به وسيله گلبول هاي سرخ جذب مي شود و اثر حرارتي حاصل باعث اتصال دوباره شبكيه يا انعقاد رگهاي آن مي شود. اكنون ليزر استفاده روزافزوني در گوش و حلق و بيني پيدا كرده است. استفاده از ليزر در اين شاخه از جراحي جذابيت خاصي دارد. زيرا با اعضايي مانند ناي - حلق و گوش مياني سروكار دارد كه به علت عدم دسترسي به آن ها جراحي معمولي مشكل است. اغلب در اين مورد ليزر همراه با يك ميكروسكوپ استفاده مي شود. همچنين ليزر براي جراحي داخل دهان نيز مفيد است ( براي برداشتن غده هاي مخاطي ). امتيازات اصلي در اينجا جلوگيري از خونريزي و فقدان لختگي خون و درد پس از عمل جراحي و بهبود سريع بيمار است. ليزر همچنين اهميت خود را در بهبود خونريزيهاي سنگين در جهاز هاضمه ثابت كرده است. در اين حالت باريكه ليزر ( معمولا ليزر نئودميوم يا آرگون يوني ) به وسيله يك تار نوري مخصوص كه در داخل يك آندوسكوپي داخلي قرار گرفته است پرتو ليزر را به ناحيه مورد معالجه هدايت مي كند. ليزر همچنين در بيماري زنان مفيد است درحالي كه اغلب به همراه يك ميكروسكوپ استفاده مي شود. كاهش قابل ملاحظه درد و لخته شدن خون ارزش مجدد چاقوي ليزري را بيان مي كند. در پوست درماني اغلب از ليزر براي برداشتن خالها و معالجه امراض رگها استفاده مي شود. بالاخزه استفاده از ليزرها در جراحي عمومي و جراحي غده اميدوار كننده است.
ارتباط نوري
استفاده از باريكه ليزر براي ارتباط در جو به خاطر دو مزيت مهم اشتياق زيادي برانگيخت :
الف) اولين علت دسترسي به پهناي نوار نوساني بزرگ ليزر است. زيرا مقدار اطلاعات قابل انتقال روي يك موج حامل متناسب با پهناي نوار آن است. فركانس موج حامل از ناحيه ميكروموج بخ ناحيه نور مرئي به اندازه 104 برابر افزايش مي يابد و در نتيجه امكان استفاده از يك پهناي بزرگتر را به ما مي دهد.
ب) علت دوم طول موج كوتاه تابش است. چون طول موج ليزر نوعا حدود 104 مرتبه كوچكتر از امواج ميكرو موج است با قطر روزنه يكسان D واگرايي امواج نوري به اندازه 104 مرتبه نسبت به واگرايي امواج ميكرو موج كوچكتر است. بنابراين براي دستيابي به اين واگرايي آنتن يك سيستم اپتيكي مي تواند به مراتب كوچكتر باشد. اما اين دو امتياز مهم با اين واقعيت خنثي مي شوند كه باريكه نوري تحت شرايط ديد ضعيف در جو به شدت تضعيف مي شود. در نتيجه استفاده از ليزرها در ارتباطات فضاي باز ( هدايت نشده ) فقط در مورد اين موارد توسعه يافته اند :
الف) ارتباطات فضايي بين دو ماهواره و يا بين يك ماهواره و يك ايستگاه زميني كه در يك شرايط جوي مطلوب قرار گرفته است. ليزرهايي كه در اين مورد استفاده مي شوند عبارتند از :
Nd:YAG ( با آهنگ انتقال 109 بيت در ثانيه ) و يا CO2 با آهنگ انتقال 3*108 بيت در ثانيه ). گرچه CO2 نسبت به Nd: YAG داراي بازدهي بالاتري است و لي داراي اين اشكال است كه نياز به سيستم آشكارسازي پيچيده تري دارد و طول موج آن هم به اندازه 10 مرتبه بزرگتر از طول موج Nd : YAG است.
ب) ارتباطات بين دو نقطه در يك مسافت كوتاه مثلا انتقال اطلاعات درون يك ساختمان. براي اين منظور از ليزرهاي نيمرسانا استفاده مي شود.
اما زمينه اصلي مورد توجه در ارتباطات نوري مبتني بر انتقال از طريق تارهاي نوري است. انتقال هدايت شده نور در تارهاي نوري پديده اي است كه از سالها پيش شناخته شده است اما تارهاي نوري اوليه فقط در مسافت هاي خيلي كوتاه مورد استفاده قرار مي گرفتند مثلا كاربرد متعارف آن ها در وسايل پزشكي براي اندوسكوپي است. بنابراين در اواخر سال 1960 تضعيف در بهترين شيشه هاي نوري در حدود 1000 دسي بل بر كيلومتر بود. از آن زمان پيشرفت تكنيكي شيشه و كوارتز باعث تغيير شگفت انگيز در اين عدد شده است به طوري كه اين تضعيف براي كوارتز به 5/0 دسي بل بر كيلومتر رسيده است. اين تضعيف فوق العاده كوچك آينده مهمي را براي كاربرد تارهاي نوري در ارتباطات راه دور نويد مي دهد سيستم ارتباطات تارهاي نوري نوعا شامل يك چشمه نور يك جفت كننده نوري مناسب براي تزريق نور به تارها و درانتها يك فوتوديود است كه باز هم به تار متصل شده است. تكرار كننده شامل يك گيرنده و يك گسيلنده جديد است. چشمه نور سيستم اغلب ليزرهاي نيمرساناي نا هم پيوندي دوگانه است. اخيرا طول عمر اين ليزرها تا حدود 106 ساعت رسيده است. گرچه تا كنون اغلب از ليزر گاليم ارسنيد GaAs استفاده شده است ولي روش بهتر استفاده از ليزرهاي نا هم پيوندي است كه در آنها لايه فعال تركيبي از آلياژ چهارگانه به صورت In1-x Gax Asy P1-y است. در اين حالت لبه هاي P ,n پيوندگاه از تركيب دوگانه InP تشكيل شده است و با استفاده از تركيب y=2v2x مي توان ترتيبي داد كه چهار آلياژ چهارگانه شبكه اي كه با InP جور شود با انتخاب صحيح x طول موج تابش را طوري تنظيم كرد كه در اطراف µm 3/1 و يا اطراف 6/1 µm واقع شود كه به ترتيب مربوط به دو مينيموم جذب در تار كوارتز هستند. بسته به قطر d هسته مركزي تار ممكن است از نوع تك مدباشد براي آهنگ انتقال متداول فعلي حدود 50 مگابيت در ثانيه معمولا از تارهاي چند مدي استفاده مي شود. براي آهنگ انتقال هاي بيشتر تارهاي تك مدي مناسبتر به نظر مي رسند. گيرنده معمولا يك فوتوديود بهمني است اگر چه ممكن است از يك ديود PIN و يك ديود تقويت كننده حالت جامد مناسب نيز استفاده كرد.
اندازه گيري و بازرسي
خصوصيات جهتمندي درخشايي و تكفامي ليزر باعث كاربردهاي مفيد زيادي براي اندازه گيري و بازرسي در رشته مهندسي سازه و فرايندهاي صنعتي كنترل ابزار ماشيني شده است. در اين بخش تعيين فاصله بين دو نقطه و بررسي آلودگي را نيز مد نظر قرار مي دهيم
يكي از معمولترين استفاده هاي صنعتي ليزر هم محور كردن است. براي اينكه يك خط مرجع مستقيم براي هم محور كردن ماشين آلات در ساخت هواپيما و نيز در مهندسي سازه براي ساخت بناها پلها و يا تونلها داشته باشيم استفاده از جهتمندي ليزر سودمند است. در اين زمينه ليزر به خوبي جاي وسايل نوري مانند كليماتور و تلسكوپ را گرفته است. معمولا از يك ليزر هليم - نئون با توان كم استفاده مي شود و هم محور كردن عموما به كمك آشكارسازهاي حالت جامد به شكل ربع دايره اي انجام مي شود. محل برخورد باريكه ليزر روي گيرنده با مقدار جريان نوري روي هر ربع دايره معين مي شود. در نتيجه هم محور شدن بستگي به يك اندازه گيري الكتريكي دارد و در نتيجه نيازي به قضاوت بصري آزمايشگر نيست. در عمل دقت رديف شدن از حدود 5µm تا حدود 25µm به دست آمده است.
از ليزر براي اندازه گيري مسافت هم استفاده شده است. روش استفاده از ليزر بستگي به بزرگي طول مورد نظر دارد
براي مسافتهاي كوتاه تا 50 متر روشهاي تداخل سنجي به كار گرفته مي شوند كه در آن ها از يك ليزر هليم - نئون پايدار شده فركانسي به عنوان منبع نور استفاده مي شود. براي مسافتهاي متوسط تا حدود 1 كيلومتر روشهاي تله متري شامل مدوله سازي دامنه به كار گرفته مي شود. براي مسافت هاي طولاني تر مي توان زمان در راه بودن تپ نوري را كه از ليزر گسيل شده است و از جسمي بازتابيده مي شود اندازه گيري كرد.
در اندازه گيري تداخل سنجي مسافت از تداخل سنج مايكلسون استفاده مي شود. باريكه ليزر به وسيله يك تقسيم كننده نور به يك باريكه اندازه گيري و يك باريكه مرجع تقسيم مي شود باريكه مرجع با يك آينه ثابت بازتابيده مي شود در حالي كه باريكه اندازه گيري از آينه اي كه به جسم مورد اندازه گيري متصل شده است بازتاب پيدا مي كند. سپس دو باريكه بازتابيده مجددا با يكديگر تركيب مي شوند به طوري كه با هم تداخل مي كنند و دامنه تركيبي آن ها با يك آشكار ساز اندازه گيري مي شود. هنگامي كه محل جسم در جهت باريكه به اندازه نصف طول موج ليزر تغيير كند سيگنال تداخل از يك ماكزيموم به يك مينيموم مي رسد و سپس دوباره ماكزيموم مي شود. بنابراين يك سيستم الكترونيكي شمارش فريزها مي تواند اطلاعات مربوط به جابجايي جسم را به دست دهد. اين روش اندازه گيري معمولا در كارگاههاي ماشين تراش دقيق مورد استفاده قرار مي گيرد و امكان اندازه گيري طول با دقت يك در ميليون را مي دهد. بايد يادآوري كرد كه در اين روش فقط مي توان فاصله را نسبت به يك مبدا اندازه گيري كرد. برتري اين روش در سرعت دقت و انطباق با سيستم هاي كنترل خودكار است.
براي فاصله هاي بزرگتر از روش تله متري مدوله سازي دامنه استفاده مي شود و فاصله روي اختلاف فاز بين دو باريكه ليزر مدوله مي شود و فاصله از روي اختلاف فار بين دو باريكه گسيل شده و بازتابيده معين مي شود. باز هم دقت يك در ميليون است. از اين روش در مساحي زمين و نقشه كشي استفاده مي شود. براي فواصل طولاني تر از 1 كيلومتر فاصله با اندازه گيري زمان پرواز يك تپ كوتاه ليزري گسيل شده از ليزر ياقوت و يا ليزر CO2 انجام مي گيرد. اين كاربردها اغلب اهميت نظامي دارند و در بخشي جداگانه بحث خواهد شد كاربردهاي غير نظامي مانند اندازه گيري فاصله بين ماه و زمين با دقتي حدود 20 سانتي متر و تعيين برد ماهواره ها هم قابل ذكر است.
درجه بالاي تكفامي ليزر امكان استفاده از آن را براي اندازه گيري سرعت مايعات و جامدات به روش سرعت سنجي دوپلري فراهم مي سازد. در مورد مايعات مي توان باريكه ليزر را به مايع تابانده و سپس نور پراكنده شده از آن را بررسي كرد. چون مايع روان است فركانس نور پراكنده شده به خاطر اثر دوپلر كمي با فركانس نور فرودي تفاوت دارد. اين تغيير فركانس متناسب با سرعت مايع است. بنابراين با مشاهده سيگنال زنش بين دو پرتو نور پراكنده شده و نور فرودي در يك آشكار ساز مي توان سرعت مايع را اندازه گيري بدون تماس انجام مي شود. و نيز به خاطر تكفامي بالاي نور ليزر براي برد وسيعي از سرعتها خيلي دقيق است.
يكي از سرعت سنجهاي خاص ليزر اندازه گيري سرعت زاويه اي است. وسيله اي كه براي اين منظور طراحي شده است ژيروسكوپ ليزريناميده مي شود و شامل ليزري است كه كاواك آن به شكل حلقه اي است كه از سه آينه به جاي دو آينه معمول استفاده مي شود. اين ليزر مي تواند نوسان مربوط به انتشار نور را هم در جهت عقربه ساعت و هم در خلاف آن به دور حلقه تامين كند. فركانسهاي تشديدي مربوط به هر دو جهت انتشار را مي توان با استفاده از اين شرط كه طول تشديد كننده ( حلقه اي ) برابر مضرب صحيحي از طول موج باشد به دست آورد. اگر حلقه در حال چرخش باشد در مدت زماني كه لازم است نور يك دور كامل بزند زاويه آينه هاي تشديد كننده به اندازه يك مقدار خيلي كوچك ولي محدود حركت خواهد كرد. طول موثر براي باريكه اي در همان جهت چرخش تشديد كننده مي چرخد كمي بيشتر از باريكه اي است كه در جهت عكس مي چرخد. در نتيجه فركانس هاي دو باريكه اي كه در خلاف جهت يكديگر مي چرخند كمي تفاوت دارد و اختلاف اين فركانسهاي متناسب با سرعت زاويه اي تشديد كننده است . با ايجاد تپش بين دو باريكه مي توان سرعت زاويه اي را اندازه گيري كرد. ژيروسكوپ ليزري امكان اندازه گيري با دقتي را فراهم مي كند كه قابل مقايسه با دقت پيچيده ترين و گرانترين ژيروسكوپ هاي معمولي است.
كاربرد مصرفي ديگر و يا به عبارت بهتر كاربرد مصرفي واقعي عبارت از ديسك ويدئويي و ديسك صوتي است. يك ديسك ويدئو حامل يك برنامه ويدئويي ضبط شده است كه مي توان آن را بر روي دستگاه تلويزيون معمولي نمايش داد. سازندگان ديسك ويدئويي اطلاعات را با استفاده از يك سابنده روي آن ضبط مي كنند كه اين اطلاعات به وسيله ليزر خوانده مي شود. يك روش معمول ضبط شامل برشهاي شياري با طول ها و فاصله هاي مختلف است عمق اين شيارها 4/1 طول موج ليزري است كه از آن در فرايند خواندن استفاده مي شود. در موقع خواندن باريكه ليزر طوري كانوني مي شود كه فقط بر روي يك شيار بيفتد. هنگامي كه شيار در مسير لكه باريكه ليزر واقغ شود بازتاب به خاطر تداخل ويرانگر بين نور بازتابيده از ديوارهاي شيار و به آن كاهش پيدا مي كند. به عكس نبودن شيار باعث يك بازتاب قوي مي شود. بدين طريق مي توان اطلاعات تلويزيوني را به صورت رقمي ضبط كرد.
كاربرد ديگر ليزرها نوشتن و خواندن اطلاعات در حافظه نوري در كامپيوترهاست لطف اي حافظه نوري هم در توان دسترسي به چگالي اطلاعات حدود مرتبه طول موج است. تكنيك ضبط عبارت است از ايجاد سوراخ هاي كوچكي در يك ماده مات يا نوعي تغيير خصوصيت عبور و بازتاب ماده زير لايه كه با استفاده از ليزرهاي با توان كافي حاصل مي شود. و حتي مي تواند فيلم عكاسي باشد. اما هيچ يك از اين زير لايه ها را نمي توان پاك كرد. حلقه هاي قابل پاك كردن بر اساس گرما مغناطيسي فروالكتريك و فوتوكروميك ساخته شده اند. همچنين حافظه هاي نوري با استفاده از تكنيك تمام نگاري نيز طراحي شده اند. نتيجتا اگر چه از لحاظ فني امكان ساخت حافظه هاي نوري به وجود آمده است ولي ارزش اقتصادي آن ها هنوز جاي بحث دارد.
آخرين كاربردي كه در اين بخش اشاره مي كنيم گرافيك ليزري است. در اين تكنيك ابتدا باريكه ليزر بوسيله يك سيستم مناسب روبشگر بر روي يك صفحه حساس به نور كانوني مي شود و در حالي كه شدت ليزر به طور همزمان با روبش از نظر دامنه مدوله مي شود به طوري كه بتوان آن را بوسيله كامپيوتر توليد كرد.( مانند سيستم هاي چاپ كامپيوتري بدون تماس ) و يا آنها را به صورت سيگنال الكتريكي از يك ايستگاه دور دريافت كرد( مانند پست تصويري). در مورد اخير مي توان سيگنال را به وسيله يك يك سيستم خواننده مناسب با كمك ليزر توليد كرد. وسيله خواندن در ايستگاه دور شامل ليزر با توان كم است كه باريكه كانوني شده آن صفحه اي راكه بايد خوانده شود مي روبد. يك آشكارساز نوري باريكه پراكنده از نواحي تاريك و روشن روي صفحه را كنترل مي كند و آن را به سيگنال الكتريكي تبديل مي كند. سيستم هاي ليزري رونوشت اكنون به طور وسيعي توسط بسياري از ناشران روزنامه ها براي انتقال رونوشت صفحات روزنامه به كار برده مي شود.
كاربردهاي نظامي
كاربردهاي نظامي ليزر هميشه عمده ترين كاربردهاي آن بوده است . فعلا مهمتريم كاربردهاي نظامي ليزر عبارت اند از: الف) فاصله يا بهاي ليزري ب) علامت گذارهاي ليزري ج) سلاح هاي هدايت انرژي
فاصله ياب ليزري مبتني بر همان اصولي است كه در رادارهاي معمولي از آن ها استفاده مي شود. يك تپ كوتاه ليزري ( معمولا با زمان 10 تا 20 نانوثانيه) به سمت هدف نشانه گيري مي شود و تپ پراكنده برگشتي بوسيله يك دريافت كننده مناسب نوري كه شامل آشكارساز نوري است ثبت مي شود. فاصله مورد نظر با اندازه گيري زمان پرواز اين تپ ليزري به دست مي ايد. مزاياي اصلي فاصله ياب ليزري را مي توان به صورت زير خلاصه كرد :
الف) وزن - قيمت و پيچيدگي آن به مراتب كمتر از رادارهاي معمولي است.
ب) توانايي اندازه گيري فاصله حتي براي هنگامي كه هدف در حال پرواز در ارتفاع بسيار كمي از سطح زمين و يا دريا باشد.
اشكال عمده اين نوع رادار در اين است كه باريكه ليزر در شرايط نامناسب رويت به شدت در جو تضعيف مي شود. فعلا چند نوع از فاصله يابهاي ليزري با بردهاي تا حدود 15 كيلومتر مورد استفاده اند :
الف) فاصله ياب هاي دستي براي استفاده سرباز پياده ( يكي از آخرين مدل هاي آن در آمريكا ساخته شده كه در جيب جا مي گيرد و وزن آن با باتري حدود 500 گرم است.
ب) سيستم هاي فاصله ياب براي استفاده در تانكها
ج) سيستم هاي فاصله ياب مناسب براي دفاع ضد هوايي
اولين ليزرهاي كه در فاصله يابي از آن ها استفاده شد ليزرهاي ياقوتي با سوئيچ Q بودند. امروزه فاصله يابهاي ليزري اغلب بر اساس ليزرهاي نئودميم با سوئيچ Q طراحي شده اند. گرچه ليزرهاي CO2 نوع TEA در بعضي موارد( مثل فاصله ياب تانك ها ) جايگزين جالبي براي ليزرهاي نئودميم است.
دومين كاربرد نظامي ليزر در علامت گذاري است. اساس كار علامت گذاري ليزري خيلي ساده است : ليزري كه در يك مكان سوق الجيشي قرار گرفته است هدف را روشن مي سازد به خاطر روشنايي شديد نور هنگامي كه هدف به وسيله يك صافي نوري با نوار باريك مشاهده شود به صورت يك نقطه روشن به نظر خواهد رسيد. سلاح كه ممكن است بمب - موشك - و يا اسلحه منفجر شونده ديگري باشد بوسيله يك سيستم احساسگر مناسب مجهز شده است. در ساده ترين شكل اين احساسگر مي تواند يك عدسي باشد كه تصوير هدف را به يك آشكارساز نوري ربع دايره اي كه سيستم فرمان حركت سلاح را كنترل مي كند انتقال مي دهد و بنابراين مي تواند آن را به سمت هدف هدايت كند. به اين ترتيب هدف گيري با دقت بسيار زياد امكان پذير است. ( دقت هدف گيري حدود 1 متر از يك فاصله 10 كيلومتري ممكن به نظر مي رسد.) معمولا ليزر از نوع Nd: YAG است. در حالي كه ليزرهاي CO2 به خاطر پيچيدگي آشكارسازهاي نوري ( كه مستلزم استفاده در دماهاي سرمازايي است) نامناسب اند. علامت گذاري ممكن است از هواپيما - هليكوپتر و يا از زمين انجام شود. ( مثلا با استفاده از يك علامت گذار دستي ). اكنون كوشش قابل ملاحظه اي هم در آمريكا و هم در روسيه براي ساخت ليزرهايي كه به عنوان سلاحههاي هدايت انرژي به كار مي روند اختصاص يافته است. در مورد سيستم هاي قوي ليزري مورد نظر با توان احتمالا در حدود مگا وات ( حداقل براي چند ده ثانيه ) يك سيستم نوري باريكه ليزر را به هدف (هواپيما - ماهواره يا موشك ) هدايت مي كند تا خسارت غير قابل جبراني به وسايل احساسگر آن وارد كند و يا اينكه چنان آسيبي به سطح آن وارد كند كه نهايتا در اثر تنش هاي پروازي دچار صدمه شود سيستم هاي ليزر مستقر در زمين به خاطر اثر معروف به شوفايي گرمايي كه در جو اتفاق مي افتد فعلا چندان عملي به نظر نمي رسند. جو زمين توسط باريكه ليزر گرم مي شود و اين باعث مي شود كه جو مانند يك عدسي منفي باريكه را واگرا سازد با قرار دادن ليزر در هواپيماي در حال پرواز در ارتفاع بالا و يا در يك سفينه فضايي مي توان از اين مساله اجتناب ورزيد. اطالعات موجود در اين زمينه ها به علت سري بودن آن ها اغلب ناقص و پراكنده اند. اما به نظر مي رسد كه اين سيستم ها كلا شامل باريكه هايي پيوسته با توان 5 تا 10 مگا وات (براي چند ثانيه ) با يك وسيله هدايت اپتيكي به قطر 5 تا 10 متر باشند مناسب ترين ليزرها براي اينگونه كاربرد ها احتمالا ليزرهاي شيميايي اند ( DF يا HF) . ليزرهاي شيميايي به ويژه براي سيستم هاي مستقر در فضا جالب اند زيرا توسط آن ها مي توان انرژي لازم را به صورت انرژي ذخيره فشرده به شكل انرژي شيميايي تركيب هاي مناسب تامين كرد.
تمام نگاري
تمام نگاري ( هولوگرافي http://www.holographer.org/ ) يك تكنيك انقلابي است كه عكسبرداري سه بعدي (يعني كامل ) از يك جسم و يا يك صحنه را ممكن مي كند. اين تكنيك در سال 1948 توسط گابور ابداع شد ( در آن زمان به منظور بهتر كرده توان تفكيك ميكروسكوپ الكتروني پيشنهاد شد) و به صورت يك پيشنهاد عملي در آمدو اما قابليت واقعي اين تكنيك پس از اختراع ليزر نشان داده شد.
اساس تمام نگاري به اين صورت است كه باريكه ليزر بوسيله آينه كه قسمتي از نور را عبور مي دهد به دو باريكه ( بازتابيده و عبوري) تقسيم مي شوند. باريكه بازتابيده مستقيما به صفحه حساس به نور برخورد مي كند در حالي كه باريكه عبوري جسمي را كه بايد تمام نگاري شود روشن مي كند. به اين ترتيب قسمتي از نوري كه از جسم پراكنده شده هم روي صفحه حساس ( فيلم ) مي افتد. به علت همدوس بودن باريكه ها يك نقش تداخلي از تركيب دو باريكه روي صفحه تشكيل مي شود حالا اگر اين فيلم ظاهر شود و تحت بزرگنمايي كافي بررسي شود مي توان اين فريزهاي تداخلي را مشاهده كرد. فاصله بين دو فريز تاريك متوالي معمولا حدود 1 ميكرومتر است. اين نقش تداخلي پيچيده است و هنگامي كه صفحه را به وسيله چشم بررسي مي كنيم به نظر نمي رسد كه حامل تصوير مشابه با جسم اوليه باشد اما اين فريزهاي تداخلي در واقع حامل ضبط كاملي از جسم اوليه است.
حال فرض كنيد كه صفحه ظاهر شده را دوباره به محلي كه در معرض نور قرار داشت بازگردانيم و جسم تحت مطالعه را برداربم باريكه بازتابيده اكنون با فريزهاي روي صفحه برهمكنش مي كنند و دوباره در پشت صفحه يك باريكه پراشيده ايجاد مي كندبنابراين ناظري كه به صفحه نگاه مي كند جسم را در پشت صفحه مي بيند طوري كه انگار هنوز هم جسم در آنجاست.
يكي از جالبترين خصوصيات تمام نگاري اين است كه جسم بازسازي شده رفتار سه بعدي نشان مي دهد بنابراين با حركت دادن چشم از محل تماشا مي توان طرف ديگر جسم را مشاهده كرد. توجه كنيد كه براي ضبط تمام نگار بايد سه شرط اصلي را براورد: الف) درجه همدوسي نور ليزر بايد به اندازه كافي باشد تا فريزهاي تداخلي در روي صفحه تشكيل شود. ب) وضعيت نسبي جسم - صفحه و باريكه ليزر نبايد در هنگام تاباندن نور به صفحه كه حدود چند ثانيه طول مي شكد تغيير كند در واقع تغيير محل نسبي بايد كمتر از نصف طول موج ليزر باشد تا از درهم شدن نقش تداخلي جلوگيري كند. ج) قدرت تفكيك صفحه عكاسي بايد به اندازه كافي زياد باشد تا بتواند فريزهاي تداخلي را ضبط كند.
تمام نگاري به عنوان يك تكنيك ضبط و بازسازي تصوير سه بعدي بيشترين موفقيت را تاكنون در كاربردهاي هنري داشته است تا در كاربردهاي علمي . اما بر اساس تمام نگاري از يك تكنيك تداخل سنجي تمام نگاشتي در كاربردهاي علمي به عنوان وسيله اي براي ضبط و اندازه گيري واكنشها و ارتعاشات اجسام سه بعدي استفاده شده است.


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

اگر با جستجوگرهاي اينترنتي نظير Google و Yahoo كار كرده ايد ، حتما ديده ايد كه كلمات تايپ شده براي جستجو هنگام مراجعه بعدي در History مانده و با زدن يك حرف ليستي از كلمات قبلي را زير محلي كه مي خواهيد تايپ كنيد مي بينيد.
شايد فكر مي كنيد مشكل از سايت
Google ايجاد مي شود ، اما اينطور نيست.
بلكه مشكل اصلي به مرورگر اينترنت اكسپلورر شما ربط دارد كه كلمات تايپ شده را در خود ذخيره مي كند. آيا دوست داريد تك تك ، كلمات را پاك كرده و يا يكجا از شر همه آنها خلاص شويد؟ لطفا با ما در نودمين ترفند همراه شويد تا قدم به قدم نحوه پاك كردن آن را ياد بگيريد. ابتدا سايت گوگل را باز كرده و يك كلمه اي كه قبلا تايپ كرده ايد را تايپ كنيد. اگر اولين حرف آن را هم كه زديد و ليست كلمات ظاهر شد دست نگه داريد. حالا با موس روي يكي از آنها رفته و بدون آن كه كليك كنيد ، روي آن بايستيد. در واقع الان كلمه موردنظر آبي شده و منتظر حركت بعدي شماست.
در همين لحظه با دست ديگرتان به سراغ كيبورد رفته و كليد
Delete را فشار دهيد مي بينيد كه آن كلمه موردنظر پاك نشد. به همين راحتي مي توانيد يكي يكي واژه ها را با موس برگزيده و با كليد Delete كيبورد آن را محو كنيد. اما حالا اگر بخواهيد همه آن را يكجا پاك كنيد، چه ? نگران اين موضوع نيز نباشيد. راه حل دومي ، پيش روي شما مي گذاريم تا از شر همه آنها يكجا خلاص شويد. ابتدا محيط اينترنت اكسپلورر را باز كرده و به سراغ منوي Tools رفته و InternetOption را برگزينيد. سپس آيكون Content را خواهيد ديد كه با كليك روي آن منوهاي ديگر را مي بينيد كه يكي از آنها زير Personal Information تحت نام Autocomplete است لطفا روي Autocomplete كليك كرده و داخل آن شويد. حالا يك گزينه بنام Clear Autocomplete History هست كه اگر آن را زده و ok كنيد همه هيستوري گوگل يكجا پاك خواهد شد. البته حالت انتخابي هم بالاي آن هست.
مثلا تيك داخل
Web addresses را برداشته و يا تيك Forms را برداشته تا دفعه بعد اصلا ذخيره نشود. مشكل ديگري كه باقي مي ماند پاك نشدن هيستوري براي كاربراني است كه از Toolbar گوگل استفاده مي كنند. براي محو اين معضل نيز مي توانيد به رجيستري ويندوز رفته و زيرشاخه History را پاك كرده تا چيزي براي ذخيره شدن باقي نماند. براي اين كار در قسمت استارت ويندوز روي منوي RUN رفته و كلمه Regedit را تايپ كرده و ok كنيد. كندوي HKEY CCurrent-UEUSER را كليك كرده تا شاخه Software را بيابيد. داخل آن زيرشاخه Google وجود دارد كه با زدن روي آن زيرشاخه Navclient ديده مي شود. داخل آن نيز زيرشاخه L.I هست و داخل آن نيز زيرشاخه موردنظر يعني History را مي توان ديد. حالا همين زيرشاخه را بايد پاك كرد تا از شر هيستوري گوگل خلاص شد. براي اين كار سمت راست موس را روي History زده و Delete را انتخاب كرده و OK كنيد ، يك بار سيستم را خاموش و روشن كنيد تا تغييرات حاصل شود. (به اطلاع دوستداران ستون ترفند مي رسانيم مجموعه ترفندها در كنار مطالب جديد در حال چاپ است كه بزودي در اختيار علاقه مندان قرار خواهد گرفت).

HKEY - CURRENT - USER SOFTWARE GOOLE NAVCLIENT L.1 HISTORY

 


+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

 

وب لاگ از امکانات نوظهور اینترنت می باشد که به دلیل جذابیت ها و تسهیلات خاص خود به سرعت فراگیر شده و روز به روز بر تعداد آنها و طرفدارانشان افزوده می گردد. در این مقاله تلاش شده تا ضمن ارائه اطلاعاتی کلی در مورد وب لاگ ها؛ همچون تاریخچه وب‌لاگ‌ها در ایران و جهان ، عناصر و خصوصیات وب لاگ ها، انواع وب لاگ ها، چگونگی ایجاد آنها و ...، به نقش این رسانه جدید در کتابخانه ها و اهمینی که می توانند در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی ایفا نمایند، پرداخته شود.
● مقدمه:
دنیای امروز، دنیای تغییر،تحول، تولید و تبادل اطلاعات است. از زمان ظهور اینترنت و امکانات متنوع آن، روز به روز شاهد تسریع ارتباطات میان جوامع مختلف می‌باشیم. از جمله پدیده‌های اینترنت که باعث سرعت بخشیدن به ارتباطات بشری و تبادل افکار گردیده است، پدیده وب‌لاگ می‌باشد که علی‌رغم نوظهور بودن ، روز به روز بر طرفداران آن افزوده می‌گردد.در مقاله حاضر به وب‌لاگ‌ها و نقشی که می‌توانند در دنیای کنونی کتابخانه‌ها ایفا نمایند پرداخته شده است.
● تعریف وب لاگ :
یک وب‌لاگ یا به طور مختصر بلاگ، نوعی وب‌سایت یا بخشی از یک وب‌سایت است. وب‌لاگ از دو واژه "وب" و "لاگ" تشکیل شده و در لغت به معنای "به اشتراک گذاشتن وب" می‌باشد. یعنی فضایی که درآن هر یک از کاربران اینترنت می‌توانند به صورت پیوسته اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند(کرمی، ۱۳۸۴).
وب‌لاگ اغلب و اما نه همیشه، توسط یک فرد اداره می شود و او نوشته‌های خود را در فواصل زمانی مختلف روی وب‌لاگ منتشر می‌نماید که این زمان نوشتن در وب‌لاگ می‌تواند بسیار متغیر باشد: از چند بار در یک روز یا یک بار در روز گرفته تا یک بار در هفته و شاید دیرتر. به هر قسمت از نوشته‌ها، یک مدخل[۲] یا پست[۳]گفته می شود که معمولا" در صفحه اول وب‌لاگ بر عکس ترتیب تاریخی آورده می‌شوند که این بدان معناست که جدیدترین مدخل در بالای صفحه قرار می‌گیرد و مدخل‌های قدیمی‌تر به تدریج پایین‌تر قرارمی‌گیرند. مدخل‌های مربوط به یک زمان مشخص(قدیمی‌تر)، ازصفحه اول وب‌لاگ ناپدید می‌گردند اما همه این مدخل‌ها نیز در آرشیو بایگانی می‌شوند که در این آرشیوها معمولا" بر اساس تاریخ یا موضوع و یا هر دو برای استفاده آیندگان سازماندهی می‌شوند. مدخل‌ها ممکن است درباره سایر وب سایت‌ها و یا در مورد مدخل‌هایی در وب سایت‌های دیگر باشند و پیوندهایی را به آنها نیز دربرداشته باشند، اما ممکن است که مطالب یک وب‌لاگ را تفکرات نویسنده در مورد وقایع، سیاست، زندگی شخصی و یا هر چیز دیگری تشکیل دهد(گیفورد، ۲۰۰۳).
▪ با این تفاسیر می‌توان گفت که وب‌لاگ در واقع یک نشریه الکترونیکی پیوسته است. تفاوت مشخصی بین وب‌لاگ و مجله الکترونیکی وجود ندارد اما شاید بتوان گفت که تفاوت این دو در این است که معمولا" در مجله الکترونیکی چند نفر با هم همکاری دارند اما وب‌لاگ‌ها معمولا" شخصی هستند و یک نفر مسئولیت ویرایش و انتشار آنها را بر عهده دارد، البته وب‌لاگ‌ها نیز ممکن است به صورت گروهی و توسط عده ای از افراد اداره شوند. از سوی دیگر وب‌لاگ‌ها مورد داوری قرار نمی‌گیرند و این در حالی است که مجلات الکترونیکی در بسیاری از موارد داوری می‌شوند.
▪ همچنین وب‌لاگ مانند یک دفترچه یادداشت پیوسته است که ارسال‌های روزانه در مورد یک موضوع خاص یا طیفی از موضوعات را توسط افراد نشان می‌دهد. نکته قابل توجه در مورد وب‌لاگ‌ها این است که در اکثر آنها امکان اظهارنظر وجود دارد و بدین طریق وب‌لاگ‌ها به افراد مختلف اجازه می‌دهند تا به آسانی به تبادل اطلاعات و نقد افکار یکدیگر بپردازند و با یکدیگر تعامل داشته باشند.
عمل ایجاد و روز آمد کردن وب‌لاگ را وب‌لاگینگ[۴] یا بلاگینگ[۵] و روزآمدکننده وب‌لاگ را وب‌لاگر[۶] یا بلاگر[۷] می‌نامند.
عمل رفتن از یک وب‌لاگ به وب‌لاگ دیگر را بلاگ رولینگ[۸] گویند(فیچر، ۲۰۰۳).
● تاریخچه وب‌لاگ :
در مورد اینکه چه کسی اولین وب‌لاگ را ایجاد کرده است، بحث وجود دارد. بعضی‌معتقدند اولین وب سایت با آدرس:" http://info.cern.ch " که توسط یکی از مخترعان وب یعنی برنرزلی[۹] در آزمایشگاه فیزیک ذره ای اروپا (سرن)[۱۰] در سال ۱۹۹۲ ایجاد شد، در واقع اولین وب‌لاگ است. در این صفحه برنزرلی به همه سایت‌های جدید که به صورت پیوسته درمی‌آمدند اشاره می‌کرد(وینر، ۲۰۰۲).
گفته می‌شود که اولین صفحه شبیه وب‌لاگ با اظهارنظرهای شخصی و پیوندها، متعلق به سازمان [۱۱]NCSA تحت عنوان " صفحه تازه‌ها"[۱۲] بود که توسط اندریسن[۱۳] در سال ۱۹۹۳ ساخته شد. این صفحه توسط مرورگر موزائیک خوانده می‌شد (کی، ۲۰۰۳). اما آنچه در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد، نام وب‌لاگ است که اولین بار توسط بارگر[۱۴] در سال ۱۹۹۷ تعیین گردید. در سال ۱۹۹۹ ، مرهولتز[۱۵] بیان کرد که قصد داشته وب‌لاگ را ویبلاگ[۱۶] بنامد اما ناچارا" این لغت به دلیل اینکه ویراستار و دارنده وب‌لاگ را بلاگر می‌نامیدند، به صورت بلاگ درآمد. سپس نام وب‌لاگ در سال ۱۹۹۹ به صورت خلاصه، یعنی بلاگ،درآمد.
اولین فهرست وب لاگ ها در سال ۱۹۹۹ توسط گاریت[۱۷] ایجاد شد. این فهرست تنها شامل ۲۳ وب‌لاگ شناخته شده تا آن زمان بود. پس از آن با گسترش جامعه وب‌لاگ‌ها، تهیه فهرست جامع از وب‌لاگ‌ها مشکل شد. البته در این زمان معیار مشخصی برای شناسایی وب‌لاگ‌ها وجود نداشت تا اینکه با ایجاد پرتال ایتون وب[۱۸] توسط ایتون[۱۹] که در آن تاریخ دارا بودن مدخل ها را به عنوان معیار شناسایی وب‌لاگ‌ها برگزیده بود، تعریف ایتون از وب‌لاگ‌ها توسط عموم مورد قبول واقع شد.
در ژوئیه ۱۹۹۹، تولید اولین نرم‌افزار رایگان تولید وب‌لاگ توسط پیتاس[۲۰] باعث شد صدها وب‌لاگ ایجاد گردند و پس از آن در اوت ۱۹۹۹ نرم افزار بلاگر[۲۱] که هم اکنون نیز به عنوان یکی از معروفترین نرم افزارهای تولید وب‌لاگ مطرح است توسط شرکت پایرا[۲۲] تولید شد. اهمیت تولید نرم افزارهای تولید وب‌لاگ در این بود که تا قبل از ایجاد نرم‌افزارهای تولید بلاگ، وب‌لاگ‌ها توسط افرادی تهیه می‌شدند که با زبان HTML که برای طراحی صفحات وب به کار می رفت، آشنا بودند. اما ظهور بلاگر و سایر نرم‌افزارهای رایگان تولید بلاگ‌ها، این امکان را فراهم ساخت که هر فردی بتواند حتی بدون داشتن دانش گسترده فنی و تخصصی در زمینه رایانه و زبان‌های برنامه نویسی، با در اختیار داشتن حداقل پیش‌زمینه در این مورد، به ایجاد یک بلاگ و روزآمدسازی و نگهداری آن بپردازد و ظهور همین نرم‌افزارها بود که سبب انفجاری در تولید وب‌لاگ‌ها گردید (بلاد، ۲۰۰۰) . با اینکه هیچ‌کس به درستی نمی‌داند که اکنون چه تعداد وب‌لاگ وجود دارد اما طبق تحقیقی که شرکت ژوپیترریسرچ[۲۳] در سال ۲۰۰۳ انجام داده است تخمین زده شد که ۴/۲ تا ۹/۲ میلیون بلاگ وجود دارد و بیش از ۱۰۰۰ وب‌لاگ نیز، روزانه به این تعداد، اضافه می‌گردند(رپ، ۲۰۰۳).

 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

 

● غوکان‌ افلاطون‌
چون‌ اقیانوس‌ اطلس‌ و جبل‌طارق‌ را پشت‌ سر گذاریم‌ و به‌ آرام‌ترین‌ دریاها، مدیترانه‌، پانهیم‌، بی‌درنگ‌ به‌ صحنه‌ی‌ تاریخ‌ یونان‌ می‌رسیم‌. افلاطون‌ گفته‌ است‌: «ما، به‌ سان‌ غوکان‌ گرد برکه‌، در کناره‌های‌ این‌ دریا ساکن‌ شده‌ایم‌.» یونانیان‌، قرنها قبل‌ از میلاد، در کناره‌های‌ این‌ دریا، و حتی‌ در دورمانده‌ترین‌ سواحل‌ آن‌، کوچ‌ نشینهایی‌ ناپایدار، که‌ در میان‌ بر بریان‌ محاط‌ بودند، بر پا کردند. از آن‌ جمله‌اند: همروسکوپیون‌ و امپوریون‌ در اسپانیا، مارسی‌ (ماسالیا) و نیس‌ (نیکایا) در فرانسه‌، و تقریباً همه‌ جا در ایتالیای‌ جنوبی‌ و سیسیل‌. کوچ‌ نشینان‌ یونانی‌ شهرهایی‌ پر رونق‌ در کورنه‌ (آفریقای‌ شمالی‌) و نوکراتیس‌ (دلتای‌ رود نیل‌) به‌ وجود آوردند، و تلاش‌ بی‌آرام‌ آنان‌، در آن‌ زمان‌ نیز مانند قرن‌ ما، جزیره‌های‌ دریای‌ اژه‌ و سواحل‌ آسیای‌ صغیر را به‌ شور افکند. اینان‌ برای‌ بازرگانی‌ پردامنه‌ی‌ خود شهرها و آبادیهایی‌ در کرانه‌های‌ داردانل‌ (هلسپونتوس‌) و دریای‌ مرمره‌ (پروپونتیس‌) و دریای‌ سیاه‌ بنیاد نهادند. از این‌رو دنیای‌ یونان‌ باستان‌ بسیار پهناور بود، و شبه‌ جزیره‌ی‌ یونان‌ فقط‌ بخشی‌ کوچک‌ از آن‌ به‌ شمار می‌رفت‌.
اگر تاریخ‌ گذشته‌ را مرور کنیم‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ که‌ دومین‌ گروه‌ تمدنها در مدیترانه‌ ظهور یافت‌، همچنان‌ که‌ قبلاً نخستین‌ گروه‌ در امتداد رودهای‌ مصر و بین‌النهرین‌ و هند و پارس‌ و هند به‌ بار آمد، و مقدر بوده‌ است‌ گروه‌ سوم‌ تمدنها در سواحل‌ اقیانوس‌ اطلس‌ (تمدن‌ مدرنیته‌) درخشیدن‌ گیرد، و محتملاً گروه‌ چهارم‌ بر کناره‌های‌ اقیانوس‌ آرام‌ پدیدار شود. چه‌ شد که‌ چنین‌ شد؟ آیا پیدایش‌ تمدن‌ مدیترانه‌ای‌ زاده‌ی‌ آب‌ و هوای‌ مساعد سواحل‌ این‌ دریاست‌؟ در آن‌ زمان‌ هم‌، مانند اکنون‌، بارانهای‌ زمستانی‌ خاک‌ سرزمینهای‌ پیرامون‌ مدیترانه‌ را می‌پروردند و یخبندانهای‌ ملایم‌ مردم‌ را بر می‌انگیختند. تقریباً در تمام‌ سال‌، آدمی‌ می‌توانست‌ در فضای‌ باز، زیر آفتاب‌ گرمی‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ طاقت‌ فرسا نمی‌شد.، به‌ سر برد. با این‌ همه‌، خاک‌ جزایر و سواحل‌ مدیترانه‌ به‌ هیچ‌ روی‌، از لحاظ‌ حاصل‌خیزی‌، با دره‌های‌ رسوبی‌ گنگ‌ و سند و دجله‌ و فرات‌ و نیل‌ برابری‌ نمی‌کند، و امکان‌ دارد که‌ کم‌ آبی‌ تابستان‌ بسی‌ زود آغاز شود یا بسیار دیرنده‌ شود. در منطقه‌ی‌ مدیترانه‌ای‌، صخره‌- بنهای‌ که‌ بسیار در زیر پوسته‌ی‌ نازک‌ خاک‌ به‌ کمین‌ نشسته‌اند و کشاورزی‌ را دشوار می‌کنند. از این‌رو، این‌ سرزمینهای‌ تاریخی‌ در بارآوری‌ نه‌ به‌ پای‌ شمال‌ اعتدالی‌ و نه‌ به‌ گرد جنوب‌ استوایی‌ رسیدند، و کشاورزان‌ پر شکیب‌ آن‌ سامان‌، که‌ به‌ لطایف‌الحیل‌ ازخاک‌ بهره‌ای‌ می‌گرفتند، رفته‌رفته‌ از کار خود خسته‌ شدند، دست‌ از شخم‌زدن‌ کشیدند، و به‌ رویانیدن‌ زیتون‌ و تاک‌ پرداختند. از آن‌ پس‌ نیز بر آسایش‌ دست‌ نیافتند، زیرا هر لحظه‌ انتظار می‌رفت‌ که‌، در طول‌ یکی‌ از صدها چینه‌ی‌ فرو رفته‌ی‌ زمین‌، زلزله‌ای‌ خاک‌ را در زیر پای‌ مردم‌ بشکافد، آنان‌ را بترساند، و به‌ دینداری‌ زودگذری‌ سوق‌ دهد. بر روی‌ هم‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ آب‌ و هوای‌ مساعد، زاینده‌ی‌ تمدن‌ یونانی‌ نبود، و احتمالاً هیچ‌ تمدنی‌ معلول‌ آب‌ و هوا نیست‌.
آنچه‌ مردم‌ را به‌ دریای‌ اژه‌ کشانید، جزایر این‌ دریا بود: منظری‌ زیبا داشتند و با رنگهای‌ تغییرپذیر کوههای‌ سایه‌ زده‌ی‌ خود، که‌ همچون‌ معابد سراز دریای‌ آینه‌ گون‌ برآورده‌ بودند، هر دریا نورد افسرده‌ را به‌ شور می‌انداختند. مناظری‌ از این‌ دلکش‌تر و در کره‌ی‌ زمین‌ کمیاب‌ است‌؛ آدمی‌ چون‌ بر اژه‌ کشتی‌ براند، در می‌یابد که‌ چرا ساکنان‌ سواحل‌ و جزایر دریای‌ اژه‌ خاک‌ خود را حتی‌ از جان‌ خود بیشتر دوست‌ می‌داشتند و، مانند سقراط‌، جلای‌ وطن‌ را تلخ‌تر از مرگ‌ می‌انگشاتند. جزایر دریای‌ اژه‌، جواهر آسا، در هر سو افشانده‌ شده‌ بودند و از یکدیگر فاصله‌ی‌ اندکی‌ داشتند، چنان‌ که‌ کشتی‌ به‌ هر سو که‌ می‌رفت‌ - به‌ خاور و باختر یا به‌ شمال‌ و جنوب‌ - هرگز بیش‌ از حدود شصت‌ کیلومتر از خشکی‌ دور نمی‌ماند، و این‌ هم‌ دریا نوردان‌ را سخت‌ خوش‌ می‌آمد. این‌ جزیره‌ها، همانند کوهستانهای‌ شبه‌ جزیره‌ی‌ یونان‌، در گذشته‌های‌ دور، مرتفع‌ترین‌ نواحی‌ سرزمین‌ پیوسته‌ی‌ وسیعی‌ بودند که‌ به‌ تدریج‌ در دریای‌ خیره‌ سر غرق‌ شد و فقط‌ این‌ جزایر را باقی‌ گذاشت‌ تا با قلل‌ خود به‌ مسافران‌ دور افتاده‌ خوش‌ آمد گویند و، چون‌ برج‌ دیده‌ بانی‌، کشتیهای‌ کهن‌ را، که‌ البته‌ قطب‌ نما نداشتند، راهنمایی‌ کنند و به‌ یاری‌ بادها و آبها کشتیران‌ را به‌ مقصدش‌ برسانند. جریان‌ مرکزی‌ نیرومندی‌ از دریای‌ سیاه‌ به‌ دریای‌ اژه‌ می‌رفت‌، و جریانهای‌ ساحلی‌ گوناگونی‌ به‌ سوی‌ شمال‌ روان‌ بود. بادهای‌ موسمی‌ شمال‌ باختری‌ منظماً در تابستان‌ می‌وزیدند و به‌ کشتیهایی‌ که‌ برای‌ فراهم‌ آوردن‌ غلات‌ و ماهی‌ و پوستهای‌ نرم‌ از دریای‌ سیاه‌ دور می‌شدند کمک‌ می‌کردند تا به‌ آسانی‌ به‌ بنادر جنوبی‌ خود باز گردند. در مدیترانه‌ میغ‌ نادر بود، و بادهای‌ ساحلی‌، بر اثر آفتاب‌ دائم‌، همواره‌ در جهات‌ گوناگون‌ می‌وزیدند، به‌ طوری‌ که‌ انسان‌ می‌توانست‌، تقریباً در همه‌ی‌ بنادر و همه‌ی‌ فصول‌، بامدادان‌ با نسیمی‌ رهسپار شود و شامگاهان‌ با نسیمی‌ باز آید.
فنیقیان‌ مال‌ اندوز و یونانیان‌ ذوحیاتین‌، در این‌ آبهای‌ فرخنده‌، فن‌ و علم‌ ناوبری‌ را ترقی‌ دادند. کشتیهایی‌ ساختند بزرگ‌تر و تندروتر
در عصر مینوسی‌ اخیر، زندگی‌ از نو آغاز می‌شود. انسانیت‌ که‌ در برابر هر حادثه‌ای‌ بردبار است‌، امید خود را باز می‌یابد، دلیر می‌شود، و بار دیگر دست‌ به‌ ساختن‌ و پرداختن‌ می‌زند. در کنوسوس‌، فایستوس‌، تولیسوس‌، هاگیاتریادا و گورنیا قصرهای‌ جدید زیباتری‌ به‌ وجود می‌آید. این‌ مساکن‌ شاهانه‌، با عمارات‌ پنج‌ اشکویی‌ وسیع‌ پرمهابت‌ و تزیینات‌ پرشکوه‌ از ثروتی‌ که‌ یونان‌ پیش‌ از عصر پریکلس‌ هرگز به‌ خود نمی‌بیند خبر می‌دهد.
و راحت‌تر از همه‌ی‌ کشتیهایی‌ که‌ تا آن‌ زمان‌ در مدیترانه‌ سیروسفر کرده‌ بودند. پس‌، با وجود دزدان‌ دریایی‌ و حوادث‌ نامنتظر و رنج‌آور دریا، آرام‌ آرام‌ راههای‌ بحری‌ اروپا و آفریقا به‌ آسیا- از طریق‌ قبرس‌ (کوپروس‌) و صیدا (سیدون‌) و صور (توروس‌) یا از طریق‌ دریای‌ اژه‌ و دریای‌ سیاه‌ - با صرفه‌تر از راههای‌ دراز و توان‌ فرسا و مخاطره‌آمیز بری‌ شد و بازرگانی‌ مصر و خاور نزدیک‌ را، که‌ در راههای‌ بری‌ تردد می‌کردند، از اهمیت‌ انداخت‌. پس‌، تجارت‌ به‌ طریق‌ نوی‌ افتاد، جمعیت‌ فزونی‌ گرفت‌، و ثروتهای‌ جدیدی‌ فراهم‌ آمد. مصر و سپس‌ بین‌النهرین‌ و پس‌ از آن‌ ایران‌ به‌ ضعف‌ گراییدند، فنیقیه‌ (فوینیکه‌) امپراطوری‌ خود را، که‌ مرکب‌ از شهرهایی‌ در امتداد ساحل‌ آفریقا و سیسیل‌ و اسپانیا بود، از کف‌ داد و یونان‌ مانند گلی‌ تر و تازه‌ شکفت‌.

 

براي دريافت كامل مقاله اينجا را كليك كنيد

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

سؤالی که باقی می‌ماند این است که وبلاگستان به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ آیا دوره پنجمی را شاهد خواهیم بود که در آن وبلاگستان یک طبل میان تهی شود و یا برعکس با پیوستن وبلاگ‌نویس‌های متفاوت و تخصصی‌نویس، دوره طلایی آن را خواهیم دید.
وبلاگ «یک پزشک» که از وبلاگ‌های اسم و رسم‌دار وبلاگستان فارسی است، اخیرا در یکهزارمین پست منتشره خود، نگاهی به اوضاع فضای وبلاگ‌های فارسی کرده است.
یادداشت این پزشک وبلاگ‌نویس را به نقل از «یک پزشک» با عنوان «صحبت از وبلاگ‌نویسی در یک هزارمین پست وبلاگ یک پزشک» در ادامه می‌خوانید:
● انواع مختلف وبلاگ‌نویسی
چه تفاوتی بین وبلاگ‌نویسی برای خواننده‌ها و وبلاگ نوشتن برای لینک گرفتن،‌ پول یا «داغ» شدن در سایت‌های لینک‌پراکنی اجتماعی وجود دارد؟
معمولا وبلاگ‌نویس‌ها، چهار دلیل برای نوشتن دارند:
۱) خواننده‌ها
۲) لینک گرفتن
۳) پول
۴) داغ شدن در دیگ.
می‌دانم چه فکر می‌کنید، دلایل زیاد دیگری هم برای این کار وجود دارد، اما لزوما اینطور نیست!
● نوشتن برای‌ خواننده‌ها
اگر از من بپرسید، نوشتن برای خواننده‌ها بهترین شیوه وبلاگ‌نویسی است.
وقتی برای خوانندگان می‌نویسید انگیزه و و قصد شما اشتراک مطالب با آنهاست. شما به قصد جلب خواننده و ترافیک زیاد از دیگ یا پول نمی‌نویسید. وقتی برای خوانندگان می‌نویسید، مطالبی را که برای آنها مفید خواهد بود، با آنها به اشتراک می‌گذارید. نوشتن برای خوانندگان به معنی انتشار نظرات و دیدگاه‌های شخصی شما هم است.
غالبا وقتی شما برای خوانندگان می نویسید به لینک‌ها و پول و یا دیگ فکر نمی‌کنید، شما فقط به خوانندگان فکر می‌کنید، با این وجود اگر کسی پست شما را مفید تشخیص دهد و پست شما محبوب شود، چیز خوبی است ولی این هدف و قصد اولیه شما نیست. هدف اصلی شما، انتشار یادداشت‌های شخصی‌تان است.
● نوشتن برای لینک
وقتی برای لینک گرفتن می‌نویسید، امیدوارید که کسانی نوشته‌های شما را جالب تشخیص دهند، به آنها لینک بدهند و به این ترتیب آنها را با بقیه به اشتراک بگذارند. البته اگر به نوشته‌های شما لینک دادن نشود، ناراحت نمی‌شوید، چون به هر حال خواننده‌های اولیه شما آنها را می‌خوانند.
در این شیوه وبلاگ‌نویسی شما با علم به اینکه خواننده‌های غیرثابت وبلاگتان، از نوشته‌های شما استفاده خواهند برد، انتظار لینک دارید، چیزی که خواننده‌های بیشتر و مشترکان وبلاگی بیشتری برای شما به ارمغان خواهد آورد.
● نوشتن برای دیگ
جلب ترافیک از سایت‌های لینک‌پراکنی اجتماعی social bookmarking به خودی خود چیز بدی نیست. اما باید توجه داشت خوانندگانی که از سایت‌های لینک‌پراکنی اجتماعی (دیگ یا بالاترین خودمان) به وبلاگ شما هدایت می‌شوند بر خلاف خوانندگان ثابت شما، طبق وسیعی را دربرمی‌گیرند.
خوانندگان ثابت وبلاگ شما که یا مشترک فید وبلاگتان هستند و یا مرتب با مرورگرشان از وبلاگ شما بازدید می‌کنند، بنابراین این خوانندگان ثابت، کسانی هستند که غالبا ایده‌ها و سلایق مشترکی و مشابهی با شما دارند.
اما یک مرورگر سایت‌های لینک‌پراکنی اجتماعی غالبا (نه الزاما)، شتاب زیادی برای دیدن لینک‌های جالب‌تر و جذاب‌تر دارد، تیترهای جذاب به راحتی توجهش را جلب می‌کند، تأمل و درنگ خوانندگان ثابت شما را ندارد و به خصوص اگر پستی نوشتاری نسبتا بلندی نوشته باشید، به عادت کاربران اینترنت عجول، کمی از ابتدای پست می‌خواند، نگاهی به عکس‌ها می‌اندازد و احیانا کلمات بولد شده را می‌پاید.
حتی کامنت‌هایی که به وسیله این خوانندگان گذاشته می‌شود، «گاه» آنقدر بی‌ربط هستند و یا با ادبیات و نوع نگرش شما و خوانندگان همیشگی‌تان تفاوت دارند، که اسباب دلسردی شما را از وقتی که بابت نوشتن گذاشته‌اید، فراهم می‌سازند.
اما در عین حال نمی‌توان انکار کرد که این سایت‌ها به خصوص در ایران که رفتن به صفحه اول آنها کار چندان دشواری نیست، می‌توانند باعث کشف شدن اولیه یک وبلاگ‌نویس خوب کمک کنند و گاه باعث افزوده شدن خوانندگان خوبی به وبلاگتان می‌شوند.
● نوشتن برای پول
بدبختانه و شاید بهتر باشد بنویسم خوشبختانه، وبلاگ‌نویسان ایرانی از محل وبلاگ درآمدی ندارند. اگر نوشتن برای پول در ایران مفهومی داشت، شاهد ظهور چه وبلاگ‌ها و چه پست‌هایی که نبودیم!
حالا فرض کنید چنین چیزی ممکن بود و شما صاحب یک وبلاگ خوب بودید و در عین حال جنبه‌های اقتصادی را هم در نظر داشتید، فکر می‌کردید بعضی خوانندگان با درآمدی شما از محل وبلاگ به سادگی کنار می‌آمدند؟!
● نتیجه‌گیری
شاید برای شما به عنوان یک خواننده صرف وبلاگ‌ها و یا یک وبلاگ‌نویس تازه‌کار عجیب باشد، ولی باید بنویسم برای وبلاگ‌نویس‌های کهنه‌کار که قبلا موفقیت‌هایی در وبلاگ‌نویسی به دست آورده‌اند، اعداد بازدید چندان مهم نیستند، چه تفاوتی بین ۱۰۰۰ بازدید و ۵۰۰۰ بازدید وجود دارد؟!
غرضم این نیست که این وبلاگ‌نویس‌ها از داشتن خواننده زیاد، خشنود نمی‌شوند، ولی چیزی که برای آنها مهم‌تر است، انتقال ایده‌ها و نظرات و چیزهای جالبی است که در وب و یا در دور و بر خود می‌بینند و همچنین تعامل و بازخورد سازنده‌ای که با خوانندگان برقرار می‌کنند. اینها به مراتب مهم‌تر از اعداد مرور صفحات وبلاگشان است.
در واقع وبلاگ‌نویس‌ها هم مثل سایر انتشاردهندگان محتوی هستند و به مرور اهداف و اغراض مشابهی با آنها پیدا می‌کنند. هیچ نویسنده‌ای از پرفروش شدن کتاب‌هایش، ناخشنود نمی‌شود و از شهرت اجتماعی هم همینطور، اما نگاهی به مصاحبه‌ها و حرف‌های آنها بیندازید: اورهان پاموک می‌گوید که برای خواننده‌های ادبی می‌نویسد، آن هم نه خوانندگانی محدود به ترکیه و یا یک منطقه جغرافیایی بلکه برای خوانندگان ادبی همه جهان و اگر جز این بود این همه رنج و تهدید را تحمل نمی‌کرد. دوریس لسینگ در سن کهنسالی برنده جایزه نوبل ادبی شد و وقتی خبر برنده شدنش را به او دادند، دیدن قیافه بی‌تفاوت و سردش برای هر کسی جالب بود، او سال‌ها قبل به هدفی که قبلا داشت، رسیده بود: اشتراک ایده‌ها و علایق و تخیلاتش با دیگران.
وبلاگ‌نویسی در ایران دوره‌های مختلفی را سپری کرده است و ناگفته پیداست که این دوره‌ها را کاملا نمی‌شود از لحاظ زمانی از هم تفکیک کرد و در هر دوره وبلاگ‌نویس‌هایی از دسته های مختلف می‌توان پیدا کرد:
▪ دوره اول: زمانی بود که هر کس از اینکه نوشته‌اش را به فارسی و به مدد جادوی یونیکد و به رایگان در وب می‌گذارد، شگفت‌زده می‌شد، همه شگفت‌زده می‌شدند که برای اولین بار در زندگی‌شان در حال خواندن نوشته‌های غیررسمی از انواع مختلف هستند: دست‌نوشته‌های یک دختر دانشجو، نظرات سیاسی اجتماعی یک آدم کاملا عادی یا نظرات یک نفر در مورد فیلمی که دیشب دیده است.
▪ دوره دوم: بعد از مدتی همزمان با تحولات سیاسی در ایران، زمانی رسید که همه می‌خواستند برای وبلاگ کارکردی سیاسی اجتماعی تعریف کنند، اینجا بود که صحبت از تعهد و هدف و آرمان به میان آمد، وبلاگ‌هایی گوی سبقت را ربودند و چهره شدند و مخاطب زیاد یافتند. ژورنالیست‌های حرفه‌ای هم غالبا یا وبلاگ‌نویس شدند و یا سایتی برای انتشار افکارشان پیدا کردند.
▪ دوره سوم: اما بعد از این اقبال اولیه شگرف به وبلاگ‌ها، کم‌کم دوره رکود وبلاگ‌ها هم فرا رسید. دیگر روزانه‌نویسی‌های عادی جلب توجه نمی‌کرد و خواننده به وبلاگ نمی‌آورد. وبلاگ‌ها و خوانندگانشان مثل دو دوست شده بودند که بعد از مدت‌ها یکدیگر را دیده‌اند و چند روز بی‌وقفه حرف زده‌اند و به نقطه‌ای رسیده‌اند که دیگر حرفی برای گفتن به هم ندارند.
باز هم همزمان با تحولات سیاسی اجتماعی، بسیاری از وبلاگ‌نویس‌ها طیف سیاسی اجتماعی احساس کردند که به هر علت وبلاگ‌‌ها هم نمی‌توانند اسبابی برای ترویج فکر‌هایشان و عملی کردن آنها شوند، وبلاگ‌هایی که با طیف «محدودی» از کاربران نسبتا «محدود» اینترنت در ایران ارتباطی باز هم «محدود» برقرار می‌کردند و هیچگاه نمی‌توانستند جای رسانه‌های سنتی و عمده را بگیرند.
▪ دوره چهارم: اما دوره‌ای که فعلا در آن به سر می‌بریم، دوره چهارم وبلاگ‌نویسی است. دیگر تعداد پست‌های وبلاگ‌نویس‌های دوره اول و دوم بسیار کم شده است و وبلاگ‌نویس‌های این دوره‌ها تأثیرگذاری قبلی خود را ندارند.
به دوره‌ای رسیده‌ایم که اشتراک شتاب‌آلود لینک، وب ۲.۰ و سرگرمی‌سازی در وبلاگستان جهانی نقش عمده را ایفا می‌کنند، پست‌ها حتی در همین وبلاگستان خودمان رنگی‌تر و چندرسانه‌ای‌تر شده‌اند و داغ شدن در بالاترین و لینک گرفتن با انتشار انبوه پست‌های سرگرم‌کننده است که اهمیت یافته است.
در وبلاگستان ما که هنوز نتوانسته دانشگاهیان برجسته را به خود جلب کند، اقبال و توجه به چنین پست‌هایی به شدت زیاد شده است. اتفاقا نوشتن این پست‌ها کار سختی نیست، کافی است به گوگل ریدر انبوهی از خوراک‌های سایت‌های سرگرمی‌ساز را معرفی کرد تا همیشه خوراک آماده برای وبلاگ داشت.
در چنین شرایطی آیا فضایی برای نوشته‌های وقت‌بر و تأثیرگذاری که کارکردی به جز پر کردن وقت داشته باشند، باقی می‌ماند؟ آیا دیدن عکس‌های کپی‌پیست شده از یک وبلاگ فرنگی بدون هیچ پرداختی، می‌تواند همان کارکردی مشابه وبلاگی داشته باشد که اندیشه‌ای را ترویج می‌کند و سعی می‌کند نگاهی متفاوت به دنیا داشته باشد؟
سرگرمی‌سازی entertainment به خودی خود چیز ناپسندیده‌ای نیست، مشروط به اینکه قید «متعهدانه» را هم یدک بکشد، تفاوت بسیاری بین سرگرمی‌سازی متعدانه و زردنویسی وجود دارد، آفتی که هر وبلاگی را تهدید می‌کند.
اما سؤالی که باقی می‌ماند این است که وبلاگستان به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ آیا دوره پنجمی را شاهد خواهیم بود که در آن وبلاگستان یک طبل میان تهی شود و یا برعکس با پیوستن وبلاگ‌نویس‌های متفاوت و تخصصی‌نویس، دوره طلایی آن را خواهیم دید.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

برای چند لحظه زمانی را تصور کنید که کل اطلاعات پست الکترونیکی شما شامل آدرس ها، شماره های تلفن، اسناد مهم، تصاویر و غیره ناپدید شوند. مسلماً این اتفاق برای شما بسیار مصیبت بار خواهد بود.
اگر مرتباً از نامه‌های الکترونیکی خود نسخه پشتیبان تهیه کنید، نگران به وجود آمدن چنین وضعیتی باشید. بنابراین به این کار اهمیت ویژه ای دهید. برای اینکه در روند تهیه نسخه پشتیبان از نامه‌های الکترونیکی به شما کمک کنیم، مراحل انجام این کار را با برخی از برنامه‌های متداول در این زمینه توضیح می دهیم. قبل از شروع کار، اشاره به این نکته ضروری است که دو راه برای بازیابی نامه‌های الکترونیکی وجود دارد: نخست دسترسی به نامه ها با استفاده از یک برنامه پست الکترونیکی نصب شده روی کامپیوتر و دیگری استفاده از وب سایت ویژه ارائه دهنده پست الکترونیکی. در هر کدام از این دو مورد برای ایجاد امنیت خاطر بیشتر، باید فایل هایتان را روی یک درایو قابل حمل مثل یک CD ذخیره کنید.
۱) روش اول: برنامه‌های پست الکترونیکی
برنامه‌های پست الکترونیکی بسیاری وجود دارند. در این مقاله مراحل پشتیبانی از نامه‌های الکترونیکی توسط سه نمونه از مهم ترین آنها را بررسی می کنیم.
نرم افزار AOL باعث سهولت دسترسی به سرویس پست الکترونیکی AOL می شود. حتی اگر از برنامه AOL روی کامپیوترتان استفاده کنید، نامه هایتان روی سرورهای AOL مستقر می شوند، در نتیجه، می توانید از طریق برنامه AOL یا وب سایت AOL به پست الکترونیکی AOL دسترسی پیدا کنید. AOL به صورت خودکار نامه‌های ذخیره شده روی سرورهای خود را بعد از مدت محدودی پاک می کند. از این رو باید به صورت مرتب از نامه‌های الکترونیکی خود نسخه پشتیبان تهیه کنید. تمام نامه‌های جدید و خوانده نشده، به پوشه NEW MAIL در AOL ۹.۰SECURITY EDITION فرستاده می شوند. نامه ها برای مدت محدودی در این پوشه باقی می مانند و بعد از اینکه یک نامه را خواندید، به پوشه OLD MAIL منتقل می شود که در آنجا برای مدت محدودی باقی می ماند. این پوشه ها روی سرورهای AOL مستقر هستند. وقتی که این محدوده زمانی به پایان برسد، AOL آن نامه را پاک می کند.علاوه بر پاک کردن خودکار نامه ها بعد از یک مدت خاص، AOL میزان فضای ذخیره سازی طولانی مدت، نامه ها را از سرورهای AOL به کامپیوتر خانگی خود انتقال دهید. AOL از پوشه ای با نام SAVED ON MY PC برای ذخیره دائمی کپی نامه هایی که انتخاب کرده اید، استفاده می کند.این پوشه همچنین با نام PERSONAL FILING CABINET هم شناخته می شود که روی کامپیوترتان مستقر می شود.
از آنجا که PERSONAL FILING CABINET شامل نامه هایی می شود که آنها را برای نگهداری انتخاب کرده اید، پس باید از آن نسخه پشتیبان تهیه کنید؛ بدین منظور به آدرس زیر بروید:
سپس به دنبال پوشه ای با نام ORGANIZE بگردید و کل این پوشه را روی CD یا درایو FLASH کپی کنید. در صورتی که لازم است نسخه پشتیبان را بازیابی کنید، پوشه ORGANIZE و محتویات آن را در آدرس زیر کپی کنید:
▪ OUTLOOK
این برنامه فقط نامه ای الکترونیکی را ذخیره نمی کند، بلکه تقویم، عملکردها و یادداشت ها را نیز درون فایلی با نام PST(PERSONAL FOLDERS) ذخیره می کند. برای اینکه از اطلاعات خود در OUTLOOK نسخه پشتیبان تهیه کنید، PERSONAL FOLDERS BACKUP را از سایت مایکروسافت به صورت رایگان دریافت و اجرا کنید.
این برنامه افزودنی به شما توانایی تهیه نسخه پشتیبان از نامه‌های الکترونیکی در فاصله های زمانی مشخص را می دهد.
برنامه تهیه نسخه پشتیبان در OUTLOOK EXPRESS با OUTLOOK تفاوت دارد، بدین منظور ابتدا این برنامه را باز کنید و به منوی TOOLS بروید. OPTIONS را انتخاب کرده و سپس روی زبانه MAINTENANCE و بعد دکمه STORE FOLDER کلیک و محل پوشه را های لایت کنید. کلیدهای CTRL + C را برای کپی این محل در کلیپ برد فشار دهید، سپس روی CANCEL کلیک کرده و دوباره روی آن کلیک کنید تا کادرهای محاوره ای بسته شوند. بعد از اتمام این مراحل، روی START و سپس RUN کلیک کنید. در کادر OPEN، کلیدهای CTTRL+V را برای انتقال محل، فشار دهید و سپس روی OK کلیک کنید.
سپس لیستی از تمام فایل های DBX (فایل های مربوط به OUTLOOK EXPRESS ) را مشاهده خواهید کرد. برای امنیت خاطر بیشتر تمام این فایل های DBX را روی یک درایو قابل حمل کپی کنید.
۲) روش دوم: تهیه نسخه پشتیبان از پست الکترونیکی مبتنی بر وب
پست الکترونیکی مبتنی بر وب، دارای ویژگی های متفاوتی است؛ از جمله توانایی دسترسی به نامه‌های الکترونیکی در زمان. با وجود این، از آنجا که این برنامه‌های پست الکترونیکی، نامه‌های شما را روی سرورهایشان ذخیره می کنند، تهیه نسخه پشتیبان از آنها مشکل خواهد بود. اگر چه می توانید با استفاده از دستور SAVE AS در INTERNET EXPLORER یا یک مرورگر دیگر نامه ای خود را ذخیره کنید ولی این روشی غیر کارآمد برای تهیه نسخه پشتیبان از تعداد زیادی از نامه هاست.
در اغلب برنامه‌های پست الکترونیکی مبتنی بر وب، مثل GMAIL HOTMAIL و YAHOO! MAIL، لازم است که نامه هایتان را توسط یک برنامه مثل OUTLOOK EXPRESS بفرستید یا دریافت کنید سپس از دستور العمل های این برنامه برای تهیه نسخه پشتیبان از نامه هایتان بهره ببرید.
از بین سه سرویس پست الکترونیک مبتنی بر وب که در این مقاله آنها را بررسی می کنیم. GMAIL تنها سرویسی است که به، صورت رایگان و بون نیاز به نرم افزاری مجزا نامه هی را به برنامه دیگری انتقال می دهد. در GMAIL، می توانید از ویژگی انتقال (POST OFFICE PROTOCOL) POP استفاده کنید.
این ویژگی نامه‌های شما را دوباره به یک حساب پست الکترونیکی که انتخاب کرده اید، می فرستد.
برای استفاده از این گزینه، به حساب GMAIL وارد شوید و روی پیوند SETTINGS کلیک کنید سپس روی زبانه FORWARDING AND POP کلیک کنید.
دکمه رادیویی کنار FORWARD A COPY OF INCOMING MAIL ، را انتخاب کرده و آدرس پست الکترونیکی مقصد را وارد کنید، سپس می توانید بعد از انتقال نامه از بین نگهداری، آرشیو کردن یا حذف پیام ها در سرور GMAIL، یکی را انتخاب کنید.
اگر هرزنامه‌های زیادی وارد صندوق پستی شما می شوند، می توانید نامه ها را قبل از انتقال فیلتر کنید و نامه هایی را که ملاک های لازم را شامل نمی شوند، حذف کنید.
برای اینکه کار را تکمیل کنید، روی SAVE CHANGES در زبانه FORWARDING AND POP کلیک کنید.
این سرویس قابلیت پشتیبانی را فقط به صورت غیر رایگان ارائه می دهد. اگر نمی خواهید پولی برای ویژگی های بیشتر آن بپردازید، باید به انتخاب خود از یک برنامه دیگر برای فرستادن نامه ها به یک آدرس پست الکترونیکی استفاده کنید. FOR HOTMAIL GET MAIL (واقع در آدرسWWW.E_EEASY.CON/GETMAILASPX) که به صورت رایگان است، دارای رابط کاربردی ساده ای است و این توانایی را به شما می دهد تا به صورت خودکار نامه‌های خود را به حساب پست الکترونیکی دیگری انتقال دهید.
برنامه دیگر برای این منظور WEB MAIL ASSISTANT است (واقع در آدرسHTTP://WWW.OMESEEK.COM/) که البته رایگان نیست و نامه‌های HOTMAIL را به یک حساب پست الکترونیکی که از قبل مشخص کرده اید، می فرستد و دارای عملکردهای فیلتر کردن هرزنامه و ادغام نامه ها است. علاوه بر این، WEB MAIL ASSISTANT با YAHOO! MAIL کار می کند؛ چرا که هر دو این برنامه ها، نامه ها را به یک حساب الکترونیکی مجزا انتقال می دهند و سپس با استفاده از یک برنامه مثل OUTLOOK EXPRESS از آنها نسخه پشتیبان تهیه می کنند. بنابراین قادر نخواهید بود که نامه‌های خود را در سرورهای HOTMAIL بازیابی کنید.
این سرویس در YAHOO! MAIL نیز، همانند HOTMAIL، غیر رایگان است و مثل HOTMAIL می توانید برنامه ای رایگان را برای انتقال نامه هایتان به کامپیوتر خانگی خود نصب کنید.
این برنامه YPOPS! نامیده می شود و از آدرسHTTP://WWW.YPOPSEMAIL.COM/ قابل دسترسی است و باز مشابه HOTMAIL، به علت اینکه نامه هایتان را به یک حساب پست الکترونیکی انتقال می دهید تا از آنها نسخه پشتیبان تهیه کنید، قادر نخواهید بود که نامه‌های ذخیره شده روی سرورهای YAHOO! MAIL را بازیابی کنید.
● نتیجه گیری
اگر چه تهیه نسخه پشتیبان از یک حساب پست الکترونیک مبتنی بر وب احتیاج به طی مراح بیشتری دارد، ولی این اطمینان را به شما می دهد که کپی درستی از نامه هایتان دارید تا زمانی که از نامه‌های خود نسخه پشتیبان تهیه می کنید، مطمئن هستید که اگر مشکلی پیش بیاید، یک کپی از نامه‌های مهم خود دارید؛ با این حال همیشه به یاد داشته باشید که روند تهیه نسخه پشتیبان از نامه ها را باید به طور منظم و مرتب انجام دهید تا بتوانیدتعداد نامه هایی را که ممکن است بر اثر اشتباه از دست بروند، کاهش دهید.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در وب۲ همه چیز بر پایه مشارکت معنا پیدا می‌کند و این مشارکت، مشارکت جمعی است که هیچ محدودیتی را بر نمی‌تابد. مشارکتی که خرد جمعی را در خدمت هم‌افزایی درآورده و در مفهومی جدید، وب را به رسانه‌ای تعاملی بدل کرده است.


● وب۲، چه چیزی هست و چه چیزی نیست؟


علیرضا صالحی- دنیای کامپیوتر و ارتباطات


بیش از سه سال از ورود مفهوم وب ۲ به دنیای IT می‌گذرد و هم اکنون جست‌وجوی این عنوان در گوگل، میلیون‌ها نتیجه را در اختیارمان می‌گذارد. وب ۲ از جمله مفاهیمی است که موافقان سینه چاک دارد و مخالفین آتشین. گروهی آن نسل را نسل جدید وب می‌دانند و بعضی آن را یک شعار تبلیغاتی با تاریخ مصرف معین می‌خوانند، اما گروه موافقان پرشمارتر از مخالفان هستند و به شدت در پی تبیین شکل‌ها و گزاره‌های مختلف آن.


وب۲ البته چیزی ملموس یا نرم‌افزاری خاص یا سرویس ویژه‌ای نیست. وب ۲ پلتفرم یا سکوی نرم‌افزاری جدیدی نیست و با فناوری‌های AJAX که در حال متحول کردن برنامه‌نویسی صفحات وب است نیز ارتباط مستقیمی ندارد، حتی گوگل هم که از مظاهر و نمادهای وب ۲ است را نمی‌توان محصول وب ۲ برشمرد، پس وب دو چیست؟


وب ۲ قبل از هر چیز یک مفهوم است، مفهومی که پس از تغییراتی که در کاربرد و کارکرد وب و به طور دقیق‌تر اینترنت پیش آمد، تبلور یافت. در حقیقت وب ۲ زمانی مفهوم پیدا کرد که کاربران بسیاری عادت به ایجاد تعامل با اینترنت و وب پیدا کردند. کاربران بسیاری شروع به نوشتن وبلاگ کردند. سایت‌های اینترنتی دو طرفه شدند و جریان جدیدی از اطلاعات از سمت کاربران به سمت اینترنت روان شد.


وب ۲ زمانی پا به عرصه گذاشت که شبکه‌های تبادل فایل پدید آمدند. کسی از شبکه‌های Napster انتظار نداشت که پایگاه بزرگی از آهنگ‌ها و ترانه‌ها را برای استفاده همگان روی شبکه بگذارد بلکه این کاربران Napster بودند که محتوای شبکه را برای یکدیگر فراهم می‌کردند و پا به اشتراک‌گذاری ترانه‌ها، هم به حجم پایگاه داده غیرمتمرکز می‌افزودند و هم حجم داده‌های اینترنت را افزایش می‌دادند.


اگر گوگل به عنوان یکی از نمادهای وب ۲ شناخته می‌شود بدان علت است که گوگل چیزی به غیر از سرویس نیست. اما این سرویس به تنهایی فاقد ارزش است زیرا جست‌وجوی زمانی معنی پیدا می‌کند که «چیزی» برای جست‌وجو وجود داشته باشد و این کاربران و ساکنان وب هستند که محتوایی را فراهم می‌کنند که جست‌وجو در آن لازم می‌آید. یعنی بدون مشارکت مستقیم کاربران اینترنت، سرویسی مانند جست‌وجو کم‌اثر خواهد شد.


همچنین گوگل از منظر دیگر نمونه‌ای از کاربردهای جدید وب که به آن وب۲ گفته می‌شود محسوب می‌گردد. شما برای استفاده از گوگل به هیچ سکوی خاصی یا نصب نرم‌افزار خاص و خلاصه هیچ آمادگی قبلی ویژه‌ای نیاز ندارید. برای استفاده از آن نیز هیچ وجه خاصی را نمی‌پردازید، هیچ مجوزی را خریداری نمی‌کنید، کاری به باز یا بسته بودن سورس آن ندارید، به سازگاری یا ناسازگاری آن با هیچ نرم‌افزار یا سخت افزار فکر نمی‌کنید و نگران استفاده از جدیدترین نسخه آن هم نیستند.


گوگل سرویسی است برای استفاده که در زیربنای خود به مدیریت پایگاه داده‌ها متکی است. پایگاه داده‌ها که کاربران اینترنت مرتبا در حال افزایش حجم آن هستند. گوگل بابت استفاده از خدمات پایه‌ای وجهی دریافت نمی‌کند همانگونه که کاربران نیز بابت افزایش حجم پایگاه داده‌های آن پولی طلب نمی‌کنند.


همین نمونه سبب شده است که نگاه به نرم‌افزار تغییر کند. بحثی که امروزه در شرکت‌های بزرگ مطرح است آن است که یک نرم‌افزار به عنوان یک «بسته» مفهوم خود را از دست داده است و باید نرم‌افزار را به عنوان یک سرویس درنظر گرفت که با مقیاس‌پذیری بالا است و البته نرم‌افزاری در حالت «بتای دائمی» که به طور مستمردر حال بهبود و توسعه است.


اما وب ۲ تحول دیگری را نیز در مفهوم مالکیت به وجود آورد. در اینجا لازم است مثالی دیگر بزنیم و از ویکی‌پدیا یکی دیگر از نمادهای مهم وب۲. ویکی‌پدیا و همه زیرمجموعه‌هایش به عنوان بستری مطرح شدند که طالب مشارکت همگان هستند البته با صرف‌نظر کردن از مفهوم کپی‌رایت و حق مالکیت.


شما می‌توانید به همان آسانی که مطلبی را در ویکی‌پدیا منتشر می‌کنید، در مطالب دیگران نیز دست ببرید و آنها را ویرایش کنید تا تغییر دهید.


این کار یعنی ویکی‌پدیا، پدیدآورندگان آن و مشارکت‌کنندگان در توسعه آن از حق مالکیت مطالب گذشته‌اند تا در عوض به گستره جهانی برسند. این عمل هم بهره‌گیری از هوش و خرد جمعی را سبب می‌شود و هم بر خلاف ظاهر آن، دائره‌المعارف قابل اطمینان را می‌سازد. در الگویی مانند ویکی‌پدیا در حقیقت این مشتریان یا کاربران هستند که به یکدیگر سرویس می‌دهند و هر چه بیشتر کاربران بیشتری از آن استفاده می‌کنند به کیفیتی از آن افزوده می‌شود.


اما دگرگونی مفهوم مالکیت در وب۲ جنبه‌های دیگری نیز یافته است. همه برنامه یا سرویس‌های کاربردی مهمی که امروزه به عنوان پیشگامان وب۲ از آنها یاد می‌کنیم مانند گوگل، آمازون، ebay یا نپستر، دارای یک بانک اطلاعاتی تخصصی هستند و سرویس آنها مبتنی بر مدیریت آن بانک اطلاعاتی تخصصی هستند و سرویس‌آنها مبتنی بر مدیریت آن بانک اطلاعاتی یا پایگاه داده است. اما این داده‌ها مال چه کسی هستند؟


به نمونه‌ای مانند سایت آمازون نگاه کنید. این سایت اطلاعات اولیه‌ کتاب‌ها را از سایت‌ها یا منابع دیگر جمع‌آوری می‌کند اما در غنی کردن هر چه بیشتر داده‌ها می‌کوشد و چیزهای دیگری مانند تصاویر یا اطلاعات پشت جلد کتاب‌ها فهرست مطالب، برخی فصل‌های نمونه، توضیحات کاربران نقدهای کاربران، مرور کتاب‌ها و ...را به آنها می‌افزاید.


به این ترکیب از ارزش افزوده ایجاد شده به داده‌های اولیه که به مدد مشارکت کاربران ایجاد شده استفاده می‌کند در نتیجه چالشی ایجاد خواهد شد بر سر مفهوم کپی‌رایت و چگونگی استفاده از داده‌ها و این هم از ویژگی‌های جدید وب۲ است و چند نمونه‌های که آورده شد تنها مشتی از خروار است برای نشان دادن مفهوم جدیدی که وب۲ نام گرفته است مفهومی که آرام‌آرام جای خود را باز خواهد کرده و دگرگونی‌هایی را سبب خواهد شد.


در وب۲ همه چیز بر پایه مشارکت معنا پیدا می‌کند و این مشارکت، مشارکت جمعی است که هیچ محدودیتی را بر نمی‌تابد. مشارکتی که خرد جمعی را در خدمت هم‌افزایی درآورده و در مفهومی جدید، وب را به رسانه‌ای تعاملی بدل کرده است.


باز هم از وب۲ خواهیم گفت.

منبع:

 

اخبار فن‌آوری اطلاعات ایتنا

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

شرکت ایسِت راه حل های نرم افزاری جامعی را گسترش می دهد که به طرز سریعی با حملات امنیتی رایانه ها برخورد می کند.
از محصولات این شرکت می توان به نرم افزار محبوب ناد۳۲ اشاره نمود که همواره در آزمون ها و تست های مختلفی که توسط سازمان های مستقل و معتبری همچون ویروس بولتن و اِی وی کامپریتیو برگزار می گردد از جایگاه بالایی برخوردار است.
آخرین محصول شرکتESET نرم افزار Eset Smart Security می باشد که علاوه بر همه مزایای نرم افزار های قبلی این شرکت ماژول دیواره ی آتش شخصی و ماژول آنتی اسپم نیز به آن اضافه گردیده است .شایان ذکر است که دیواره آتش این نرم افزار دارای امکانات بسیار قوی و پیشرفته ای می باشد که کاربران را از هرگونه خطر در حین کار با شبکه اینترنت و شبکه های محلی در امان می دارد...
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

براساس آمار موجود با توجه به کاربران اینترنت آمار به گونه ای است که بیشترین کاربران اینترنت از افراد مبتدی میباشند. بیشترین و بزرگترین مشکل این کاربران ترس و واهمه از ویروسی شدن کامپیوتر خود هست. کلمه ویروس نیز کلمه ای نیست که پیچیده باشد. اولین تصوری که کاربر از ویروس می کند خراب شدن کامپیوتر و سوختن یک سخت افزار میباشد.
عده ای نیز با توجه به ترسی که از این دارند نمیتوانند آن طور که دوست دارند از اینترنت استفاده کنند.
ما در این مقاله سعی بر این داریم که حداقل بتوانیم راههای جلوگیری و مقابله با ویروس ها را معین نماییم.
● اول اینکه چگونه کامپیوتر ما امکان ویروسی شدن دارد:
۱) از طریق ایمیل(شایع ترین راه ویروسی شدن):
هر کاربر مبتدی اینترنت در بدو ورود به اینترنت در پی داشتن یک پست الکترونیک یا همان ایمیل می باشد.پس مشخص است که کاربر خیلی اهمیت میدهد به ایمیل های پست شده به ایمیلش. حال چه به زبان کاربر و چه به زبان دیگر. ولی آیا ما میتوانیم به هر ایمیلی اعتماد کنیم و با خیال راحت باز کنیم؟
خوب مشخص است که جواب خیر میباشد.ویروس نویسان اینترنتی برای انتقال ویروس نوشته شده خود برای اکثریت کاربران هیچ راهی جز ایمیل زدن پیدا نکرده اند تا کنون. حال چگونه این ایمیلها کار میکند.
معمولا این ایمیل ها با توجه به جو حاکم و آخرین اخبار انتشار میشود.به طور مثال در زمان اتفاق تسونامی ویروس نویسان به این فکر افتادند که ویروس خود را با موضوع کمک به آسیب دیدگان تسونامی انتشار کنند.
این ایمیل ها شامل چند مشخصات ظاهری و آشکار و چند مشخصات پنهان میباشد.
▪ معمولا این ایمیل ها شکل ظاهری ایمیل های سالم را دارند شامل:
ـ نام فرستنده
ـ ایمیل فرستنده
ـ موضوع نامه
ـ متن نامه
● آیا یک ایمیل ویروسی شامل همین ها میباشد که به چشم می آیند؟
خیر این ویروس خود را به طور پنهان به این ایمیل چسبانده شده و برای قربانی فرستاده میشود.
▪ این نوع ایمیل ها هم به دو دسته تقسیم میشوند:
۱) ایمیل های قاطی شده با ویروس:
این نوع ایمیل ها هرگز از خود نشان نمیدهند که حاوی ویروس میباشند و به محض باز شدن کامپیوتر قربانی مبتلا به ویروس میشود.
۲) ایمیل های سالم به فایلهای ویروسی:
این نوع ایمیل ها محتوای داخل ایمیل یا همان متن نامه سالم میباشد ولی همراه این ایمیل یک فایل به آن چسبانده شده است که باید حتمی توسط قربانی دانلود و اجرا شود تا کامپیوتر ویروسی شود.
● ولی راه مقابله با ویروسی شدن کامپیوتر با ایمیل:
۱) سعی کنید در مرحله اول از باز کردن ایمیل هایی که فرستنده آن را نمیشناسید خودداری کنید
۲) ایمیل خود را از جایی تهیه کنید که خوده ایمیل دارای ویروس کش باشه.به طوری که اگر ایمیل حاوی ویروس باشه خوده ویروس کش ارائه دهنده ایمیل شما شناسایی کند و از باز کردن آن توسط شما جلوگیری کند مانند:یاهو , هاتمیل
۳) معمولا حدود ۹۰% از ایمیل های ویروسی به قسمت Bulk ایمیل فرستاده میشود.در باز کردن ایمیل های فرستاده شده به Bulk دقت کنید ولی راه دیگر ویروسی شدن کامپیوتر
۲) دریافت فایل از اینترنت یا از دوستان در چت:
شاید شده باشد که در چت هستید و با فردی در حال چت هستید و ازشون فایلی خواسته باشید(عکس خودش,نرم افزار یا…) و آن فرد برای شما بفرسته.آیا با خیاله راحت باید آن را باز کنیم؟
درست است که شاید همون فایلی باشد که ما میخواهیم ولی آیا خیالمان راحت است که فرد فرستنده این فایل را با ویروس در هم نکرده باشه؟
و یا اینکه شما در سایت یا وبلاگی نرم افزاری میبینید و آن را دانلود میکنید .
از کجا مطمئن هستید که این نرم افزار سالم میباشد و با چیزه دیگری قاطی نشده است؟
بله همه این چیزهایی که خواندید امکان دارد.
● ولی راه مقابله با این نوع ویروسی شدن:
۱) در حال چت کردن هرگز از کسی نخواهید که برایتان فایلی را سند کند بلکه ازشون بخواهید برایتان ایمیل کند.
۲) اگر هم امکان ایمیل کردن ندارد هیچ وقت از کسی که شناخت کامل ازشون ندارید هیچ فایلی نگیرید.
۳) همیشه سعی کنید نرم افزار های خود را از سایتهای معتبر یا سایته خوده نرم افزار دانلود کنید.
● و اما راه دیگر ویروسی شدن کامپیوتر:
۳) استفاده از سیدی یا فلاپی حاوی ویروس:
اگر شما سی دی یا فلاپی از دوستتون گرفتید و آن را روی کامپیوتر خودتان اجرا کردین چه تضمینی دارد که این فلاپی یا سی دی ویروسی نباشد؟
● چگونه ما میتوانیم ما به فایل موجود در سی دی اعتماد کنیم؟
۱) هرگز از فردی که شناخت کمی از آن دارید فلاپی یا سیدی دریافت نکنید
۲) اگر کسی با شما کدورتی دارد سعی نکنید هیچ وقت متوسل به او شوید برای دریافت سی دی یا فلاپی
خیلی راههای دیگر هم هست که امکان ویروسی شدن کامپیوتر است ولی ما سعی داریم در این مقاله راهها کلی جلوگیری را بگویم مثلا مثل:دیدن لینک مشکوک
● جمع بندی راههای مقابله:
▪ اولین توسیعه داشتن یک ویروس کش قوی و به روز روی کامپیوتر خودتان میباشد(در مقالات بعدی به طور کامل به این مبحث پرداخته میشود)
▪ کمی دقت در باز کردن ایمیل های رسیده هرگز ایمیلی که فرستنده آن را نمیشناسید باز نکنید.
▪ استفاده از یک سرویس دهنده ایمیل مطمئن
▪ در دانلودهای خود کمی دفت کنیم (هرگز اگر به یک نرم افزار نیاز دارید متوسل به سایتهای نامربوط نشوید.برای مثال اگر به نرم افزاری گرافیکی نیاز داریم هرگز دنباله این نرم افزار در سایت آموزش هک نگردیم چون در سورت موجود کمی مشکوک است نیست؟)
▪ هرگز در چت از کسی که نمیشناسید و آشنایی کامل ندارید فایلی نگیرید و تا جایی که امکان دارد ازشون بخواهید برایتان ایمیل کنند.(که اگر ویروسی بود ویروس کش ایمیل شناسایی کند)
▪ هرگز سی دی و فلاپی که به آن مطمئن نیستید را بر روی کامپیوترتان اجرا نکنید.
▪ هرگز روی لینکهای پیشنهادی مشکوک کلیک نکنید.
● ولی حال اگه کامپیوتر کا به ویروس مبتلا شد باید چه کارهایی انجام دهیم:
▪ نصب ویروس کش و به روز کردن آن و اسکن کردن(بازبینی)کل هارد توسط ویروس کش
▪ اگر فایل یا پوشه ای دارید که برایتان خیلی مهم است سعی کنید یک Buckup تهیه نمایید و Buckup را روی سی دی نگه داری کنید.
▪ اگر برایتان امکان دارد ویندوز خود را عوض کنید و درایو ویندوز قبلی را نیز فرمت نمایید
● و آخرین حرف:
برای داشتن کامپیوتری سالم و امن باید در اینترنت به همه چیزهای موجود در اینترنت شک کرد.مشکل است ولی با کمی دقت و هوشیاری میتوانید به راحتی کامپیوترتان را امن کنید.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

کارت شبکه ، يکی از مهمترين عناصر سخت افزاری در زمان پياده سازی يک شبکه کامپيوتری است . هر کامپيوتر موجود در شبکه ( سرويس گيرندگان و سرويس دهندگان ) ، نيازمند استفاده از يک کارت شبکه است . کارت شبکه ، ارتباط بين کامپيوتر و محيط انتقال ( نظير کابل ها ی مسی و يا فيبر نوری ) را فراهم می نمايد .

وظايف کارت شبکه

برقراری ارتباط لازم بين کامپيوتر و محيط انتقال

تبديل داده : داده ها بر روی گذرگاه ( bus ) کامپيوتر به صورت موازی حرکت می نمايند . نحوه حرکت داده ها بر روی محيط انتقال شبکه به صورت سريال است . ترانسيور کارت شبکه ( يک ارسال کننده و يا دريافت کننده ) ، داده ها را از حالت موازی به سريال و بالعکس تبديل می نمايد .

ارائه يک آدرس منحصربفرد سخت افزاری : آدرس سخت افزاری (MAC ) درون تراشه ROM موجود بر روی کارت شبکه نوشته می گردد . آدرس MAC در واقع يک زير لايه از لايه Data Link مدل مرجع OSI می باشد . آدرس سخت افراری موجود بر روی کارت شبکه ، يک آدرس منحصربفرد را برای هر يک از کامپيوترهای موجود در شبکه ، مشخص می نمايد . پروتکل هائی نظير TCP/IP از يک سيستم آدرس دهی منطقی ( آدرس IP ) ، استفاده می نمايند . در چنين مواردی قبل از دريافت داده توسط کامپيوتر ، می بايست آدرس منطقی به آدرس سخت افزاری ترجمه گردد .

انتخاب کارت شبکه

برای انتخاب يک کارت شبکه ، می بايست پارامترهای متعددی را بررسی نمود :

سازگاری با معماری استفاده شده در شبکه : کارت های شبکه دارای مدل های متفاوتی با توجه به معماری استفاده شده در شبکه ( اترنت ، Token ring )می باشند . اترنت ، متداولترين معماری شبکه در حال حاضر است که در شبکه هائی با ابعاد بزرگ و کوچک ، استفاده می گردد .

سازگاری با throughput شبکه : در صورتی که يک شبکه اترنت سريع (سرعت 100Mbps ) پياده سازی شده است ، انتخاب يک کارت اترنت با سرعت 10Mbps تصميم مناسبی در اين رابطه نخواهد بود . اکثر کارت های شبکه جديد قادر به سوئيچينگ اتوماتيک بين سرعت های 10 و 100Mbps می باشند ( اترنت معمولی و اترنت سريع )

سازگاری با نوع اسلات های خالی مادربرد : کارت های شبکه دارای مدل های متفاوتی با توجه به نوع اسلات مادربرد می باشند. کارت های شبکه PCI درون يک اسلات خالی PCI و کارت هائی از نوع ISA در اسلات های ISA نصب می گردند . کارت شبکه می بايست متناسب با يکی از اسلات های خالی موجود بر روی مادربرد، انتخاب گردد. اسلات آزاد به نوع مادربرد بستگی داشته و در اين رابطه گزينه های متعددی نظير ISA,PCI و EISA می تواند وجود داشته باشد .

گذرگاه ISA که از کلمات Industry Standard Architecture اقتباس شده است، استاندارد استفاده شده در کامپيوترهای IBM XT است . استاندارد فوق در ابتدا به صورت هشت بيتی مطرح و در سال 1984 نوع شانزده بيتی آن نيز عرضه گرديد. تعداد زيادی از تجهيزات سخت افزاری نظير مودم ، کارت صدا و کارت های شبکه بر اساس استاندارد فوق توليد و عرضه شده اند . برخی از مادربردهای جديد دارای اسلات های PCI بوده و از کارت های ISA حمايت نمی نمايند . ( کارت های PCI دارای سرعت بيشتری نسبت به ISA می باشند ) .


PCI در سال 1993 معرفی و يک گذرگاه سی و دو بيتی است . PCI 2.1 شصت و چهار بيت را حمايـت می نمايد .کارت های شبکه PCI با توجه به پتاسيل های موجود دارای استعداد لازم به منظور ارائه سرعت و کارآئی بيشتری نسبت به کارت های ISA می باشند :

بافرينگ : حافظه تراشه ها ( RAM ) بر روی کارت شبکه قرار داشته و از آن به عنوان بافر استفاده می گردد .از حافظه فوق به منظور نگهداری اطلاعاتی که در انتظار پردازش می باشند و يا اطلاعاتی که می بايست بر روی شبکه منتشر شوند ، استفاده می گردد .

DMA و يا Direct Memory Access ، کامپيوترهائی که از DMA حمايـت می نمايند، امکان ارسال و يا دريافت داده از حافظه را مستقيما" و بدون درگيرکردن پردازنده فراهم می نمايند .

Bus Mastering . کارت های شبکه می توانند بگونه ای طراحی شوند که مستقيما" بدون استفاده از پردازنده کامپيوتر و يا واسطه ای ديگر به حافظه RAM کامپيوتر دستيابی داشته باشند . ويژگی فوق به کارت های شبکه اجازه می دهد که bus را کنترل نموده و داده ئی را به حافظه RAM کاميپوتر ارسال و يا دريافت نمايند .

نصب کارت شبکه

برای نصب کارت شبکه می توان مراحل زير را دنبال نمود :

باز نمودن کيس کامپيوتر و نصب کارت شبکه در يکی از اسلات های آزاد

بستن کيس و متصل نمودن کابل به پورت کارت شبکه

راه انداری کامپيوتر . در صورتی که يک کارت Plug&Play تهيه شده است و از سيستم عاملی استفاده می شود که تکنولوژی Plug & Play را حمايت می نمايد ، تنها کاری که احتمالا" می بايست انجام داد ، قرار دادن ديسکت و يا CD درايور کارت شبکه در درايو مربوطه است .در صورتی که از سيستم عاملی استفاده می گردد که قادر به تشخيص سخت افزارهای جديد نمی باشد ، می بايست عمليات نصب کارت شبکه به صورت دستی انجام شود .

با توجه به اين که کامپيوترهای جديد و سيستم های عاملی که بر روی آنان نصب می گردد، عموما" از فن آوری Plug&Play حمايت می نمايند ، نصب يک کارت شبکه کار چندان مشکلی نخواهد بود . کافی است کارت شبکه را درون يکی از اسلات های خالی مادربرد قرار داده و کامپيوتر را راه اندازی نمود . کارت های شبکه Plug&Play توسط سيستم عامل تشخيص داده شده و درايور آنان نصب می گردد .


در حال حاضر سيستم های عامل اندکی وجود دارد که از تکنولوژی Plug &Play حمايت نمی نمايند ، در زمان نصب کارت شبکه بر روی اين نوع سيستم ها ، می بايست دارای اطلاعات لازم در رابطه با IRQ نيز باشيم ( IRQ از کلمات Interrupt Request اقتباس شده است) . به هر دستگاه موجود در کامپيوتر نظير موس ، صفحه کليد و کارت شبکه ، يک خط IRQ نسبت داده می شود. دستگاه های فوق با استفاده از IRQ نسبت داده شده ، درخواست خود را با پردازنده مطرح می نمايند ( پردازش داده ها ) . هر دستگاه می بايست دارای يک IRQ منحصربفرد باشد در غير اينصورت با يک IRQ Conflict مواجه خواهيم شد.


جدول زير تنظيمات IRQ در کامپيوترهای شخصی را نشان می دهد .

IRQ


کاربرد


 


0 System timer


1 Keyboard


2 Cascade to secondary IRQ controller


3 COM port 2 and 4 (serial port)


4 COM port 1 and 3 (serial port)


5 LPT2 (printer port)


6 Floppy disk controller


7 LPT1 (printer port)


8 Real-time clock


9 Free


10 Primary SCSI adapter (or free)


11 Secondary SCSI adapter (or free)


12 PS/2 mouse


13 Floating-point math coprocessor


14 Primary hard disk controller


15 Secondary hard disk controller (or free)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

SMS :


سرويس پيام كوتاه, نام خدمات جديدي است كه اغلب تلفن هاي ديجيتالي مدرن در دسترس است. اين سرويس به كاربران اجازه ميدهد كه پيام هاي كوتاهي را (حدود 150 تا 160 حرف) را به تلفن هاي ديگر ازسال يا دريافت كنند.


معمولاً اين سرويس محدود به كاربران همان شبكه محدود است. براي ارسال يا دريافت پيام هاي SMS كاربران تلفن معمولي بايد مجبور به پرداخت يك مقدار ماهيانه به شبكه سرويس دهنده آنها يا يك مبلغ كوچك به ازاي هر پيام ميباشند. بعضي از شركت ها هم سرويس پيام كوتاه را رايگان در اختيار مشتركان خود ميگذاردو

MMS :


سرويس پيام رساني چند رسانه اي يا MultiMedia Messaging Service كه بسيار شبيه به سرويس EMS است : ساختار جديد و بهتري از سرويس SMS قديمي است MMS.


به كاربران تلفن هايي كه با يكديگر همسازي دارند (تلفن هاي همساز) اجازه ميدهد كه پيام هاي چند رسانه اي را بين يكديگر مبادله كنند.


پيام هايي همانند كارت پستال هاي گرافيكي, انيميشنها يا پويا نمايي ها, كليپ هاي ويدوئي, نقشه ها و كارت هاي ويزيت تجاري ...


MMS براي نسل سوم سيستم هاي ارتباطي طراحي و بهينه سازي شده است. (G Systems 3)

EMS :


سرويس پيام افزوده يا Enhanced Message Service ساختار جديد و بهتري از همان سرويس SMS معروف است كه توسط شركت هاي آلكاتل, اريكسون, موتورولا, ئ زيمنس پياده سازي شده است.


EMS امكانات جديدي نظير سيستم همزماني داده (( Over The Air Data Synchronization و پيام هايي با قابليت داشتن آيكن هاي پويا (Animated) يا ثابت, فرستادن يا دريافتن پيام تا 760 حرف را دارد EMS.


يك استاندارد باز است به اين معني كه تمامي شركت هاي توليد كننده تلفن هاي همراه ميتوانند از اين استاندارد به راحتي در تلفنهاي خود استفاده كنند. اما شركت بزرگ نوكيا, كه بزرگترين توليد كننده گوشي هاي تلفن همراست از پذيرفتن و به كاربستن اين سرويس در تلفن هاي خود امتناع كرده است و بيستر تمركز خود را در رشد و نمو سيستم MMS گذاشته است.


سر نام EMS همچنين به سيستم پيام رساني فوري (Emergency Messaging System) كه توسط شركت موتورولا تهيه شده است, اطلاق ميشود كه البته اين سيستم مخصوص تجاري است نه براي تلفن هاي همراه.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

انواع:
ویندوز و لینوكس انواع مختلفی دارند. تمامی انواع ویندوز را مایكروسافت تولید می كند، اما توزیع متنوع لینوكس از سوی شركت های متعددی مانند Linspire، Red Hat، SuSE، Ubunta، Mandriva، Knoppix، Slackware و Lycoris صورت می گیرد. ویندوز دو خط اصلی دارد كه می توان آنها را Win9x كه شامل ویندوزهای 95، 98، 98SE، Me و كلاس NT كه ویندوزهای NT، 2000 و XP را در خود جای داده است، اشاره كرد. ویندوز در واقع كار خود را با نسخه 3.x آغاز كرد و پس از چند سال ویندوز 95 را روانه بازار كرد.
انواع لینوكس به عنوان توزیع از آن یاد می شود. تمامی توزیع های لینوكس كه در چارچوب زمانی یكسان منتشر شده، از یك هسته اصلی(مهمترین بخش سیستم عامل) تبعیت می كنند. تفاوت آنها در نرم افزارهای اضافی ارائه شده، واسطه گرافیكی كاربر، فرایند نصب، قیمت، اسناد سازی و پشتیبانی های فنی است. ویندوز و لینوكس هر دو در desktop و ویرایش های سروری ظاهر می شوند.
لینوكس می تواند كارایی خود را بالا برد كه ویندوز نمی تواند. نسخه های هدفمند ویژه از لینوكس وجود دارد. به عنوان مثال NASLite نسخه ای از لینوكس است كه بااستفاده از یك فلاپی دیسك، رایانه قدیمی را تبدیل به یك فایل سرور می كند. این نسخه از لینوكس قادر به اتصال به شبكه، تقسیم فایل ها و عملكرد به عنوان یك وب سرور است.
واسطه گرافیكی كاربر:
ويندوز و لينوكس قادر هستند به ارائه واسطه گرافيكي كاربر و واسطه خط فرمان بپردازند. واسطه گرافيكي كاربر ويندوز از ويندوز 1/3 به ويندوز 95، ويندوز 2000 و ويندوز XP تغيير يافته است و انتظار مي رود در نسخه بعدي ويندوز كه جايگزين XP خواهد شد، دوباره تغيير كند.
لينوكس به طور نمونه به ارائه دو واسطه گرافيكي كاربر، KDE و Gnone مي پردازد. در توزيع هاي عمده لينوكس، ليندوز موجب شده واسطه كاربر شباهت بيشتري به ويندوز داشته باشد. همچنين XPde for Linux نيز در شباهت لينوكس به ويندوز نقش موثري دارد. واسطه گرافيكي كاربر در سيستم هاي لينوكس اختياري است و حال آن كه اين واسطه جزء جدايي ناپذيرOS در ويندور است. سرعت، كارايي و اطمينان در اجراي يك سرور به جاي لينوكس كه فاقد واسطه گرافيكي كاربر است، افزايش يافته است و اين در حالي است كه ديگر نسخه هاي سرور ويندوز قادر به انجام چنين عملي نيستند. در واقع واسطه گرافيكي كاربر در لينوكس، اجرا و كنترل از راه دور را براي يك رايانه لينوكس آسانتر و طبيعي تر از رايانه ويندوز جلوه مي دهد.
واسطه نماي متني:
اين واسطه به عنوان يك مفسر دستوري نيز شناخته شده است. كاربران وينداز برخي اوقات از آن به عنوان يك اعلان از سوي DOS نيز ياد مي كنند. كاربران لينوكس آن را به عنوان يك برنامه واسطه معرفي مي كنند. هر نوع از ويندوز به يك مفسر دستوري مجهز است، اما انواع مختلف ويندوز از مفسرهاي مختلفي نيز برخوردارند. به طور كلي، مفسرهاي دستوري ويندوز سري 9x شباهت زيادي به يكديگر دارند و نسخه هاي كلاس NT نيز مفسرهاي دستوري مشاهبي را در خود جاي داده اند. اما تفاوت هايي در بين اين دو دسته از ويندوز وجود دارد. لينوكس مانند ديگر نسخه هاي يونيكس، از مفسرهاي دستوري چندگانه پشتيباني مي كند، اما معمولاً از يك نوع كه به عنوانBASH شناخته مي شود، استفاده مي كند. از ديگر مفسرها مي توان از Korn shell، Bourne shell، ash و C shell ياد كرد.
هزينه:
براي يك desktop و يا كاربرد خانگي، مي توان گفت لينوكس خيلي ارزان و يا رايگان است در حالي است كه ويندوز گران است. در كاربرد سرور نيز لينوكس در مقايسه با ويندوز بسيار ارزان است. مايكروسافت اجازه مي دهد، يك كپي از ويندوز تنها براي يك رايانه استفاده شود. براي اولين بار در ويندوز XP، آنها با استفاده از نرم افزاري به اعمال اين قانون(در ابتدا فعال سازي توليد ويندوز و سپس ويندوز Genuine) مي پردازند. در مقايسه، تنها با يك بار خريد لينوكس، شما مي توانيد در هر چند رايانه با هيچ گونه هزينه اضافي از آن استفاده كنيد. براي دستيابي به لينوكس بايد رايانه اي جديد را كه لينوكس از پيش بر روي آن نصب شده خريداري كرد. ليندوز كه در حال حاضر لينسپاير ناميده مي شود، ليست تمامي فروشندگاني كه رايانه هايي مجهز به ليندوز را به فروش مي رسانند، ارائه مي دهد. اگر شما خواستار نصب لينوكس هستيد، مي توانيد به خريد رايانه اي بدون سيستم عامل از Dell و يا Wal-Mart كه براي نصب انواع لينوكس كامل است، اقدام كنيد.
نصب ويندوز هميشه يكسان است و اين در حالي است كه توزيع هاي مختلف لينوكس برنامه هاي نصب خود را دارند كه حتي اين امر مي تواند در نسخه هاي مختلف توزيع يكسان، تغيير يابد.
اجراي برنامه از طريق سي دي:
يكي از كارهايي كه لينوكس مي تواند انجام دهد و ويندوز نمي تواند، اجرا شدن از روي سي دي است. براي اجرا، ويندوز بايد ابتدا بر روي ديسك سخت نصب شود. اگر نصب ويندوز در مقطعي قطع شود، نمي توان رايانه را راه اندازي كرد. برنامه اي رايگان با نام BartPE وجود دارد كه مي تواند برخي از برنامه هاي ويندوز را از طريق سي دي bootable اجرا كرد.
به طور عادي، لينوكس نيز از طريق يك ديسك سخت اجرا مي شود، اما تعداد خيلي كمي از نسخه هاي لينوكس هستند كه بدون نصب شدن بر روي ديسك سخت، كاملاً از طريق سي دي اجرا مي شوند.
در نسخه هاي لينوكس مبني بر سي دي، كاربرد از ديسك سخت متفاوت است. برخي از آنها مانند ليندوز، هيچ چيزي را بر روي ديسك سخت حك نمي كنند و تجربه لينوكس را به راحتترين و امنترين نحو امكان مي سازند.
نرم افزار كاربردي:
در مقايسه لينوكس و ويندوز مي توان گفت، نرم افزارهاي كاربردي بيشتري براي ويندوز موجود است.
كسب نرم افزار كاربردي:
اگر به خريد يك كپي از ويندوز بر روي CD-ROM اقدام كنيد، نمي توانيد به نرم افزارهاي كاربردي آن دسترسي پيدا كنيد. اما اگر به خريد يك يا چند كپي از لينوكس بپردازيد، مي توانيد نرم افزارهاي كاربردي آن را به صورت رايگان دريافت كنيد. رايانه اي جديد به همراه ويندوزي كه از پيش بر روي آن نصب شده نيازمند به نرم افزارهاي كاربردي دارد. هر توزيع لينوكس با انواع متعددي ارائه مي شود. هر چه نسخه گرانتر باشد، نرم افزارهاي بيشتري نيز خواهد داشت.
نصب نرم افزارهاي كاربردي:
نصب كاربردها تحت ويندوز در حالي كه استاندارد نشده اند، معمولاً همسان است. نصب نرم افزار تحت لينوكس در هر توزيع متغاير است و به راحتي، سادگي و آشكاري ويندوز نمي باشد. ليندوز به كاربران اجازه مي دهد به نصب نرم افزارها در شرايطي شبيه به بهنگام كردن ويندوز بپردازند. در لينوكس كاربردها پس از دانلود شدن، به طور خودكار نصب مي شوند كه اين سرويس دهي به صورت رايگان صورت نمي پذيرد.
ويروس ها و جاسوس ها:
انواع مختلفي از برنامه هاي نرم افزاري بد انديش وجود دارد كه معمولترين آنها به عنوان ويروس و جاسوس ناميده مي شوند. جاسوس در ويندوز به مشكلي بزرگ تبديل شد در حالي كه مايكروسافت به خريد يك شركت نرم افزاري ضد جاسوس اقدام كرد و توليدات خود را با عنوان برنامه ضد جاسوس مايكروسافت در سال 2005 روانه بازار كرد. بخش عظيمي از اين نرم افزارهاي مخرب در ويندوز عمل مي كنند.
كاربران و اسم رمز:
لينوكس و ويندوز 2000/XP هر دو نيازمند نام كاربر و اسم رمز و زمان ره اندازي هستند. ويندوزهاي XP و 2000 و لينوكس از نمونه هاي متعدد و يا طبقه هاي مختلفي از كاربران حمايت مي كنند. لينوكس و ويندوز مي توانند كاربران را به گروه هاي مختلف دسته بندي كنند و مزايا را براي يك گروه نسبت به يك كاربر ارائه مي دهند. اما فايل ها در لينوكس تنها متعلق به يك كاربر و يا گروه، معين شده است.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

تلفن اینترنتی چیست و چگونه کار میکند. آیا میدانید که سرویس تلفن اینترنتی از اینترنت بجای خطوط تلفنی معمولی برای ارسال صدا سود میجوید؟ در تلفن اینترنتی، معمولا تلفن فعلی تان را به یک جعبه کوچک وصل میکنید که شرکت تلفن اینترنتی بشما میدهد و سپس این جعبه را به خط اینترنت باند پهن تان (کابلی یا دی.اس.ال) وصل میکنید. بعد درست مانند تلفن معمولی، گوشی را برداشته و بعد از شنیدن صدای بوق نمره گیری میکنید تا با شخص مورد نظرتان صحبت کنید. با این تلفن میتوانید به هر کسی در هر کجای دنیا که تلفن دارد زنگ بزنید. بعضی از شرکتها تلفن نرم افزاری دارند که دستگاه کامپیوتر شما را تبدیل به تلفن میکند و شما میتوانید با اتصال گوشی و دهنی به پورت یو.اس.بی کامپیوتر از آن مانند تلفن استفاده کنید.

● قطعی تلفن اینترنتی :


توجه داشته باشید که اگر به هر دلیلی اتصال اینترنتی شما قطع شود و یا برق وسایل شبکه تان قطع شود، سیستم تلفنی شما از کار خواهد افتاد. شاید بتوان مشکل قطع برق را با یک یو.پی.اس یا سیستم برق اضطراری حل کرد اما اگر سرویس دهنده اینترنت شما، مشکل داشته باشد، تلفن شما هم به مشکل خواهد افتاد.


تلفن اینترنتی یا VOIP با استقبال گسترده ای روبرو شده است اما همیشه این سئوال برایتان مطرح است که چرا باید تلفن معمولیتان را با تلفن اینترنتی عوض کنید و دردسر اینکار را برخود هموار نمائید؟ جواب مسئله در دو مورد قیمت و قابلیت خلاصه میشود.

● مشخصه تلفن اینترنتی


مهمترین مشخصه تلفن اینترنتی ارزان بودن مکالمه تا حد رایگان بودن آن برای تماس با هرجای دنیاست. اما باز هم مانند تلفن معمولی سئوال اینجاست که کدام شرکت سرویس بهتری ارائه میکند. قابلیتهای تلفن اینترنتی از جمله موارد قابل توجه میباشد. مثلا کد منطقه یا شهرتان را میتوانید با خود به هرجا ببرید زیرا عملا در تلفن اینترنتی این کد معنایی ندارد. بعضی از سیستمها بشما امکان میدهند تا پیامهای تلفنیتان را در سیستم ایمیلتان بگیرید و مستقیما از داخل Outlook نمره گیری تلفن انجام دهید.

● نقطه ضعف سیستم تلفن اینترنتی کجاست؟


اما نقطه ضعف سیستم تلفن اینترنتی کجاست؟ یکی از موارد این ضعف آنست که هنوز راه اندازی و مصرف این تلفن جدید به راحتی و سادگی تلفن معمولی نیست و دیگر آنکه کیفیت سیستم نیز متغیر است.


روشهای مختلفی در مورد نحوه کارکرد تلفن اینترنتی وجود دارد. مثلا Skype ارتباط بین دو کامپیوتر را از طریق نرم افزار برقرار میسازد در حالیکه Vonage به هر کسی با یک خط باند گسترده امکان میدهد تا از تلفن معمولی یا کامپیوتر خود برای تماس استفاده کند و فرقی نمیکند که تلفن طرف مقابل معمولی باشد یا اینترنتی. بعلاوه، شرکتها میتوانند local VOIP نصب کنند تا سیستم تلفن داخلیشان از شبکه محلی شرکت استفاده کند. وقتی این تماسها به خارج از شرکت برود بسته به انتخاب و پرداختی شرکت، میتواند از اینترنت یا خطوط تلفن معمولی استفاده کند. آنچه بین تمام این سیستمها مشترک است آنست که صدا تبدیل به بسته های دیتای دیجیتالی شده و درست مانند ایمیل روی شبکه یا اینترنت ارسال میشود. برای تماس با تلفنهای معمولی لازم است تا در جاهایی اتصال به شبکه تلفن معمولی انجام شود.

 

● سیستمهای تلفن اینترنتی


در اغلب سیستمهای تلفن اینترنتی، تکنولوژی اینترنت اتصال بین تلفن و شرکت تلفن را برقرار میسازد. کافیست تا یک تلفن معمولی را به یک آداپتور که متصل به خط اینترنت است وصل نمائید. تماسهای شما از طریق وب به سرویس دهنده VOIP ارسال میشود. این سرویس دهنده، تماسهای شما را به سیستم تلفن منتقل مینماید. اگر طرف مقابل شما در شبکه اینترنتی باشد، این مسیر هرگز سیستم تلفن معمولی را بکار نمیگیرد.

● مشکلات فنی تلفن اینترنتی


۱) توجه داشته باشید که اگر به هر دلیلی اتصال اینترنتی شما قطع شود و یا برق وسایل شبکه تان قطع شود، سیستم تلفنی شما از کار خواهد افتاد. شاید بتوان مشکل قطع برق را با یک یو.پی.اس یا سیستم برق اضطراری حل کرد اما اگر سرویس دهنده اینترنت شما، مشکل داشته باشد، تلفن شما هم به مشکل خواهد افتاد.


۲) مشکل بعدی سرویس ۹۱۱ یا اورژانس است که چون تلفن اینترنتی محلی نمیباشد بنابراین گرفتن این شماره، نمیتواند شما را به اورژانس منطقه وصل کند. در این اواخر، با ثبت کردن تلفن تان برای سرویس ۹۱۱ میتوانید از سرویس درست منطقه استفاده کنید. فقط یادتان باشد که باید حتما به اپراتور اورژانس بگویید که کچا هستید زیرا محلتان در سیستم اورژانس منعکس نمیشود.


۳) اگر از سیستم DSL استفاده میکنید یعنی سرویس اینترنت شما از طریق خط تلفن منتقل میشود که یک شماره تلفن بدان تعلق دارد و نمیتوانید بدون قطع تلفن، این شماره را خاموش کنید اما میتوانید یک شماره جدید از سرویس دهنده تقاضا نمائید. جدیدا سرویسهای DSL بدون شماره خاص بکار گرفته میشود که بدان naked DSL میگویند.

● آدرس سرویس دهنده های تلفن اینترنتی


برخی از سرویس دهنده های تلفن اینترنتی به شرح زیر هستند که برای دسترسی به آدرس اینترنتی هر یک میتوانید به سایت کامتونت و همین مقاله مراجعه نمائید:


▪ SunRocket Internet Phone Service


▪ AT&T CallVantage


▪ BroadVoice


▪ Broadvox


▪ iConnectHere


▪ Lingo


▪ Packet۸


▪ Verizon VoiceWing


▪ Voiceglo


▪ Vonage


▪ Zoom GlobalVillage

● نرم افزار سرویسهای تلفنی اینترنتی


سرویسهای تلفنی اینترنتی با کامپیوتر و نرم افزار به شرح زیر هستند


▪ FreeWorld Dialup


▪ Skype

● تعریف تلفن اینترنتی


یک نوع ارتباط تلفنی است که از طریق یک سرویس‌دهنده اینترنتی یا Voice Over Internet Protocol صورت می‌پذیرد. VOIP عبارت است از انتقال صوت، از طریق بسته‌های آدرس پروتکل اینترنت (IP) و اینترنت. در واقع یک مجموعه از سخت‌افزار و نرم‌افزار است که ما را قادر می‌کند تا از اینترنت به عنوان واسط انتقالی برای تماس‌های تلفنی استفاده کنیم. این روش به علت حذف مراکز تلفن راه دور از دایره تماس، از نظر هزینه بسیار به صرفه است.

● وضعیت تلفن اینترنتی در ایران


در حالیکه سازمان تنظیم مقررات، مشخص شدن آخرین وضعیت ارایه خدمات تلفن اینترنتی را به تصویب آیین‌نامه جدید آن تا پایان سال ‪ ۸۴موکول کرده است، شرکتهای فعال در این زمینه همچنان در بلاتکلیفی و سردرگمی بسر می‌برند.


مدیر یک شرکت ارایه‌دهنده خدمات تلفن اینترنتی VOIPبا اشاره به این موضوع اظهار داشت: بسیاری از شرکتهای فعال در این زمینه از تابستان امسال تاکنون در بلاتکلیفی به سر می‌برند.


“علیرضا مشکفروش” افزود: برغم ادعای سازمان تنظیم مقررات مبنی بر تمدید مجوز تلفن اینترنتی شرکتهای خصوصی، تا نهایی شدن آیین‌نامه جدید هیچ حرکتی در این راستا صورت نگرفته است.


وی بااشاره به‌انتقادات وارد شده به‌آیین‌نامه ارایه خدمات تلفن بین‌المللی در ماههای گذشته تاکید کرد: با این وجود ، سازمان تنظیم مقررات همچنان بر روش و عقاید پیشین خود پافشاری می‌کند.


وی ضمن ابراز بی‌اطلاعی از تمدید نکردن مجوز شرکتهای تلفن اینترنتی در ماههای اخیر تصریح کرد: هیچ برنامه‌ای برای جلوگیری از فعالیت شرکتهایی که پیش از این دارای مجوز تلفن اینترنتی بودند، وجود ندارد.


به گفته وی، اکنون حدود ۸۰ شرکت دارای مجوز ارایه خدمات تلفن اینترنتی در سراسر کشور وجود دارد.

منبع:

 

http://golabia.wordpress.com

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

وبی که در پیش روی ماست، در همین عمر تقریباً کوتاهش، به بسیاری از کارهای خسته‏کننده و روزمره ما سرعت و راحتی بخشیده است. اما هنوز برخی مشکلات وجود دارد؛ از قیمت بالای تهیه یک بلیت کنسرت از طریق وب تا نگرانی‏های مربوط به حریم خصوصی کاربران در سایتها. با وجود چنین مشکلاتی، نمی‏توان گفت وب مسیر صحیحش را پیدا کرده است. ما در این مقاله به بررسی 10 مورد از بدترین مشکلات وب می‏پردازیم.


واضح است که مشکلات آزاردهنده وب نظیر اسپمها، صفحات گمراه‏کننده قلابی (Phishing)، ویروسها، برنامه‏های جاسوسی که ریشه برخی از آنها به روزهای اولیه تولد وب بازمی‏گردد هنوز حل نشده است. ما در نظرسنجی‏مان از کاربران پرسیدیم که از نظر آنها چه چیزهایی در وب برایشان ناخوشایند است. سپس بخشی از آن موارد که بیشترین توافق در موردشان وجود داشت را جدا کردیم و مجدداً از کاربران خواستیم (*) به 2 مورد که آنها را ناخوشایندتر از سایرین می‏دانند رای دهند. نتیجه هر کدام از آن موارد بصورت درصد بیان شده است. ما این موارد را از مهمترین به کم‏اهمیترین مرتب کرده‏ایم. 

1. تردید نسبت به سیاستهای حریم خصوصی افراد (Privacy Policies) در سایتها


درصد موافقت: 69


بسیاری از سایتهای با اهداف تجاری (خصوصاً در بخشهای مربوط به سلامتی و سرویسهای مالی) اطلاعات خصوصی زیادی را از کاربران دریافت می‏کنند. بسیاری از آنها ضوابط مربوط به نگهداری حریم خصوصی کاربران را در سایت قرار داده‏اند تا بلکه بتوانند از این طریق مشتریان را راضی کنند که نگران ارائه اطلاعات به آن سایتها نباشند. اما جملات حقوقی استفاده شده در این صفحات مشکلتر از آنست که کاربران بتوانند آنها را بدرستی درک کنند و همین موضوع سبب می‏شود که کاربران در آخر نفهمند که خیالشان از بابت ارائه اطلاعات خصوصی‏شان می‏تواند راحت باشد یا خیر.


برای نمونه صفحه حریم خصوصی (Privacy Notice) سایت آمازون (amazon.com) حاوی سندی 2700کلمه‏ایست که خود آن به صفحه‏ای 2600کلمه‏ای مربوط به شرایط استفاده (Conditions-of-Use) که پر از مطالب درهم حقوقی است لینک شده است. خیلی خوش‏شانسید اگر بتوانید از این مطالب حقوقی، اطلاعات مورد نظرتان را برداشت کنید. در برخی سایتها استفاده از اطلاعات شخصی را تقسیم‏بندی کرده‏اند. مثلاً حق استفاده از مطالب خصوصی دریافت شده برای بازاریابی محصولات یا سرویسهای دیگر به اعضای آن سایت، یا به اشتراک گذاشتن آن اطلاعات با اشخاص یا شرکتهای ثالث؛ که خود باعث می‏شوند کاربری که آن اطلاعات را در اختیار آن سایت قرار داده است به نوعی احساس ناامنی کند.


حامیان مشتریان پذیرفتن صحیح بودن این موارد را بسیار مشکل می‏دانند چرا که صاحبان سایت (از طریق این جملات حقوقی) در این موارد تفریط می‏کنند تا نگران جریمه‏های آتی نباشند. البته شما می‏توانید از ارائه اطلاعات به سایتهایی که مظنون هستید و فکر می‏کنید به نوعی سعی در گمراه کردنتان دارند خودداری کنید. اما حتی اگر یک وکیل هم برای بررسی نکات قید شده در قسمت حریم خصوصی سایتها استخدام کنید چطور می‏توانید مطمئن باشید که پیش از آنکه دیر شده باشد، متوجه شده‏اید که ارائه اطلاعات به سایتی نادرست است.

2. پر کردن فرمهای آنلاین


درصد موافقت: 65


پر کردن یک فرم به‏ظاهر ساده آنلاین، از بااهمیتی یک فرم درخواست وام گرفته تا کم‏اهمیتی یک فرم ثبت یک سایت، می‏تواند به یک چرخه بی‏پایان به‏روزرسانی پی‏درپی مرورگر شما منجر شود. دلیل آن هم این است که بسیاری از فرمهای تحت وب، ترکیبی از فیلدهایی است که پر کردن برخی از آنها اختیاری بوده و برخی دیگر اجباری می‏باشند بدون آنکه بدرستی این فیلدها از یکدیگر متمایز شده باشند. حال اگر شما هنگام پر کردن یک فرم، یکی از این فیلدهای اجباری را پر نکرده باشید پس از کلیک بر روی دکمه ارسال (Submit) مجدداً همان صفحه ظاهر می‏شود که به شما اطلاع می‏دهد فیلدی اجباری پر نشده است (در بعضی مواقع مجبورید از نو همه اطلاعات را وارد کنید چرا که صفحه ظاهر شده اطلاعات قبلی‏ای که در فیلدها وارده کرده بودید را در خود ندارد!). اگر بخواهیم منصفانه به این قضیه نگاه کنیم می‏توانیم بگوییم این گونه مشکلات این روزها بسیار کمتر شده‏اند چرا که سایتهای تجاری بخوبی می‏دانند که ناراحتی کاربر چقدر می‏تواند برای تجارت آنها زیان‏آور باشد. اما هنوز در زمانی که حل این مشکلات بسیار ساده است دیدن این موارد در برخی سایتها بسیار تعجب‏آور است. طراحان سایت باید بصورت واضح فیلدهای اجباری را از فیلدهای اختیاری متمایز کنند (انتخاب رنگ قرمز برای این کار مناسب‏تر است) و اگر به هر صورتی کاربری فیلدی اجباری را پر نکرد او را مجبور به پر کردن همه فیلدهایی که قبلاً وارد کرده بود نکنند و تنها آن فیلد پر نشده را با رنگی متفاوت از سایر فیلدها، خالی نمایش دهند.

3. تجاری شدن بی‏حدوحساب وب


درصد موافقت: 62


صفحات کوچک تبلیغاتی‏ای که در مقابل صفحه مورد نظرتان بازمی‏شوند، صفحات کوچک تبلیغاتی‏ای که در زیر صفحه مورد نظرتان بازمی‏شوند، انیمشنهای فلش صدادار برای تبلیغات تجاری، بنرهای تبلیغاتی بزرگ چشمک‏زن؛ تبلیغات ویدویویی که بدون اجازه کاربر شروع به پخش می‏کنند، همه از مسائل روزمره کاربران در وب هستند.


ایده‏ایی که با دریافت آگهی‏های تجاری، خدماتی رایگان را در وب ارائه می‏دهیم منجر به وبی فوق‏تجاری شده است و بسیاری از کاربران را از ادامه مشاهده این سایتها منصرف می‏کند. در MySpace، Yahoo و حتی PCWorld.com! – سایتی که این مقاله در آن منتشر شده است. – تبلیغات بسیار آزاردهنده و به نوعی غیرقابل‏اجتناب شده‏اند. بر روی صفحات وب تبلیغات متعدد در همه جای صفحه هر کدام تلاش می‏کنند که خود را بیشتر از دیگری نمایان کنند در صورتی که کاربر، در واقع، برای مشاهده محتویات آن صفحه به آنجا آمده است. نتیجه، کاهش پهنای باند اینترنت، طولانی شدن زمان بالا آمدن صفحات و کنترل کمتر کاربر بر مرورگرش است.


همچنین تبلیغات بر روی کیفیت محتوای سایتها هم تاثیر گذاشته است. زمانی که مدیران سایت، درجه مفید بودن یک صفحه را تعداد کلیکهای بر روی تبلیغات قرار داده شده در آن صفحه می‏دانند به نوعی بسمتی پیش می‏روند که بجای قرار دادن اطلاعات واقعاً مفید، اطلاعاتی گیشه پسند در سایتشان قرار دهند تا بلکه از این راه بتوانند درآمد بیشتری از راه تبلیغات کسب کنند. "من فکر می‏کنم از بسیاری طرق ما قدرت بالقوه وب را از دست داده‏ایم (همانطور که در مورد تلویزیون هم این اتفاق افتاد)." این جملات Mike Tinsley یک کاربر ناامید از اینترنت در ایندیانا است. او ادامه می‏دهد: "در روزهای اولیه وب، آنچه در آینده آن می‏دیدیم آموزش‏های مفید، اطلاعات رایگان برای همه و حتی سرگرمی بود. هر چند که مانند تلویزیون، وب نیز در چیزهای کم‏ارزش‏تر غرق شد و من بعید می‏دانم دوباره به آن شکوه روزهای اولیه‏اش بازگردد."


صنعت محتوای متمرکز بر تبلیغات، تلاش خود را برای ابداع روشهای جدید برای جلب چشمهای بیشتر بسمت تبلیغات ادامه می‏دهد و بعید به نظر می‏رسد که این مشکلات به این زودی‏ها حل شود. در همین حال، فروشندگان مرورگرها و سایر برنامه‏های سودمند (Utility) شاید بتوانند این مشکلات را تا حدودی و بصورت موقت حل کنند. تولیدکنندگان مرورگر نظیر Microsoft و Mozilla بصورت پیش فرض، باید تبلیغات انیمیشنی و ویدیویی را قبل از آنکه تمام یک صفحه را در سیطره خود در آوردند بلاک کنند تا جستجوگری که بدنبال مشاهده محتوای آن صفحه است بتواند مطلب مورد نظرش را براحتی پیدا کند. حتی اگر این قابلیتها را نمی‏توانند بصورت پیش‏فرض فعال کنند حداقل در تنظیمات مرورگرشان گزینه‏هایی ساده برای کاربر بمنظور بلاک کردن این تبلیغات آزاردهنده قرار دهند.

4. نیاز به استانداردها


درصد موافقت 58


برخی چیزهایی که در صفحات وب نمایش داده می‏شوند خیلی آزاردهنده است؛ مثلاً در یک صفحه وب می‏بینید: "صفحه‏ای که هم اکنون مشاهده می‏کنید برای نمایش صحیح نیاز به Internet Explorer دارد." (تصویری سمت چپ نشان می‏دهد Google Docs در Safari قابل نمایش نیست و ضمن دادن وعده برای پشتیبانی آن به زودی زود، به کاربر توصیه می‏کند در حال حاضر یکی از مرورگرهای رایگان را دانلود کند.)


ریشه تاریخی این مشکل به ناکاملی (و گاهی مشکلات) پشتیبانی Internet Explorer از استانداردهای طراحی یک صفحه وب بازمی‏گردد. چرا که IE سهم بالایی از بازار مرورگرها را در اختیار دارد و بسیاری از طراحان صفحات وب در طراحی‏هایشان بیشتر از آنکه رعایت استانداردها را در نظر بگیرند نمایش درست صفحه طراحی شده‏شان در IE را مد نظر قرار می‏دهند. Firefox در این زمینه موفقتر بوده است چرا که اکثر سایتها (به استثنای بسیاری از سایتهای تحت Microsoft) در مرورگر Mozilla Firefox بدرستی نمایش داده می‏شوند. اما هنوز کاریران Opera و Safari در حاشیه مانده‏اند. از صفحاتی که حاوی فرمهای مالی هستند گرفته تا سایتهای Web 2.0 بسیاری از آنها در همه مرورگرها بدرستی نمایش داده نمی‏شوند؛ مگر آنکه کاربران را مجبور کرد برای مشاهده هر صفحه از مرورگر خاصی استفاده کنند.


اگر سازندگان مرورگرها بر روی استاندارد خاصی توافق کنند ممکن است این سکسکه که اکنون گریبان‏گیر وب است ناپدید شود. هر چند که در نسخه‏های جدید IE، Microsoft تلاش کرده است پشتیبانی از استانداردها را بهبود دهد (در کنار اینکه از استانداردهای تعریف شده قبلی‏اش را نیز پشتیبانی می‏کند.). اما این مشکل همچنان باقی است؛ چرا که بسیاری از طراحان وب تنها استانداردهای تعریف شده از سوی IE و Firefox را لحاظ می‏کنند.


شما با ایجاد یک سند جدید در Google Docs مشکل دارید؟ توصیه سایت بسیار ساده انگارانه‏تر از آن است که مشکل کاربر را حل کرده باشد.


در بین این برنامه‏هایی که در لیست سیاه قرار دارند نامهای Google Docs، Washington Mutual و Yahoo بیشتر به چشم می‏خورد که هیچکدامشان در مرورگرهای Opera و Safari قابل استفاده نیستند.

5. خرابکارهای فارومها


درصد موافقت 58


اینترنت می‏توانست پلتفرم گسترده‏ای برای انواع تبادلات باشد به نوعی که در آن کاربران به شیوه‏های متمدنانه در این مجامع شرکت کنند و به بحث و گفتگو در خصوص موضوعات مختلف بپردازند. اما متأسفانه در وب حاضر این طور نشده است.


"من واقعاً احساس تنفر می‏کنم هنگامی که در یک فاروم، برخی افراد پستهای نامرتبط می‏فرستند و یا در مورد اینکه فلانی چقدر باحال است و یا منطقه‏شان چقدر دنج است صحبت می‏کنند." اینها جملاتی است که یکی از خوانندگان PC World بنام Roberta Dikeman از کالیفرنیا می‏گوید. او در ادامه می‏پرسد: "آیا بعد از آن، ما می‏توانیم به بحث در مورد آن موضوع ادامه دهیم و یا وجود آن جملات احمقانه و بی‏مصرف را در سایتمان تحمل کنیم!"


پنهان ماندن در پشت نامهای کاربری مستعار در وب، باعث می‏شود این خرابکاران براحتی بتوانند بحثهای مفید را مختل کنند. آنها از طریق حرفهای بی‏فایده و بی‏مفهوم، توهینهای شخصی، استفاده از زبان گستاخانه، عمداً فارومها را بسمت بحثهای ناامیدکننده و ناموزن سوق می‏دهند.


این خرابکاران در همه جا هستند. در گروه‏های خبری Yahoo، Google، قسمت نظرسنجی وبلاگها و در فارومهایی که یک شخص سئوالی تخصصی را مطرح کرده است.


یکی از راه‏های آسان و البته مفید مقابله با چنین اقداماتی این است که مدیران این گروه‏ها در جذب اعضایشان حساسیت بیشتری بخرج دهند. دیدگاه دیگر این است که کاربران از طریق حذف موارد نامرتبط و آزاردهنده خود پلیس برقراری نظم در فارومها باشند.

6. گرانی خرید بلیت


درصد موافقت: 54


سایتهایی نظیر Ticketmaster که به منظور مدیریت یکی از بزرگترین ارمغانهای اینترنت (یعنی خرید بلیت و چاپ آن تنها با چند کلیک) بوجود آمده‏اند، اکنون هزینه‏ای مضاعف دریافت می‏کنند. آژانسهای سنتی فروش بلیت، سربارهای مالی زیادی بابت هزینه‏های پرسنل، اجاره، تجهیزات و محیط فیزیکی خود دارند. اما Ticketmaster.com، بزرگترین آژانس فروش آنلاین بلیت جهان، 9 دلار اضافه‏تر بابت هزینه راحتی (Convenience Charge) برای مثلاً هر بلیت کنسرت 32.5 دلاری در سانفرانسیسکو بعلاوه 4.9 دلار هرینه پردازش (Processing Fee) برای هر سفارش دریافت می‏کند. بنابراین برای هر بلیتی که می‏خرید باید 42 درصد مبلغ واقعی بلیت بابت هزینه‏های اضافی‏ای که Ticketmaster از شما دریافت می‏کند بپردازید! اگر فرض کنید تمام بلیتهای کنسرت بفروش نرفته است شما می‏توانید همان بلیت را از باجه فروش بلیت محل برگزاری آن کنسرت با قیمت 32.5 دلار بخرید و نزدیک به 14 دلار صرفه‏جویی کنید.


یکی از دلایلی که Ticketmaster توانسته است این هزینه‏ها را بدون اعتراض از مردم دریافت کند رقابت کم در بازار تجاری فروش بلیت بوده است. این شرکت قراردادهای انحصاری با بسیاری از شرکتهای ایالات متحده دارد. در سال 1994، یک طرفدار موسیقی راک با نام Pearl Jam، در خصوص بالا بودن هزینه‏های دریافت شده از سوی Ticketmaster و تلاش برای انحصاری کردن این صنعت به وزارت دادگستری ایالات متحده شکایت کرد. اما در نهایت این وزارتخانه اعلام کرد که Ticketmaster از هیچ قانونی تخلف نکرده است.

7. راهنمای Web 2.0، کمکی نمی‏کند.


درصد موافقت: 49


تکنولوژی Web 2.0 از برنامه‏های مفیدی که با واسطهای کاربری زیبایی آراسته شده‏اند پشتیبانی می‏کند. اما اگر شما در هنگام کار با این برنامه‏ها بخواهید از راهنمای آنها استفاده کنید و برای این منظور بر روی لینک راهنمای سایت کلیک کنید خواهید دید که در نهایت به بن‏بست خواهید رسید.


دلیل آن این است که بسیاری از پاسخهای قرار داده شده در صفحات راهنما و سئوالات رایج (FAQ) بسیار کلی‏تر و بدیهی‏تر از آن است که مشکلی را حل کنند. برای نمونه یک برنامه ممکن است در یک مرورگر بدرستی کار نکند چرا که یک plug-in مرورگر از کار افتاد است و یا برنامه دیگری که بر روی آن سیستم قرار گرفته با این برنامه جدید ناسازگاری دارد اما در صفحه راهنما و یا سئوالات رایج این سایتها این مشکلات بصورت جزئی پاسخ داده نشده‏اند.


بجای قرار دادن راهنماهای کلی در این سایتها می‏توان از فارومها، اتاقهای چت، ویکی‏ها و سایر مواردی که کاربران بتوانند خودشان از روی تجربیات و یا تخصصشان در خصوص این مشکلات در محیطی ارتباطی به یکدیگر کمک کنند استفاده گردد.

8. گرانی کتابهای الکترونیک


درصد موافقت: 41


هزینه انتشار و توزیع کتابها بصورت الکترونیک باید بسیار کمتر از چاپ و کپی آن به شیوه دشوار سنتی باشد. پس چرا کاربران باید هزینه‏ای برابر و در برخی موارد بیشتر بابت خرید یک کتاب الکترونیک بپردازند؟ برای نمونه نسخه الکترونیکی کتاب The Secret اثر Rhonda Byrne در eBooks.com به قیمت 15.29 دلار بفروش می‏رسد؛ در حالی Amazon.com نسخه چاپی همین کتاب را با جلد رحلی بهمراه ارسال به درب منزلتان 13.17 دلار می‏فروشد که واقعاً عجیب است!


بطور میانگین ناشران قیمت کتابهای الکترونیک خود را بین 8 تا 16 دلار قرار می‏دهند و این همان محدوده قیمتی است که برای نسخ چاپی لحاظ می‏شود. شاید دلیل آنها این است که بخش زیادی از این قیمتها مربوط به هزینه‏ای است که نویسندگان اثر بابت فروش هر کتاب بی‏توجه به نوع چاپ و فروش دریافت می‏کنند. ناشران می‏گویند آنها مشغول طراحی مدلی برای قیمت گذاری فروش کتابهای الکترونیک هستند که نتیجه آن مشخص خواهد کرد مردم چقدر پول بابت خرید یک رمان الکترونیک، باید بپردازند. همچنین آنها مشغول بررسی این موضوع هستند که فروش کتابهای الکترونیک چه اثری بر روی فروش کتابهای چاپی خواهد گذاشت.

9. ویدیوهای ناامیدکننده


درصد موافقت: 38


کیفیت تصاویر فیلمهای ویدیویی تحت وب هر روز بهتر می‏شوند اما کمبود محتویات با کیفیت باعث شده است که کاربران کمتر بتوانند از فیلمهای ویدیویی موردنظرشان بصورت آنلاین استفاده کنند.


برخی شبکه‏ها بخصوص ABC و CBS قرار دادن نمایشهای تلویزیونی خود بر روی اینترنت را آغاز کرده‏اند اما مصرف‏کنندگان هنوز در پیدا کردن برنامه‏های موردعلاقه‏شان با قیمت مناسب دچار مشکل هستند.


در بخش نمایشهای تلویزیونی Apple's iTunes Music Store هر اپیزود یک موسیقی پاپ با قیمت 1.99 دلار بفروش می‏رسد. اما Rafat Ali کسی که بحث رسانه‏های دیجیتال را از طریق PaidContent.org دنبال می‏کند می‏گوید که همه نمایشها در حال حاضر قابل دسترس نیستند چرا که صاحبان آثار بزرگ (نظیر HBO) نگرانند که ارائه نسخه‏های آنلاین از نمایش‏هایشان، فروش برنامه‏هایشان از طریق تلویزیونهای کابلی را تحت تاثیر قرار دهد.


"من نمی‏توانم بصورت آنلاین آخرین نسخه The Sopranos را خریداری کنم چرا که HBO آنرا بصورت آنلاین ارائه نکرده است. این یک ناامیدی بزرگ برای علاقمندان است." Ali ادامه می‏دهد: "هنوز بسیاری شرکتهای مردد، علاقه‏ای به قرار دادن برنامه‏هایشان بر روی وب ندارند."

10. خستگی از دنیاهای مجازی


درصد موافقت: 9


با وجود وعده و وعیدهایی که در خصوص دنیاهای مجازی نظیر Second Life است ما بسیار متعجب شدیم که تعداد کمی از خوانندگان ما به این موضوع علاقه نشان می‏دهند. بیش از نیمی از نظردهندگان ما گفته بودند از کیفیت این محیطها بسیار ناراضی هستند و تنها 25 درصد آنها از کیفیت این محیطها ابراز رضایت کرده بودند.


تحلیلگر Yankee Group، Christopher Collins در این خصوص می‏گوید در زمانی که شبکه‏های اجتماعی نظیر MySpace و Facebook رشد سریعی را شاهد هستند بزرگترین دنیای مجازی، یعنی Second Life از سال 2006 تا کنون نرخ رشد کمتری داشته است.


تازه‏واردان دنیاهای مجازی (که اکثراً از طریق وعده‏های رسانه‏ها به این محیطها پیوسته‏اند) اغلب بعد از مدتی این محیطها را ترک می‏کنند. این محیطها دارای واسطهای کاربری قدیمی و خطاهای نرم‏افزاری زیادی هستند. بر اساس آماری که Second Life در 7 اکتبر 2007 اعلام کرده است این سایت در مجموع 10 میلیون عضو دارد. اما تنها 1.3 میلیون (13 درصد) آنها در طول یک ماه قبلش به سایت وارد شده بودند. و از این تعداد، 338000 نفر در طول هفته پیش از آن به سایت وارد شده بودند.


برای جذب کاربران بیشتر، دنیاهای مجازی ناچار هستند که از واسطهای کاربری جدیدتری استفاده کنند که بسیاری از چیزهای دنیای واقعی را در آن نمایش دهد. آنها شاید بتوانند به این هدف برسند در صورتی که نرم‏افزارهایشان را توسعه و تکنولوژی‏های جدید را بکار گیرند و البته از کاربرانشان نیز درس بگیرند.


وبِ بهبودیافته؛ وب امروز، شایستگی این عنوان را نخواهد داشت مگر زمانی که صاحبان سایتها و کاربران همه با هم تلاش کنند تا این مشکلات را برطرف سازند تا همه بتوانند از آنچه می‏خواهند بدرستی بهره گیرند.

 
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

خط فارسی دارای مشکلات مختلفی است که در جستجو و بازیابی اطلاعات، مسائل و مشکلات فراوانی را فراروی کابران اینترنت قرار می دهد. به خصوص با رشد سریع انتشارات الکترونیکی بر روی وب در شکل های مختلف پایگاه های اطلاعاتی، وبلاگ و… هیچ قاعده مشخص و ثابتی برای رسم الخط فارسی وجود ندارد و این مسأله باعث شده تا جستجوگران مطالب فارسی با مشکلات فراوانی روبرو شوند.خط فارسی دارای مشکلات مختلفی است که در جستجو و بازیابی اطلاعات، مسائل و مشکلات فراوانی را فراروی کابران اینترنت قرار می دهد. به خصوص با رشد سریع انتشارات الکترونیکی بر روی وب در شکل های مختلف پایگاه های اطلاعاتی، وبلاگ و… هیچ قاعده مشخص و ثابتی برای رسم الخط فارسی وجود ندارد و این مسأله باعث شده تا جستجوگران مطالب فارسی با مشکلات فراوانی روبرو شوند.اینترنت به عنوان یک محمل اطلاعاتی عظیم، منابع اطلاعاتی را در مقیاسی وسیع در دسترس مخاطبان بالقوه قرار داده است. سهولت دسترسی به منابع اطلاعاتی اعم از متن و سایر رسانه ها عمده ترین مزیت اینترنت محسوب می شود.
این توانایی که هر کس ناشر آثار خود باشد عواقب ناخواسته ای را نیز در پی خواهد داشت و آشکارترین معضل، آن است که انبوهی از منابع بسیار متنوع و غیرقابل مدیریت را فراهم می آورد. افزایش سریع منابع اینترنتی نیازمند یک سازمان دهی مفید و مؤثر است. هرچند در حال حاضر راهنمای هایی برای منابع اینترنتی تهیه شده است که براساس فایل های مقلوب ساخته شده توسط موتورهای جستجو و با استفاده از قابلیت های مختلف این موتورها از جمله؛ استفاده از عملگرهای بولی، جستجوی دقیق عبارت، محدود کردن یک جستجو به بخش خاصی از رکورد (مانند عنوان، آدرس) کوتاه سازی کلمات، جستجوی نزدیک یابی واژه ها، ایجاد محدودیت زمانی و منطقه ای و زبانی و …. به جستجوی اطلاعات کمک می کند اما باید تأکید کرد که در امر بازیابی اطلاعات از اینترنت بدون نمایه سازی نظام یافته نمی توان انتظار بازیابی مفید و مؤثر را داشت.
هرچند بیشترین اطلاعات موجود بر روی اینترنت به زبان انگلیسی است، ولی حجم اطلاعات به زبان فارسی نیز با سرعت در حال افزایش است و کاربران به دلایل مختلفی علاقه زیادی به اطلاعات فارسی نشان می دهند و از آن جایی که زبان غالب در اینترنت انگلیسی است، جستجو به زبان های غیرانگلیسی از جمله فارسی، مسایل و مشکلات مختلفی را جدای از مشکلات عمومی اینترنت دارد.حجم اطلاعات به زبان فارسی در روی اینترنت در اشکال مختلف آن به سرعت رشد کرده است. در حال حاضر توسعه وبلاگ های فارسی، سایت های علمی، تبلیغاتی و دانشگاهی به زبان فارسی باعث شده است که جایگاه زبان فارسی تا حد زبان اول ارتباطات اینترنتی نزد ایرانیان و فارسی زبانان در سراسر جهان ارتقاء یابد. شاید بتوان گفت که اولین مرجع وبلاگ نویسی فارسی با انتشار راهنمای ساخت وبلاگ فارسی آغاز شده است.
بدون شک دومین موج نیز با شروع به کار سایت پرشین بلاگ که امکان راه اندازی وبلاگ برای کاربران فارسی زبان را با سهولت بیش تری فراهم می کند آغاز شده است. اما پیامد قابل توجه دیگری که رشد وبلاگ نویسی در ایران داشته است پیدایش سایت های اینترنتی فارسی زبانی است که صاحبان وبلاگ ها ایجاد کرده اند و این خود موج جدیدی از گسترش کاربرد اینترنت در جامعه ایران به حساب می آید. اکنون روی آوردن برخی از روزنامه نگاران، پژوهش گران، دانشجویان به وب فارسی و استفاده از منابع خبری، علمی و …. موجب تقویت نقش رسانه ای وب فارسی شده است. پدیده دیگری که باعث گسترش زبان و خط فارسی در اینترنت شده است، ایجاد کتابخانه های دیجیتالی فارسی در شبکه جهانی است. با این که از شکل گیری کتابخانه های فارسی در شبکه جهانی مدت زیادی نمی گذرد، اما با این حال به سرعت در حال رشد و گسترش است.
شماری از این کتابخانه ها در پایگاه های اینترنتی شکل گرفته اند و بسیاری وبلاگ هایی هستند که برای این کار راه اندازی شده اند. از ویژگی های این کتابخانه ها این است که هیچ یک جنبه تجاری ندارند. آنچه در بسیاری از کتابخانه های مجازی فارسی در دسترس است فقط شامل کتاب نیست، بلکه نوشته هایی اعم از داستان، مقاله، تک نگاشت و …. نیز در میان مجموعه ها دیده می شود. هم چنین آثاری که احتمالاً هیچ گاه چاپ کاغذی ندارند و البته وجود کتاب هایی که مدت هاست نایاب هستند و مجال انتشار دوباره نیافته اند و یا آثاری که امروز به دلایلی بازچاپ آن ها مقدور نیست، از جاذبه های کتابخانه های مجازی اند.
پایگاه اینترنتی کتاب های رایگان فارسی، پایگاه اینترنتی بانی تک، کتابخانه مجازی داستان های فارسی، آوای آزاد، پایگاه اینترنتی خوابگرد، کتابخانه دوات، پایگاه اینترنتی سخن، وبلاگ کتابخانه هرمس، پایگاه اینترنتی گفتمان، پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران زمین، پایگاه مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت، کتابخانه پایگاه اینترنتی حوزه، پایگاه اینترنتی امام علی (ع)، پایگاه اینترنتی کتابخانه دیجیتال و …. شماری از این کتابخانه ها هستند. کاربران به دلایل مختلفی از قبیل ?دسترسی آسان و ارزان به حجم عظیم اطلاعات، عدم نیاز اطلاعات یافته شده از اینترنت به تایپ مجدد، دسترسی سریع و اطلاعات جدید، صرفه جویی در وقت و عدم تسلط اکثر کاربران به زبان انگلیسی که زبان غالب بر اینترنت است? به دنبال اطلاعات فارسی از اینترنت هستند. گسترش زبان و انبوهی از نوشتارها ایجاب می کند که خط ضابطه داشته باشد و از سوی دیگر پیشرفت فناوری و پیدایش اینترنت خواستار ضابطه و قانونمندی است.
اطلاع رسانی که جنبه بین الملی پیدا کرده است بدون دستور خطی سامان یافته و نظام مند میسر نیست و دست کم بر دشواری ها می آفریند. در حال حاضر وبلاگ های فارسی مقام دوم یا سوم را در جهان دارا می باشد. به نظر دکتر آشوری، اگر زبان فارسی به همین صورت بی دقت در اینترنت به کار رود در سطح زبانی برای تفنن باقی خواهد ماند و کم تر حرفی جدی به این زبان زده خواهد شد. آینده زبان فارسی در اینترنت بستگی به این دارد که نویسندگان فارسی تا چه حد کار خود را جدی بگیرند و این زبان را بازسازی کنند که از لحاظ قدرت بیان و دقت مفاهیم و استواری ساختار دستوری به زبان انگلیسی نزدیک شود.
نبود استاندارد ثابت رسم الخط فارسی موجب این شده است که به تعداد صفحات وب فارسی سبک و سیاق نگارش به کار رفته باشد،بنابراین می توان چنین ارزیابی کرد که اکثر وب های فارسی در برخی خصوصیات مشترک می باشند از جمله این که نگارش برخی از آن ها زبان غیررسمی و محاوره ای است و به خصوص در متون علمی اغلب واژه های بیگانه به دفعات استفاده می شود. رسم الخط مورد استفاده نیز متفاوت و سلیقه ای است و برخی از آن ها غلط های تایپی و نگارشی فراوانی دارند و این خصوصیات، اغلب به جهت محدودیت های محیط الکترونیکی و عدم تطابق رسم الخط فارسی با آن می باشد که نمایه سازی و سپس جستجو به این زبان را با دشواری هایی رو به رو می سازد. با توجه به این نکته که اطلاعات ارزشمند فراوانی در اینترنت وجود دارد و اینترنت با شتابی فراوان به یک منبع اطلاعاتی ممتاز تبدیل شده است. موتورهای جستجو به عنوان یکی از اساسی ترین دروازه های ورود به منابع اینترنتی دارای ضعف هایی هستند که می توان به این موارد اشاره کرد:
▪ در یک مجموعه از یافته های بازیابی شده مدخل های تکراری فراوانی ملاحظه می شود.
▪ نتایج غیر قابل پیش بینی هستند.
▪ نتایج چه بسا گمراه کننده باشند؛ ممکن است جستجویی در یک موتور کاوش نتیجه ای نداشته، ولی در موتور دیگر دارای یافته های فراوان باشد.
▪ موتورهای کاوش محتویات پایگاه های اطلاعاتی خودشان را نشان نمی دهند و از معیارهایی که برای گنجاندن یک مدرک در فایل هایشان دارند حتی شرحی ارائه نمی کنند.
▪ مهار واژگانی وجود ندارد و قواعد نقطه گذاری و بزرگ نویسی نیز استاندارد نیست.
▪ بدون بررسی عملی هر عنصر، اغلب نمی توان میزان ربط و رابطه ها را تحلیل کرد. یعنی اطلاعات کافی در مدخل نمایه نیست تا فرد بتواند دست به انتخاب بزند.
▪ عدم توان موتورهای جستجو در تمایز میان مدارکی که توسط فرد الف نوشته شده و مدارکی که درباره فرد الف نوشته شده است.
▪ منابع قابل توجهی در شبکه وب وجود دارند که توسط موتورهای جستجو نمایه نمی شوند. به این بخش از وب اصطلاحاً وب نامریی می گویند. ?وب نامریی بخش بزرگی از وب است که موتورهای جستجو آن ها را نمی توانند نمایه کنند و عبارتند از: سایت های دارای رمز عبور، فایل های پی.دی.اف از متون آرشیو شده، ابزارهای تعاملی نظیر ماشین حساب ها و برخی از واژه نامه ها و هم چنین بعضی از پایگاه های اطلاعاتی، منابع محافظت شده از طریق اسم کاربر و گذر واژه، منابع و صفحات وب بدون پیوند و صفحات افزون بر حداکثر تعداد صفحات قابل مرور.?جستجوی اطلاعات در اینترنت به دو روش می تواند صورت گیرد یکی استفاده از جملات زبان محاوره ای است و دیگری بکارگیری کلمات کلیدی. در روش استفاده از جملات زبان محاوره ای که اغلب به کاربران تازه کار پیشنهاد می شود. یکی از عیب های بزرگ این روش تعداد نتایج جستجوی زیادی است که بازگردانده می شود. به همین دلیل این روش توسط کاربران حرفه ای و حتی توسط همه، کم تر استفاده می شود. یکی از کاراترین و مقتدرترین روش های جستجوی اطلاعات در دنیای وب استفاده از واژه هایی است که اصطلاحاً کلمات کلیدی نامیده می شوند. اغلب کاربران حرفه ای و جستجوگران ورزیده دنیای اینترنت می توانند با طرح بهترین کلمات کلیدی و بکار بستن قوانین ترکیب آن ها با هم برای نیازهای اطلاعاتی خود پاسخی در خور بیابند. در این روش توصیه های زیر برای انتخاب کلمات کلیدی و نیز جستجوی دقیق و مفید پیشنهاد می شود که بشرح ذیل است:
۱) حتی المقدور سعی شود کلمات کلیدی از میان اصطلاحات منحصر به فرد و اسامی خاص انتخاب شود.
۲) حتی المقدور از آوردن کلمات عمومی که عناوین بسیاری را در زیر مجموعه خود شامل می شوند، جداً خودداری کنید.
۳) همیشه اسم شخص یا نام شی یا هر چیز دیگری را که مد نظر دارید به طور کامل وارد کنید.
۴) دقت کنید که اگر موتور جستجو میان حروف بزرگ و کوچک تفاوتی می گذارد، این مسأله را در طرح کلمات کلیدی خود مدنظر داشته باشید.
۵) در نظر داشته باشید اگر نتیجه جستجو صفر بود به احتمال زیاد می تواند از یک اشتباه تایپی باشد.
۶) اگر املای صحیح و کامل کلمه ای را نمی دانید از کارکتر جانشین که اغلب * و یا ? است استفاده کنید.
۷) اگر یک کلمه کلیدی را برای طرح دقیق و تمام و کمال یک مورد جستجو کفایت نمی کند، از تکنیک های جستجوی عبارتی، استفاده از اپراتورهای جبر بولین (AND، OR، NOT) استفاده کنید. جستجوی عبارتی یکی از مهم ترین و قدرتمندترین امکانات جستجو در اغلب موتورهای جستجو می باشد و می توان یک عبارت یا جمله مشخص را به همان ترتیبی که کلمات وارد شده اند مورد جستجو قرار داد. برای این روش جستجو عبارت مورد نظر را داخل گیومه?? بگذارید.
۸) استفاده از عملگر AND :
به مفهوم ?و? برای محدود کردن دامنه جستجو از طریق ترکیب کلید واژه های مختلف به کار می رود و برای ترکیب کلیدهای جستجو زمانی که برای شما مهم است که دو یا چند کلمه کلیدی حتماً وجود داشته باشد و علامت آن در پایگاه های مختلف به صورت استفاده از عبارت AND، استفاده از + ، انتخاب عبارت ALL THE WORD از منو، انتخاب عبارت (MATCH ON ALL WORDS AND) به وسیله کلیک کردن روی دکمه های رادیویی است.
۹) استفاده از عملگر OR :
اپراتور OR به مفهوم ?یا? و برخلاف عملگر AND باعث گسترش دامنه جستجو و بازیابی اطلاعات بیش تر شده برای ترکیب کلید واژه های جستجو زمانی که انتظار دارید فقط یک، دو یا چند کلمه کلیدی حضور داشته باشند و علامت آن استفاده از عبارت OR، چگونگی اجرای ساده و معمولی آن، انتخاب عبارت ANY OF THE WORDS از منو، انتخاب عبارت (MATCH ON ANY WORDS OR) با کلیک بر روی دکمه های رادیویی می باشد. یکی از کاربردهای مهم این عملگر پوشش مفاهیم یا اصطلاحات مترادف، مرتبط یا با املاهای متفاوت است.
۱۰) استفاده از عملگر NOT :
اپراتور NOT به مفهوم ?نه? و یا به جز که در این صورت همه جواب های بازگشتی که حاوی عبارت یا کلمه کلیدی هستند حذف خواهند گردید و برای اجرای آن فقط کافیست که NOT را قبل از عبارت یا کلمه کلیدی مورد نظرتان با یک فاصله بیاورید.
۱۱) استفاده از کوتاه سازی کلید واژه ها:
این تکنیک به ما امکان می دهد که با وارد کردن بخشی از یک کلید واژه بتوانیم مشتقات مختلف آن را نیز در فرآیند جستجو بازیابی کنیم. اکثر موتورهای جستجو این تکنیک را با استفاده از علامت ستاره (*) ارائه می دهند. یکی از مشکلات استفاده از این تکنیک این است که باعث بازیابی اطلاعات غیرمرتبط و ناخواسته زیادی می شود.
۱۲) استفاده از عملگر نزدیک یابی:
در بسیاری از موارد استفاده از عملگر AND باعث بازیابی اطلاعاتی می شود که برای ما مفید نیست. به این دلیل که این عملگر کلید واژه ها را در هر کجای متن که باشند بازیابی می کند. در این موارد استفاده از تکنیک نزدیک یابی می تواند از ریزش کاذب اطلاعات و یا بازیابی اطلاعات غیرمرتبط جلوگیری نماید. همه موتورهای جستجو قابلیت استفاده از این تکنیک را ندارند ولی به عنوان مثال در موتور جستجوی آلتاویستا می توان با استفاده از عملگر NEAR از این تکنیک استفاده نمود.
۱۳) جستجوی ترکیبی با استفاده از پرانتز:
این تکنیک یکی از مهم ترین تکنیک های جستجو می باشد که به وسیله آن می توان تا حدود زیادی از بازیابی موارد غیرمرتبط در محیط وب جلوگیری کرد. در این روش می توان از همه عملگرهای جستجو که در بالا گفته شده یک جا استفاده کرد و آن ها را با هم دیگر ترکیب نمود.
۱۴) جستجوی کلیدواژه در عنوان صفحات وب:
این تکنیک با این پیش فرض که عنوان یک صفحه وب تا حدود زیادی نمایان گر محتوای اطلاعات موجود در آن است به جستجوی واژه های کلیدی در عنوان سایت ها می پردازد. علامت آن در موتورهای جستجو متفاوت است ولی اغلب موتورهای جستجو از طریق فهرست انتخابی و یا گزینه های دیگر این امکان را فراهم می آورند.
۱۵) جستجوی حوزه سایت ها:
با توجه به این که به صورت قراردادی هر کشوری حوزه خاصی در محیط وب دارد، قابلیت جستجوی حوزه سایت ها به ما این امکان را می دهد که فرایند جستجو را به حوزه خاصی نظیر سایت های وب ایران (IR) و یا سایت های وب سازمان های غیر انتفاعی (ORG) محدود کنیم.
دستورات استفاده از این تکنیک در موتورهای جستجو مختلف می باشد.
۱۶) محدود کردن جستجو به زبان های مختلف باعث می شود نتایج جستجو به زبان های دیگر آورده نشود و انتخاب مطلب مورد نظر آسان تر است.
۱۷) محدود کردن جستجو به تاریخ انتشار منابع در وب:
تاریخ انتشار یا به اصطلاح روزآمدی مطلب به خصوص در منابع علمی اصل مهمی است و این گونه محدودیت باعث می شود بنا به نیاز کاربر جدیدترین و یا قدیمی ترین منبع بازیابی بشود.
۱۸) جستجوی رسانه های مختلف؛ موسیقی، عکس، ویدئو:
زمانی که فقط نوع خاصی از رسانه مورد نیاز است به عنوان مثال زمانی که به عکس یک شخصیت نیاز داریم، جستجو در میان عکس ها باعث می شود نتیجه جستجو شامل اطلاعات دیگری در مورد آن شخصیت نباشد.
۱۹) جستجوی صفحات با فرمت های مختلف:
PDF، WORD، MP۳، MPEG. زمانی که فرمت خاصی مورد نظر است می توان از این تکنیک استفاده کرد .
به عنوان مثال اگر مایل باشیم منبع بازیابی شده در فرمت PDF باشد، این تکنیک می تواند مفید باشد.
۲۰) آگاهی از پیش فرض های جستجو در موتور جستجو:
با توجه به این که هر موتور جستجو برای ترکیب واژه ها یک پیش فرض دارد و اگر از هیچ گونه عملگری استفاده نشود، کلید واژه ها را به صورت پیش فرض با یکی از عملگرهای جبر بولی ترکیب می کند؛ آگاهی از این پیش فرض موتورهای جستجوی مختلف مهارت ما را در جستجو بالا می برد.
۲۱) وب نامریی:
وب نامرئی به دو دلیل کمی و کیفی اهمیت دارد کمی از این نظر که موتورهای جستجو فقط قادر هستند حدود ۱۶ درصد از اطلاعات موجود در اینترنت را بازیابی کنند و اندازه وب نامرئی تقریباً ۵۰۰ برابر وب مرئی است و کیفی از این نظر که منابع اطلاعاتی موجود در وب عمیق معمولاً ارزشمند و مفید هستند و در بسیاری از موارد پاسخ گوی نیاز کاربران می باشند. آشنایی با ابزارهایی که برای شناسایی منابع وب نامرئی به وجود آمده اند و کاربران را به سایت های مناسب راهنمایی می کنند، باعث دسترسی به این بخش عظیم از اطلاعات مفید و ارزشمند می شود. مثل سایت INVISIBLEWEB که فهرستی از منابع نامرئی را و سایت COMPLETEPLASET که فهرستی از تقریباً ۴۰۰۰۰ پایگاه اطلاعاتی وب نامرئی را ارائه می دهد.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

راهنماي خريداران براي خريد ويدئو پروژكتور : مرور يافتن ويدئو پروژكتور خوب آسان تر آن است كه تصور مي كرديد . هزاران ويدئو پروژكتور در حال حاضر در بازار وجود دارد ، اما مي توانيد با استفاده از اين راهنماي خريد تا بهترين مدل براي نيازهاي ارائه مطلب شما مشخص شود . همه آن چيزي كه نياز داريد ، جواب به اين 4 سوال ساده است ؟ چه رزوليشني نياز دارم ؟ چه ميزان بايد روشنايي باشد ؟ آيا وزن و قابليت حمل آسان مهم است ؟ چقدر بايد هزينه كنم ؟ بعد از مرور كلي اين موارد اساسي ، به دنبال ويدئو پروژكتور تان بگرديد . سپس ، مي توانيد ليست انتخاب هايتان را ساده تر و محدود تر كنيد و سپس به موارد و قابليت هاي كليدي ديگر بيانديشيد . اين مساله به شما كمك خواهد كرد مشخص كنيد محصولاتي كه از ليست ، فاقد مشخصات موردنظرتان هستند . بعضي از اين قابليت ها احتمالا براي شما خيلي مهم اند ، پس آن ها را با دقت بررسي آن كنيد . بعد از تهيه ليست ويدئو پروژكتورهاي موردنظر ، مي توانيد مشخصات جزئي هركدام را هم نگاهي بياندازيد. راهنماي خريداران براي خريد ويدئو پروژكتور : رزوليشن مقدار اطلاعاتي كه كه مي تواند بر روي صفحه در هر زمان نشان داده شود ، با رزوليشن ويدو پروژكتور مشخص مي شود . رزوليشن به عبارت ساده ، به تعدا پيكسل هايي گفته مي شود كه ويدئو پروژكتور براي خلق تصوير استفاده مي كند . پيكسل هاي بيشتري كه استفاده شوند ، به معني رزوليشن بالاتر است . رزوليشن معمولا با2 روش بيان مي شود ، مثل 1024 در 768 ، كه اولين شماره ، تعداد پيكسل هاي افقي تصوير و دومين عدد ، نشان دهنده ي تعداد پيكسل هاي عمودي تصويراست . رزوليشن به روش ديگري هم بيان مي شود ، مثلا 1024 در 768 به نام XGA بيان مي شود . اين روش نامگذاري ابتدا براي مانيتورهاي كامپيوتر استفاده مي شده اما در بين ويدئو پروژكتور ها هم گسترش يافته است . اگرچه دليل خوبي براي استفاده از اين روش است ، اينكه بخاطرسپاري اين نامها آسان تر از حفظ كردن اعداد است . رزوليشن هاي معمول را در اين مقاله بحث خواهيم كرد . هنگام صحبت از رزوليشن هاي ويدئو پروژكتور ، معمولا رزوليشن اصلي (native ) بيان مي شود . اگر رزوليشن اصلي يك ويدئو پروژكتور 1024 در 768 پيكسل باشد ، به اين معني است كه مقدارهاي واقعي پيكسل هاي فيزيكي در صفحه 1024 پيكسل افقي و 768 پيكسل عمودي است . چه رزوليشني نياز دارم ؟ ويدئو پروژكتورهاي با رزوليشن هاي بالا ، نسبت به وپدئو پروژكتورهاي با رزوليشن پايين تر ، قادرند جزئيات بيشتري از تصوير را نشان دهند. چون پيكسل هاي بيشتري براي ايجاد تصوير استفاده مي شوند ، خود هر پيكسل ، كوچكتر مي شود بنابراين خود پيكسل ها كمتر ديده مي شوند ، البته پول بيشتري براي رزوليشن بالاتر بايد بپردازيد . ويدئو پروژكتورهاي با رزوليشن پايين تر ، خيلي ارزان تر هستند و مي توانند تصويري ايجاد كنند كه به روشني و جذابيت وپدئو پروژكتورهاي با رزوليشن بالا باشد . جز براي مواردي كه نياز داريد جزئيات تصوير را به خوبي ببينيد . وپدئو پروژكتورهاي با رزوليشن پايين تر انتخاب بهتري خواهند بود براي زماني كه قيمت برايتان خيلي مهم است . انتخاب هاي رزوليشن بعضي از رزوليشن هاي معمول ، اين 4 نوع هستند : SVGA يا 800 در 600 – ويدئو پروژكتورهاي SVGA مناسب اند براي آنهايي كه محدوديت بودجه دارند ، هرچند قيمت ها هر روزه بطور چشمگيري رو به كاهش است. هرچند بيشتر كامپيوتر ها رزوليشن هاي بالاتري را خروجي مي دهند ، SVGA مي تواند انتخابي خوب براي ارائه مطالب PowerPoint و نرم افزارهاي ديگر كه خيلي به جزئيات وابسته نيستند ، باشند . XGA يا 1024 در 768 پيكسل – قيمت ويدئو پروژكتورهاي XGA در چندساله اخير بسيار پايين آمده و تقريبا استانداردي براي ويدئو پروژكتورهاي اقتصادي شده اند . بيشتر كامپيوتر ها خروجي XGA اصلي مي دهند ، بنابراين با تطبيق ويدئو پروژكتور XGA با كامپيوترتان مطمئن باشيد كه هيچ جزئياتي را از دست نخواهيد يافت . SXGA يا 1280 در 1024 – ويدئو پروژكتور SXGA داراي رزوليشن بالايي هستند و قيمت بالاتري هم دارند . اين محصولات هدف كاربران خصوصي و سطح بالايند و كابران workstation هستند . معمولا براي كنترل و فرمان ، مهندسي و نرم افزارهاي CAD/CAM استفاده مي شوند كه پيكسل هاي ريز و لبه هاي جزئيات ، مهم ترند . SXGA+ يا 1400 در 1050 پيكسل – ويدئو پروژكتورهاي SXGA+ در حال محبوب تر شدن هستند و چندين انتخاب هاي خوب هم در اين رده هستند . رزوليشني مناسب عكس هاي داراي جزئيات زياد و داده هاي گرافيكي و رزوليشني فوق العاده براي نمايش متن و ارائه هاي PowerPoint خواهد بود. UXGA يا 1600 در 1200 پيكسل - UXGA براي نرم افزارهايي كه رزوليشن خيلي بالا و جزئيات و اطلاعات زياد دارند ، مناسب اند . اين ويدئو پروژكتورها خيلي گران هستند و كه رنج زيادي از تجهيزات كامپيوتري را پشتيباني مي كند . نسبتا ويدئو پروژكتورهاي با اين رزوليشن ، به نسبت در بازار كم هستند . چه رزوليشني براي شما مناسب است ؟ يكي از فاكتورهاي كليدي در انتخاب رزوليشن مناسب , نرم افزاری است که اغلب استفاده می کنید . آیا نیازی به تصویری بسیار دقیق با جزئیات بصری کوچک نياز داريد , یا به دنبال ابزاری برای ارائه مطلب عادی برای متن و گرافیک های کوچک است . اگر اغلب از سیستم برای ارائه های پاورپوینت , چارت ها , گرافیک ها , صفحه های گسترده اکسل و کارهای تجاری عادی , استفاده می کنید . احتمالا نیازی ندارید تا پول بیشتری برای ویدئو پروژکتوری با رزولیشن بسیار بالا بپردازید . ویدئو پروژکتور با رزولیشن SVGA و XGA عالی اند برای این نوع کاری و بهترین رزولیشن به نسبت قیمت هم هستند. اما اگر طرح های مهندسی , عکاسی های دیجیتال یا تصاویری دیگر با جزدیات زیاد را ارائه می دهید , احتمالا به ویدئو پروژکتوری با رزوبیشن SXGA یا بالاتر برای ایجاد تصویری قابل قبول برای هدف تان نیاز دارید . تطبیق دادن کامپیوترتان با وبدئو پروژکتور تان به ياد داشه باشید که بهترین رزولیشن برای ویدئو پروژکتورتان , همان رزولیشن کامپیوتری است که قصد دارید با آن کار کنید . اگر شما معمولا از کامپیوترهای نوت بوک / لپ تاپ استفاده می کنید که رزولیشن XGA دارند , ویدئو پروژکتوری خواهید خواست که رزولیشن اصلیش همان XGA باشد تا واضح ترین و صاف ترین تصویر را داشته باشید . به طور مشابه , اگر معمولا از کامپیوتری استفاده می کنید که رزولیشن بالاتر از XGA را خروجی می دهد , مثل SXGA+ , بهترین تصویر را زمانی خواهید داشت که از ویدئو پروژکتوری که با همان رزولیشن اصلی , استفاده کنید . امروزه ویدئو پروژکتورهای موجود در بازار , قادرند تا سیگنال های ورودی را که با رزولیشن اصلی شان متفاوت باشد ، پخش كنند. مثلا می توانید یک کامپیوتر با رزولیشن XGA به یک ویدئو پروژکتور قدیمی با رزولیشن SVGA متصل کنید . ویدئو پروژکتور به طور خودکار , سیگنال های ورودی 1,024 x 768 را به خروجی 800 x 600 اصلی تبدیل می کند . اگرچه , کمی از وضوح و جزئیات , در این پروسه از دست می رود , و درآخر تصویری خواهید داشت که به وضوح و شفافیت زمانی که سیگنال های ورودی با همان رزولیشن اصلی ویدئو پروژکتور باشد , نیست . این از دست دادن شفافیت در زمانی هم که بخواهید یک کامپیوتر XGA را به ویدئو پروژکتوری با رزولیشن بالاتر SXGA , وصل کنید هم اتفاق می افتد . معمولا تصویری قابل قبول خواهید داشت اما تبدیل ورودی 1,024 x 768 به خروجی 1,280 x 1,024 , بعضی نرمی هایی را هم در تصویر ایجاد می کند. به پروسه تبدیل فرمت های ورودی مختلف به فرمت خروجی اصلی ویدئو پروژکتور , scaling مي گويند . بزرگ کردن رزولیشن کوچک , upconversion و کوچک کردن تصاویر بزرگ , compression نامیده می شود . بعضی از ویدئو پروژکتورها در scaling خیلی خوب عمل می کنند, بنابراین نتیجه کار , دارای نرمی های کمتری خواهد بود و تنزل کیفیت , تقریبا جزئی است . در بین ویدئو پروژکتورها ، کیفیت scaling بسیار متفاوت هستند و مانند همه تکنولوژی ها , در حال بهتر شدن است . scaling نکته ای قابل توجه است , بنابراین , در صورت امكان, سعی کنید نوع کار را ببینید تا ویدئو پروژکتور را همانطور که می خواهید ازآن استفاده کنید ، ديده باشيد . وقتی مشخص شد چه رزولیشنی بیشتر با نیازهای شما هماهنگ است , می توانید به دنبال ویدئو پروژکتورهایی با همان رزولیشن باشید که محدووده انتخاب هایتان را کاهش می دهد . لیست تان احتمالا طولانی خواهد بود اما صبر داشته باشید . در زیر فیلترهای دیگری هم هست که لیست تان را کوتاه تر خواههند کرد تا بهتر به نیازهایتان نزديك شود . راهنماي خريداران براي خريد ويدئو پروژكتور : شدت روشنایی ویدئو پروژکتورها در طیف وسیعی از نظر ميزان خروجی نورهستند , که با واحد ANSI lumens ( انسی لومنس ) یا بطور خلاصه تر با lumens ( لومنس) بیان می شود . ویدئو پروژکتور روشن تر , دارای انسی لومنس بالاتری است و معمولا گران تر . بر خلاف تصور عام , همیشه روشن تر بهتر نیست . و هیچ راهي برای دانستن بهترین خروجی لومنس نیست . اگرچه فاکتور های مشخص هست تا مطمئن شوید ویدئو پروژکتورتان ، برای نوع کارتان خیلی تاریک یا روشن نباشد . چیزهایی که باید در نظر بگیرید وقتی روشنایی را انتخاب می کنید 4 نکته مهم در این مورد هست وقتی به دنبال روشنایی ویدئو پروژکتور تان هستید : چند نفر معمولا در اتاق هستند ؟ این مشخص می کند اندازه ویدئو پروژکتور که برای دید آسان برای هر نفر داشته باشد. هرچه تعداد افراد در یک اتاق بیشتر شود , اندازه تصویر باید افزایش یابد . چون هرچه نور بخواهد در تصویر بزرگتری پخش شود , روشنایی آن کمتر می شود . نور اتاق چقدر است ؟ یک اتاق تاریک بهترین تصویر را صرفنطر از روشنایی ویدئو پروژکتور خواهد داد . اگرچه اکثر ملاقات ها کمی نور لازم دارد برای یادداشت برداری و ارتباط چشمی . اتاقی که چراغ آن خاموش نمی شود یا کلید آن درون اتاق نیست با در جایی است که قابل دسترس نیست , به ویدئو پروژکتور پرنورتر نیاز دارد . چه نوع پرده ای برای ویدئو پروژکتور هست ؟ این می تواند اثری فوق العاده اي در روشنایی و کیفیت تصویر داشته باشد . بیشتر پرده های ویئو پروژکتور امروزه بازتاب نور خیلی خوبی دارند که سبب می شود حتی ویدئو پروژکتورهایی که نور کمی دارند , در حالت عادی خوب به نظر برسند . اگر اتاق , فاقد پرده ویدئو پروژکتور است , نیاز به ویدئو پروژکتور پرنورتری دارید چون بازتاب نور دیوار بسيار کم است . 4-نوع کارتان چیست ؟ نوع کار مانند آموزش و کارهای گروهی , به شدت روشنایی بیشتری نیاز دارند چون این نوع کارها , همچنین نور بیشتری هم برای یادداشت برداری و ارتباطات متقابل بین افراد دارد . کارهایی که از داده های گرافیکی , عکس ها و ویدئوها استفاده مي كنند ، احتمالا بیشتر در اتاق های کم نورتر پخش خواهند شد , پس به آنچنان خروجی نور نیاز ندارند . اگر ویدئو پروژکتور در جاهای مختلفی استفاده می شود , هم داخل خانه و هم در خارج بخاطر مسافرت , جایی را ملاک قرار دهید که بیشتر استفاده می شود . در بازارهای امروزی , ویدئو پروژکتورها می توانند با خروجی انسی لومنس به شکل زیر دسته بندی می شوند : کمتر از 1000 لومنس – کمترین میزان خروجی نور که ویدئو پروژکتورها می دهند که ويدئو پروژكتورهاي در اين رده ، جزو ارزانترین ویدئو پروژکتورها هم هستند . برای نمایش ویدئوهای آموزشی و عکس ها در اتاق های کم نور , ویدئو پروژکتورهایی که در این رده اند , برای این نیازها می توانند مناسب باشند . به یاد داشته باشید , که خروجی روشنایی کم , به این معنی است که می خوهید ارائه تان را در اتاق تاریک یا خیلی کم نور پس تصویر روی پرده با نورهای محدود شده , تصویر بدی نخواهيد شد . 1000 تا 2000 لومنس – این طیف لومنس , تعادلی بین عملکرد و قیمت است . این دستگاه ها برای اتاق کنفرانس هاس تجاری معمولی و استفاده در کلاس ، مناسبند . براي بهترین تصویر، ارائه ها باید در نور کم انجام شوند. یک اتاق کاملا تاریک معمولا ضروری نیست . 2000 تا 3000 لومنس - این نمایان دهنده رنج سطح بالای ویدئو پروژکتورهای قابل حمل و تقریبا قابل حمل است . ویدئو پروژکتورهای در این کلاس , مناسب برای اتاق کنفرانس های بزرگ و کلاس های درس بزرگ هستند . این ها انعطاف پذیری بیشتری با نور محدود شده محیطی مي دهند , چون تصویر به اندازه کافی روشن است , میزان قابل قبولی از نور اتاق بدون آنکه تصویر خراب شود ، قابل تحمل است . این ويدئو پروژكتورها ، همچنين انعطاف پذیری بیشتری در اندازه اتاق مي دهند که چون لومنس کافی برای صفحات بزرگ تر تولید می کنند . 3000 لومنس و به بالا – این ویدئو پروژکتورهای فوق العاده روشن , در چندین کلاس از نطر عملکرد قرار دارند. این دستگاه ها در رنج 3000 تا 12000 انسي لومنس هستند . قيمت اين ويدئو پروژكتورها هم در رنج وسيعي هستند كه بسته به بقيه مشخصات آنها دارد . اين ويدئو پروژكتورها در مكان هاي زيادي هم استفاده مي شوند مانند اتاق هاي كنفرانس ، كلاي هاي آموزشي ، مساجد و ... . راهنماي خريداران ويدئو پروژكتور هاي تجاري : وزن و قابليت حمل نكنه مهم ديگري كه براي انتخاب يك ويدئو پروژكتور ايده آل نياز داريد ، وزن آن است . اگر معمولا در راه هستيد ، احتمالا سبكترين و قابل حمل ترين دستگاه كه با رزوليشن و روشنايي مورد نظرتان هم تطبيق داشته باشد ، منسب كارتان خواهند بود . دسته بندي ويدئو پروژكتورهاي سبكتر از 7 پاوند ( حدودا 3 كيلو ) در اين رده اند . اگر گهگاه سفر مي كنيد و همچنين قدرت بيشتري نباز داريد ، ويدئو پروژكتوري كمي سنگين تر ، نيازتان را رفع مي كند . ويدئو پروژكتور هاي بين 7 تا 10 اوند ( حدودا 3 تا 4.5 كيلوگرمي ) مناسب تان است . اين ويدئو پروژكتورها روشن تر و قوي تر از ويدئو پروژكتورهاي زير 3 كيلو است . اگر قصد مسافرت با ويدئو پروژكتورتان را نداريد ، اما هنوز مي خواهيد دستگاه جديدتان را در محل كارتان ، از كلاس به يك كلاس و روزهاي تعطيل آن را به خانه ببريد و در خانه استفاده كنيد ، ويدئو پروكتورهاي بسيار خوبي در رنج وزني 10 تا 15 پاوند ( حدود 4.5 تا 7 كيلو گرمي ) كه مي توانيد به آنها توجه كنيد. بالاخره ، اگر مي خواهيد ويدئو پروژكتورتان را در جاي ثابتي استفاده كنيد و نيازي به انتقال آن نداريد ، مي توانيد از مساله وزن بگذريد و به بقيه خصوصيات مثل روشنايي و قيمت و قدرت آن توجه بيشتري كنيد . راهنماي خريداران ويدئو پروژكتور : قابليت هاي كليدي تا حالا ليست انتخاب هايتان محدود شده است . با در نظر گرفتن قابليت هاي كليدي كه سازنده ويدئو پروژكتور ارائه مي دهد و دقت به موضوعات زير ، ليست تان را محدودتر كنيد : لنز زوم (Zoom lens ) : لنز زوم اين امكان را به شما مي دهد كه ويدئو پروژكتور را در جاي راحتي قرار دهيد و اندازه تصوير را تنظيم كنيد . تعداد زيادي از ويدئو پروژكتورهاي قابل حمل ، لنز زوم كم دارند . يك لنز زوم 1.2:1 فقط به شما اين قابليت را مي دهد كه تصوير را تا 20درصد بزرگ كنيد . شما اغلب مي توانيد ويدئو پروژكتور يك يا دو فوت جابجا كنيد و اندازه تصوير مورد نظرتان را داشته باشيد . اگر پرده نمايش ثابت داريد ، حتي رنج كم زوم به شما بسيار كمك خواهد كرد تا اندازه تصوير دقيق تان را تنظيم كنيد . اگر مي خواهيد ويدئو پروژكتورتان را در محل هاي مختلف استفاده كنيد ؛ احتمالا به رنج زوم متنوع تري نياز داريد ، كه به شما انعطاف پذيري بيشتري مي دهد براي انتخاب جا. رنج لنز زوم 1.1:1 تا 2.0:1 و بيشتر . شماره بالاتر ، زوم لنز قويتري دارد . تصحيح Keystone ( Keystone Correction ) : علاوه بر قابليت لنز زوم ، كاربران بايد فوايد تصحيح Keystone را هم بدانند .اثر Keystone وقتي اتفاق مي افتد كه ويدئو پروژكتور در زاويه اي غير از روبروي پرده نمايش كه نتيجه آن اين است كه تصوير كاملا مربع نخواهد بود . امروزه بيشتر ويدئو پروژكتورها داراي اين قابليت اند كه Keystone عمودي را تصحيح مي كنند ، كه وقتي اتفاق مي افتد كه ويدئو پروژكتورتان روبه پايين يا روبه بالا باشد . بقيه ويدئو پروژكتورها اين قابليت را دارند كهKeystone افقي را هم تصحيح كنند كه وقتي اتفاق مي افتد كه در طرفين تصوير را نمايش دهيد . توجه داشته باشيد كه اعمال تصحيحKeystone معمولا نتيجه اش كمي كاهش جزئيات و شفافيت تصوير است اما مي تواند فوق العاده ارزش داشته باشد كه وقتي ويدئو پروژكتورتان دقيقا نتواند تصويرمربع دهد . كنتراست (Contrast ) : كنراست نسبتي است بين تاريك ترين و روشن ترين قسمت تصوير . براي داشتن بهترين تصوير و فيلم ، نسبت كنتراست تصوير بهتر است بالا باشد ( 1500:1 يا بالاتر ) . براي گرافيك هاي كامپيوتري و ارائه اطلاعات ، معمولا كنتراست 400:1 بالاست . اگرچه ، نور اتاق بر روي كنتراست تصوير تاثير دارد ، به اين دليل كه تاريكي ها را روشن تر مي كند . با نورپردازي معمول اتاق ها ، ويدئو پروژكتور با كنتراست 400:1 با كنراست 1500:1 تقريبا متمايز است ، ولي بقيه فاكتورها يكسان است . اگر شما ويدئو پروژكتورتان را در اتاقي با نور محدود خوب استفاده كنيد ، خروجي lumen از كنتراست مهم تر است . براي نمايش صحيح گرافيك و ويدئو اگرچه در اتاق تاريك ، كنتراست مهمتر مي شود . استانداردهاي سيگنال هاي ويدئو : بيشتر ويدئو پروژكتورهاي تجاري ، سيگنال هاي composite video ، S-video و computer/RGB را به عنوان 3 نوع سيگنال استفاده مي كنند . بيشتر ويدئو پروژكتورها همچنين سيگنال هاي YPbPr/YCbCr را هم مي پذيرند . اگرچه ، 2 استاندراد سيگنال كاملا ديجيتالي كهDVI و HDMI هستند . كارت هاي گرافيك كامپيوترهاي جديد ، قابليت خروجي DVI و HDMI دارند كه به كاربراي اين امكان را مي دهند كه سيگنال ها را در همان فرمت ديجيتال نگه دارند و از تبديل ديجيتال به آنالوك جلوگيري مي كنند . اگر مي خواهيد عملكرد بهبود يافته و شما منبع ويدئويي داريد كه خروجي DVI و HDMI مي دهد ، چك كنيد كه كدام ويدئو پروژكتورها ورودي ديجيتال دارند . كه در مشخصات ويدئو پروژكتور به اسم هاي HDMI, DVI-I, يا DVI-D بيان مي شود . پورت هاي كامپيوتر چندگانه : اگر مي خواهيد چند كامپيوتر يا منبع ويدئويي را در يك زمان به ويدئو پروژكتور وصل كنيد ، مثلا ممكن است بخواهيد يك كامپيوتر نوت بوك و يك كامپيوتر روميزي را از هر2 منبع به دستكاه وصل كنيد و ارائه هاي متوالي يا در يك زمان داشته باشد ، اين قابليت مهمي است . اگر ويدئو پروژكتورتان فقط يك ورودي كامپيوتر دارد ، مجبور خواهيد شد نوت بوك تان را قطع كنيد و در بين كارتان ، كامپيوتر روميزي تان را وصل كنيد . چك كنيد تا مطمئن شويد كه ويدئو پروژكتورتان به اندازه كافي قابليت ارتباطي دارد كه استفاده معمول تان را پشتيباني كند . راهنماي خريداران ويدئو پروژكتور : قيمت وقتي محدوده هزينه تان را مشخص كرديد ، توجه داشته باشيد كه قيمت را از فروشنده مطمئن بخواهيد و چون به احتمال زياد قيمت اصلي با قيمت هاي سايت ه و فروشندگان مختلف متفاوت است . براي انتخاب فروشنده هم به دنبال فروشندگاني باشيد كه سابقه خوبي دارند ، خدمات و گارانتي خوبي دارند ، و نظر افراد و شركت هايي كه قبلا از آنها خريدكرده اند را جويا شويد .

 

كامپيوتر صدرا

 

لينك مطلب : http://sadracomputer.com/Videoprojector/article/Video-Projector-Buying-Guide-new.html

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

شبكه سازي بين تمام اجزاي تشكيل دهنده يك نظام گسترده بدون بكارگيري فناوريهاي مدرن اطلاعاتي و ارتباطي كه اصلي‌ترين آنها اينترنت است ناممكن است. فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات به ابزار و روشهايي اطلاق مي‌شود كه به نحوي اطلاعات در اشكال مختلف (صدا، تصوير، متن) جمع‌آوري، ذخيره، بازيابي، پردازش و توزيع مي‌كند.
 
فناوري هاي ارتباطي نيز ابزار و روش هايي هستند كه به منظور ايجاد ارتباط و انتقال پيام مورد استفاده قرار مي‌گيرند.. قابليت هاي فناوري هاي مدرن اطلاعاتي و ارتباطي (ICT) در ارائه خدمات بيشتر و بهتر شامل اطلاع رساني، آموزش، مشاوره و حمايت هاي تجاري و فني با استفاده از روش هاي مختلفي كه تنها با استفاده از اين فناوري ها مقدور مي‌شود مانند روش هاي غير همزمان ارتباط و گفتگو مانند گروه هاي خبري، پست الكترونيكي وكنفرانس هاي اينترنتي و يا روش گفتگو همزمان (Chat) لزوم استفاده از اين فناوري ها را نشان مي‌دهد.
 
اگر تا ديروز آموزش تنها از معلمان و مربيان سود مي‌برد و كتاب بعنوان اصلي‌ترين منبع اطلاعاتي در امر آموزش محسوب مي‌گشت. امروزه آموزش با روش ها و ابزارها و محيط هاي جديد ارتباطي روبرو شده است. پيشرفت هاي اخير در صنعت كامپيوتر و اطلاع رساني؛ ورود و ظهور شبكه‌هاي اطلاع رساني محلي، ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي به ويژه اينترنت؛ چند رسانه‌اي‌ها، فن‌آوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي، ابزارها و روش هاي جديد را پيش روي طراحان، برنامه‌ريزان و مديران و مجريان برنامه‌هاي آموزشي قرار داده است.
 
نفوذ فن‌آوريهاي جديد به مراكز آموزشي (از مدارس تا دانشگاه) و حتي منازل، روابط ساده معلمي و شاگردي را به طور كلي دگرگون ساخته است. به اين ترتيب الگوهاي سنتي يادگيري متحول شده‌اند و كاربران با حجم گسترده‌اي از اطلاعات و دانش مواجه هستند.در حال حاضر بسياري از كشورهاي پيشرو در زمينه ارتباط از راه دور، در حال ايجاد و راه‌اندازي مدارس، دانشگاهها و كلاسهاي الكترونيكي و به اصطلاح كلي آموزشهاي مجازي يا توسعه نظامهاي آموزشي سنتي خود هستند. ايجاد و راه‌اندازي اين مؤسسات فوايد بسياري از قبيل افزايش
 
تعداد دانش‌آموز، حذف بسياري از موانع فيزيكي وجغرافيايي، دسترسي سريع و مؤثر به منابع اطلاعاتي دنيا، امكان برقراري ارتباط بيشتر و گسترده تر بين معلمان و دانش‌آموزان ، جذب معلمان و اساتيد و نيروي انساني زبده و متخصص مورد نياز از سراسر دنيا، حذف يا كاهش موانع و محدوديتهاي دست وپا گير اداري مي‌باشد.
 
مدارس يا دانشگاههاي الكترونيكي يا بطور كلي آموزش مجازي از طريق امكانات كامپيوتري از طريق اينترنت محل مناسبي براي بروز استعدادها، خلاقيت و نوآوري خواهند بود. از مهمترين دستاوردهاي آن مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
 
- افزايش كيفيت يادگيري و آموخته‌هاي دانش‌آموزان و دانشجويان
 
- سهولت دسترسي به حجم بالايي از اطلاعات و دانشهاي موجود در جهان
 
- دسترسي سريع و به موقع به اطلاعات در زمان بسيار اندك
 
- كاهش برخي از هزينه‌هاي آموزشي
 
- بالا بردن كيفيت، دقت و صحت مطالب درسي و علمي
 
- ارتقاي علمي دانش‌آموزان و دانشجويان
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

خرابكاران اينترنتي، اكنون به مدد فن آوري هاي جديد، قادر به نوشتن كدهاي مخربي هستند كه مانند تروريست هاي انتحاري خود را به جان اهداف مورد نظر خود بياندازند. براي آنها اهميتي ندارد كه از ميليون ها نامه حاوي اين كدها، تنها هزاران مورد با موفقيت عمل كنند و بقيه به دلايل مختلف، قادر به تخريب و يا انتشار بيشتر نباشند. موفقيت يك تا پنج درصد از كل بدافزارهاي منتشر شده هم براي نيل به اهداف مجرمانه و غير قانوني آنها كافيست.

در گذشته اما، تنها راه تخريب يك رايانه، استفاده از فلاپي ديسك و يا CD هاي آلوده به كد هاي مخرب محسوب مي شد و ويروس نويسان براي ايجاد تخريب هاي گسترده و وسيع در رايانه هاي جهان مجبور بودند از روشي خاص استفاده كنند: "روش خاموش و خزنده"

در اين روش ابتدا مدت زمان تقريبي مورد نياز براي انتشار و نفوذ كدهاي مخرب در تعداد زيادي از رايانه ها و شبكه هاي سرتاسر جهان توسط خرابكاران محاسبه مي شد و سپس يك تاريخ و يا مناسبت خاص براي فعال شدن اين كدها انتخاب مي گرديد. آنها به نحوي طراحي مي شدند كه تا لحظه شروع فعاليت، هيچ گونه اثر تخريبي در رايانه ها نداشته باشند و بطور همزمان در يك روز و يا لحظه خاص در كل رايانه هاي مورد حمله خود فعال شده و خسارت هاي فراواني را در سطح جهاني بوجود بياورند.

بنا به همين علت، مخرب ترين و مشهورترين ويروس هاي جهان در گذشته، كدهاي زمان داري بودند كه در يك روز و يا ساعت خاص فعال مي شدند. از مهمترين آنها ميتوان به "Friday 13" ، "April 1st" ، "July 13th"، ‍"CIH/Chernobyl" و غيره اشاره كرد.

اما امروز، در شرايطي كاملاً متفاوت، خرابكاران اينترنتي از دو روش زماني براي انتشار بدافزارها و ايجاد تخريب هاي گسترده در رايانه ها و شبكه هاي سرتاسر جهان استفاده مي كنند: روش قديمي يا همان انتشار "نرم و خزنده" و نيز روش جديد يعني "حملات انفجاري و سريع"

ويروس هاي جديدي كه با استفاده از روش نرم و خزنده منتشر مي شوند، اغلب براي انجام حملات هدفدار، عليه يك شخص و يا شركت خاص بكار مي روند. اين ويروس ها ممكن است براي نفوذ در سيستم از طريق ساير كدهاي مخرب، مانند تروژان ها و يا Bot ها، نيز مورد استفاده قرار گيرند. آنها مي توانند تا مدت ها درسيستم باقي بمانند و فعاليت هاي تخريبي خود را بدون اين كه توسط نرم افزارهاي امنيتي شناسايي و رديابي شوند، انجام دهند.

عملكرد ويروس ها و كدهاي مخربي كه براي انتشار، از روش سريع و انفجاري استفاده ميكنند، درست مانند يك بمب گذار انتحاري ست. تنها هدف آنها افزايش ناگهاني انتشار و ايجاد حداكثر تخريب ممكن در حداكثر تعداد سيستم ها و شبكه هاي قابل نفوذ است. آنها بيشتر براي ايجاد اختلال در عملكرد رايانه ها و نيز سرقت حجم زيادي از داده ها و اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرند.

نويسندگان و منتشر كنندگان اين نوع ويروس ها، به هيچ وجه نگران كشف ، رديابي و خنثي سازي آنها توسط نرم افزارهاي امنيتي نيستند. زيرا اين نوع از كدهاي مخرب با سرعتي باور نكردني تنها در عرض چند ساعت قادر به نفوذ در هزارها و ميليونها سيستم هستند و حتي اگر بيشتر آنها هم شناسايي و پاكسازي شوند، تعداداندك باقي مانده، قادر به تأمين اهداف خرابكارانه مجرمان مي باشند.

يك نمونه خطرناك از اين ويرو سها كه توسط آزمايشگاه هاي امنيتي پاندا، رديابي و كشف شد، تروژان جديدي ست با نام Pirabbean.A، كه در پايان ماه مي، ناگهان در قالب حجم وسيعي از نامه هاي الكترونيك به ميليون ها صندوق پستي در جهان ارسال شد. در اين نامه ها از كاربران اينترنت دعوت شده بود تا با يك كليك ساده، فيلم پرفروش و مشهور "دزدان درياي كارائيب" را بطور رايگان داونلود كرده و يا مشاهده كنند.

نويسنده و يا منتشركننده اين تروژان، قطعاً اين گونه مي انديشيده است كه موضوع و يا شكل اين نامه ها حتي اگر بسياري از كاربران را آگاه كند كه آن ها هرزنامه اي بيش نيستند و ريسك امنيتي بالايي هم دارند،‌ به هيچ وجه اهميت ندارد؛‌ زيرا هميشه كاربران ناآگاه و كنجكاوي وجود دارند كه براحتي فريب اين هرزنامه هاي كاملاً واضح را نيز بخورند.
درضمن، كشف، رديابي و پاكسازي بسياري از اين هرزنامه ها توسط نرم افزارهاي پيشرفته امنيتي نيز اهميت چنداني ندارد. چون هميشه تعداد زيادي از كاربران (بازهم بخوانيد كاربران نا اگاه)، نرم افزارهاي امنيتي بروز شده ندارند و اصولاً در سيستم آنها چيزي به عنوان آنتي ويروس وجود ندارد.

اگر تنها يك كاربر از هزاران كاربري كه توسط اين هرزنامه مورد حمله قار گرفته اند، روي لينك مخرب موجود در آن كليك كنند، باز هم آمار راضي كننده اي براي خرابكاران ذي نفع خواهد بود، چرا كه اين تروژان حداقل براي ميليون ها كاربر اينترنت ارسال شده است.

آيا زمان انتخابات نزديك است؟ آيا كريسمس در راه است، روز ولنتاين چطور؟ درباره فيلم و يا آهنگ پرفروش هفته چيزي شنيده ايد؟ كسي ميخواهد با شما بيشتر آشنا شود؟ ... تمام اين موضوعات براحتي به دامي فريبنده تبديل مي شوند تا كاربران اينترنت را به بازكردن پيغام ها، نامه ها و لينك هاي مخرب تحريك كنند و اصولاً براي خرابكاران اهميتي ندارد كه در حمله بعدي تعداد كاربران فريب خورده و يا احتمال تخريب كاهش يابد، آنها در نهايت آرامش و به سادگي، تنها آدرس هاي گيرنده را افزايش مي دهند. همين!

 
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

1 - آمادگي در برابر حملات
●همواره از بروزترين نرم‌افزارهاي داراي مجوز به همراه آخرين نسخه‌هاي Patchهاي آنان استفاده كنيد.
● تمام سيستم‌هاي موجود در شبكه را اسكن كنيد تا از عدم وجود هر نوع ويروس، تروجان يا جاسوس‌افزار مطمئن شويد. مطمئن شويد نرم‌افزار امنيتي شما كليه راه‌هاي ورود و خروج شبكه را حفاظت مي‌كند. همچنين هميشه مطمئن باشيد كه نرم‌افزار امنيتي شما از آخرين فايل‌هاي شناسايي كدهاي مخرب، بهره‌مند است.
● با استفاده از يك زمانبندي مناسب، همواره از اطلاعات سيستم‌ خود (هفتگي، روزانه و ...) پشتيبان‌گيري كنيد.
 
●در سايت‌هاي مربوط به فروشندگان نرم‌افزارهاي امنيتي عضو شويد تا بولتن‌هاي مربوط به آخرين پچ‌ها و ساير امور و موارد لا‌زم براي شما ارسال شود.
● يك تيم 24 ساعته آماده، شامل افراد فعال در زمينهِ مسائل مديريتي - فني براي مقابله با مسائل امنيتي و بدافزارها تشكيل دهيد.
●فهرستي از شماره تلفن‌ يا وسيله تماس افرادي كه در مواقع بروز مشكل به آنان نياز داريد، جمع‌آوري نماييد.
● از تمام اطلاعات و سيستم‌هاي مهم خود كپي‌برداري كنيد تا در مواقع ضروري و مورد نياز بتوانيد به عنوان پشتيبان از آن‌ها استفاده كنيد و آن‌ها را در محيط اصلي بازيابي نماييد. براي اين كار بايد مطمئن‌شويد كه به اندازه كافي فضاي مورد نياز براي نگهداري اطلاعات كامپيوترهاي آلوده را در دسترس داريد. در اين صورت بايد كل هاردديسك‌ را به صورت Image كپي بگيريد.
● بيشتر بدافزارها به دليل عدم آگاهي كاربران داخلي و از طريق آن‌ها به سيستم راه مي‌يابند. بنابراين تا مي‌توانيد كاربرانتان را با اين مسائل آشنا نماييد.
 
2 - شناسايي حمله
به برخي علايم شايع و غيرعادي در زمان حمله بدافزارها توجه كنيد:
● خاموش يا خاموش و روشن شدن سيستم
●ترافيك زياد شبكه
● كند شدن سيستم‌هاي ورود و خروج شبكه
● فعاليت بي‌دليل هاردديسك، درايوها يا برخي فايل‌ها
● غيرقابل دسترس شدن ناگهاني برخي سايت‌ها يا كامپيوترهاي راه دور (البته ممكن است آن سايت‌ها موردحمله قرار گرفته باشند).
3 - پاسخ به حمله
●سيستم‌هاي آلوده را از شبكه جدا كنيد. البته اين كار را بايد با دقت بيشتري انجام دهيد؛ چرا كه برخي بدافزارها متوجه جدا شدن يك كامپيوتر آلوده شده از شبكه مي‌شوند و آن گاه فعاليت اصلي خود را آغاز مي‌كنند.
● سيستم‌هاي آلوده را با استفاده از نرم‌افزارهاي امنيتي ضد بدافزارها پاكسازي نماييد. مطمئن باشيد كه فايل‌هاي شناسايي نرم‌افزار مورد استفاده‌ شما بروز است؛ چرا كه ممكن است خطرناك‌ترين نوع بدافزارها همين چند ساعت پيش بروز شده باشند.
●هدف نهايي مورد نظر بدافزار را شناسايي نماييد و از صحت آن اطمينان حاصل كنيد. اگر آلوده نيست، از آن نسخه پشتيبان تهيه كنيد. كدهاي مخرب درون بدافزار ممكن است هنوز فعال نشده باشند. بنابراين قبل از فعال شدن، آن‌ها را پاك كنيد.
● محل ورود بدافزار را شناسايي كنيد. اين مسئله به شما كمك مي‌كند از شبكه، سرورها و ساير سيستم‌هايي كه مي‌توانند راه ورود بدافزار باشند، حفاظت بيشتري كنيد.
● فرض كنيد بدافزار، بيش از صرفاً چند فايل معمولي را هدف قرار داده است. حتي تصور كنيد شايد در حين پاكسازي، برخي اطلاعات كاري‌ خود را از دست بدهيد. بنابراين قبل از اسكن كردن مطمئن شويد كه سيستم از روي يك سي‌دي سالم يا فلاپي ديسك غير قابل نوشتن بوت شده است تا عمل اسكن با اطمينان بيشتري انجام شود.
 
اين‌كه سيستم به بدافزار آلوده شده، مسئله‌اي شايع است. بنابراين از بروز چنين مسئله‌اي نااميد و سرگشته نشويد و سعي كنيد مشكل را با كمك افراد خبرهِ‌ تيم‌ خود حل نماييد.
افراد متخصص درمسائل امنيتي مي‌توانند در پاره‌اي موارد به ويروس، كرم يا هر بدافزار ديگري عمداً اجازه دهند در سيستم پراكنده شود و خود را بيشتر آشكار كند تا عملكرد و نحوه مقابله با آن سريع‌تر كشف شود.
4 - بازيابي سرويس‌ها و سيستم‌ها
● رمز عبورهاي كليه سيستم‌ها و سرورها را عوض كنيد.
● مطمئن شويد براي عمل بازيابي، فايل‌هاي پشتيبان را از سيستم‌هاي غيرآلوده برداشته‌ايد.
● اگر سيستم‌ شما مورد حملات مستمري قرار مي‌گيرد، لاگ‌فايلتان را چك كنيد تا شايد آدرسIP حمله‌‌كننده را پيدا كنيد.
● فعاليت شبكه را به‌طور منظم و با دقت كنترل كنيد تا مطمئن شويد هيچ بدافزاري در سيستم پنهان نشده يا هيچ كد مخرب جديدي در سيستم ايجاد نشده است.
5 - بازسازي صحنه حادثه
● تيم مقابله با بدافزار را دور هم جمع كنيد تا معلوم شود همگي از اين مقابله، چه تجربياتي كسب نموده‌اند.
● مشخص كنيد نحوه مقابله اين تيم با بدافزار تا چه اندازه مؤثر بوده است و آيا مي‌توان اين مقابله را در آينده مؤثرتر نمود؟ در واقع مدير تيم بايد بتواند تغيير و تحولات لازم در اين زمينه را انجام دهد.
كليه وقايع پيش آمده را براي مديران رده بالاتر توضيح دهيد تا آن‌ها را براي اتفاقات آينده آماده نماييد.منبع:نوشته شده توسط س-خ در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

هر یک از ایالتها و مناطق هفتگانه استرالیا دارای وزیر آموزش و پرورش جداگانه‌ای هستند. در عرصه ملی نیز این وزارتخانه‌ها شورایی وزارتی در زمینه آموزش، اشتغال، تربیت و امور جوانان را تشکیل می‌دهند. شورای مزبور (MCEETYA) نقش اساسی را در ترسیم سیاستها، اهداف و مقاصد ملی دارد. اجرای سیاستهای ملی شورای مزبور در ایالتها و مناطق مختلف بر عهده وزارتخانه‌های محلی یاد شده است. هدف اساسی استرالیا در زمینه توسعه فناوری اطلاعات در مدارس به‌صورت زیر تصریح شده است:
در نظام آموزشی هنگامی که دانش‌آموزان از مدرسه فارغ‌التحصیل می‌شوند، باید در به کارگیری فناوریهای نوین، بویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات مطمئن، خلاق و بهره‌ور باشند و تاثیر آن فناوریها را در جامعه بخوبی درک کنند. سیاست استرالیا در به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش مبتنی بر تحقق نقش آموزش و پرورش در تقویت "جامعه‌ای عاری از تبعیض، خلاق و دانشمدار در عرصه اقتصادی است ... آموزش و پرورش نیز باید همگام با رشد دانشمداری جامعه استرالیا و پیوند آن با دیگر نقاط دنیا توسعه یابد."
فناوری اطلاعات به‌منظور بهبود و افزایش کیفیت، دسترسی و کارایی هزینه‌ای ارائه آموزش با آموزش و پرورش ممزوج شده است. این امر منافع زیادی را به‌دنبال دارد که از آن جمله می‌توان به ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای یادگیری در سازمانهای مختلف به‌منظور مواجهه بهتر با چالشهای رقابت جهانی اشاره کرد. برای دستیابی به این چشم‌انداز مشترک دانش‌آموزان، معلمان و نظام آموزش استرالیا، شورای ملی آموزش و پرورش بر اولویتهای زیر تاکید کرده است:
ـ کسب اطمینان از ایجاد فرصتهای لازم برای تمامی فراگیران در استفاده موثر آنان از فناوریهای نوین توسط آموزش و پرورش؛
ـ پشتیبانی از کارکنان آموزش و پرورش در برخورداری از مهارتهای لازم به‌منظور بهره‌گیری بهینه از قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در انتقال یادگیری؛
ـ دسترسی موثر و کم‌هزینه به اینترنت توسط تمامی فراگیران بدون توجه به موقعیت جغرافیایی آنان؛
ـ ترویج همکاری در راستای توسعه و انتشار محتوای دیجیتال آموزشی مطلوب، خدمات و برنامه‌های کاربردی که فراگیران را قادر به بهره‌گیری بیشینه از منافع آموزشی از طریق بر خط می‌کند که این امر منجر به توسعه بازار و افزایش درآمد صادراتی خواهد شد؛
ـ تسهیم فعالیتها و پژوهشهای پیشرو در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات؛
ـ همکاری و هماهنگی با سطوح مختلف سازمانهای دولتی برای کسب اطمینان از توسعه سیاستها و چارچوبهای قانونی پشتیبانی از درک اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش.
راهبردهای شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا مبتنی بر پیگیری فعالیتهای هماهنگ در تمامی بخشهای آموزش و پرورش است. تا به امروز، چهار طرح راهبردی ملی مورد ملاحظه قرار گرفته است: طرح عملیاتی آموزش و پرورش ملی، طرح عملیاتی بخش آموزش و پرورش فنی و حرفه‌ای، طرح عملیاتی بخش آموزش عالی، طرح عملیاتی بخش آموزش مدرسه‌ای و یادگیری در دنیای بر خط.
برای تحقق اهداف، شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا به تشکیل گروه کاری ویژه نظارت بر عملکرد آموزش ملی (NEPMT) مبادرت کرده است که وظیفه آن، توسعه معیارهای کلیدی برای نظارت بر اهداف ملی مزبور و ارائه گزارشهای منظم در این زمینه است. این گروه در سال ۲۰۰۰ فعالیتهایش را با تعیین معیارهای نظارتی و ارزیابی مزبور شروع کرد. در گزارش مربوط به‌طور مفصل به محتوای یادگیری مهارتها و دانش به‌عنوان نتایج فعالیتها، معیارهای روند و منابع جمع‌آوری داده‌ها، راهبرد نظارت بر چارچوب مهارتها و دانش فناوری اطلاعات و ارتباطات، ساختار نظارتی و هزینه‌ها و منافع ناشی از برنامه نظارتی اشاره شده است.
در سال ۲۰۰۱، گروه کاری مزبور طی گزارشی به تشریح ویژگیهای نظامهای اطلاعاتی و ارتباطی لازم برای دسترسی، جمع‌آوری، دستکاری و ارائه اطلاعات پرداخت. در همین سال، شورای ملی آموزش و پرورش استرالیا اقدام به تشکیل گروه کاری جدیدی کرد که وظیفه آن، سنجش عملکرد فعالیتها و ارائه گزارشهای مربوط بود. در واقع، گروه مزبور موظف به پیگیری پیشنهادهای گروه قبلی است و انجام فعالیتهای تخصصی‌تر را در این راستا مورد ملاحظه قرار می‌دهد. از مهمترین اقدامات گروه اخیر که طی گزارشی در سال ۲۰۰۲ ارائه شد، می‌توان به ایجاد چارچوبی برای سنجش معیارهای کلیدی عملکرد بر اساس پیشرفتهای مربوط به دستیابی به اهداف ملی مورد نظر در مدارس و توسعه چارچوبی برای ارائه گزارشهای مربوط به فعالیتهای مزبور اشاره کرد. گزارش یاد شده هر ساله ارائه می‌شودو منعکس‌کننده سازوکارهای موثر در بهبود عملکرد برنامه‌ها و عوامل درگیر در آن است.
● فناوری اطلاعات در صنعت ساختمان سنگاپور
در ژانویه سال ۱۹۹۱، مجمع ملی رایانه سنگاپور شروع به مطالعه در زمینه نقش و جایگاه فناوری اطلاعات در ایجاد مزیتهای رقابتی جدید و افزایش کیفیت زندگی شهروندان کرد. در همین راستا، گروه مطالعه‌ای با عنوان "شبکه ساختمان و مستغلات" در سال ۱۹۹۳ شکل گرفت. از این سال به‌بعد، گروه مزبور اقدامات متعددی را با همراهی وزارت توسعه ملی انجام داده و هماهنگیهای لازم را با سازمانهای مختلف فعال در بخش عمومی و خصوصی ایجاد کرده است. هدف گروه یاد شده، مهندسی دوباره فرایندهای کسب و کار در صنعت ساختمان به‌منظور جهش در طول زمان و افزایش بهره‌وری و کیفیت است. برای دستیابی به این امر، گروه یاد شده نقش کلیدی را در توسعه نظامهای فناوری اطلاعات و زیرساختهای کلیدی به‌منظور یکپارچه‌سازی فرایندهای اصلی چرخه عمر ساختمان ایفا می‌کرد. هم‌اکنون، تلاشها متمرکز بر توسعه مجموعه‌ای از زیرساختها و پروژه‌های صنعتی به‌منظور تحقق موارد زیر است:
ـ ارائه خدمات اطلاعاتی به‌منظور تسریع به فعالیتهای کسب و کارها در طرح‌ریزی کسب و کار و فرایندهای تصمیم‌گیری؛
ـ ایجاد زیرساخت ارتباطی دولت به کسب و کار برای تسهیل تهیه اظهارنامه‌های مربوط به طرحهای بناهای الکترونیک و فرایندهای بررسی و موافقت؛
ـ ایجاد توانمندسازهای ارتباطی کسب و کار به کسب و کار برای تسهیل در هماهنگیهای مربوط به پروژه‌های ساخت و ساز و معاملات کسب و کار؛
ـ ارائه مجموعه‌ای از استانداردها به‌منظور بهبود ارتباط بین کسب و کارها؛
ـ ارائه مجموعه‌ای از برنامه‌های ترویجی، آموزشی و انگیزشی برای آگاهی‌بخشی و ترغیب به انطباق با شرایط جدید.
انجمن فنی استانداردهای فناوری اطلاعات در صنعت ساختمان سنگاپور (CITC) نیز در سال ۱۹۹۸ به‌منظور ایجاد آمادگی در صنعت ساختمان این کشور در قرن فناوری اطلاعات، یعنی قرن بیست و یکم تشکیل شد. در حالی‌که ماموریت این انجمن عبارت از تمرکز بر ایجاد چارچوبی صنعتی برای توسعه و انطباق استانداردهای فناوری اطلاعات در حوزه ساختمان بود، به‌تدریج رهبری فعالیتهای استاندارد ملی فناوری اطلاعات به‌منظور پشتیبانی از تحقق سنگاپور به‌عنوان یک منطقه ویژه اقتصادی و کسب و کار در دنیا را بر عهده گرفت. بخش ساختمان نیز نقش عمده‌ای در تحقق این هدف ملی ایفا می‌کرد.
در ژانویه سال ۲۰۰۳، پژوهشی با عنوان "سنجش وضعیت فناوری اطلاعات در سنگاپور" انجام شد که تمامی شرکتهای فعال در صنعت ساختمان این کشور را مورد ملاحظه قرار داد. مجموعا ۸۴ شرکت در پیمایش مزبور شرکت کردند. پیمایش مشابهی نیز پیش از این در سالهای ۱۹۹۸، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ در کشورهای فنلاند، دانمارک و سوئد انجام شده بود. این پیمایش علاوه بر آنکه فعالیتهای توسعه‌ای را به‌طور همزمان مورد ملاحظه قرار می‌داد، نیم‌نگاهی نیز به نتایج و پیامدهای برنامه‌های مشابه در کشورهای دیگر دنیا داشت.
در فوریه سال ۲۰۰۳ نیز پرسشنامه‌ای استاندارد برای بیش از ۷۵۴ شرکت فعال در صنعت ساختمان از قبیل: معماری، مهندسی، مصالح، ساخت و ساز و موارد دیگر ارسال شد که در آن بر موارد زیر تاکید شد: الف) اطلاعات کلی، ب) رایانه و نرم‌افزار، ج) استفاده از نظامهای فناوری اطلاعات، د) داده‌ها و ارتباطات راه دور، هـ) ابزارهای مبتنی بر فناوری اطلاعات در شرکت و و) استانداردسازی. با اینکه راهبرد کلی عبارت از مشمولیت اغلب شرکتها در هر زمینه کاری بود، لیکن تمرکز اولیه فقط بر شرکتهای بزرگ صورت گرفت.
نتایج بررسی حاکی از سرمایه‌گذاری قابل توجه در زمینه سخت‌افزار و نرم‌افزار در شرکتهای مزبور بود. با این‌حال، رشد بهره‌وری صنعت از سال ۱۹۹۴ به‌این سو سیری نزولی داشت. این یافته‌ها با مطالعه‌ای با عنوان "نقش فناوری اطلاعات در رشد سریع اقتصادی سنگاپور" همراه شد که در آن نیز چنین اشاره شده بود که "تضاد بهره‌وری امریکا در اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اواسط دهه ۱۹۹۰ در سنگاپور نیز قابل به کارگیری است". بر اساس این بررسیها، با وجود رشد سریع اقتصادی سنگاپور، بهره‌وری کلی آن نسبتا پایین بوده است.
یکی از علائم امیدوار کننده در صنعت ساختمان سنگاپور که از درون پاسخهای پیمایش خود را نشان داد، آن بود که شرکتهای مزبور در زمینه‌های امور تشکیلاتی، طراحی، مدیریت پروژه و مدیریت محوطه کاری در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ ده درصد اثربخشتر بوده‌اند. این تجربه با تجربه سوئد در سال ۲۰۰۰ و دانمارک در سال ۲۰۰۱ تقریبا یکسان است، لیکن بهره‌وری در حدود پانزده درصد بیشتر از آن کشورها بوده است. به‌طور کلی، بررسی مزبور نشان داد که شرکتهای یاد شده آگاهی چندانی از طرح کلی مبتنی بر فناوری اطلاعات و جایگاه آن در فعالیتهای ساختمانی ندارند. سرمایه‌گذاری شرکتها نیز در زمینه فناوری اطلاعات ناچیز ارزیابی شد و فقط در حدود ۱.۵ درصد از درآمد آنها به خرید سخت‌افزار، نرم‌افزار و امکانات جانبی اطلاعات و ارتباطی و فعالیتهای ترویجی و آموزشی اختصاص می‌یابد.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

در ابتدای پیدایش علوم کامپیوتر، برنامه‌نویسان کدهایی در سطح ماشین می‌نوشتند. به همین دلیل بیشتر توجه آنان معطوف به مجموعه دستورات ماشین بود. به تدریج زبان‌های سطح بالا ایجاد شد و در نتیجه توجه برنامه‌نویسان بیشتر به اصل مسئله معطوف گردید. اکنون سطح انتزاعی بر روی کامپیوترهای مختلف ایجاد شده است. یعنی برنامه‌ی نوشته شده روی هر ماشین اجرا می‌شود.


 


در زبان‌های ساخت‌یافته ، برنامه را به تعدادی روال تقسیم می‌نمودند، بدین صورت که هر روال کار خاصی را انجام می‌داد. برنامه‌نویسی شی‌گرایی اجازه می‌دهد تا سیستمی دارای اشیای مرتبط و همکار داشته باشید. کلاس ‌ها این امکان را فراهم می‌کنند که جزییات پیاده‌سازی را پشت واسط برنامه‌نویسی پنهان نمایید. چندشکلی یا چندریختی ، رفتار و واسط مشترکی را برای مفاهیم مشابه نشان می‌دهد. بدین وسیله قادر خواهید بود تا پیمانه‌های خاص و جدیدی را بدون نیاز به دست‌کاری در پیاده‌سازی مفاهیم پایه ایجاد نمایید.


 


روش‌های برنامه‌نویسی و زبان‌ها در واقع راه ارتباط با ماشین را تعریف می‌کنند. هر روش جدید، شیوه‌های نو را برای تجزیه‌ی مساله ارائه می‌دهد که عبارتند از: کد ماشین، کد مستقل از ماشین، روال‌ها، کلاس‌ها و غیره. هر شیوه‌ی جدید، نگرشی تازه جهت تبدیل نیازهای سیستم به زیرساخت‌های برنامه‌نویسی ارائه می‌دهد. تکامل این نوع شیوه‌های برنامه‌نویسی امکانی را فراهم می‌نماید تا سیستم‌های پیچیده‌تری ایجاد کنید. عکس این مطلب نیز صادق می‌باشد. یعنی سیستم‌های پیچیده می‌توانند پیاده‌سازی شوند.


 


اکنون، برنامه‌نویسی شی‌گرا به عنوان روش ایجاد پروژه‌های نرم‌افزاری استفاده می‌شود. این شیوه قدرت خود را در مدل‌سازی رفتارهای معمولی نشان داده است. اما این روش به خوبی نمی‌تواند بر روی رفتارهایی که بین چندین پیمانه مشترک وجود دارند، کار کند. برعکس، شیوه‌ی جنبه‌گرا تا حد قابل توجهی این مشکل را برطرف می‌کند.


 


در سال 1972 پارانز مفهومی به نام جداسازی دغدغه‌ها را مطرح کرده که امروزه جزء مفاهیم اساسی در فرآیند مهندسی نرم‌افزار به شمار می‌آید. این مفهوم به صورت زیر تعریف شده است:


"قابلیت تشخیص، کپسوله‌سازی و کار با دغدغه، هدف و یا مقصود هستند"


دغدغه را می‌توان به عنوان محرکی برای تقسیم نرم‌افزار به بخش‌های قابل مدیریت درنظر گرفت. برای نمونه، یک وظیفه‌مندی خاص نرم افزار و مسائلی که به خواسته‌های غیروظیفه‌مندی مرتبط می‌شوند مانند ثبت وقایع، امنیت و غیره، همگی به عنوان دغدغه هستند، البته با توجه به جداسازی دغدغه‌ها آنها را در قالب واحدهای مستقل کپسوله کرده‌اند.


 


در سال 1997، مشهورترین رویکرد زبان جنبه‌گرا به نام AspectJ ابتدا توسط گروهی درXerox PARC عمومیت یافت. این گروه روی پروتکل‌ها و ایده‌ی مدل‌سازی دغدغه‌های مشترک کار می‌کردند. در همان حال، گروهی در شرکت IBM برنامه‌نویسی موضوع‌گرا را مطرح کردند. برنامه‌نویسی موضوع‌گرا و عناوین بعدی آن، تحت نام "جداسازی چندبعدی دغدغه‌ها"، به جداسازی و ادغام پیمانه‌های مختلف برنامه‌نویسی بر پایه‌ی دغدغه‌هایی در ابعاد مختلف پرداخته‌اند. [1]


 


نخستین کار در دانشگاه Twente هلند انجام یافت که در مورد فیلترهای ادغام‌سازی کار می‌کردند. به طوری که در پیاده‌سازی فیلترهایی که رفتار شی را در اجرا پیشرفت می‌دادند دخیل بودند. در دانشگاه Northeastern نیز انتزاعی از ساختار کلاس‌ها انجام گرفت که پشتیبانی بهتری از مفهوم دانش و رفتار عملیاتی ارائه می‌داد. در سال 1997، کریستیانا لوپز از هر دو مقاله استفاده کرد و زبان D-Java را به عنوان اولین مجموعه‌ی رسمی از زبان جنبه‌گرا ارائه نمود.


 


شیوه‌ی موضوعی اولین روشی بود که مفاهیم جنبه‌گرایی را با زبان مدل‌سازی یکپارچه ادغام کرد. این کار مشترکی از چندین گروه با گروه برنامه‌نویسی موضوع‌گرا است. برنامه‌نویسی موضوع‌گرا به طراحی موضوع‌گرا تبدیل شده و در سال 2001 به Theme/UML تبدیل گردید. تعریف و نمایش دغدغه‌ها برای نخستین بار در مستندات الیسا و گیل مورفی از دانشگاه British Columbia ارائه شد و در سال 2003 به عنوان بخشی از شیوه‌ی موضوعی طراحی جنبه‌گرا به نام Theme/Doc مطرح گردید.


 


حدود یک دهه‌ی قبل، به دنبال موفقیت درخور توجه ابزار CASE ، چیکوفسکی و کراس مبحث مهندسی معکوس و بازیابی طراحی را مطرح نمودند. تعریفی که آنها از مهندسی معکوس داشتند در زیر ارائه شده است:


"مهندسی معکوس، تحلیل یک سیستم به منظور تشخیص اجزا، ترکیبات فعلی، روابط بینابین آنها، استخراج و تولید تجریدهای موجود در سیستم و داده‌های مربوط به طراحی است." [2]


در دو دهه‌ی قبل، محققان امکاناتی را به منظور کشف، اعمال تغییر، تحلیل، جمع‌بندی، تولید، تجزیه و به تصویر کشیدن محصولات نرم‌افزاری ابداع کردند. این امکانات شامل تهیه‌ی اسناد نرم‌افزاری در شکل‌های گوناگون، نمایش کد میانی، داده و معماری بود. اغلب ابزارهای مهندسی معکوس بر استخراج ساختار درونی سیستم موجود با هدف انتقال آن به ذهن مهندس نرم افزار تمرکز دارد. در هر صورت، این ابزارها راه زیادی در پیش دارند تا به مرحله‌ای برسند که مورد استفاده‌ی روزانه‌ی مهندسان نرم‌افزار قرار گیرند. مطالعه و درک برنامه در صنعت نرم‌افزار به منظور کنترل هزینه و ریسک چرخه‌ی تحولات سیستم‌های نرم‌افزاری از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد.

منبع:1. R. Laddad, “AspectJ in Action - PRACTICAL ASPECT-ORIENTED PROGRAMMING”, Manning Publications, 2003.
2. H. A. Muller, “Reverse Engineering: A Roadmap”, Computer Science Department University of Victoria, Canada.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

چكيده
احتمالاً تا به حال شنيده ايد كه حدس معروف گلدباخ هنوز اثبات نشده است. پس رياضي دان ها چه مي كنند؟ آيا كسي را مي شناسيد كه به فكر اثبات آن باشد؟ تابعي سراغ داريد كه به كمك آن بتوان اعداد اوّل را تشخيص داد؟ اگر كسي ادّعا كند كه مي تواند هر زاويه دلخواه را تنها با كمك خط كش و پرگار به سه قسمت مساوي تقسيم كند در مورد او چه فكر مي كنيد؟ آيا او يك نابغه است؟

مقدّمه
مي خواهيم در مورد نوابيغ صحبت كنيم. نه اشتباه نكنيد نوابيغ جمع نابغه نيست. در واقع نوابيغ افرادي هستند كه ادّعاي نبوغ دارند و معمولاً يك جايي يك مسأله با جايزه 1 ميليون دلاري ديده اند يا در دبيرستان از دبير رياضي خود شنيده اند كه فلان مسأله قرن ها حل نشده باقي مانده است. بعد سعي مي كنند آن را حل كنندو حتّي ممكن است سال هاي سال عمر عزيزشان را بر سر اين كار تلف كنند. اين اشخاص در تمام كشورها يافت مي شوند. در كشور ما نيز نوابيغ پيدا مي شوند. تجربه چند سال اخير، ما را بر آن داشت كه به دلايلي كه توضيح خواهيم داد اين مقاله را بنويسيم. در اين مقاله حروف لاتين را براي ارجاع به بعضي از اين اشخاص به كار برده ايم و به دلايلي كه در متن مقاله روشن خواهد شد از آوردن مشخصات آنان خودداري كرده ايم.

1. دسته بندي نوابيغ
ما نوابيغ را به سه دسته تقسيم مي كنيم :

* كساني كه سعي مي كنند ناممكن ها را ممكن سازند!
اين دسته به تثليث گرها يا Trisectne معروفند. تثليت گر يعني كسي كه سعي مي كند فقط با كمك خط كش و پرگار زاويه را به سه قسمت مساوي تقسيم كند. امّا غير از اين ها افراد ديگري هم جزء اين دسته هستند. مثلاً كساني كه سعي مي كنند فرمول محيط بيضي را كشف كنند يا بر روي روش تربيع دايره و تضعيف مكعب و ... كار كنند. براي اطّلاع از ناممكن بودن اين ها به كتاب مرجع مراجعه شود. يا حتّي هستند كساني كه سعي مي كنند فقط با دو رنگ هر نقشه اي را رنگ كنند!

* مدّعيان حل مسأله هاي حل نشده معروف
اين دسته نسبت به دسته اوّل كمي معقول ترند. ايشان آدم هايي هستند كه سعي مي كنند مسأله هاي بزرگ حل نشده را كه به پيش زمينه هاي رياضي قوي نياز دارند، بدون داشتن آن پيش زمينه ها حل كنند. مثلاً فرضيه كلدباخ، فرمول توليد اعداد اول و ....

* بنيان گذاران نظريه هاي بي اساس
اين افراد مدّعي بنيان گذاري نشريه هاي بي پايه ولي از نظر خودشان بسيار مهم هستند، كه حتّي مي تواند رياضي را متحوّل كند. در بين اين دسته كساني هستند كه با شنيدن ادّعايشان عصبي مي شويد. شايد هم كلّي بخنديد. مثل كسي كه ادّعا مي كند :
«پايان امسال مي توانم نظريه نامرئي كردن فيزيكي اشياء را كامل كنم.» (X) و يا «شايد برايتان باور نكردني باشد كه اين كتاب و اين تحقيقات را يك جوان بيست ساله انجام داده باشد كه حتّي اثبات رياضي وجود وجدانيّت خداوند كه بزرگترين آرزوي يكتا پرستان جهان اسلام است را از طريق اين نظريه كشف نموده باشد. (Y)
يكي از كارمندان دبيرخانه انجمن رياضي ايران نقل مي كند : چندي پيش شخصي متولد 1291 (با حدود 91 سال سن) باتّفاق دخترش به انجمن رياضي ايران مراجعه كردند كه مدعي بودند :
«براي هر عدد، عددي يافته است كه حاصل جمع آن با عدد داده شده و حاصل ضرب آن با همان عدد، يكسان است متشابهاً، حاصل تفريق و حاصل تقسيم.»
او مدّعي بود كه اين آموزش رياضي را متحوّل مي كند و جوان ها را از آلودگي نجات مي دهد. (مي گفت: با اين روش آموزش، جوان ها تا قبل از 18 سالگي دكتراي خود را مي گيرند و ديگر آلوده نمي شوند!). هم چنين همين شخص جداولي با اعداد چندين رقمي عجيب (جداول مربعي) رسم كرده بود كه به اين اعداد نام «نيرو» داده بود و مي گفت اين نيروها از تمام جهات با هم برابرند. ايشان مايل بودند كه اين اكتشافات به نام خودشان ثبت شود و دنبال راهي بودند كه از اين مطالب شخص ديگري به نام خود سوء استفاده نكند. (اين نكته در اغلب اين افراد مشابه است.)

2. كالبد شكافي نوابيغ
البته نوابيغ در رشته هاي ديگر نيز وجود دارند. همكاري تعريف مي كرد كه يك نفر در مراجعه حضوري به شوراي شهر تقاضا كرد كه از طرح پژوهشي ايشان حمايت شود. اين طرح روش آموزش صحبت كردن به بلبل ها بود! ايشان بلبلي را هم همراه برده بود و ادّعا مي كرد كه حرف مي زند ولي به خاطر ترس از جمعيّت از نطق كردن وامانده است.
مقاله هايي وجود دارند كه در آن ها رفتار نوابيغ مورد بررسي قرار گرفته اند. مثل مقاله ]يك[ كه در آن چنين آمده است : «يكي از مشخصه هاي نوابيغ رياضي، مانند ساير انواع نوابيغ، اين است كه به موفّقيت هاي كوچك قانع نيستند. حل مسائل معمولي آن ها را راضي نمي كند چرا كه دون شأن آن هاست. مي خواهند حرف مهم بزنند يا پنبه حرف هاي مهم را بزنند. بيشتر دوست دارند مسائلي را حل كنند كه ديگران ثابت كرده اند نمي توان آن ها را حل كرد ... خلاصه مي خواهند كاري بكنند كارستان. و از حيث شجاعت و بلند پروازي دست كمي از دانشمندان درست و حسابي ندارند. ولي متأسفانه شباهتشان با نوابغ واقعي، در همين يك صفت خلاصه مي شود.» براي علاقه مندان، مطالعه اين مقاله را پيشنهاد مي كنيم. نويسنده آن Underwood Dudley همان نويسنده كتاب هاي ]1[ و ]2[ است. ايشان بيش از ربع قرن است كه مشغول مطالعه رفتار و كردار نوابيغ رياضي هستند.

3. نوابيغ و پخش نظراتشان
* مراجعه به هر جا و هر كس
اغلب نوابيغ چيز زيادي از رياضي نمي دانند ولي علاقه مندند در اين زمينه كار كنند. شايد بپرسيد اصلاً چرا رفتيم سراغ اين آدم ها؟ جواب را بايد مراجعه بيش از حدّ اين افراد به انجمن رياضي و نشريات وابسته به آن و مديران گروه هاي رياضي دانست. مثلاً به عنوان رئيس انجمن رياضي لااقل از دفتر پنج مقام مختلف مملكتي براي بررسي ادّعاي فقط يكي از ايشان نامه هائي همراه با ضمايم فراوان رسيده است (به پيوست 3 مراجعه شود). راستش اين افراد خيلي تنها هستند. يكي از آنها (X) نوشته بود : «از اين كه با شما بزرگوار در ارتباط هستم از ته دل خوشحالم و اميدوارم اين ارتباط هم چنان پايدار باشد و از اين حالت يك طرفه شدن خارج شده و .... رياضيدان هاي بزرگ به حق نمي توانند وقت كافي براي رسيدگي به اين موضوعات بگذارند. دانشجويان رياضي نيز اغلب نمي دانند كه چنين افرادي هم وجود دارند. البته مشكل به اين جا ختم نمي شود. بين نوابيغ بعضاً كساني يافت مي شوند كه مستعد ايجاد مشكلات بسيار بزرگي براي رياضيدانان و بقيّه آدم ها هستند و اگر در برخورد با اين افراد دقّت لازم را به عمل نياورند بايد منتظر يك دردسر خيلي بزرگ باشيد كه در ادامه مقاله بيشتر متوجّه اهميّت موضوع خواهيم شد.
همان طور كه قبلاً اشاره شد يك گروه عمده از نوابيغ، تثليت گرها هستند كه اغلب آنها در دوران دبيرستان با مسأله تثليث مواجه مي شوند. مي دانيم كه ثابت شده است تيليث زاويه تنها با خط كش و پرگار امكان پذير نيست. مثلاً به كتاب «رياضيات چيست» (دو) فصل سوّم صفحات 147 و 148 رجوع كنيد. ولي اين افراد يا نمي دانند كه چنين اثباتي وجود دارد و يا نمي توانند معناي «امكان پذير بودن» در رياضيات را درك كنند. آيا تا به حال با كسي مواجه شده ايد كه متوجّه نشود فقط با يك شمع و يا با يك چراغ موشي نمي توان يك تيرآهن را گداخت؟!
در برخورد با يك تثليت گر، خواندن روش تثليت وي عملاً كار بيهوده اي است. علاوه بر اين، اين افراد معمولاً نمودارهاي پيچيده اي رسم مي كنند كه سر درآوردن از آن ها كار سختي است. جالب اينجاست كه حتّي وقتي اثبات امكان ناپذير بودن تثليت را برايشان بفرستيد باز هم اصرار دارند كه روش آن ها مورد مطالعه قرار بگيرد! نمونه اي از اين افراد خانم Z (دبير رياضي) بود كه پس از ارائه برهان توسّط يكي از نويسندگان (پيوست 2) باز هم اصرار بر خواندن مقاله اش داشت. ايشان حتّي تهديد كرد كه اگر مقاله اش را نخوانيم ما را به صاحب شب قدر مي سپارد.
* مراجعه به مقامات
يكي ديگر از ويژگي هاي نوابيغ اين است كه براي ثبت تئوري خود سراغ مقامات و مسئولين رده بالاي كشوري مي روند و حتّي ممكن است به بالاترين مقام كشور نيز رجوع كنند. يك نمونه از اين افراد آقاي U است كه ادّعا مي كند فرضيه گلدباخ را ثابت كرده است. ايشان براي اثبات ادّعاي خود حتّي به رهبر و رئيس جمهور و رئيس قوّه قضائيه نيز نامه نوشته اند. گوشه هايي از نامه پرسوز و گداز اين سودازده رياضي را برايتان مي آوريم :
« ... كار جديدم اثبات فرضيه تاريخي گلدباخ است. اين فرضيه به مدّت 261 سال لاينحل باقي مانده بود و دانشمندان نامداري چون اولر، گاوس، ويتوگرادف و هزاران رياضي دان ديگر در طول اين 5/2 قرن براي حل آن كوشيدند ولي ناكام ماندند .... بنده پس از دوازده سال تلاش در سال 1380 (سال مولي علي (ع)) موفق به اثبات قطعي آن گرديدم. اثبات بنده در 286 مركز علمي و دانشگاهي جهان بررسي و كوچكترين ايرادي بر آن وارد نگرديد. البتّه آمريكا پرداخت جايزه 1 ميليون دلاري بنده را مشروط به پذيرش تبعيت آمريكا نمود ....»
نوابيغ ممكن است هر كدام به تنهائي به مراجع زيادي رجوع كنند كه با اين عمل با توجّه به نامهه اي مختلف موجب اتلاف وقت بزرگي مي شوند. مثلاً موردي به نام آقاي X مقاله خود را به 100 مرجع مختلف فرستاده بود كه به قول خود چون از نوشتن همه آن ها عاجز بود به ناچار به دستگاه كپي متوسّل شده بود! اين آدم ها از رجوع به مقامات و مسئولين خسته نمي شوند و اگر در برخورد با اين آدم ها دقّت نكنيم ممكن است دچار يك دردسر اساسي شويم. مثلاً يكي از اساتيد دانشگاه در جواب يكي از همين نوابيغ مقاله اي را برايش فرستاده بود كه به خاطر اين كار آن شخص ايشان را به دادگاه كشاند.
* انتشار جزوات و كتاب ها
در برخي موارد نوابيغ براي عرضه نظريه هاي به قول خود «شگفت انگيزشان» دست به نشر كتاب در تيتراژ چند هزار جلدي مي زنند. حداقل دو مورد آن را اخيراً در كشورشاهد هستيم. يكي از اين دو نفري كه كتاب منتشر كرده است يك دانش آموز مقطع پيش دانشگاهي به نام Y است كه ادّعا مي كند :
«جلد اوّل اين كتاب علاوه بر بعد رياضياتش، بعد ديگري نيز دارد كه استفاده از آن در بحث هاي فلسفي و عرفاني از جمله اثبات روح، برزخ و حقيقت زنده شدن مردگان مي توان نام برد و ....»
و ديگري نيز كه كتاب خود را در دوران دبيرستان نوشته است، ادّعا مي كند كه :
«... در خلال اين تحقيقات موّفق به كشف رياضي اثبات وجود وحدانيّت خداوند متعال نيز شدم كه اميدوارم جوّ به خواب رفته علمي كشور را بيدار نمايد و ....» (X).
حتماً تا به حال خبر كشفيّات جديد در علم را از رسانه هاي گروهي از جمله اخبار سراسري شنيده ايد. ما مواردي را سراغ داريم كه اين افراد از طريق همين رسانه ها كه مردم، بسياري به بخش خبرهاي علمي آنها اعتماد دارند، خبر به اصطلاح كشفيات خود را به اطلاع عموم مي رسانند. مثل خبر حل فرضيه گلدباخ توسط آقاي X كه حداقل از يكي از شبكه هاي تلويزيوني پخش شده است. هم چنين ايشان چندين مصاحبه مطبوعاتي چاپ شده در روزنامه هاي كثيرالانتشار را در پرونده خود دارد.
خلاصه اين كه اگر پاي درددل بعضي از آن ها بنشينيد، ممكن است يك نطق مفصّل در مورد فرار مغزها به خاطر عدم حمايت از نابغه هائي مثل ايشان بكنند. اخيراً اغلب آن ها اين ادّعا را نيز بر ادّعاهاي فبلي خود اضافه كرده اند. مثل آقاي U كه حتّي ادّعا مي كرد از كشور آمريكا و انگلستان دعوتنامه براي ايشان و خانواده شان فرستاده شده و به ايشان ويزاي آمريكا همراه با چهار بليط مجّاني هواپيما پيشنهاد كرده اند. وي يك ديسكت حاوي اين ادّعا را به همه جا فرستاده بود كه ما با ديدن يك ديسكت متوجّه شديم موضوع چيزي نيست به جز چند پيام تبليغاتي كه براي شركت در قرعه كشي براي اخذ ويزا و يا مسافرت تفريحي معمولاً به تمامي كاربران Yahoo فرستاده مي شود!

راه هاي پيشنهادي براي مواجهه با نوابيغ
با توضيحاتي كه مطرح شد، حدس مي زنيم همه شما خوانندگان مثل ما معتقديد بهتر است فكري به حال اين افراد بكنيم تا هم بسياري را از درگير شدن با آن ها نجات دهيم و هم خود اين افراد دست از «آب در هاون كوبيدن» بردارند. مثلاً يكي از ايشان كه دبير رياضي هم است، ابراز مي دارد :
«اكنون بنده نه تنها از سال ها زحمت و تحقيقات ام خوشحال نيستم بلكه به شدّت غمگينم و فكر مي كنم راه اشتباهي رفته ام كه جذب علم و دانش و افتخار آفريني براي كشورم شده ام. چون از اوّلين روز اتمام اثبات و اعلام آن به دانشگاه ها تمام اضافه كاري ها و كمك درآمدها و كلاس هاي اضافه ام را تعطيل كرده و علاوه بر آن مخارج بسياري نيز در اين راه هزينه نمودم. البتّه هراسي نداشتم چون علاوه بر افتخار كشورم، يك ميليون دلار جايزه را نيز در دستم مي ديدم. لذا از قرض كردن نيز هراسي نكردم. امّا اكنون خوار و خفيف شده ام. هر روز از صاحب خانه فرار مي كنم كه اجازه چند ماه را نپرداخته ام. به اكثر آشنايان بدهكارم و شايد چند روز ديگر جهت بدهي به زندان هم بروم ... به زندان بروم يا به آمريكا بروم و تبعه آنجا شوم (البته بليط هواپيما و كارت اعتباري نيز برايم فرستاده اند كه در ديسك همراه نامه موجود است) يا در كشورم بمانم و اثبات قطعي فرضيه گلدباخ را با خودم به آن دنيا ببرم ....» (U).

ما مخاطبين اين افراد را به چهار دسته تقسيم مي كنيم :
* دسته اوّل، كساني كه وقت كافي براي پاسخ گويي به اين افراد را ندارند. به ايشان توصيه مي كنيم همين مقاله را در پاسخ آن ها ارسال كنند. چه بسا با مطالعه اين مقاله بسياري از مدّعيان پي به اشتباه خود برده و كار خاتمه يابد.

* دسته دوّم، بعضي از رسانه ها هستند كه با پخش خبرهاي غلط يا چاپ كتاب هاي خالي از هر گونه بار علمي موجب گمراهي اذهان عمومي مي شوند. با توجّه به رسالت مهم رسانه ها در اطلاع رساني چاپ اين گونه خبرها از طرف برخي از اين رسانه ها بسيار تأسف برانگيز است. رسانه ها قبل از نشر هر گونه خبر علمي بايد آن را توسط يك كارشناس مورد بررسي قرار دهند و در صورت اطمينان از صحّت، اقدام به پخش آن نمايند.

* دسته سوّم، دفاتر مقامات و مسئولين مملكتي است كه تصوّر مي كنيم در موارد بسياري تشخيص اين عدّه از نوابيغ برايشان كاري دشوار است. مثلاً يكي از مسئولان با ارسال ادّعاي آقاي X كه قبلاً ديديم ادّعاي «نامرئي كردن فيزيكي اشيا را» داشت به وزير علوم، تحقيقات و فن آوري، نوشته بودند «به پيوست تصويرنامه آقاي X از محققين، نظريه پردازان و طراحان رياضي كشور تقديم مي گردد. نامبرده از نوجواني تا كنون موفّق به كشفيات و ارائه طرح هايي در زمينه علوم رياضي گرديده اند ليكن براي ادامه فعّاليت هاي خود نيازمند مساعدت و حمايت مي باشند. نامه پيوست و ضميمه آن خود گوياي تمام توانايي ها و نبوغ نامبرده است. انتظار دارم درخواست ايشان مورد نظر قرار بگيرد كه قطعاً در پيشبرد اهداف علمي ايشان در نگاهي وسيع تر، كشور ايران بسيار سودبخش خواهد بود.»
هم چنين از طرف دفتر يكي از مقامات بلندپايه كشور پي نوشتي درباره ادّعاي آقاي X به انجمن رياضي ايران نوشته اند : «از ارسال كتاب تأليفي آقاي X محقق جوان و عزيزمان تشكر و قدرداني مي شود. براي ايشان از خداوند بزرگ آرزوي توفيق بيشتر را دارم.» لذا به دفتر مقامات پيشنهاد مي كنيم اگر بررسي اين ادعاها برايشان مهم است، از تعدادي از كارشناسان دعوت كنند كه به رسيدگي آن ها بپردازند. انجمن هاي علمي مي توانند معرّف اين كارشناس ها باشند.

* دسته چهارم، كساني كه علاقه مند به اين مسائل هستند و وقت كافي براي رسيدگي به آن ها را دارند. اگر شما هم جزء اين گروه هستيد، پيشنهاد مي كنيم مقاله (يك) را مطالعه كنيد. همان طور كه گفتيم نويسنده مقاله فوق حدود 25 سال در اين زمينه كار كرده و راه هاي مختلفي را در برخورد با اين افراد امتحان كرده است. ايشان نتيجه تجربيّات خود را در اين مقاله چنين بيان مي كند :
«سرانجام وقت آن رسيده كه بگويم با تثليت گرها چگونه بايد برخورد كرد. امّا بگذاريد اوّل بگوييم چگونه نبايد برخورد كرد. يك راه خلاصي موقّت از چنگ تثليت گرها آن است كه بگوييد : خوب تا اينجايش قبول، امّا مي دانيد كه بايد براي درست بودنش برهان داشته باشيد. يعني يك سري حكم ها و استدلال هايي نظير آنچه در كتاب هندسه قديميتان داشتيد. تثليث گر از نزدتان مي رود ولي به همراه برهان برمي گردد. در اين مرحله ممكن است بگوييد : خوب، حالا نگاهي به آن بياندازيم، اشتباه آن را بيابيد و به تثليت گر گوشزد كنيد.
تثليث گر اين بار هم مي رود ولي باز همراه با برهان تجديدنظر شده اي برمي گردد كه طولاني تر، پچيده تر و يافتن اشتباهش دشوارتر است. تجديدنظرهاي پياپي در برهان، كار را به جايي مي كشاند كه ديگر نتوانيد يا نخواهيد اشتباه آن را پيدا كنيد. قدم بعدي كه آن نيز خطاست، اين است كه بگوييد :
راستش من وقت بررسي اين برهان را ندارم ولي مي دانيد كه شخصي به نام وانيتيسل در سال 1837 ثابت كرده كه زاويه را نمي توان با خط كش و پرگار تثليث كرد. برهان او موجود است، اين هم برهان شما؛ هر دوي اين ها نمي توانند درست باشند؛ پس چاره اي نيست جز اين كه شما در برهان وانيتيسل اشتباهي پيدا كنيد. اين كار هم تثليثت گر را از سرتان باز مي كند. ولي او دير يا زود بر مي گردد با رديه اي بر برهان وانتسل در قالب چنان عباراتي كه درك معني شان ناممكن است. هيچ چيز نمي تواند راه را بر تثليث گر از خود گذشته ببندد.
پس در برخورد با تثليث گر چه بايد كرد؟ به اوّلين نامه تثليث گر، اگر مطمئن شديد كه خوبي تقريب يا سادگي روش يا هوشمندي او در يافتن تقريبي جديد قابل توجه است، مودّبانه جواب بدهيد. به همراه نامه، برايش فهرستي كامپيوتري از اشتباهات موجود در ترسيم براي زاويه هاي مختلف بفرستيد. من معمولاً فهرست را براي 0 تا 180 درجه، با فواصل 3 درجه اي تهيّه مي كنيم. اين كار مهم است زيرا هنوز كامپيوتر قدرت آن را دارد كه احساس احترام و ابهتي در افراد ايجاد كند. همچنين با آن نامه چند تثليث تقريبي ديگر را بفرستيد با تذكّري از اين قبيل كه فكر كردم شايد علاقه مند باشيد ديگران چه تثليث هاي تقريبي به دست آورده اند. در سال هاي اخير با استفاده از اين روش ميزان موفّقيتم بالا رفته است. يادم هست كه اوّلين موفّقيّت تا چه حد مايه رضايت خاطرم شد. مهندسي در شهر نيوجرسي كتاب بزرگي با جلد مقوّايي در حجم بيش از 250 صفحه تهيّه كرده بود كه عنوان ماجراهاي هندسه روي جلد آن با حروف زركوب نقش بسته بود. به نظرم رسيد كسي كه اين همه براي تثليث مايه گذاشته باشد، راه نجاتي ندارد. ولي او ضمن پاسخ نامه ام نوشت : همين قدر كه توانسته ام به تقريبي برسم راضي هستم و ديگر آن را كنار مي گذارم. اين بار روحم از نفرين به دور ماند! اخيراً چند موفّقيّت ديگر هم داشته ام و شايد برخي از اين تثليت گرهاي لب فرو بسته، متقاعد هم شده باشند، اگر با اين روش كاري از پيش نرفت، آن وقت بي رحم باشيد. نامه و برخورنده اي بنويسيد، به اين قصد كه طرف از شما بدش بيايد. ديگر به هيچ قيمتي مزاحم شما نخواهد شد و شايد بخشي از نفرتش منجر به بي علاقگي نسبت به رياضيدانان و بي ميلي به ادامه كار تثليث شود، زيرا معمولاً انسان اگر بتواند، از كاري كه مايه آزارش شود خودداري مي كند. اگر همه همين روش را در پيش مي گرفتند نسل تثليث گرها تحليل مي رفت و منقرض مي شد. در آن صورت كساني كه سودازدگي جزء سرشتشان است مزاحم اقتصاد دان ها، فيزيك دان ها يا علماي الهيّات مي شدند و ما مي توانستيم در آرامش و امنيّت زندگي كنيم و مطمئن باشيم كه از اين پس هيچ سودازده اي به سراغمان نخواهد آمد. در اين جا به طور خاص در مورد تثليث گرها صحبت شده است، امّا حتماً شما آنقدر وارد هستيد كه با استفاده از آن، روش برخورد با ساير نوابيغ را نيز بيابيد.»
موخره، از خوانندگان محترم تقاضا مي شود اگر خاطره اي از نوابيغ دارند حدود يك يا دو صفحه به اينجانبان ارسال دارند تا در ضميمه اين مقاله بيايد. به پيوست نمونه اي از نامه هاي ارسال شده در رابطه با نوابيغ ضميمه شده است.

پيوست : چند نمونه از نامه هاي ارسالي درباره مدّعيان
* پيوست 1 : آقاي ... مقاله شما را در ادعاي كشف فرمول محاسبه محيط بيضي مشاهده كردم. به اطلاع مي رساند كه انجمن رياضي ايران بر اساس تجربه هاي قبلي به اين گونه مدعيان پيشنهاد مي كند كه با اساتيد دانشگاه ها مستقيماً مكاتبه نمايند. اما اين جانب خود به عنوان يك عضو هيأت علمي دانشگاه، نظرم را ذيلاً مكتوب مي نمايم.
لازمه محاسبه فرمول دقيق محيط بيضي محاسبه انتگرال هايي مانند انتگرال زير است كه ثابت شده است محاسبه آن بر حسب توابع معمولي امكان پذير نيست.



اين فرمول با استفاده از فرمول پارامتري بيضي كه به صورت



است به دست مي آيد. و اين موضوع تقريباً در هر كتاب رياضيات عمومي (CALCULUS) نيز آمده است.
متأسفانه بعضي از افراد معني امكان ناپذير بودن را متوجه نمي شوند و اغلب تلاش بيهوده در يافتن چنان فرمولهائي مي نمايند. اميدوارم كه جنابعالي معني آن را دريافته باشيد. باعث تأسف است كه بعضي از رسانه ها نيز بدون مشورت با متخصصين اقدام به چاپ يا نشر بعضي از «كشفيّات» مي كنند كه باعث توهم بعضي از افراد مي شود.
با احترام، سيد عباداله محموديان، رئيس دانشكده علوم رياضي، دانشگاه صنعتي شريف و رئيس انجمن رياضي ايران.

* پيوست 2 : خانم ... با سلام، مقاله شما را مشاهده كرديم و به اطلاع شما مي رسانيم كه ثابت شده است تثليت زاويه به كمك خط كش و پرگار امري است امكان ناپذير. بدين منظور شما را مثلاً به صفحات 147 و 148 از «كتاب رياضيات چيست؟» تأليف ريچارد كورانت كه ضميمه نامه است ارجاع مي دهيم. براي اطّلاع بيشتر پيشنهاد مي كنيم فصل سوم كتاب فوق را مطالعه بفرمائيد.
با اميد سلامتي روزافزون شما، سيد عباداله محموديان، استاد دانشكده علوم رياضي دانشگاه صنعتي شريف.

* پيوست 3 : استاد محترم جناب آقاي دكتر ... معاون محترم پژوهشي وزارت ...
با سلام، احتراماً عطف به نامه مورخه ... شماره ... به استحضار مي رسانم كه كتاب ارسالي (تأليف آقاي ...) توسط دو نفر داور مورد بررسي قرار گرفت. نظر ايشان در ضميمه آمده است. متأسفانه ظرف چند ماه اخير كه اينجانب رياست انجمن رياضي ايران را به عهده گرفته ام چند مورد مشابه اين نامه به بنده ارسال شده است (بعضي از آن ها مانند كتاب فوق الذكر از چندين اداره مختلف). رسيدگي به آنها بسيار وقت گير است. در صورتي كه خود مكتوبات نشان از بي اساس بودن «نظريه» دارد. مثلاً همين نويسنده ادعا دارد كه تا پايان سال (1382) «تئوري نامرئي كردن فيزيكي اشياء را كامل» مي كند. جالبتر اين كه بعضي از مقامات نيز اين ادعا را «گوياي تمام توانائي ها و نبوغ نامبرده» مي دانند.
پيشنهاد اينجانب اين است كه اگر اين گونه ادعاها براي دفتر جنابعالي مهم است، موسسه اي تأسيس بفرمائيد تا آن ها را بررسي كند. در آن صورت اگر لازم تشخيص بدهيد انجمن مي تواند متخصصين امر را براي آن موسسه پيشنهاد كند.
با تقديم احترام، سيد عباداله محموديان، رئيس انجمن رياضي ايران و رئيس دانشكده علوم رياضي، دانشگاه صنعتي شريف
رونوشت : به چهار مرجع ديگر كه كتاب فوق را فرستاده بودند.

مراجع
]يك[ اندروود دادلي، با تثليث گرها چگونه برخورد كنيم، (ترجمع محمد باقري) نشر رياضي : مجله رياضي مركز نشر دانشگاهي، سال 2 شماره 3 آذر 1368 صفحه 227- 222.
]دو[ ريچارد كورانت و هربرت رابينز، رياضيات چيست؟ ترجمه سيامك كاظمي. تهران : نشر ني، 1379.

[1] Underwood Dudley, A Budget of Trisections, Springer-Verlag, New York, 1987.
[2] Underwood Dudley, Mathematical Cranks, Mathematical Association of America, Washington, D.C. 1992.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت توسط مدیر نشریه |

● مقدمه
هدف از آموزش یادگیری است و فرآیند یادگیری ، همکاری معلم و دانش آموز در جهت فراگرفتن مفاهیم توسط دانش آموز و با کمک معلم می باشد. طبق دسته بندی بلوم یادگیری به سه صورت شناختی ، روانی و حرکتی می باشد. در محدوده شناخت یادگیری دارای سطوح زیر است:
۱) دانش
۲) فهم
۳) کاربرد
۴) تحلیل
۵) ترکیب
۶) ارزیابی
در صورت رسیدن به سطوح بالاتر، یادگیری کامل تر ، ماندگارتر و مفیدتر خواهد بود. هر نوع شیوه ای که برای آموزش بکار گرفته شود ، باید بتواند حتی الامکان دستیابی سطوح بالای یادگیری را فراهم کند.
هر سیستم آموزشی دارای دو جنبه زیر است :
▪ محتوای آموزشی
منظور از محتوا ، مواد آموزشی و هر چیزی است که مطلب و مفهومی را به دانش آموز منتقل کند و دانش آموز با دیدن ، شنیدن و یا خواندن آن چیزی فراگیرد.و این همان مفهومی است که به آن اصطلاح Material (محتوای آموزشی)داده شده می شود. در طراحی و تهیه مواد آموزشی باید توجه داشت :
ـ به قدر کافی جالب باشد تا دانش آموز بخواهد که آنرا یاد بگیرد. (Want to learn)
ـ فعالیت های کافی برای کمک به یادگیری وجود داشته باشد(Learn by doing)
ـ فراهم کردن کانال های مختلف برای فیدبک به دانش آموز(giving feedback)
ـ دادن امکان هضم مطالب به دانش آموز و قدرت ارتباط دادن آن با دنیای واقع (digst and relate)
▪ محیط آموزشی
منظور از محیط آموزشی ،فراهم کردن محیطی مجازی برای ارائه محتوای آموزشی به دانش آموز و در حالت پیشرفته محیطی جهت ارتباط معلم با دانش آموز ، دانش آموز با دانش آموز و معلم با معلم است و نیز امکان ایجاد محتوای آموزشی و قرار دادن آن در دسترس دانش آموز ، می باشد. در طراحی چنین محیطی باید به تمام جوانب آموزشی ، نکات مهم در افزایش سطح یادگیری و استاندارد های تحصیلی توجه کرد. به طور کلی یک محیط آموزشی از جهات زیر قابل ارزیابی می باشد:
۱) امکان تولید راحت محتوای آموزشی
۲) قابلیت انعطاف بالا در بکارگیری روش های آموزشی
۳) توانایی مدیریت دوره های آموزشی
۴) ابزارهایی برای فراهم کردن سطوح بالای یادگیری
۵) پشتیبانی از آزمون ها و مدیریت کارنامه
۶) فراهم کردن ارتباطات همزمان بین دانش آموزان و معلم و فضاهای کار گروهی
۷) کیفیت بالای رابط کاربر و متناسب با سن و سلیقه دانش آموز
۸) سازگاری با دوره های تحصیلی موجود
۹) ابزار های گزارشگیری
۱۰) دسترس پذیری و قیمت پایین
▪ شیوه های آموزشی
▪ آموزش متعارف (Traditional)
در این نوع آموزش ، دانش آموز در کلاس درس حاضر میشود،معلم بعنوان منبع اصلی دانش در کلاس حضور دارد ، یک ارتباط چهره –به – چهره بین معلم و دانش آموز برقرار شده و دانش آموز از این منبع استغاده کرده و مطالب را فرا می گیرد.این شیوه آموزش که امروزه شیوه قالب است، از قبل وجود داشته و به دلیل ویژگی ها و فرهنگ موجود، در آینده هم روش غالب خواهد بود. این شیوه نقص هایی دارد از جمله اینکه مستلزم هزینه گزاف جهت فراهم کردن امکانات و فضا و نیروی آموزشی زیاد می باشد.
▪ آموزش مجازی (Virtual)
این نوع آموزش از طریق امکانات ارتباطی و رایانه ای مثل تلوزیون ،ویدئوکنفرانس و اینترنت امکانپذیر می شود. در این شیوه ، صفحه تلوزیون یا صفحه نمایش کامپیوتر نقش معلم را ایفا می کند و دانش آموز بجای ارتباط چهره به چهره با معلم با سیستم آموزشی ارتباط بر قرار می کند و معلم تنها نقش راه